—d1856

دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
گروه آموزشی مدیریت رفاه اجتماعی
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته رفاه اجتماعی
عنوان
بررسی رابطه بین سبک زندگی ارتقا دهنده سلامتی با کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران در سال1392
نگارنده
حمیده کبیران عین الدین
استاد راهنما
دکتر علیرضا کلدی
استاد مشاور
سید حسین محققی کمال
استاد مشاور آمار
پوریا رضا سلطانی
دی ماه 1392
شماره ثبت
176- 2000
تقديم به:
“پدر و مادرم”
كه مقدس ترين واژه هاي هستي مي باشند.
با تشكر فراوان از اساتيد راهنما و مشاور:
جناب آقاي دكترعلیرضا کلدی
جناب آقاي سید حسین محققی کمال
جناب آقاي پوریا رضا سلطانی
بخاطر راهنمايي ها ي ارزشمند و محبت هاي بي دريغشان
تقدير و تشكر
از مديريت محترم گروه مديريت رفاه اجتماعي سركار خانم دكتر شريفيان ثاني كه با حمايت هاي مادرانه و دلسوزانه خود بنده را در پيگيري كارهاي پايان نامه دلگرم كردند، نهايت تشكر را ميكنم.
از سركار خانم صفري و سركار خانم سواد جان به خاطر كمك هاي فراوان ايشان در تمامي مراحل دانشجويي سپاسگذاري مي كنم.
از تمامي دوستان خوبم، مخصوصا از خانم ها نازنين نخعي و فاطمه جمشيديان كمال تشكر را دارم.
همچنين با تشكر و سپاس فراوان از:
مسئولين محترم دفتر تحصيلات تكميلي دانشگاه
و همه كساني كه به گونه اي در انجام اين پژوهش نقش داشتند.
فهرست مطالب
TOC \o “1-3” \h \z \u فصل اول PAGEREF _Toc378426132 \h 2کلیات تحقیق PAGEREF _Toc378426133 \h 21-1مقدمه PAGEREF _Toc378426134 \h 11-2بيان مسئله PAGEREF _Toc378426135 \h 21-3اهميت و ضرورت: PAGEREF _Toc378426136 \h 31-4تعاریف واژه ها: PAGEREF _Toc378426137 \h 41-4-1تعریف کیفیت زندگی: PAGEREF _Toc378426138 \h 41-4-2تعریف سبک زندگی PAGEREF _Toc378426139 \h 51-5اهداف پژوهش PAGEREF _Toc378426140 \h 61-5-1هدف كلي: PAGEREF _Toc378426141 \h 61-5-2اهداف اختصاصي: PAGEREF _Toc378426142 \h 61-5-3اهداف كاربردي PAGEREF _Toc378426143 \h 71-6فرضیه ها PAGEREF _Toc378426144 \h 71-7سوالات PAGEREF _Toc378426145 \h 8فصل دوم PAGEREF _Toc378426146 \h 1پیشینه تحقیق و چارچوب نظری PAGEREF _Toc378426147 \h 12-1مقدمه: PAGEREF _Toc378426148 \h 92-2پیشینه مطالعه PAGEREF _Toc378426149 \h 92-3چارچوب نظری و مدل تحلیلی PAGEREF _Toc378426150 \h 142-3-1سبک زندگی: PAGEREF _Toc378426151 \h 142-3-2تعریف سبک زندگی: PAGEREF _Toc378426152 \h 142-3-3تعاریف جامعه شناسی: PAGEREF _Toc378426153 \h 152-3-4تعاریف روانشناختی: PAGEREF _Toc378426154 \h 162-3-5ارتقاء سلامت و اهمیت آن: PAGEREF _Toc378426155 \h 162-4شیوه زندگی: PAGEREF _Toc378426156 \h 182-4-1مفهوم شیوه زندگی: PAGEREF _Toc378426157 \h 192-4-2عناصر تشکیل دهنده شیوه زندگی سالم : PAGEREF _Toc378426158 \h 202-4-3سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت: PAGEREF _Toc378426159 \h 212-5نظریات سبک زندگی PAGEREF _Toc378426160 \h 222-5-1مدل نظری سبک زندگی سلامت از کاکراهام : PAGEREF _Toc378426161 \h 222-5-2نظریه آدلر: PAGEREF _Toc378426162 \h 242-6کیفیت زندگی PAGEREF _Toc378426163 \h 322-6-1مفهوم و تعاریف کیفیت زندگی: PAGEREF _Toc378426164 \h 332-6-2مروری تاریخی بر مفهوم کیفیت زندگی: PAGEREF _Toc378426165 \h 352-6-3ابعاد کیفیت زندگی PAGEREF _Toc378426166 \h 362-6-4رویکردهای کیفیت زندگی: PAGEREF _Toc378426167 \h 372-6-5شاخص های کیفیت زندگی PAGEREF _Toc378426168 \h 392-6-6شاخص کیفیت زندگی از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت : PAGEREF _Toc378426169 \h 402-7مدلهای کیفیت زندگی: PAGEREF _Toc378426170 \h 412-7-1مدل ادراکی کیفیت زندگی زان : PAGEREF _Toc378426171 \h 412-7-2مدل فرل و هاسی: PAGEREF _Toc378426172 \h 422-8کیفیت زندگی در ایران PAGEREF _Toc378426173 \h 422-9نظریات کیفیت زندگی PAGEREF _Toc378426174 \h 432-9-1نظریه های مبتنی بر فرد : PAGEREF _Toc378426175 \h 432-9-2شاب و رابنت (1999) : PAGEREF _Toc378426176 \h 442-9-3نظریه های روانشناختی: PAGEREF _Toc378426177 \h 452-9-4نظریه های انسان شناسی: PAGEREF _Toc378426178 \h 45فصل سوم PAGEREF _Toc378426179 \h 11روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc378426180 \h 113-1مقدمه: PAGEREF _Toc378426181 \h 483-2نوع پژوهش: PAGEREF _Toc378426182 \h 483-3جامعه مورد بررسی: PAGEREF _Toc378426183 \h 483-4معیارهای انتخاب افراد مورد مطالعه: PAGEREF _Toc378426184 \h 483-5روش نمونه گیری: PAGEREF _Toc378426185 \h 493-6حجم نمونه و شیوه محاسبه آن: PAGEREF _Toc378426186 \h 493-7مکان و زمان انجام تحقیق: PAGEREF _Toc378426187 \h 503-8متغیرها و نحوه سنجش انها: PAGEREF _Toc378426188 \h 503-8-1متغيرها: PAGEREF _Toc378426189 \h 503-9ابزار پژوهش: PAGEREF _Toc378426190 \h 503-9-1پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت: PAGEREF _Toc378426191 \h 513-9-2پرسشنامه SF36 : PAGEREF _Toc378426192 \h 513-10روش جمع آوري داده ها: PAGEREF _Toc378426193 \h 543-11روش تجزیه و تحلیل دادها: PAGEREF _Toc378426194 \h 543-12شیوه انجام کار: : PAGEREF _Toc378426195 \h 543-13ملاحظات اخلاقی: PAGEREF _Toc378426196 \h 55فصل چهارم PAGEREF _Toc378426197 \h 48توصیف و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc378426198 \h 484-1مقدمه: PAGEREF _Toc378426199 \h 564-2توصیف داده ها: PAGEREF _Toc378426200 \h 574-2-1توصیف متغیرهای زمینه ای : PAGEREF _Toc378426201 \h 57فصل پنجم PAGEREF _Toc378426202 \h 56بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc378426203 \h 565-1مقدمه: PAGEREF _Toc378426204 \h 765-2بحث و بررسی یافته های پژوهش: PAGEREF _Toc378426205 \h 765-3نتيجه گيري PAGEREF _Toc378426206 \h 865-4پيشنهادات اجرایی PAGEREF _Toc378426207 \h 875-5پيشنهاد براي پژوهشهاي آينده: PAGEREF _Toc378426208 \h 885-6محدوديت ها PAGEREF _Toc378426209 \h 89
فهرست جداول
TOC \h \z \c “جدول” جدول41توزیع سن دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی PAGEREF _Toc378427503 \h 57جدول42توزیع جنس دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی PAGEREF _Toc378427504 \h 58جدول ‏43درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک وضعیت تاهل PAGEREF _Toc378427505 \h 58جدول ‏44درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک وضعیت اشتغال PAGEREF _Toc378427506 \h 59جدول ‏45درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک محل سکونت فعلی PAGEREF _Toc378427507 \h 59جدول46درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک محل تولد PAGEREF _Toc378427508 \h 60جدول ‏47درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک قومیت PAGEREF _Toc378427509 \h 60جدول48درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک نوع مذهب PAGEREF _Toc378427510 \h 61جدول ‏49درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک مقطع تحصیلی PAGEREF _Toc378427511 \h 61جدول 410بررسی نرمالیته سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت و ابعاد آن