—d1852

675563109410500
15240-32639000 دانشگاه آزاد اسلامیواحد کرمانشاه
پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته مشاوره و راهنمایی (MA)
عنوان
اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان
دانشآموزان دختر تیزهوش‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬استاد راهنما
دکتر کیوان کاکابرایی
استاد مشاور
دکتر محسن گل محمد یان
نگارنده
معصومه مستشاری
پاییز 1393
تقدیم به :
روانشاد پدرم ، او که زیباترین نقش نگارستان خاطرم ، سیمای اوست.
تقدیم به :
مهربان مادرم ، او که سپید گشته تا سبز شوم ، لبانش بارگاه دعا و نگاهش بدرقه گر همیشگی زندگیم.
تقدیم به :
همسر عزیزم ، مشوق و رفیق راهم ، که با مهربانی های خود راه زندگیم را هموارتر می کند.
تقدیم به :
غنچه های باغ هستی ام ، تار وپود وجودم ، پویا وپارسا .
قدردانی وسپاس
منت خدای عزوجل که وجود را به انسان و او را به زیور علم آراست.
در غایت فروتنی واخلاص بر خود واجب می دانم که از استاد راهنمای اندیشمند و دلسوز جناب آقای دکترکیوان کاکابرایی که در طول انجام این پژوهش از رهنمودهای ایشان بهره مند گشته ام ، مراتب سپاس وقدردانی خود را محضر ایشان عرضه می دارم.
همچنین از استاد مشاور گرامی و بزرگوار ، جناب آقای دکتر محسن گل محمدیان که صبورانه با راهنمایی های خود در این پژوهش مرا یاری نمودند خاضعانه تشکر می کنم.
و از مهر گستر مهربان ، بهترین ها را برای اساتید محترم خواهانم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه TOC \o “1-1” \h \z \u
چکیده PAGEREF _Toc407217143 \h 1فصل یکم PAGEREF _Toc407217144 \h 2مقدمه پژوهش PAGEREF _Toc407217145 \h 21-1-مقدمه PAGEREF _Toc407217146 \h 31-2-بیان مساله PAGEREF _Toc407217147 \h 51-3- اهمیت وضرورت پژوهش PAGEREF _Toc407217148 \h 81-4- اهداف پژوهش PAGEREF _Toc407217149 \h 101-5- فرضیه‌های پژوهش PAGEREF _Toc407217150 \h 111-6- تعریف متغیرها PAGEREF _Toc407217151 \h 11فصل دوم PAGEREF _Toc407217152 \h 14مبانی نظری و پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc407217153 \h 142-1- مهارت های زندگی PAGEREF _Toc407217154 \h 152-1-5- مهارت‌های اصلی زندگی PAGEREF _Toc407217155 \h 172-1-6- ده مهارت اصلی وپایه‌ای مهارت‌های زندگی PAGEREF _Toc407217156 \h 182-1-7- مبانی نظری مهارت های زندگی PAGEREF _Toc407217157 \h 202-1-7-1- نظریه یاد گیری اجتماعی PAGEREF _Toc407217158 \h 202-1-7-2- نظریه نمره اجتماعی PAGEREF _Toc407217159 \h 202-1-7-3- نظریه حل مسایل شناختی PAGEREF _Toc407217160 \h 212-1-7-4- نظریه هوش چند بعدی PAGEREF _Toc407217161 \h 212-1-7-5- نظریه خطر و جهندگی PAGEREF _Toc407217162 \h 222-1-7-6- نظریه ساخت گرایی روان شناسی PAGEREF _Toc407217163 \h 232-1-8- فواید وکاربردهای مهارت زندگی PAGEREF _Toc407217164 \h 232-1-9- اهداف مهارت‌های زندگی PAGEREF _Toc407217165 \h 242-1-10-مهارت حل مسأله PAGEREF _Toc407217166 \h 252-1-10-1- ویژگی های افراد توانمند در حل مسأله PAGEREF _Toc407217167 \h 252-1-10-3- راه کارهای مهارت حل مساله: PAGEREF _Toc407217168 \h 262-1-11- مهارت تصمیم گیری PAGEREF _Toc407217169 \h 272-1-12- مهارت تفکر خلاق PAGEREF _Toc407217170 \h 302-1-13-مهارت تفکر نقادانه PAGEREF _Toc407217171 \h 322-1-14- مهارت کنترل هیجان PAGEREF _Toc407217172 \h 352-1-15- مهارت همدلی PAGEREF _Toc407217173 \h 362-1-16- مهارت مقابله با استرس PAGEREF _Toc407217174 \h 372-1-17- مهارت خود آگاهی PAGEREF _Toc407217175 \h 392-1-18- مهارت برقراری ارتباط مؤثر PAGEREF _Toc407217176 \h 412-1-19- مهارت جرأت ورزی: PAGEREF _Toc407217177 \h 422-2- سلامت PAGEREF _Toc407217178 \h 442-2-1 -الگوی سلامت PAGEREF _Toc407217179 \h 452-2-2- ابعاد سلامت PAGEREF _Toc407217180 \h 462-2-3- سلامت روان PAGEREF _Toc407217181 \h 472-2-4- اصول