۱. به روزهایی که در پیش داریم فکر کنیم

واسه اینکه بدونیم چیجوری احساساتمون رو کنترل کنیم، باید به گذر زمان فکر کنیم. استادان ذِن پیشنهاد می کنن هر وقت در لحظه خیلی احساس خشم، اندوه، کینه یا ناامیدی کردین، از خودتون بپرسید که شدت احساسات تون با گذشت زمان چه تغییری می کنن.

احساسات خیلی شدید موجب می شن چشم تون رو به روی آینده ببندید و به اشتباه فکر کنین همه چیزی که مهمه، همین زمان حاله. آدما وقتی دچار خشم یا اضطراب لحظه ای می شن، یادشون میره که فردایی هم هست. پس وقتی در لحظه و از روی خشم تصمیم می گیرین که با مشت، وسط صورت رئیس تون شیرجه برید، به خودتون نهیب بزنین که این تندخویی نتیجه های جبران ناپذیری داشته و آینده شغلی تون رو به خطر خواهد انداخت.

همه ما بعضی وقتا تسلیم احساساتمون میشیم و رفتارهایی از خودمون بروز میدیم که پشیمانی به بار میارن. هر وقت از دست کسی عصبانی شدید، به خودتون بگید: «من هر روز باهاش چشم تو چشم می شم. اگه عصبانیتم باعث بشه احترامم رو پیش این آدم از دست بدم، اونوقت هر بار که ببینمش چه حالی پیدا می کنم؟» هر وقت از دست اتفاقات زمان حال پریشون شدید، از خودتون بپرسید: «وقتی یه مدت از این ماجرا بگذره، احساسی که الآن دارم چه تغییری می کنه؟» پس آرامش تون رو حفظ کنین و از اون دسته افرادی نباشید که فقط تا نوک دماغ شون رو می بینن، بلکه سعی کنین چند قدم اون طرف تر رو هم در نظر داشته باشین.

آرامش

۲. احساساتمون رو بشناسیم

یاد بگیریم فراز و نشیبای احساسی خود رو بشناسیم. واسه اینکه بدونیم چیجوری احساساتمون رو کنترل کنیم، باید قبل از هر چیزی بفهمیم چه وقتایی و به چه دلایلی احساساتی میشیم.

هر وقت یکباره از چیزی شدیدا شاکی شدید، دلیل عصبانیت تون رو جستجو کنین. کنترل احساسات اصلا به این معنی نیس که مجبورید احساسات واقعی تون رو رد کنین. عوضش، هر احساسی رو که دارین، باید به همون شکلی که هست قبول کنین. مثلا به خودتون بگید: «، از این حسی که دارم اصلا خوشم نمیاد، اما در هر صورت خیلی حسودیم شده!» در قدم بعدی، از خودتون بپرسید که به چه دلیل اینجور حسی دارین: «بدم میاد از اینکه بگم حسودیم شده، اما واقعیت اینه که چون رضا ماشینش رو عوض کرده و من فعلا مجبورم با همین قراضه برم و بیام، حسابی بهش حسودیم شده!»

به جای اینکه احساسات تون رو توجیه کنین، به نفع تونه که با خودتون روراست باشین. بیشتر افراد در اینجور موقعیتایی سعی می کنن خودشون رو گول بزنن و احساسات واقعی شون رو رد کنن. اما واسه اینکه بتونین احساسات تون رو کنترل کنین، قبل از هر چیزی باید دلیل بروز احساسی رو که به جون تون افتاده با شهامت جستجو کنین.

۳. حال وهوای خود رو تغییر دهیم

بیشتر افراد فکر می کنن احساسات ناجوری که دارن، خود به خود اتفاق افتادن و درست مثل وقتی هوا طوفانی می شه، فقط می تونن صبر کنن تا آخرش از شدت احساسات شون کم کرده شه. اما جالبه بدونین احساسات شدیدی که یکباره جمله میارن، قابل کنترل هستن. شما می تونین احساسات ناجوری رو که دارین در جهت مثبت تغییر بدین، اما نه به وسیله راهکارهای مخربی چون پرخوری یا سیگار کشیدن. فردی که بتونه کنترل احساساتش رو به دست بگیره و خودمون داری کنه، یعنی از سلامت روانی و بلوغ احساسی برخورداره و می دونه چیجوری خوشحال زندگی کنه.

واسه اینکه حال و هوای خود رو تغییر بدین، یک کار جدید انجام بدین. مثلا اگه احساس بی حوصلگی می کنین، مطمئن باشین با تماشای برنامه های تلویزیونی خسته کننده، فقط بی حوصله تر میشید. در اینجور موقعیتایی، تلویزیون رو خاموش کنین و به پیاده روی برید. اگه عصبانی و رنجیده خاطر هستین، فقط کافیه به چیزایی فکر کنین که از داشتن شون در زندگی خرسندید. اگه از پیشامدی نگران و هراسون هستین، عوضش به خودتون بگید که همین پیشامد می تونست خیلی بدتر از اینا اتفاق بیفته.