در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی PAGEREF _Toc378427512 \h 62جدول ‏411بررسی نرمالیته متغیر کیفیت زندگی و ابعاد آن در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی PAGEREF _Toc378427513 \h 63جدول412بررسي ضريب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی دانشجویان PAGEREF _Toc378427514 \h 64جدول 413بررسي ضريب همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه بین ابعاد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت ومتغیر کیفیت زندگی دانشجویان PAGEREF _Toc378427515 \h 64جدول ‏414مقایسه میانگین نمرات کیفیت زندگی دانشجویان به تفکیک سن PAGEREF _Toc378427516 \h 65جدول ‏415مقایسه میانگین نمرات کیفیت زندگی دانشجویان به تفکیک جنس PAGEREF _Toc378427517 \h 66جدول ‏416مقایسه میانگین نمرات کیفیت زندگی دانشجویان به تفکیک مقطع تحصیلی PAGEREF _Toc378427518 \h 66جدول ‏417مقایسه میانگین نمرات سبک زندگی دانشجویان به تفکیک سن PAGEREF _Toc378427519 \h 67جدول‏418مقایسه میانگین نمرات سبک زندگی دانشجویان به تفکیک جنس PAGEREF _Toc378427520 \h 68جدول ‏419مقایسه میانگین نمرات سبک زندگی دانشجویان به تفکیک وضعیت تاهل PAGEREF _Toc378427521 \h 68جدول ‏420مقایسه میانگین نمرات سبک زندگی دانشجویان به تفکیک وضعیت اشتغال PAGEREF _Toc378427522 \h 69جدول‏421مقایسه میانگین نمرات سبک زندگی دانشجویان به تفکیک مقطع تحصیلی PAGEREF _Toc378427523 \h 69جدول ‏422مقایسه میانگین نمرات متغیرهای وضعیت تغذیه، مسئولیت در مقابل سلامتی، رشد روحی، روابط بین فردی،فعالیت جسمی به تفکیک سن PAGEREF _Toc378427524 \h 70جدول ‏423مقایسه میانگین ابعاد کیفیت زندگی به تفكيك سن PAGEREF _Toc378427525 \h 71جدول424مقایسه میانگین نمرات ابعاد کیفیت زندگی به تفكيك وضعیت اشتغال PAGEREF _Toc378427526 \h 72جدول ‏425نمرات حداقل ، حداکثر و میانگین ابعاد مختلف رفتارهای ارتقا دهنده سلامت PAGEREF _Toc378427527 \h 73جدول ‏426نمرات حداقل ، حداکثر و میانگین نمره سبک زندگی ارتقادهنده سلامت وکیفیت زندگی PAGEREF _Toc378427528 \h 73جدول‏427نمرات حداقل ، حداکثر و میانگین نمره ابعاد مختلف کیفیت زندگی PAGEREF _Toc378427529 \h 74جدول 428نتايج تحليل رگرسيون خطي براي پيش بيني متغير وابسته كيفيت زندگي از طريق متغير مستقل سبك زندگي: PAGEREF _Toc378427530 \h 74
چکیده
زمینه: شیوه زندگی سالم منبعی ارزشمند برای کاهش شیوع و تاثیر مشکلات بهداشتی و ارتقای سلامت، تطابق با عوامل استرس زای زندگی و بهبود کیفیت زندگی است.سبک زندگی به ما کمک میکند تا آنچه را که مردم انجام می دهند،دلیل انجامشان و معنی عملشان برای خودشان و دیگران را درک کنیم.
هدف: در پژوهش حاضر، رابطه بین سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت با کیفیت زندگی در دانشجویان، مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: در مطالعه حاضر، 140 دانشجو با روش غیر تصادفی سهمیه ای از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انتخاب و با پرسشنامه SF36 و پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت مورد آزمون قرار گرفتند. تجزيه تحليل داده ها به وسيله نرم افزار SPSS و با آزمونهاي آناليز واريانس يكطرفه ، آزمون همبستگي اسپيرمن و آزمونهاي تي تست نرمال و غيرنرمال و تحلیل رگرسیون، تحليل شدند.
یافته ها: بين سبك زندگي ارتقاء دهنده سلامت و كيفيت زندگي دانشجويان رابطه معناداري وجود داشت(00/0 p=). از ميان شش بعد رفتارهاي ارتقادهنده سلامت، ” مسئوليت پذيري در مقابل سلامت خود” ، با ميانگين 54/28 بيشترين و ” مديريت استرس” با ميانگين 03/9 كمترين امتياز را به خود اختصاص داده اند. از میان هشت بعد کیفیت زندگی،” عملکرد جسمی” با میانگین 64/26 بیشترین و “محدودیت در ایفای نقش ناشی از وجود مشکلات جسمانی ” با میانگین 82/4 کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سبک زندگی ارتقادهنده سلامت با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه مثبت قوی دارد و همچنین سبک زندگی و کیفیت زندگی دانشجویان با مقطع تحصیلی ، وضعیت اشتغال و وضعیت تاهل دانشجویان رابطه معناداری دارد و تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت پیش بینی کننده خوبی برای کیفیت زندگی می باشد.
كليد واژه ها: سبك زندگي، سبك زندگي ارتقاء دهنده سلامت، كيفيت زندگي، دانشجويان.
فصل اولکلیات تحقیقمقدمهسبک زندگی نمایانگر نگاه فرد به زندگی، جهان و ارزشهای مورد قبول اوست. به بیان دیگر سبک زندگی سمبل و نماد هدایت افراد یک جامعه است که تمامی جنبه های زندگی آنها را در بر می گیرد. شیوه زندگی سالم منبعی ارزشمند برای کاهش شیوع و تاثیر مشکلات بهداشتی و ارتقای سلامت، تطابق با عوامل استرس زای زندگی و بهبود کیفیت زندگی است.سبک زندگی به ما کمک میکند تا آنچه را که مردم انجام می دهند،دلیل انجامشان و معنی عملشان برای خودشان و دیگران را درک کنیم
( دالوندی،1391 : 10).
سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت جزء معطوف به ارتقای سلامت از سبک زندگی است که دارای شش
بعد “فعالیت جسمانی” “تغذیه” “مسئولیت پذیری در مقابل سلامت” “رشد روحی” “روابط بین فردی” و “مدیریت استرس” می باشد.این سبک زندگی علاوه بر تداوم و تقویت سطح سلامت و رفاه باعث احساس رضایت و خودشکوفایی می شود(طل و همکاران، 1390:18).
بر طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی عبارت است از: پندارهای فردی از وضعیت زندگی با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می کند وارتباط این دریافتها با اهداف و انتظارات و استانداردها و اولویتها ی مورد نظر(لعل آهنگر،1390: 7).
سلامتی مستلزم ارتقای سبک زندگی بهداشتی است.اهمیت سبک زندگی بیشتر از آن جهت است که روی کیفیت زندگی و پیشگیری از بیماری ها موثر می باشد. برای حفظ و ارتقای سلامتی، تصحیح و بهبود سبک زندگی ضروری است.ارتقای بهداشت و تامین سلامت افراد جامعه یکی ازارکان مهم پیشرفت جوامع می باشد(سلطانی، 1389: 6). در اين راستا، مطالعه حاضر به بررسي ارتباط بين سبك زندگي ارتقا دهنده سلامت و كيفيت زندگي دانشجويان مي پردازد.
بيان مسئلهسبک زندگی سلامت محور به عنوان یک پدیده چند علتی، چند بعدی و چند دلالتی به الگوهای جمعی رفتار که میتوانند برای جلوگیری از مشکلات مربوط به سلامت و تضمین کننده سلامت برای فرد باشد، مربوط می شود و از ابعادی متنوع چون ورزش، تغذیه مناسب و نامناسب، خودکنترلی، رفتارهای پیشگیرانه و … تشکیل شده است در زمینه سبک زندگی سلامت محور، انسجام در انجام دادن مجموعه ای از رفتارهای مرتبط با بهداشت و سلامتی، جوهره تعریف سبک زندگی سلامت محوراست.
مفهوم شیوه زندگی سالم طی سالهای گذشته با تغییرات مهمی روبرو بوده. مباحث اولیه در شیوه زندگی سالم بر موضوعاتی چون تغذیه، ورزش و مصرف دخانیات تاکید داشت. با این رویکرد، باور نظامهای بهداشتی بر ارتقا آگاهی و آموزش برای تغییر شیوه زندگی متمرکز بود(دالوندی، 1391: 10).
کیفیت زندگی به دلیل گسترش صنعتی شدن و پیشرفت و فناوری که توجه به بعد کمی زندگی انسان را مدنظر قرار می دهد و همچنین به دنبال غفلت از جنبه های کیفی زندگی انسان طی چند دهه گذشته مورد توجه اندیشمندان قرار گرفت تا از این طریق تلاشهایی در راستای ارتقای شرایط زندگی و بهبود بخشیدن به بعد کیفی زندگی بشرصورت گیرد(لعل آهنگر،1390 : 4 ).