سلامت روانی PAGEREF _Toc407217182 \h 502-2-5- سلامت روان از دیدگاه‌های مختلف PAGEREF _Toc407217183 \h 522-2-6- سلامت روان از نظر مکاتب مختلف روانشناسی PAGEREF _Toc407217184 \h 532-2-7 – نظریه های مربوط به سلامت روان PAGEREF _Toc407217185 \h 552-2-8- ایجاد سلامت روان PAGEREF _Toc407217186 \h 592-2-9- پیشگیری PAGEREF _Toc407217187 \h 592-2-10- مدرک‌های سلامت روان PAGEREF _Toc407217188 \h 602-2-11- اهمیت مهارت‌های زندگی در سلامت روان PAGEREF _Toc407217189 \h 612-3- تیزهوش PAGEREF _Toc407217190 \h 622-4- پیشینه پژوهش‌ PAGEREF _Toc407217191 \h 66فصل سوم : PAGEREF _Toc407217192 \h 74روش پژوهش PAGEREF _Toc407217193 \h 743-1- روش پژوهش PAGEREF _Toc407217194 \h 753-2- معرفی متغیرها PAGEREF _Toc407217195 \h 753-3- جامعه آماری PAGEREF _Toc407217196 \h 753-4- نمونه وروش نمونه گیری PAGEREF _Toc407217197 \h 753-5- ابزار پژوهش PAGEREF _Toc407217198 \h 753-6- روش اجرای پژوهش PAGEREF _Toc407217199 \h 773-6-1- برنامه آموزش مهارت‌های زندگی PAGEREF _Toc407217200 \h 773-8- روش تحلیل داده ها PAGEREF _Toc407217201 \h 80فصل چهارم PAGEREF _Toc407217202 \h 81تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc407217203 \h 81الف) یافته های توصیفی PAGEREF _Toc407217204 \h 82ب) یافته های استنباطی PAGEREF _Toc407217205 \h 83فصل پنجم PAGEREF _Toc407217206 \h 90بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc407217207 \h 905-1-بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc407217208 \h 91 5-3- محدودیتهای پژوهش PAGEREF _Toc407217210 \h 965-4-پیشنهادات PAGEREF _Toc407217211 \h 965-4-1- پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc407217212 \h 965-4-2-پیشنهادات پژوهشی………………………………………………………………………………………………………97
منابع PAGEREF _Toc407217213 \h 98پیوست‌ها PAGEREF _Toc407217214 \h 111
فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC \o “2-3″ \h \z \u
جدول 3-1- محتوای آموزشی دوره آموزش مهارت‌های زندگی PAGEREF _Toc406757055 \h 77جدول 4-1- میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش در پیش آزمون PAGEREF _Toc406757056 \h 82جدول 4-2- میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش در پس آزمون PAGEREF _Toc406757057 \h 83جدول 4-3- آزمون همگنی واریانسها در سلامت روان دو گروه PAGEREF _Toc406757058 \h 83جدول 4-4- آزمون کوواریانس به منظور تعیین تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان PAGEREF _Toc406757059 \h 84جدول 4-5- آزمون همگنی واریانسها در اضطراب دو گروه PAGEREF _Toc406757060 \h 85جدول 4-6- آزمون کوواریانس به منظور تعیین تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش اضطراب PAGEREF _Toc406757061 \h 85جدول 4-7 آزمون همگنی واریانسها در افسردگی دو گروه PAGEREF _Toc406757062 \h 86جدول 4-8 آزمون کوواریانس به منظور تعیین تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش افسردگی PAGEREF _Toc406757063 \h 86جدول 4-9 آزمون همگنی واریانسها در اختلال کنش اجتماعی دو گروه PAGEREF _Toc406757064 \h 87جدول 4-10- آزمون کوواریانس به منظور تعیین تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش اختلال در کنش اجتماعی PAGEREF _Toc406757065 \h 87جدول 4-11- آزمون همگنی واریانسها در نشانه های جسمانی PAGEREF _Toc406757066 \h 88جدول 4-12- آزمون کوواریانس به منظور تعیین تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش نشانه های جسمانی PAGEREF _Toc406757067 \h 88