مهم اینه که به یک کار جدید دست بزنین و افکارتان رو تغییر بدین. نباید بر موج احساسات سوار شید و با این موج تخریب کننده هر کجا که رفت برید. عوضش، چشم تون رو ببندید و برعکسِ این احساسات بد فعلی تون رو تصور کنین. مثلا هر وقت چیزی اعصاب تون رو به هم ریخت، چشم تون رو ببندید و فقط چند لحظه خودتون رو در حالت آرامش و راحتی تصور کنین. کمه کم فایده این راه حل، خنثی شدن احساسات منفیه. با این راه حل شاید حتی بتونین احساسات مثبت رو جانشین احساسات منفی کنین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مهم ترین مسئله، روش ی استفاده از زبون بدنه. پس سعی کنین با کمک رابطه غیرکلامی، خود رو واسه موفقیت و پیشی گرفتن از بقیه آماده کنی

۴. کنترل احساسات رو از بقیه بیاموزیم

واسه اینکه یاد بگیریم چیجوری احساساتمون رو کنترل کنیم، می تونیم از بقیه هم کمک بگیریم. ببینیم افرادی که در کنترل احساسات شون مهارت دارن، چیجوری با مشکلات کنار بین. مثلا بپرسیم چه جوری جلوی عصبانیت شون رو می گیرن یا با اینکه به اهداف شون نرسیده ان، چه جوری می تونن بازم لبخند بزنن. اگه پیشنهادایی رو که این افراد در اختیارمون می ذارن، به کار ببندیم، حتما در کنترل احساساتمون موفق تر هستیم.

۵. درست نفس بکشیم

احساسات منفی روی جسم اثر بد می ذارن. مثلا عصبانیت موجب افزایش ضربان قلب و فشار خون می شه. به همین دلیله که افراد تندخو در خطر دچار شدن به مریضیای قلبی قرار دارن. افسردگی هم موجب تضعیف سیستم ایمنی می شه. واسه اینکه از این اثرات بد جلوگیری کنین، باید طرز درست نفس کشیدن رو در زمان غلبه ی احساسات یاد بگیرین. خشم و اضطراب وقتی روی جسم اثر منفی می ذارن که بریده بریده نفس بکشین. در موقعیتایی که مورد جمله احساسات تخریب کننده قرار می گیرین، فقط کافیه پنج ثانیه نفس نکشید تا بدن بتونه طرز نفس کشیدن تون رو دوباره تنظیم کنه. بعد آهسته دَم بگیرین، طوری که ریها از هوا پر شن. در مرحله بعد، هوایی رو که داخل ریها فرستاده اید، خیلی آهسته، حتی یواش تر از هنگام دَم، بیرون بدین. موقع بازدم تصور کنین هوایی که از ریها بیرون می بدین، آرامش و راحتی محضه. یادتون باشه این طرز بیرون دادن هوا از ریها حال تون رو خوب می کنه و موجب آرامش می شه.

۶. واسه کنترل احساساتمون، عقل مون رو به کار بندازیم

هر احساسی، موجودی پرقدرت اما نادانه که بعضی وقتا به نظارت و راهنمایی احتیاج داره. بدون شک واسه اینکه به انجام کاری انگیزه پیدا کنین، باید احساساتی شید. اما مهم تر اینه که درست ترین احساس رو در درست ترین زمان به درست ترین شکل ممکن به کار ببرین. واقعیت اینه که آدما هرچه احساساتی تر شن، به همون اندازه هم احمق تر می شن، چون که احساسات موجب می شن به جای اینکه منطقی رفتار کنین، واکنشای بدون فکر از خودتون بروز بدین. پس به جای اینکه فورا احساساتی شید، افکارتان رو جمع و جور کنین و خونسرد بمونین.

سعی کنین بخش منطقی مغزتون رو قبل اینکه تسلیم احساسات تون شید، فعال کنین. با این کار، از شدت احساسات تون کم کرده میشه و می تونین بر بخش احساسی مغزتون پیروز شدین. واسه اینکه بخش منطقی مغزتون رو تحریک کنین، فقط کافیه در زمان جمله احساسات سعی کنین اسم چند نفر از همکلاسیای زمان دبستان تون رو به خاطر بیارین یا مثلا حروف الفبا رو تو ذهن تون مرور کنین.

۷. نیازای احساسی خود رو برطرف کنیم

همه موجودات زنده نیازهایی دارن که اگه برطرف نشن، آسیب می بینن. نیازای ساده ما آدما عبارتند از خواب، خوراک، خونه و آب. اگه هر کدوم از این نیازها برطرف نشن، بدون شک به احساسات پریشون دچار خواهیم شد. جدا از اینکه نیازهایی که نام بردیم، آدما نیازای احساسی هم دارن. مثل ی این نیازها میشه به موارد زیر اشاره کرد:

  • احساس امنیت در زندگی و برخورداری از یک حریم مطمئن
  • توجه کردن و توجه دیدن
  • توانایی کنترل زندگی
  • احساس تعلق به یک جامعه ی بزرگ تر
  • تجربه دوستی، عشق و صمیمیت
  • احساس کسی بودن در زندگی، به ویژه احساس لیاقت و موفقیت
  • مشغولیت به خاطر جلوگیری از تنبلی و بی حوصلگی و افزایش اعتماد به نفس

وقتی نیازای احساسی خود رو برطرف کنین، راه زندگی تون معنی دار و هدفمند می شه. این در حالیه که بی توجهی به نیازای ساده زندگی موجب می شه زندگی تون بیهوده و بی معنی به نظر برسه و نسبت به مشکلات احساسی آسیب پذیرتر شید. اگه طوری زندگی کنین که بیشترین حد نیازای احساسی تون برطرف شن، اون وقت از ثبات احساسی خود لذت میبرین و کنترل احساسات واسه تون آسون تر می شه. قدم اول اینه که بفهمین در زندگی چه نیازهایی دارین. وقتی تونستید این نیازها رو تشخیص بدین، باید درباره هر کدوم شون خوب فکر کنین و بعد به سراغ انجام فعالیتایی برید که به ارضای این نیازها کمک کنن. اینطوری می تونین نیازای احساسی خود رو برطرف کنین و در زمان غلبه ی احساسات، خیلی راحت بر خودتون مسلط شید.

منبع : uncommonhelp.me

در هر گفتگو ای جواب بله بگیرین، گفتگو بر سر حقوق بیشتر، معاملات بزرگ و حتی یک کار روزمره


دسته‌ها: آموزشی