مسئله اساسی این پژوهش عبارت است از: بررسی رابطه بین سبک ز ندگی ارتقادهنده سلامت و کیفیت زندگی در بین دانشجویان. در واقع قصد داریم در این پژوهش بررسی کنیم که سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بر روی کیفیت زندگی دانشجویان چقدر می تواند موثر باشد و چگونه متغیر ها و فاکتورهای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت می تواند با متغیرها و ابعاد گوناگون کیفیت زندگی ارتباط و همبستگی داشته باشند.
اهميت و ضرورت:کاربرد الگوهای رفتاری مثبت در زندگی در ارتقای سلامت فردی موثر می باشد.
53% از علل مرگ و میر افراد با سبک زندگی آنها ارتباط دارد. بسیاری از مشکلات بهداشتی از قبیل چاقی،بیماری های قلب و عروق،انواع سرطان و اعتیاد که امروزه در اغلب کشورها به خصوص کشورهای در حال توسعه به چشم می خورد با دگرگونی های سبک زندگی افراد آن جامعه ارتباط دارد(سلطانی و همکاران، 1384: 20).
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، 5 بیماری به عنوان مهمترین بیماری های مزمن در جهان شناخته شده اند که عبارتند از چاقی، سکته قلبی، دیابت، سرطان و پوکی استخوان که تمامی آنها با سبک زندگی و تغذیه ارتباط مستقیم دارند(دالوندی، 1391: 31).
بررسی تاثیر اتخاذ سبک زندگی سالم بر کیفیت زندگی از دو دیدگاه اهمیت دارد:
ارتباط بین شاخصهای سلامت و کیفت زندگی اهمیت بسیار زیادی در تصمیم گیریهای بالینی و سیاست گذاری های بهداشتی دارد به طوری که چشم انداز کیفیت زندگی،یک محرک قوی برای تصمیمات و ترجیحات فرد است.اگر فاصله قابل ملاحظه ای بین وضعیت سلامت فرد و کیفیت زندگی او وجود داشته باشد و این اختلاف مورد توجه سیاست گذاران بهداشتی قرار نگیرد در تصمیم گیری های بالینی و سیاست گذاری های بهداشتی ممکن است با ترجیحات فرد در یک راستا نبوده،در نتیجه به خطا رفته و نتیجه مطلوب از آن حاصل نشود(سلطانی و همکاران، 1384: 30).امروزه دغدغه اصلی محققان و پژوهشگران صرفا یافتن راه های افزایش طول عمر نیست بلکه با نگاهی به آمار و ارقام می توان دریافت که اگر چالش اصلی در قرن بیستم فقط “زنده ماندن” بوده ، چالش قرن جدید “زندگی با کیفیت برتر” می باشد(فرهادی، 1389 : 7).
دانشجویان تعداد زیادی از جمعیت جوان کشور را شکل می دهند و شرایط سنی و موقعیت اجتماعی آنها به عنوان الگو برای سایرین قرار می گیرد. بنابراین انتخاب هر نوع سبک زندگی به وسیله آنها نه تنها در زندگی خودشان اثرگذار بوده بلکه بر رفتارها و سبک زندگی سایر اقشار نیز تاثیر می گذارد.
از طرف ديگر ، کیفیت زندگی و سبک زندگی مرتبط با سلامت به صورت افزایشی در حال تصدیق است و به عنوان یک مقیاس مناسب و معتبر سلامت در نظر گرفته می شود (جونکیو، 2012: 7).
اگرچه در تحقیقات پیشین رایطه معناداری بین سبک زندگی سالم و کیفیت زندگی تایید و به اثبات رسیده است با این وجود لزوم انجام تحقیق حاضر به این دلیل بوده که اولا بیشتر تحقیقات پیشین در بین سالمندان و بیماران بررسی شده است و ثانیا رفتارهای ارتقادهنده سلامت در بین دانشجویان دانشگاه های مختلف مسلما متنوع خواهد بود. در مطالعه حاضر میزان کیفیت زندگی و میزان انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در بین دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی که مقوله بهداشت و سلامت نسبت به دانشگاه های دیگر در این دانشگاه بیشتر مدنظر است و اهمیت دو چندای می یابد، بررسی شده است.
تعاریف واژه ها:تعریف کیفیت زندگی:الف) تعریف نظری:
تعاریف متعددی از “کیفیت زندگی” ارایه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
کیفیت زندگی یکی از اجزاء ذهنی رفاه یا بهزیستی است. تعریفی که از کیفیت زندگی می توان ارائه نمود به صورت ذیل است: مجموعه ای از رفاه جسمی، روانی و اجتماعی که به وسیله شخص یا اشخاص درک می شود مانند شادی، رضایت و افتخار، به نحوی که در زندگی منظور است مثل سلامتی، ازدواج، کار، و موقعیت اقتصادی، فرصتهای آموزشی، خودگردانی، خلاقیت، احساس مالکیت و همکاری با دیگران ( لعل آهنگر ،1390: 9). سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را برداشت فرد از وضعیت زندگی خود با توجه به فرهنگ و نظامهای ارزشی موجود در متن زندگی اش و ارتباط این دریافتها با انتظارات، استانداردها و اولویتهای مورد نظر فرد می داند (هادی و همکاران،1389: 50).
ب) تعریف عملیاتی کیفیت زندگی:
منظور از کیفیت زندگی در این پژوهش نمره ای است که فرد از پرسشنامه SF-36 دریافت می کند. این پرسشنامه از 8 خرده مقیاس شامل عملکرد جسمی، ایفای نقش جسمی، درد بدنی، سلامت عمومی، سرزندگی، عملکرد اجتماعی، ایفای نقش هیجانی و سلامت روانی تشکیل می شود.
تعریف سبک زندگیتعریف نظری: طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، سبک زندگی ترکیبی از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی شامل تغذیه، تحرک، عادات رفتاری و … است که در پی فرایند اجتماعی شدن به وجود آمده است (دالوندی،1391: 5).
سبک زندگی به تعبیر پندر و همکاران عبارت است از ” مجموعه ای از فعالیت های انتخابی که دارای تاثیر مهمی بر سلامت فرد بوده و جزء اساسی از الگوی زندگی وی محسوب می شوند” (طل و همکاران،1390: 8).
سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت: جزء معطوف به ارتقای سلامت از سبک زندگی است که دارای شش بعد “فعالیت جسمانی” ، ” تغذیه” ، “مسئولیت پذیری در مقابل سلامت” ، ” رشد روحی” ، “روابط بین فردی” ، “مدیریت استرس” می باشد. این سبک زندگی علاوه بر تداوم و تقویت سطح سلامت و رفاه باعث احساس رضایت، امتناع شخصی و خود شکوفایی می شود (طل و همکاران،1390: 63).
تعریف عملیاتی: منظور از سبک زندگی در این پژوهش ، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت است که با استفاده از ابزار پرسشنامه استاندارد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی سنجیده خواهد شد و نمره ای که هر پاسخگو به سوالات پرسشنامه میدهد که این سنجش بر اساس مقیاس لیکرت انجام می گیرد.
اهداف پژوهشهدف كلي:بررسی رابطه بین سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و کیفیت زندگی در بین دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران در سال 1391.
اهداف اختصاصي:بررسی رابطه بین سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و کیفیت زندگی دانشجویان
بررسی رابطه بین وضعیت تغذیه با کیفیت زندگی دانشجویان
بررسی رابطه بین مسئولیت پذیری در مقابل سلامت دانشجویان با کیفیت زندگی آنها
بررسی رابطه بین رشد روحی با کیفیت زندگی دانشجویان
بررسی رابطه بین روابط بین فردی با کیفیت زندگی دانشجویان
بررسی رابطه بین مدیریت استرس با کیفیت زندگی دانشجویان.
بررسی رابطه بین فعالیت جسمی با کیفیت زندگی دانشجویان.
بررسی رابطه بین جنس و کیفیت زندگی دانشجویان.
بررسی رابطه بین سن و کیفیت زندگی دانشجویان
بررسی رابطه بین مقطع تحصیلی و کیفیت زندگی دانشجویان
اهداف كاربرديانجام این پژوهش می تواند پیشنهاداتی را در جهت اصلاح سبک زندگی و افزایش کیفیت زندگی دانشجویان ارائه دهد.
فرضیه هابین سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه وجود دارد.
بین وضعیت تغذیه با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه دارد
بین مسئولیت پذیری در مقابل سلامت دانشجویان با کیفیت زندگی آنها رابطه دارد
بین رشد روحی با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه دارد.
بین روابط بین فردی با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه دارد.
بین مدیریت استرس با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه دارد.
بین فعالیت جسمی با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه دارد.
بین جنس و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه وجود دارد.
بین سن و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه وجود دارد.