چکیدههدف پژوهش‌حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان دانش‌آموزان دختر تیز هوش شهر کرمانشاه بود. پژوهش حاضر، يک مطالعه آزمايشی از نوع طرح پيش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری اين پژوهش را دانش‌آموزان دختر تیز هوش دبیرستانی دوره ی اول شهر کرمانشاه در سال تحصیلی94-93 تشکيل دادند. برای انتخاب آزمودنی‌ها از روش نمونه‌گيری در دسترس استفاده شد، به طوری که‌در اين پژوهش 60 دانش‌آموز شرکت داشتند. آزمودنی‌ها به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری گمارده شدند (يک گروه آزمايش و يک گروه کنترل). گروه آزمايشی، آموزش مهارت‌های زندگی را در 10 جلسه دريافت کردند در حالی که به گروه کنترل اين آموزش ارائه نشد. ابزار استفاده شده در اين پژوهش پرسش‌نامه سلامت عمومی GHQ بود. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از تحليل کوواريانس چندمتغيری تحليل شد. نتايج نشان داد که بعد از مداخله، ميانگين نمرات سلامت روان گروه آزمايش به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود. هم‌چنين نمرات سلامت روان گروه آزمايش در خرده‌مقياس‌های علايم جسمانی، اضطراب، نقص در عملکرد اجتماعی و افسردگی معنادار بود .برنامه آموزشی مهارت زندگی باعث بهبود سلامت روان دانش‌آموزان تیز هوش شد و علايم جسمانی، اضطراب، نقص در کنش اجتماعی و افسردگی آنان را کاهش داد. بنابراين برنامه‌ريزی برای ارائه آموزش مهارت زندگی به اين دانش‌آموزان اهميت ويژه‌ای دارد. یافته ها اهمیت و لزوم گنجاندن برنامه آموزش مهارتهای زندگی را در بهبود سلامت روان دانش آموزان متذکر می سازد.
واژه‌های کلیدی: مهارت زندگی، سلامت روان، دانش آموزان تیز هوش .
فصل یکممقدمه پژوهش1-1-مقدمه
کودکان ونوجوانان در فرایند رشد وبالندگی خود، مهارت‌های ارتباطی ونحوه‌ی مقابله با چالش‌های زندگی را یاد می‌گیرند‌که پایه ریزی شخصیت افراد در بزرگسالی می باشد .از آن جا که این سنین بیشتر اوقات خود را در محیط‌های آموزشی می گذرانند ، روشن است که این فضاها تأثیرات مهمی بر سلامت روانی دانش آموزان در آینده دارد. بخصوص سن نوجوانی که از مراحل مهم و برجسته رشد وتکامل اجتماعی وروانی فرد به شمار می رود ونیاز به تعادل هیجانی و عاطفی ، کسب مهارت‌های اجتماعی لازم در دوست یابی، شناخت زندگی سالم وچگونگی برخورداری از آن از مهمترین نیازها به شمار می رود(شعاری نژاد،1388). امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه‌ی زندگی متأسفانه بسیاری از افراد در رویارویی با مسایل زندگی ، فاقد توانایی های لازم واساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسایل و مشکلات روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است وبا توجه به نقش اساسی مدارس در آماده سازی دانش آموزان برای ورود به اجتماع وپذیرش نقش های متفاوت اجتماعی، ضروری به نظر می رسد که بر تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر روی دانش آموزان بیشتر تإکید وتوجه شود.
مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند که به منظور ارتقاء سطح ارتباطات، افزایش قدرت تصمیم گیری، مدیریت، درک خود وکارکردن در گروه مورد استفاده قرار می گیرد. در آموزش مهارت‌های زندگی ، محورها و موضوعاتی تدریس می گردد که به ارتقاء کیفیت زندگی کمک می کنند(خدابخش ومنصوری، 1389).
آموزش مهارت های زندگی ، به مجموعه ای از توانایی هایی گفته می شود که زمینه سازگاری رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورد و این توانایی ، فرد را قادر می سازد که ضمن پذیرش مسئولیت های اجتماعی خود بدون لطمه زدن به خود و دیگران بتواند به شکل مؤثری با خواست ، انتظارات و مشکلات روزانه در روابط بین فردی روبرو گردد(کریم زاده،1388).
در نتیجه با پدیدآمدن رفتارهای مثبت و سالم بسیاری از مشکلات بهداشتی قابل پیشگیری خواهند بود. بنابراین کمک به کودکان در رشد و گسترش مهارت های مورد نیاز برای زندگی مطلوب ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد با مشکلات و همچنین کمک به آنان در رشد و تکامل عواطف و مهارت های اجتماعی لازم جهت سازگاری موفق با محیط اجتماعی و زندگی مؤثر و سازنده ضروری به نظر می رسد(شعاری نژاد ، 1388) .