بین مقطع تحصیلی و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه وجود دارد
سوالاترفتارهای ارتقا دهنده سلامت در بین دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در چه وضعیتی می باشد؟
کیفیت زندگی دانشجویان در چه حدی می باشد؟
فصل دومپیشینه تحقیق و چارچوب نظریمقدمه:در این قسمت از تحقیق، ابتدا به پیشینه تحقیق در داخل و خارج کشور پرداخته ایم و سپس به چارچوب نظری می پردازیم که شامل تعاریف، مفاهیم و ابعاد و به طور کلی مبانی نظری متغیرهای متغیرهای اصلی پژوهش می شود. و در انتها نیز مدل نظری مطالعه حاضر ارائه می گردد.
پیشینه مطالعهتحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج کشور:
در مطالعه ای که در کشور چین انجام شده با عنوان ” سبک زندگی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در بین کارمندان دولت” که یک مطالعه مقطعی بوده و نتیجه ای که از این مطالعه حاصل شد این بود که بین فاکتورهای کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی با فاکتورهای سبک زندگی که شامل سیگار کشیدن،تغذیه، خواب، مصرف الکل،صبحانه،ورزش، بی تحرکی و ساعات کار، همبستگی معنی داری وجود دارد.وسبک زندگی بر روی کیفیت زندگی کارمندان تاثیرگذار بوده است (جونکیو، 2012: 7).
در این تحقیق فاکتور های سبک زندگی که در ارتباط با کیفیت زندگی بررسی شده است، بیشتر عوامل زیستی بررسی شده است و به عوامل روحی و اجتماعی توجه زیادی نشده است. در حالی که در بررسی سبک زندگی از نوع ارتقا دهنده سلامت، تمام عوامل زیستی، اجتماعی و روانی به صورت جامع پرداخته شده است.
در مطالعه ای دیگر با عنوان”سبک زندگی و کیفیت زندگی بیماران ام اسی در کشور انگلستان” نشان میدهد که تغیر سبک زندگی می تواند تاثیرمثبتی داشته باشد بر روی کیفیت زندگی بیماران. تغییر مجدد و اصلاح سبک زندگی شامل تغذیه و دریافت ویتامین D و امگا 3 ، ورزش و قرار گرفتن در معرض خورشید و همچنین تکنیکهای کاهش استرس باعث بهتر شدن کیفیت زندگی بیماران میشود(هادکیس 2012,).
این تحقیق بر روی بیماران که یک گروه خاص را شامل می شود، انجام گرفته است و نتایجش را نمی توان به آحاد جامعه تعمیم داد از این رو در مطالعه حاضر بر آن شده ایم تا این موضوع را با جامعه آماری دانشجویان که قشر فعال و نیروی پتانسیل جامعه را تشکیل می دهند انجام دهیم.
در یک مطالعه صورت گرفته در کشور فرانسه با عنوان ” تاثیر فاکتورهای سبک زندگی برروی کیفیت زندگی بزرگسالان” نشان میدهد که متغیرهای سبک زندگی مانند سیگار، تغذیه، ورزش و استرس بر روی کیفیت زندگی بزرگسالان تاثیر می گذارد(متزه ، 2002).
در مطالعه ای دیگر با عنوان “کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مزمن کبدی” که در داخل کشور انجام شده با هدف تعیین عواملی که میتواند کیفیت زندگی این بیماران را تحت تاثیر قرار دهند.بیماری مزمن کبدی از کیفیت زندگی بیماران به خصوص از بعد مشکلات جسمی می کاهد ولی شدت و مدت هپاتیت مزمن، تاثیر چندانی بر روی کیفیت زندگی ندارد. افراد مسن، مردان مجرد و مردان بدون تحصیلات دانشگاهی، به صورت معنی داری از کیفیت زندگی پاین تری برخوردار بودند(هادی و همکاران،1389).
از دیگر مطالعاتی که در داخل کشور صورت گرفته با عنوان ” ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در سالمندان” که با ابزار36 SFانجام شده و در مجموع نشان می دهد که سطح کیفیت زندگی سالمندان نامطلوب می باشد و لذا نیاز به توجه بیشتر متصدیان امر سلامت سالمندان در برنامه ریزی جهت ارتقای آن می باشد(ادیب،1387).
در پژوهشی با عنوان ” بررسی رابطه عملکرد خانواده اصلی و کیفیت زندگی در بین دانشجویان ” که توسط محمد قمری و امیر حسین خوشنام در سال 1390 انجام شده با هدف تعیین رابطه عملکرد خانواده اصلی و کیفیت زندگی و نوع روش توصیفی است بر روی 317 دانشجو از بین کلیه دانشجویان انجام شد. بین متغیر اختلال در عملکرد خانواده و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه معکوس وجود دارد و بین اختلال در هر یک از ابعاد عملکرد خانواده و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه معکوس وجود دارد.14 درصد از تغییرات کیفیت زندگی در دانشجویان را ابعاد عملکرد کلی و کنترل رفتار تبیین می کنند(قمری، 1390).
در تحقیقی با عنوان” رابطه تفکر خلاف واقع و کیفیت زندگی در بین دانشجویان” در سال 1388 توسط محمد باقر کجباف و مهدیه سادات خشوعی انجام گرفته با تعداد 183 دانشجو با روش تصادفی از دانشگاه اصفهان انتخاب شدند و با مقیاس تفکر خلاف واقع برای حوادث منفی مورد آزمون قرار گرفتند و نتایج نشان داد که تفکر روبه بالا بدون ارجاع با سلامت جسمانی رابطه مثبتی دارد. و به طور کلی سلامت روانی و روابط اجتماعی و سلامت محیط که جزو متغیرهای این کار بود با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه مثبت بالایی داشتند( کجباف وخشوعی،1388)
در تحقیقی با عنوان بررسی کیفیت زندگی دانشجویان که در دانشگاه گیلان توسط رضا سلطانی و همکارانش انجام گرفته است. از نوع توصیفی و تحلیلی است و تعداد 226 دانشجو به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند در سال 1388 با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و نتایج نشان داد که کیفیت زندگی 4 درصد از دانشجویان بسیار مطلوب و 51 درصد متوسط و 11درصد نامطلوب بوده است( سلطانی و همکاران، 1389).
در مقاله ای با عنوان کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گرگان توسط مرتضی منصوریان و همکارانش در سال 1385 انجام گرفته که از نوع توصیفی تحلیلی بوده و 240 نفر از دانشجویان با نمونه گیری تصادفی ساده و با پرسشنامه sf36 بررسی شدند و نتیجه این شد که کیفیت زندگی این دانشجویان در حد پایین می باشد( منصوریان و همکاران، 1385).
در تحقیقی که در کشورتایوان صورت گرفته توسط چنج و همکارانش با عنوان کیفیت خواب در بین دانشجویان جدیدالورود با نمونه 2360 نفری با استفاده از پرسشنامه خود هدایت شونده و با متغیرهایی شامل اینترنت و صبحانه و حمایت اجتماعی و نتیجه این شد که فقر کیفیت خواب در این دانشجویان به طور معناداری با در ارتباط با این متغیرها بود افرادی که اعتیاد به اینترنت داشتند و صبحانه نمیخوردند و چای زیاد میخورند و دارای فقر حمایت اجتماعی هستند ، کیفیت خواب پایینی دارند.
در تحقیقی با عنوان تاثیر سبک زندگی و حمایت اجتماعی و کژکارکری بر روی فشار روانی در میان روستاییان چینی.که در سال 2013 توسط فند. در یک پیمایش مقطعی با نمونه گیری طبقه بندی شده 27 روستایی 15 الی 91 ساله و نتیجه این شد که یک سوم از روستاییان چینی دچار فشار روانی هستند با شیوع بالا مشاهده در بین زنان.ناتوانی در کارکرد تاثیر مستقیم معنی داری دارد.حمایت اجتماعی تاثیر غیر مستقیم معنی دار دارد و سبک زندگی هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم بر روی فشار روانی تاثیر داشت.
در پژوهشی با عنوان بررسی ارتباط استرس و ابعاد مختلف سبک زندگی با کیفیت زندگی در افراد 19 سال و بالاتر اصفهان و حومه که توسط فیضی و همکاران در سال 1387 انجام گرفته با هدف بررسی رابطه استرس و مولفه های مهم سبک زندگی، یعنی فعالیت فیزیکی و عملکرد تغذیه ای بر کیفیت زندگی، با کنترل اثر مجموعه مهمی از متغیرهای زمینه ای در جمعیت عمومی 19 سال و بالاتر ساکن اصفهان و حومه انجام شده است. یک مطالعه مقطعی در سال 1387 با تعداد 4619 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند.نتیجه این مطالعه این طور شد که حدود 48 درصد شرکت‌کنندگان در کلاس کیفیت زندگی متوسط قرار گرفتند، 29 و 23 درصد آن‌ها به ترتیب در کلاس‌های با کیفیت زندگی پایین و خوب قرار گرفتند. بانفوذترین متغیرهای پیش‌بین در متمایز کردن افراد در کلاس‌های مختلف کیفیت زندگی عبارت از فعالیت فیزیکی، وضعیت مصرف دخانیات، وضعیت اقتصادی، جنسیت، استرس و ابتلا به عوامل خطر بیماری‌های قلبی- عروقی بودند. متغیرهای وضعیت تأهل و محل سکونت فاقد اثر معنی‌دار آماری بودند.افزایش سطح آگاهی عمومی به منظور تغییر و تعدیل عوامل ناسالم مرتبط با سبک زندگی و آموزش شیوه‌های مقابله با استرس و زمینه‌سازی برای برخورداری مناسب از مراقبت‌های بهداشتی (به ویژه با توجه به اهمیت نقش سطح درآمد) از طریق توزیع متوازن ثروت در جامعه، موجب ارتقای کیفیت زندگی افراد در جامعه می‌شود و در نهایت باعث افزایش بهره‌وری نیروی انسانی و تعالی ساختار انسانی و اجتماعی جامعه می‌گردد)فیضی و همکاران، 1390).
در پژوهشی با عنوان بررسی سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و رابطه آن با کیفیت زندگی در دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان که با روش سرشماری انجام گرفته در سال 1389 نتایج نشان میدهد که بین وضعیت تغدیه، فعالیت جسمانی و روابط بین فردی و رشد روحی ارتباط معنی داری وجود ندارد ولی بین کیفیت زندگی عمومی و رشد روحی ارتباط معنی داری وجود دارد .. اتخاذ سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت وابعاد “رشدروحي” و”مديريت استرس” حداقل درگروه دانشجويان باكيفيت كلي زندگي رابطه معني داری داشتند( طل و همکاران: 1389).
در اکثر تحقیقات صورت گرفته در گذشته اکرچه فرضیه اصلی تحقیق حاضر مورد تایید قرار گرفته شده ولی بیشتر، این موضوع در بین بیماران و سالمندان صورت گرفته و همچنین رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در ارتباط با متغیر های زمینه ای بررسی نشده است.
چارچوب نظری و مدل تحلیلیسبک زندگی:اخیرا مطالعات جامعه شناختی مربوط به سبک زندگی سلامت محور توجه بسیاری از جامعه شناسان از جمله جامعه شناسان پزشکی را به خود جلب کرده است. نگاهی دقیق به آثار و پیشینه این مفهوم نشان می دهد که جامعه شناسانی چون ماکس وبر، گیدنز، بوردیو و کاکرام به این موضوع پرداخته اند.
سبک زندگی، بسیاری از رفتارهای سلامتی و بیماری را تبیین می کند.سبک زندگی سلامت محور راهنمایی برای جلوگیری از مشکلات بهداشتی و تضمین کننده حد اعلای سلامتی برای فرد می باشد و مواردی مانند رژیم غذایی و ورزش را در نظر می گیرد.
تعریف سبک زندگی:سبک زندگی به عنوان یک مفهوم دارای تعاریف متعددی است. اما می توان تعاریف موجود آن را به دو گروه کلی تقسیم کرد. گروه اول مجموعه تعاریفی است که سبک زندگی را از جنس رفتار می دانند و ارزشها، نگرشها و جهت گیریها ی ذهنی افراد را از دایره این مفهوم بیرون می دانند. البته این رویکرد به معنای عدم دخالت مقولات ذهنی در شکل گیری سبک زندگی نیست بلکه بدین معنا است که مهم نیست سبک زندگی چگونه شکل گرفته است بلکه مهم شناخت سبک زندگی است که بر اساس متمایز ساختن برخی از رفتارها یا ویژگی های خاص صورت می گیرد.
رویکرد دوم، ارزشها و نگرشها را نیز بخشی از سبک زندگی می داند. رویکرد اول در جامعه شناسی و مطالعات فراغت غالب بوده و رویکرد دوم در روان شناسی بیشتر متداول است:
تعاریف جامعه شناسی:لیزر (1963) که سبک زندگی را بر اساس الگوی خرید کالا تعریف می کند معتقد است: سبک زندگی دال بر شیوه زندگی متمایز جامعه یا گروه اجتماعی است. شیوه ای که بدان طریق مصرف کننده خرید می کند و شیوه ای که بدان طریق کالای خریداری شده مصرف می شود بازتاب سبک زندگی مصرف کننده در جامعه است( به نقل از حسینائی،1388: 19).
سبک زندگی به تعبیر پندر و همکاران عبارتست از ” مجموعه ای از فعالیت های انتخابی که دارای تاثیر مهمی بر سلامت فرد بوده و جزء اساسی از الگوی زندگی وی محسوب می شوند” (طل و همکاران، 1390: 1).
سوبل( 1981Sobel,) معتقد است که توافق تجربی یا مفهومی درباره سبک زندگی وجود ندارد. اما از نظر وی سبک زندگی کاملا قابل مشاهده و استنتاج از مشاهده است. همچنین وی اعتقاد دارد که قابل مشاهده ترین شاخص سبک زندگی الگوی مصرف است. لامونت و همکاران ضمن تاکید بر شیوه سازمان دادن زندگی شخصی الگوی تفریح و مصرف را بهترین شاخص سبک زندگی می دانند. بدین ترتیب بسیاری از جامعه شناسان، تعریف سبک زندگی را بر مبنای الگوی مصرف و خرید می دانند که به جز موارد بالا افرادی مثل شیلدز ، ایزکی و بوسرمن را شامل می شود. بعضی از پژوهشگران علوم اجتماعی هم سبک زندگی را بر مبنای سامان کلی زندگی تعریف کرده اند.از جمله گالایپتین سبک زندگی را مساوی همه فعالیت های فرد می داند و کریستن سن آن را شیوه ای می داند که بدان طریق زندگی می کنیم. آنتونی گیدنز سبک زندگی را کردارهایی در نظر می گیرد که به جریان عادی زندگی روزمره تبدیل شده اند، جریانهایی که در لباس پوشیدن، غذا خوردن، شیوه های کنش و محیط دلخواه برای ملاقات دیگران جلوه می کند. اشپارگان (2000) به تبعیت از گیدنز رفتاری را مشخصه سبک زندگی می داند که روایتی از خود در آن هستند باشد.( به نقل از حسینایی).
تعاریف روانشناختی:تعاریف روانشناختی متاثر از دیدگاه آدلر درباره سبک زندگی هستند. در این تعاریف سبک زندگی بیشتر نوعی نظریه پردازی درباره شخصیت آدمی است و فرد را به صورت کنش گر، قصدمند، هدفدار، وحدت یافته، دارای سازگاری درونی، منحصر به فرد و دارای کنش ذهنی می داند.
آدلر، سبک زندگی را الگوی منحصر به فردی از ویژگیها، رفتارها و عادات می داند که افراد در راه رسیدن به برتری یا کمال آن را پرورش می دهند. همچنین از نظر موساک (Mosak) شیوه زندگی هر فردی عبارت است از چارچوب شناختی است که در آن فرد رفتارهای خاص خود را انتخاب می کند و این رفتارها او را قادر می سازد تا با زندگی کنار بیاید( به نقل از حسینایی).
ارتقاء سلامت و اهمیت آن:در سال 1986 منشور اوتاوا، به عنوان یکی از شاخص ترین فعالیت ارتقاء سلامت را به عنوان قادر سازی افراد برای کنترل بیشتر بر سلامتی خود و بهبود آن تعریف کرد.
کیکبوچمدیر دایره ارتباطات، آموزش و ارتقاء سلامت سازمان بهداشت جهانی بیان می کند که با مروری مختصر بر منابع سلامت، می توان گفت که ارتقاء سلامت موفق می تواند شیوه های زندگی را تغییر دهد و تاثیر مهمی بر شرایط اقتصادی، اجتماعی و محیطی تعیین کننده سلامت داشته باشد.( به نقل از طل و همکاران)
ارتقا سلامت می تواند وضعیت سلامت را بهتر درک کند و سلامت بهتر می تواند به وضعیت اقتصادی بهتری منتهی شود. در مجموع ارتقا سلامت عبارتی است برای تمام فعالت ایی که با هدف پیشگیری از بیماری ، توسعه سلامت و تقویت و تندرستی صورت می گیرد، کاربرد دارد. به عبارت ساده تر:
ارتقاء سلامت: آموزش سلامت×خدمات بهداشتی مناسب×سیاستهای همگانی و اقدامات محیطی
(طل و همکاران، 1390: 3).