بنابراین با توجه به اهمیت مهارتهای زندگی با اهداف گوناگون پیشگیری و ارتقاء سطح سلامت روانی ضرورت آموزش اینگونه مهارت ها به کودکان برای ما آشکار می شود. به خصوص‌در کنار جهت دهی به استعدادهای نهانی‌کودکان تیزهوش، مدارس باید شرایط لازم برای پرورش وایجاد فکر خلاق ورشدتوانایی‌های دانش‌آموزتیزهوش را فراهم آورند که از مؤثرترین اقدامات در این زمینه آموزش مهارت‌های زندگی می باشد. یک دانش‌آموزتیز هوش برای ارتباط با دنیای خارج، حل مسأله، ایجاد آثار هنری وابتکار عمل وسازگاری اجتماعی به این مهارت‌ها نیازمند است(اژه ای،1383).
در گذشته وقتی صحبت از سلامت انسانها می شد فقط جنبه فیزیولوژیک و بدنی آنها مورد توجه بود. اما امروزه تعریف سلامت و بهداشت تغییر نموده است و شخص سالم کسی است که از نظر روانی وحتی اجتماعی سالم باشد . اصطلاح سلامت روانی اصطلاحی است که از آن برای بیان واظهار کردن هدف خاصی برای جامعه استفاده می شود .
هر فرهنگی بر اساس معیارهای خاص خود به دنبال سلامت روان است . هدف هر جامعه این است که شرایطی را که سلامت اعضاء جامعه خودش را تضمین می کند تهیه و آماده نماید و سلامت روان قسمتی از سلامت کلی است . سلامت روان نوعی از سلامت است که به قسمت خاصی از انسان مثل هوش ، ذهن ، حال ، روان ، روح و این مقولات اشاره و نظر دارد. سلات روان تاثیر مستقیم برروی کل سلامت دارد و قسمت جدای از ارگانیسم نیست (براندن1 1990،ترجمه هاشمی،1374). چرا که روان با تمامیت انسان رابطه دارد و زمانی میسر می شود که فرد هیچ احساس ناخوشایند و نامطلوبی از زندگی نداشته باشد ودیگران ازجمله پزشکان هم او را در حد طبیعی بدانند بنابراین احساس امنیت خاطر، شادمانی به موقع ، خواب و خوراک وانرژی به اندازه می تواند نشان دهنده سلامت روان باشد(احمدوند،1388).
سازمان بهداشت جهانی 2 (WHO) سلامت روان را چنین تعریف می کند :
سلامت عبارتست از بهزیستی کامل جسمانی، روانی واجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی (گنجی،1392).
درباره مفهوم سلامت روان میان روان‌ شناسان اختلاف نظرهایی وجود دارد، ولی یکی از تعاریف به نسبت پذیرفته شده در این باره، این است که درفرد پایین ترین سطح نارسایی های روانی وجود داشته باشد(نویدی، 1385).سلامت عمومی3 نمایه ای است که میزان توانایی شخصی را در مواجهه با خواسته های محیطی – اجنماعی ،عاطفی یا جسمانی نشان می‌دهد. بنابراین بهداشت روانی را نباید با بیماری روانی‌ در هم آمیخت بهداشت روانی مطالعه وضع روانی شخص قبل از بیماری است (میلانی فر، 1389).بدین طریق سلامت روانی وضع روانی را که از طریق آرامش، هماهنگی وگنجایش روانی مشخصمی شود آشکار می سازد و بوسیله نبودن نشانه های ناتوانی و ضعف در هر بعد روانی وجسمانی در شخص شناخته می شود.
1-2-بیان مسالهسازمان جهانی بهداشت مهارتهای زندگی را چنین تعریف نموده است : توانایی انجام رفتار سازگارانه ومثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش‌ها وضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید. به طور کلی مهارت‌های زندگی عبارتند ازتوانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارت‌های زندگی هم به صورت یک راهکارارتقای سلامت روانی وهم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد، خشونت‌های خانگی واجتماعی، آزار کودکان، خودکشی، ایدز وموارد مشابه قابل استفاده است. به طورکلی مهارت‌های زندگی ابزاری قوی در دست متولیان سلامت روانی جامعه درجهت توانمند سازی جوانان درابعاد روانی – اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش وجامعه را ارتقا بخشند . دراین راستا ده مهارت را به عنوان مهارتهای اصلی زندگی، شامل مهارتهای: تصمیم گیری ، حل مسأله 2،تفکر خلاق3 ،تفکر نقاد4 ،توانایی برقراری ارتباط مؤثر 5، مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی 6 ، خود آگاهی 7 ،همدلی کردن 8 مقابله با هیجان 9 ، مقابله با فشار 10 معرفی نموده است(قاسم زاده،1383).