سبک زندگی، فعالیت عادی و معمول روزانه است که افراد آنها را در زندگی خود به طور قابل قبول پذیرفته اند به طوری که این فعالیت ها روی سلامت افراد تاثیر می گذارند، فرد با انتخاب سبک زندگی برای حفظ و ارتقای سلامتی خود و پیشگیری از بیماری ها اقدامات و فعالیت هایی را انجام می دهد از قبیل رعایت رژیم غذایی مناسب، خواب و فعالیت، ورزش، کنترل وزن بدنی، عدم مصرف سیگار و الکل و ایمن سازی در مقابل بیماری ها که این مجموعه سبک زندگی را تشکیل می دهد. سلامتی مستلزم ارتقای سبک زندگی بهداشتی است اهمیت سبک زندگی بیشتر از آن جهت است که روی کیفیت زندگی و پیشگیری از بیماری ها موثر می باشد. برای حفظ و ارتقای سلامتی، تصحیح و بهبود سبک زندگی ضروری است. ارتقاء بهداشت و تامین سلامت افراد جامعه یکی از ارکان مهم پیشرفت جوامع می باشد. بهداشتی ها که قبلا بر معالجه بیماری متمرکز بودند، اکنون بر پیشگیری و تامین سلامت از طریق بهبود سبک زندگی و حذف عواملی که به نوعی تاثیر منفی بر سطح سلامت انسان دارد توجه دارند. کاربرد الگوهای رفتاری مثبت در زندگی در ارتقاء سلامت فردی موثر می باشد. درصد علل مرگ و میر افراد با سبک زندگی آنها ارتباط دارد. فرد در مقابل انتخاب الگوهای رفتاری سبک زندگی و حفظ سلامت خود مسئول بوده و با این عمل در جهت حفظ و ارتقاء سلامت خود و پیشگیری از بیماری ها تلاش می کند. بسیاری از مشکلات بهداشتی از قبیل چاقی، بیماری های قلب و عروق، انواع سرطان و اعتیاد که امروزه در اغلب کشورها خصوصا کشورهای در حال توسعه به چشم می خورد با دگرگونی های سبک زندگی افراد آن جامعه ارتباط دارد. سبک زندگی نامناسب هم چنین یکی از عوامل تاثیرگذار در بروز بیماری های مزمن از جمله سرطان کولون، فشار خون بالا، بیماری های مزمن انسدادی ریوی، سیروز کبدی، زخم معده، ایدز و بیماری های قلب و عروق می باشد. بیماری های غیر واگیر به ویژه رابطه تنگاتنگی با سبک زندگی دارند و به عبارتی سبک زندگی از عوامل تعیین کننده مهم در سلامت و بیماری فرد محسوب می شود. پرواضح است که در صورت عدم اصلاح شیوه زندگی با عواقب جبران ناپذیری در آینده مواجه خواهیم بود. بررسی تاثیر اتخاذ سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت بر کیفیت زندگی از دو دیدگاه اهمیت دارد: ارتباط بین شاخص های سلامت و کیفیت زندگی اهمیت بسیار زیادی در تصمیم گیری های بالینی و سیاست گذاری های بهداشتی دارد، چرا که چشم انداز کیفیت زندگی یک محرک قوی برای تصیم ها و ترجیحات فرد است. اگر فاصله قابل ملاحظه ای بین وضعیت سلامت فرد و کیفیت زندگی او وجود داشته باشد و این اختلاف مورد توجه سیاستگذاران بهداشتی قرار نگیرد، در تصمیم گیری های بالینی و سیاستگذاری های کلان بهداشتی ممکن است با ترجیحات فرد در یک راستا نبوده، به خطا رفته و نتیجه مطلوب از آن حاصل نگردد.اصلاح سبک زندگی مستلزم تغییر رفتارهایی است که بخش عمده ای از عادات روزمره فرد را تشکیل می دهند. اگر با تغییر سبک زندگی، کیفیت کلی زندگی فرد بهبود نیابد، تامین و تداوم این انگیزه دچار اشکال می شود(همان،5).
شیوه زندگی:انواع مختلف شیوه زندگی رایج در میان انسانها تاثیر مهمی بر سلامت و تندرستی آنها دارد شیوه زندگی سالم منبعی ارزشمند برای کاهش شیوع و تاثیر مشکلات بهداشتی ، ارتقاء سلامت و کاهش عوامل استرس زای زندگی می باشد. زندگی سالمتر، محصول تعامل انتخاب های فردی از یک سو و محیط اقتصادی-اجتماعی محصور کننده فرد از سوی دیگر می باشد. بسیاری از انواع شیوه زندگی ریشه در فرهنگ و شرایط اقتصادی-اجتماعی دارند و اصلاح آنها چالشی جدی محسوب می شود. ارتقاء سلامت به مفهوم ” فرایند قادرسازی افراد برای افزایش کنترل بر سلامتی خود و همچنین برای بهبود سلامتشان ” یک راهبرد کلیدی در راستای بهبود وضعیت سلامت و اصلاح شیوه زندگی می باشد.
مفهوم شیوه زندگی:مفهوم شیوه زندگی متکی بر این ایده است که مردم به طور معمول الگوی قابل تشخیصی از رفتار را در زندگی روزانه خود در معرض قرار می دهند. واژه ” شیوه زندگی سالم” از آنجاست که الگوی زندگی روزانه فعالیتها میتواند به عنوان سالم و یا نا سالم مورد ارزیابی قرار گیرد. یک شیوه زندگی سالم معمولا ” به عنوان یک زندگی متعادل مشخص می گردد که در آن هر شخص به طور آگاهانه انتخاب می کند و این انتخابها تحت الشعاع عوامل متعددی است. در پس زمینه سلامت، سبک زندگی به عنوان همه آن رفتارهایی است که یک فرد بر آن کنترل دارد و شامل فعالیتها یی است که خطرات متوجه سلامت فرد را در بر می گیرد و همچنین به عنوان فعالیت های اختیاری که با تاثیر قابل توجهی بر وضعیت سلامت همراه است و بخش رایجی از الگوی زندگی روزانه فرد محسوب می شود، تعریف گردیده است.
در زندگی واقعی، شیوه زندگی محصولی ترکیبی از انتخاب و منابع است. به اعتقاد روتن شیوه زندگی تاراه فردی زندگی نیست بلکه با الگوهای رفتار گروهی اجتماعی در سطح منابع مرتبط است. او در مدل خود خود ساختار شیوه زندگی از دیدگاه ارتقاء سلامت را شامل موارد زیر
می داند:
شرایط زندگی: منابع اجتماعی-زیستی، اقتصادی، فرهنگی و سایر منابع در سطح فردی
موقعیت زندگی: الگوهای مشترک و گروهی شرایط زندگی
رفتار زندگی: الگوی رفتار و اداره زندگی در سطح فردی
شیوه زندگی: الگوی رفتار و اداره زندگی در سطح جمعی
ساختار مدل ” شیوه زندگی” اشاره به این واقعیت دارد که یک ترکیب منحصربه فرد از ” شیوه زندگی” و ” موقعیتهای زندگی” منجر به شکل دهی انتخاب فرد می شود که همین امر منجر به پایداری این انتخاب می شود.
طبق تعریف WHO ” شیوه زندگی راهی است برای زندگی بر اساس الگوهای قابل تشخیص رفتار که به وسیله تاثیر متقابل بین خصوصیات فردی، تعاملات اجتماعی و شرایط زندگی اجتماعی-اقتصادی و محیطی یک فرد تعیین می شود”. شیوه زندگی محیط زندگی روزمره مردم است. این شرایط زندگی محصول وضعیت اجتماعی-اقتصادی و محیطی است که بر سلامت تاثیر گذارند و بسیاری دیگر قابل کنترل فرد نیستند.
عناصر تشکیل دهنده شیوه زندگی سالم :تطابق موثر(Effective coping): رفتارهای تطابقی به مردم کمک می کند تا بدون رفتارهای مخاطره آمیز با چالشها و استرسهای زندگی روبرو شوند.
یادگیری مادام العمر(Lifelong learning)
احتیاطات ایمنی و محافظتی(Safety and security precautions): در خانه، مدرسه و محل کار بخشی از شیوه زندگی سالم است.
حس هدمندی و معنادار بودن بودن، معنویت و امید(Sense of perpos and meaning,spirituality and hope) : این مفهوم دربرگیرنده تلاش برای درک و یافتن جایگاه فرد در هستی است.
فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه(Social activity and vounteering): امروزه شناخت تاثیر روابط اجتماعی بر سلامت به عنوان جزیی مهم از شیوه زندگی سالم محسوب می شود.
احتیاجات مرتبط با مرحله زندگی(Lif stage)
درک خطر(Perception of Risk): به مرحله زندگی بستگی دارد.
تعیین کننده های انتخاب شیوه زندگی عبارت است از مهارت های فردی، استرس، فرهنگ،حمایت اجتماعی، احساس کنترل، لذت بخشی، صفات فردی و انتخاب های موجود می باشد.
راهبردهای موثر در توسعه شیوه زندگی سالم:
اهمیت تعهد محلی
قابلیت تداوم رفتار
انتخاب جمعیت هدف
استفاده از منابع اطلاعاتی درست و دقیق
بسیج اجتماعی
(طل و همکاران، 1390: 10).
نتیجه آنکه برای تحقق شیوه زندگی سالم، افراد نیازمند دانش و مهارت های فردی به علاوه محیط اجتماعی تسهیل گر یعنی جایی که بتوانند مهارت هایشان را به طور موثر به کار گیرند، می باشند. این امر نیاز به اقدامات بنیانی بر سیستم ها یا جامعه در زمینه سلامت و شیوه های زندگی سالم را برای موفقیت و تداوم فواید بهداشتی، خاطر نشان می سازد.
سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت:رفتار ارتقاء دهنده سلامت به عنوان یک موضوع کلیدی در مفهوم ارتقاء سلامت توجه گسترده ای در تحقیق و ایجاد برنامه ها به خود جلب کرده است. تعریف فرد از سلامت در مرکز دیدگاه رفتار ارتقاء دهنده سلامت، قرار می گیرد. در این مرحله سلامتی با استفاده از کیفیت های مثبت که توسط سازمان جهانی بهداشت پیشنهاد شده است، تعریف می گردد. سلامتی به معنی تحقق بخشی به پتانسیل انسان و حفظ تعادل و جهت گیری هدفدار در محیط است. سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت توسط Walker و همکاران چنین تعریف شده است. ” الگویی چند بعدی از ادراکات و اعمال آغاز شده با انگیزه خود شخص که به تداوم و تقویت سطح سلامت و خودشکوفایی شخص کمک می کند”.
مولفه های شناخته شده سبک زندگی در دنیای علمی امروز: عبارتند از فعالیت های فیزیکی، اوقات فراغت، خواب و بیداری، روابط اجتماعی، روابط خانوادگی، معنویت، ایمنی و آرامش، تغذیه و … که هر کدام به منزله بزرگراهی از راههای زندگی افراد شمرده می شوند.سبک زندگی، شیوه ای نسبتا ثابت است که فرد اهداف خود را به وسیله آن پی می گیرد.این شیوه ها حاصل زندگی دوران کودکی فرد است. به عبارت دیگر، سبک زندگی بعد عینی و کمیت پذیر شخصیت افراد است (دالوندی،1391: 78).
نظریات سبک زندگیسبک زندگی ابتدا در نوشته های ماکس وبر (1920- 1864weber,) به کار رفت.این جامعه شناس سبک زندگی را در معنای جمعی آن که در واقع شبیه خرده فرهنگ بود به کار برد. از دیدگاه وی سبک زندگی که از آموزش و پرورش افراد ناشی می شود منبع تحول اقشار اجتماعی بخصوص در حیطه حرفه ای است. علاوه بر این سبک خاص زندگی افراد یک گروه تحت تاثیر پایگاه گروهی آنها است و به وسیله آن حفظ می شود. ماکس وبر، سبک زندگی را به عنوان شاخص گروههای منزلت و علل انسجام گروهی آنها مطرح کرد. او با اینکه جایگاه مستقلی برای سبک زندگی قائل شد و آن را قابل تقلیل به موقعیت طبقاتی افراد ندانست اما تحلیل خود را از این پیشتر نبرد.
مدل نظری سبک زندگی سلامت از کاکراهام :4 طبقه اصلی: 1- متغیرهای ساختاری، شامل: سطح طبقه اجتماعی، سن و جنس و نژاد و قومیت، نهادها و گروههای مردم نهاد، شرایط زندگی و فراهم کردن زمینه اجتماعی.
2- اجتماعی شدن و تجربه های اثر گذار اجتماعی
3- عمل (عادت) به صورتی که منجر به استمرار شیوه های سلامت گردد
4- شانس و انتخاب زندگی
5- تمرین و به عمل درآوردن رفتار شامل سیگار ، الکل و رژیم غذایی و …
(دالوندی ،1391: 80).
فولکریت ویلکن(1987) نیز سبک زندگی را در معنای وبر به کار برده است و آن را پدیده ای جمعی می نامد اما ویلکن که از سبک زندگی مدرن تحت عنوان ” سبک زندگی عصبی” و
” سبک زندگی مادی گرا” یاد میکند ، معتقد است که عصر مدرن سبک زندگی خاص خویش را گسترش داده است و این انسان است که باید استقلال شخصیت خود را به دست آورد و بر این سبک زندگی غلبه نماید وی یادآور می شود که مشکلات عصبی یک تلاش ابتدایی و شکست خورده برای غلبه بر سبک زندگی مدرن است. آنتونی گیدنز که یکی از طرفداران ظهور مدرنیته متاخر است معتقد است که ویژگی خاص مدرنیته، پویایی جهان شمول و تغییر زیاد رسوم سنتی است. مدرنیته سبب می شود که افراد از انتخابهای سنتی رها شده و رودرروی تنوع غامضی از انتخابها قرار گیرد. در این میان امنیت هستی شناختی فرد آسیب می بیند. فرد برای اعاده امنیت خود از میان انتخابهای موجود برخی را برمیگزینند. به عقیده گیدنز این انتخابها تصادفی نبوده و الگویی را پدید می آورند که بخشی از آن مربوط به مصرف است. این مجموعه الگومند راهنمایی برای کنش می شود و فرد را از این معضل که هر لحظه مجبور به تصمیم گیری آگاهانه باشد می رهاند لذا سبک زندگی مستلزم مجموعه ای از عادتها و جهت گیری ها است که از نوعی وحدت برخوردار است و پیوند بین گزینشهای فردی موجود در الگوی کم و بیش منتظم را نیز تامین می کند. با برداشتی که گیدنز از مقوله سبک زندگی دارد مطالعه سبک زندگی عبارتست از تلاش برای شناخت مجموعه منتظمی از رفتارها یا الگوهای کنش که افراد آنها را انتخاب کرده و کنشهایشان در زندگی روزمره به واسطه آنها هدایت می شود. مهم این است که چنین انتخابهایی در هر سطحی وجود دارند و هیچ فرهنگی انتخاب افراد را کاملا از آنها نمی گیرد چنین مطالعه ای معطوف به بررسی چگونگی ساخته شدن هویت های فردی با کمک سبک زندگی نیز خواهد بود.( به نقل از دالوندی)
از نظر سوبل (Sobel,1981) سبک، دارای ثبات است و در ساخته هایی که هم سطح هستند میتوان مشخصات آن را دریافت همچنین سبک ویژ گی محلی دارد. به عبارت دیگر وقتی سبک در یک بازه زمانی و مکانی گسترش می یابد، هر قدر گسترده تر می شود خصایص اصلی خود را از دست میدهد و تغییر میکند. از نظر وی عواملی همچون نیازهای عینی و منابع فرد کلیتهای فرهنگ مادی جامعه و قواعد اقتصادی و سیاسی که توزیع عناصر فرهنگی را نیز تحت کنترل دارند بر سبک زندگی تاثیر می گذارند.(به نقل از دالوندی)
نظریه آدلر:آدلر(Adler)معتقد بود که همیشه احساس عمومی حقارت وجود دارد و نیروی برانگیزاننده رفتاری است. آدلر نوشت که انسان بودن یعنی در خود احساس حقارت کردن و از آنجا که این حالت در تمام مردم مشترک است علامتی از ناهنجاری نیست. آدلر اعتقاد داشت که احساس حقارت منبع تمام تلاشهای انسان و نیرویی است که تعیین کننده رفتار ما می باشد. در واقع پیشرفت نمو و رشد فردی از تلاشهای ما در جبران کردن حقارت هایمان چه واقعی و چه خیالی ناشی می شود. از نظر آدلر این فرایند از زمان طفولیت آغاز می شود. اطفال خردسال ناتوان و وابسته به بزرگسالان هستند. آنها از قدرت و نیروی بیشتر والدین و همچنین ناامیدی از تلاش برای مقاومت و مبارزه با این قدرت آگاهند. در نتیجه احساس حقارت نسبت به مردم بزرگتر و قوی تر اطراف خود را پرورش می دهند. با این وجود این تجربه حقارت ارثی از خود داشته و در سازش با تقاضاهای زندگی احساس درماندگی و ناتوانی میکنند. آدلر نه تنها معتقد است که افراد انسانی دارای احساس حقارت هستند بلکه آن را ناشی از یک ضعف بالقوه بدنی می دانست که گاه ممکن است این نقص بالفعل نشود اما در مواردی این نقص بالقوه بالفعل میشود و آدمی را برای جبران ان به فعالیتها وا میدارد گاهی هم ادمی ان نقص را بهانه ای قرار داده و برای خودداری از انجام کارهای دشوار یا برای توجیه شکستی که در به ثمر رساندن ان کارها خورده دلیل تراشی میکند. از نظر او بسیاری از افراد دارای نقص بدنی به جبران ان پرداخته و توفیق کامل حاصل کرده اند مثل دومستن خطیب یونانی که لکنت زبان داشته و با تمرین های مخصوص و پی گیر بر این نقص فائق آمده است.