آموزش مهارت‌های زندگی موجب ارتقای توانایی‌های روانی – اجتماعی می گردد. این توانایی ها فرد را برای برخورد مؤثر با کشمکشها وموقعیت های زندگی یاری می بخشند، وبه او کمک می کنند تا با سایر انسانها، جامعه، فرهنگ و محیط خود مثبت وسازگارانه عمل کند و سلامت روانی خود را تأمین نماید. بدین ترتیب مهارت‌های زندگی موجب تقویت یا تغییر نگرشها، ارزشها ورفتارهای مثبت وسالم بسیاری از مشکلات بهداشتی قابل پیشگیری خواهند بود(حقیقی،موسوی،مهرابی‌زاده،بشلیده،1385).
در حال حاضرسلامت روان را می توان به منزله‌ی توانایی رشد وگسترش هیجانات عقلی و معنوی، برقراری ارتباط با دیگران شامل همسالان و بزرگسالان، شرکت در فعالیت های آموزشی و اجتماعی انعطاف پذیری در مواجهه با سختی ها دانست . آموزش مهارتهای زندگی نقش اساسی را در بهداشت روانی ایفا می کند، البته زمانی که در یک مقطع سنی مناسب ارائه شود نقش برجسته تری خواهد داشت. به طوری که می توان گفت که بسیاری از نوروزها وسایکوزها ناشی از نقص دررشد مهارت‌های زندگی اساسی است و در واقع آموزش مهارت‌های زندگی نقش درمانی دارد(خدابخش وهمکاران،1389).
کودکی ونوجوانی فرصت‌های کلیدی را برای بهبود واساس سلامت روان مهیا می کنندو مدرسه منبع مهمی برای کمک کردن ورسیدن به این هدف است. در حدود 25% از بچه ها وافراد جوان در جوامع پیشرفته نشانه هایی از مشکلات سلامت روان را نشان می دهند که 10% آن‌ها اختلال سلامت روان را دارند. مدارس هم چنین می توانند در پیشرفت سلامت روان و ایجاد آن و نیز جلوگیری از محیط های استرس زای منفی مؤثر باشند(ویرونایند،2011).
مدرسه و محیط های آموزشی کانون توجه صاحبنظران سلامت روان هستند. از این رو که این محیط با گروههای سنی که به عنوان گروه های حساس شناخته می‌شوند سروکار دارند. علاوه بر این که سنین دبستان و راهنمایی و دبیرستان به عنوان سنینی شناخته می‌شوند که پایه ریزی شخصیت افراد در بزرگسالی در این سنین روی می‌دهد این دسته از گروه های سنی بیشتر اوقات خود را در این مدارس و محیط ها می‌گذرانند و روشن است که فضای این موقعیت ها تاثیرات مهمی بر سلامت روانی افراد در بزرگسالی دارد. بر این اساس صاحبنظران مسائل روانی در کنار توصیه به خانواده‌ها در جهت شناخت عوامل موثر در بهداشت روانی و تامین آن ، مراکز آموزشی و مدارس را نیز مورد توجه خود قرار می‌دهند و ایجاد آشنایی و رعایت این عوامل را در مدارس اکیداً توصیه می‌کنند(ادبی،1388).
نوجوانی مرحله ای از رشد و بلوغ است که با  تحولاتی در جسم و روان همراه است در این مرحله غرایز و احساسات در بالاترین حد خود قرار دارد، قوا و استعدادها به جنب و جوش در می آیند و عقل در آستانه ی رشد نسبی است در این مرحله نوجوان می خواهد روی پای خودش بایستد و از حالت کودکانه و دنباله روی به در آید. چیزی که بر مشکل تربیتی نوجوان می افزاید آسیب های اخلاقی است که امروزه به دلیل شرایط و فضای خاص فرهنگی و اجتماعی دامنگیر نسل نو شده است و جوامع انسانی به ویژه کشورهای صنعتی را با دشواری ها و مشکلات جدی روبه رو ساخته است(محمدی، 1385).تحقیقات نشان داده است که کلید تعیین کننده موفقیت تنها هوش شناختی نیست بلکه بسیاری افراد با هوش شناختی بالا در زندگی حیرانند. کودکان تیزهوش به علت دارابودن رشد فکری بیشتر، از نظر عاطفی نیز رشدشان سریعتر است وچنانچه مشکلاتی بروز نماید سبب سرکشی یا افسردگی آن‌ها می‌شود. توانایی فکری یک فردتیزهوش با فقدان تجربه و نداشتن مهارت‌های زندگی باعث بروز مشکلات جدی در زندگی‌می‌شود(اژه ای،1383). آموزش مهارت هاي زندگي ، نوعي كوشش است كه در سايه ی آن نوجوانان ترغيب مي شوند تا خلاقيت خود را به كار گيرند و به طور خودجوش راههاي مؤثر را براي حل تعارضات و مشكلات زندگي خود يابند(کلینگمن، 2009).
به نظر مي رسد آموزش مهارت‌هاي زندگي گام مؤثري در اين جهت باشد كه استعدادها و توانمندي هاي دانش آموزان بكار گرفته شود تا خود فعالانه سر نوشت خويش را بدست گيرند و انتخاب گر باشند. ضمناً فرايند خود باوري در نوجوانان مسير درست خود را طي كرده و نوجوان ضمن استفاده ی درست از مهارت ها، مسئوليت اعمال و احساسات خود را مي پذيرد و مهارت هاي لازم را براي اتخاذ تصميم هاي مهم زندگي كسب مي كند(شعاری نژاد،1388).
(زولينگر2 و همكاران ،2006 ( در مطالعه اي به بررسي تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر دانش، نگر شها و توانايي دانش آموزان مدارس راهنمايي در انتخاب سبك زندگي سالم پرداختند. نتيجه‌ی پژوهش اثر مثبت آموزش را نشان‌داد .
همچنین مهارت های زندگی اثر مناسبی در جهت كاهش آسیب های فردی و اجتماعی خواهند داشت و با ایجاد نگرش های اصولی و علمی در انتخاب بهترین شیوه در انجام بهینه ی هر فعالیت نقش خود را اثبات خواهند نمود(داران3، 2007 ). یادگیری موفقیت آمیز مهارت های زندگی، احساس یادگیرنده را در مورد خود و دیگران تحت تأثیر قرار می دهد و علاوه بر آن با تغییراتی كه كسب این مهارت ها در افراد بوجود می آورد، برداشت و نگرش دیگران را هم تحت تأثیر قرار می دهد. یادگیری مهارت های زندگی در دوران نوجوانی و جوانی، اثرات نسبتاً پایداری بر ساخت شخصیت آنان خواهد داشت، رفتارهای تحصیلی آنان را مؤثر، آینده نگری آنان را مثبت و انگیزه ی كاری آنان را مضاعف خواهد نمود. (شولتز 4،1388).
با توجه به اینکه دانش آموزان به ویژه دانش آموزان‌ تیزهوش آینده سازان مملکت هستند و سکانهای اقتصادی واجتماعی جامعه به دست آنهاست به نظر می رسد که آموزش مهارتهای زندگی گامی موثر برای ساختن نسلی پویا با تفکر نقاد و خلاق واخذ تصمیمات درست و شایسته وتوانمند در حل تعارضات زندگی باشد. بنابراین در پژوهش حاضر به دنبال یافتن پاسخ به این سئوال است که آیا آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان دانش آموزان دختر تیزهوش دبیرستانی دوره‌ی‌اول(راهنمایی) اثربخش است ؟
1-3- اهمیت وضرورت پژوهشبرنامه آموزش مهارت‌هاي زندگی، به منظور ارتقاء بهداشت روان و پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي تهيه و تدارك شده است . فرض زير بنايي براي طراحي اين برنامه ، پژوهش هاي انجام شده در مورد آسيب هاي رواني و اجتماعي مي باشد . و هدف اصلي آن ، اين است كه از طريق اجراي برنامه ، در طول زندگي فرصت هايي فراهم گردد تا افراد علاوه بر كسب توانايي هاي حرفه‌ای – شغلي ، مهارت‌هاي زندگي را نيز فرا گيرند، مهارت‌هايی كه به آنها كمك مي كند ، بتوانند هم در مورد خود ، هم در مورد انسان های ديگر و كل اجتماع به شكلی بالغانه و موثر عمل نمايند)محمد خانی و همكاران،1385). فرد تیز هوش نه تنها باید بتواند از آموخته های علمی خود بهره ببرد بلکه باید بداند در روابط اجتماعی و بده بستان‌های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب وچه عملی نامناسب است وچگونه مسائل خود را حل ودر مورد آن‌ها بهترین تصمیم گیری را داشته باشدو با استفاده ازتفکر نقاد وخلاق در موقعیت‌های مختلف زندگی عملکردی بهینه داشته و در عین حال با دیگران نیز سازگاری وهمنوایی داشته باشد(اژه ای،1383).
در اصل، اثربخشی روش مهارت های زندگی به دلیل تأكید آن بر جنبه های عینی شامل درگیری و شركت فعال افراد، رفتارهای قابل مشاهده و نمایش عینی عقاید می باشد. از آن جائی كه مدارس نقش مهمی در پیشگیری از آسیب های روانی ـ اجتماعی و ارتقاء سطح بهداشت روان دانش آموزان دارند، به همین جهت در سال های اخیر، برنامه های پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه گسترش یافته اند. شواهد نشان می دهند كه این گونه برنامه ها نتایج و پیامدهای مطلوبی را در افزایش عملكرد تحصیلی و كاهش رفتارهای خطرآفرین بین دانش آموزان به دنبال دارند.(حسین زاده،1390).