آدلر در ابتدا احساس حقارت در زنها ناشی از ضعف خلقت انها و در مردها ناشی از جنبه مادینگی انها میدانست ولی بعد نظرش تغییر کرد و معتقد شد که عقده حقارت ارتباطی به جنبه زنی و مردی ندارد به نا بر عقده برتری نظر یا عقیده ای اغراق آمیز از توانایی ها و مهارتهای یک فرد در بر میگیرد ممکن است چنین شخصی از درون احساس خود ارضایی نماید و نیاز به ابراز برتری یا مهارت و موفقیت نشان ندهد یا ممکن است چنین نیازی را احساس نموده و تلاش کند تا نهایت موفقیت را به دست آورد. در هر دو مورد اشخاص با عقده حقارت دچار لاف زدن و به خود بالیدن و تکبر و غرور و خود محوری و خواهان بدنام کردن دیگران می باشند. برتری جویی از احساس حقارت نشات می گیرد و به معنای تسلط بر دیگران یا ریاست طلبی و کسب امتیازات اجتماعی نیست بلکه به معنای وحدت بخشیدن به شخصیت است. برتری جویی چیزی است شبیه تحقق پذیرفتن ” خود” در نظریه یونگ و کوششی است برای انکه شخص از انچه که هست بهتر و کاملتر شود و استعدادهای ذاتی و بالقوه خود را بالفعل سازد. برتری جویی در نظر ادلر یعنی گام برداشتن در راه کمال نفس. ادلر برتری جویی را جزو سرشت ادمی بلکه عین زندگی می دانست و معتقد بود که همین انگیزه است که ادمی را از هنگام زادن تا دم مرگ از مرحله ای به مرحله دیگر پیش می برد و جنبه اجتماعی او را تقویت می کند. به عقیده ادلر همه ادمها برای هدف نهایی برتری – هدفی خیالی که وجود نهایی ندارد- یا موفقیت تلاش میکنند. با این حال این هدف خیالی به عنوان یک ارمان ذهنی اهمیت زیادی دارد. زیرا شخصیت را یکپارچه میکند و باعث می شود کل رفتار قابل درک شود. هر کسی میتواند هدف خیالی خود را بیافریند هدفی که مواد خام ان را وراثت و محیط تامین میکنند. با این حال این هدف نه به صورت ژنتیکی و نه محیطی تغیین می شود یعنی توانایی افراد در شکل دادن ازادانه رفتارشان و آفریدن شخصیت شان است. در 4-5 سالگی نیروی خلاق کودک برای تعیین هدف نهایی رشد کرده است. کودکان خردسال چون کوچک و ناقص یا ضعیف هستنند احساس حقارت و عجز میکنند. انها برای جبران کردن این کمبود هدف خیالی را برای بزرگ و قوی و کامل شدن تعیین می کنند بنابراین هدف نهایی فرد رنج احساس حقارت را کاهش میدهد و او را به سمت برتری یا موفقیت هدایت میکند افراد برای جبران احساس حقارت یا ضعف در در جهت برتری یا موفقیت تلاش میکنند. ادلر معتقد بود که همه انسانها هنگام تولد از نعمت بدن کوچک و ضعیف و حقیر برخوردارند این نقایص جسمانی فقط به این علت که انسانها بنابر ماهیت شان از گرایش فطری به کمال یا یکپارچگی برخوردارند احساسهای حقارت را بر می انگیزد.نیاز به غلبه بر احساسهای حقارت به طور مداوم به انسانها فشار می اورد و میل به کمال انها را به سمت خود میکشاند موفقیتهای مثبت و منفی به طور همزمان وجود دارند و چون انها دو قطب یک نیروی واحد هستند نمیتوانند از هم جدا شوند.از دیدگاه ادلر نیروی تلاش فطری است اما ماهیت و جهت ان ناشی از احساسهای حقارت و هدف برتری است هدف برای جبران کردن احساس نقص تعیین می شود اما تا زمانی که کودک گرایش بنیادی به سمت کمال نداشته باشد این احساس نقص وجود نخواهد داشت لذا کودک به سوی هدف به پیش می رود و هدف رهنمود هایی را برای انگیزش تامین می کند. هدف نهایی همه ما برتری و کمال است ولی هر کدام سعی داریم از طریق رفتارهای خاص زیادی به این هدف برسیم هر یک از افراد این تلاش را به شکل متفاوتی نشان می دهند این شکل متفاوت همان سبک زندگی است سبک زندگی الگوی منحصر به فردی از ویژگی ها و رفتارها و عادتها است که افراد از خودشان نشان می دهند. اطفال توسط احساسهای حقارت متاثر می شوند و این احساسها آنان را برای جبران ناتوانی و وابستگی برانگیخته می کند. در این تلاشهای جبرانی کودکان مجموعه ای از رفتارها را کسب می کنند این رفتارها جزئی ازسبکزندگی وی می شوند الگویی از رفتارها یی که برای جبران یک حقارت طرح ریزی شده است. هر کاری که انجام می دهیم توسط سبک زندگی منحصر به فرد ما شکل گرفته و مشخص شده است. سبک زندگی تعیین میکند که به کدام جنبه از محیطمان توجه کنیم و کدام جنبه های آن را نادیده بگیریم و چه نگرشهایی را حفظ کنیم. در واقع ادلر معتقد است که افراد مستبد نیازمندند وجود خود رامعنی دار سازند و این معنی دار شدن امری ذاتی نیست بلکه از تفسیرهای منحصربه فرد هر شخص در زندگی بدست می آید.یکی از نخستین و مهمترین مفاهیمی که یک شخص تدوین می کند نمونه نخستین است یعنی شکل اولیه تطابق فرد با زندگی. بین 3 تا 5 سالگی کودک شرایط زندگی خود را ارزیابی میکند و نقشه نمونه نخستین عمل خود را توسعه می دهد وقتی که نمونه نخستین ایجاد شد کودک معنای موجود در ان را در تجربیات زندگی خود به کار میگیرد به همین دلیل ادلر ان را شیوه زندگی یا سبک زندگی می نامد. سبک زندگی مهمترین عاملی است که انسان زندگی اش را بر اساس ان تنظیم می کند و حرکتش را در جهان و زندگی مشخص میکند. سبک زندگی مجموعه عقاید ، طرحها و نمونه های عادتی رفتار، هوی و هوسها ، هدفهای درازمدت، تبیین شرایط اجتماعی و یا شخصی است که برای تامین امنیت خاطر افراد لازم است. سبک زندگی فرضیاتی است که در ان نحوه تفکر، احساسات ، ادراکات و رویاها و غیره مطرح هستند.سبک زندگی نوع خاص واکنش فرد در برابر موانع و مشکلات زندگی است هدف تمام اشخاص میل به توفق و برتری است اما طرق بیشماری را برای وصول به این هدف به کار می بندند. تمام رفتارهای فرد از سبک زندگی وی نشات می گیرد و آنچه متناسب با سبک زندگی اوست می آموزد و ححفظ میکند فرد به کمک نقشه شناختی خویش حرکتش را در طول زندگی تسهیل و تجهیز میکند تجاد تجاربش را ارزشیابی و درک و سپس پیش بینی و کنترل می کند بر طبق نظر ادلر سبک زندگی انچنان در سن 4 تا 5 سالگی به صورت نیرومندی متبلور می شود که پس از آن تغیر دادنش مشکل است. مبنای سبک زندگی هر کس صفات و استعدادهای موروثی است و بر اثر چگونگی به کار افتادن آن صفات و استعدادها پایه گذاری و تثبیت می شود و تا پایان عمر به ندرت تغییر می پذیرد. بعد از تثبیت سبک زندگی تمام فعالیتهای فرد پیرامون این سبک زندگی یکپارچه و استوار می شود البته با اینکه هدف نهایی فرد یکی است اما لزومی ندارد که سبک زندگی او محدود یا انعطاف ناپذیر باشد. افرادی که از نظر روانی سالم نیستند معمولا سبک زندگی انعطاف ناپذیری دارند که مشخصه آن ناتوانی در انتخاب راههای جدید پاسخ دادن به محیط است. در مقابل افرادی که از لحاظ روانی سالم هستند به صورت متنوع و انعطاف پذیر رفتار میکنند و سبک زندگی انها پیچیده و پرمایه و تغییرپذیر است. افراد سالم برای موفقیت راههای متعددی دارند و همواره گزینه های تازه ای را جستجو می کنند بنابراین با وجود هدف نهایی ثابت، نحوه رسیدن به هدف که همان سبک زندگی است مرتبا تغییر میکند و میتواند در هر مقطعی گزینه جدیدی باشد.ادلر مسائلی که سبک زندگی در انها نمود پیدا میکند مشخص نمود: مسائلی که رفتار ما را با دیگران درگیر می سازند که در واقع همان عشق صمیمانه یا روابط بین فردی است مسائل مربوط به شغل و مسائل مربوط به عشق یا عشق جنسی( به نقل از حسینایی)
انواع سبک زندگی در نظریه آدلر:
آدلر چهار سبک زندگی اساسی را که مردم می توانند اتخاذ کنند



قیمت: 10000 تومان