تحقیقات زیادی نشان داده اند که بین بیماری‌های روانی وافت تحصیلی رابطه وجود دارد. عوامل اضطرابی، نه تنها موجبات افت تحصیلی را فراهم می آورند، بلکه در سطح وسیعی، سازش یافتگی فرد را دچار اختلال می‌سازند وپیامدهای آن‌ها مسلماً برگستره‌ی زندگی فرد سایه خواهد افکند(دادستان،1392).
اهمیت ونقش سلامت روانی در رشد وشکوفایی انسانها ازهر نظربرکسی پوشیده نیست. هدف اولیه نگرش درمورد بیماری روانی، تحت پوشش قراردادن روان در سطح جامعه، به خصوص آموزش وپرورش است. افزایش اختلالات روانی، خسارت مالی ومعنوی تحت پوشش آنها، عدم اطلاع اقشار مختلف اجتماع به خصوص پرسنل آموزش وپرورش، توجه به تأمین سلامت روانی به عنوان یک گام مثبت اجتماعی حتی اقتصادی وفرهنگی را مد نظر قرار می دهد(سلطانیان،1381).
از آن‌جا که مهارتهاي زندگي در جهت ارتقای توانايی های رواني ـ اجتماعی هستند و در نتيجه سلامت روانی ، جسمانی و اجتماعی را تأمين مي كند . آموزش مهارتهای زندگی فرد را قادر مي سازد تا دانش ، ارزشها و نگرش های خود را به تواناي های بالفعل تبديل كند . بدين معنا كه فرد بداند چه كاری بايد انجام دهد و چگونه آن را انجام دهد . مهارت های زندگي منجر به انگيزه در رفتار سالم مي شود . همچنين بر احساس فرد از خود و ديگران و همچنين ادراك ديگران از وی مؤثر است . در ضمن منجر به افزايش اعتماد به نفس می شود بنابراين به طور كلي مي توان گفت كه منجر به افزايش سلامت روان افراد مي شود و در پيشگيری از بيماريهاي روانی و مشكلات رفتاری نقش مؤثری دارد .( نوري و خاني، 1377).
كودكان ونوجوانان به سبب بي تجربگی و نا آگاهی از مهارت های بازدارنده ، تسهيل كننده و اصلاحی، بيشتر در معرض آسيب های جدی دروني و اجتماعی هستند. دانش آموزانی كه مهارت های مقابله باموقعيت‌های تنش زا را ندارند، به نوعی مقهور آن ها خواهند شد و بدين ترتيب مستعد اختلالات روانی، عاطفی، افسردگی، اضطراب و احتمالاً مصرف مواد مخدر و رفتارهای ضد اجتماعی خواهند شد اين دانش آموزان در فرايند تصميم گيری نيز دچار مشكل میشوند( گینتر ،2008).
آموزش، اساسی‌ترین روش پیشگیری اولیه است. ازطرفی دیگر مهمترین و مؤثرترین دوره جهت آموزش پیشگیرانه، دوره کودکی ونوجوانی است. به همین دلیل متخصصین بهداشت روانی، آموزش پیشگیرانه در این دوران را بسیار مورد توجه قرار می دهند. سلامتی بخش اصلی یک زندگی شاد است ومدارس نقش مهمی در آگاه ساختن نوجوانان پیرامون مسائل بهداشتی وسلامتی وآموزش علوم به آنان دارد(حسینی،1378).
در واقع با افزایش توانایی‌های روانی – اجتماعی و در نهایت پیشگیری از شکل گیری رفتارهای آسیب رسان به بهداشت وسطح سلامت و روان افراد است . در واقع یادگیری مهارت‌های زندگی موجب افزایش ظرفیت‌های روانی می‌گردد.
نکته‌ مهم وقابل ذکر دیگری که ‌ضرورت این‌ آموزش را روشن می‌کند، این است که با وجودتغییرات عمیقی‌ که‌ درشیوه‌‌‌‌‌‌ی زندگی جوامع امروزی رخ داده است ، متاسفانه هنوز بسیاری از افراد در مواجهه با ناملایمات و مشکلات زندگی از روش‌های ناکارآمد و سنتی گذشته تربیتی خود استفاده می‌کنند. کودکان در جریان رشد وبالندگی خود نحوه‌ی چالش با زندگی را به صورت الگوبرداری ازمدرسه ، جامعه،دوستان‌ وگروه همسالان و به خصوص ‌والدین به شکل غیر منظم واتفاقی فرا می‌گیرند.ماهیت آموختن در محیط‌های آموزشی ، اجتماعی است. سلامتی بخش اصلی یک زندگی شاد است ومدارس نقش مهمی در آگاه ساختن نوجوانان پیرامون مسائل بهداشتی و سلامتی و علوم زندگی به آنان را دارد ونیز درپیشگیری ازآسیب‌های‌روانی – اجتماعی وارتقاء سطح بهداشت روان دانش آموزان نقش مهمی دارد وکمک می‌کند که درمواجهه با کشمکش‌ها و موقعیت‌های زندگی فرد را یاری بخشد که با فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگار باشدوسلامت روان خود را حفظ کند. در این میان دختران به دلیل روحیه حساس و ظریف خود وبه دلیل نقشی که در آینده به عنوان مادر در تربیت فرزند و گرداننده‌ی زندگی برعهده دارند، بیشتر نیازمند آموختن مهارت‌های زندگی هستند.بنابراین با توجه به اهمیت مهارت‌های زندگی با اهداف گوناگون پیشگیری و ارتقاء سطح سلامت روانی ،ضرورت آموزش این گونه مهارت‌ها به افراد برای ما آشکار می شود. پژوهش حاضر اهمیت وضرورت آموزش مهارت‌های زندگی را در ارتقا سلامت روانی دانش آموزان دختر تیز هوش رابررسی کرده است.
1-4- اهداف پژوهش1-4-1- هدف اصلی
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان دانش آموزان دخترتیزهوش دبیرستان دوره اول (راهنمایی)شهرکرمانشاه در سال تحصیل 94-1393است .
1-4-2- اهداف فرعی
تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی درکاهش اضطراب و بی خوابی دانش آموزان دختر تیزهوش .
تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی در کاهش افسردگی دانش آموزان دختر تیزهوش.
تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی درکاهش اختلال درکنش اجتماعی دانش آموزان دختر تیزهوش .
تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی درکاهش نشانه های جسمانی دانش آموزان دختر تیزهوش.
1-5- فرضیه‌های پژوهش1-5-1-فرضیه اصلی :
آموزش مهارتهای زندگی بر افزایش سلامت روان دانش آموزان دختر تیزهوش موثر است .
1-5-2-فرضیه های فرعی :
آموزش مهارتهای زندگی درکاهش اضطراب و بی خوابی دانش آموزان دختر تیزهوش موثر است.
آموزش مهارتهای زندگی درکاهش افسردگی دانش آموزان دختر تیزهوش موثر است .
آموزش مهارتهای زندگی درکاهش اختلال درکنش اجتماعی دانش آموزان دختر تیزهوش موثر است .
آموزش مهارتهای زندگی درکاهش نشانه های جسمانی دانش آموزان دختر تیزهوش موثر است.
1-6- تعریف متغیرها1-6-1-تعاریف مفهومی
مهارتهای زندگی:مهارتهای زندگی عبارتند ازمجموعه‌ای از توانایی‌ها که زمینه سازگاری ورفتار مثبت ومفید را فراهم می آورند. این توانایی‌ها فرد راقادر می سازند مسئولیت نقش اجتماعی خود را بپذیرد وبدون لطمه زدن به خود ودیگران، با خواست‌ها، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی، به شکل مؤثری روبرو شود.(طارمیان ،1378).
مهارت تصمیم گیری :این مهارت به افراد کمک می کند تا به نحو مؤثری در مورد مسائل زندگی تصمیم گیری نمایند. همچنین افراد را قادر می سازد تا به شکلی فعال در مورد اعمال و رفتار خود تصمیم گیری نمایند(دفتر برنامه ریزی امور فرهنگی و مشاوره آموزش وپرورش ،1378).
مهارت حل مسأله: مهارتی است که فرد می تواند در هنگام برنامه ریزی برای برخورد با مشکلات زندگی از آن استفاده کند. استفاده از راهبردهای حل مسأله موجب افزایش اعتماد به نفس فرد می شود وهمچنین احساس توانمندی وتسلط در او تقویت می شود ونیز مهارتهای مؤثرحل مسأله با سازگاری شخصی خوب ، ارتباط دارد(قاسم زاده، 1383).
مهارت تفکر خلاق: این مهارت توانایی تولید و خلق کردن افکار و راه حل‌ها واهداف است.از طریق ترکیب ، تغییروکاربرد افکار و ایده‌های موجود است(معاونت پرورشی وتربیت‌بدنی،دفتر مشاوره تربیتی،1388).
مهارت تفکر نقاد:این مهارت فرایندی است که به بررسی صحت ، دقت و ارزش اطلاعات و دانسته ‌ها می پردازد. (معاونت پرورشی وتربیت‌بدنی،دفتر مشاوره تربیتی،1388).
مهارت مقابله با هیجان : این مهارت شامل توانایی‌ شناسایی هیجانات خود و دیگران ونیز شناخت تأثیر هیجانات بر رفتار است. این مهارت به فرد کمک می کند که در مواقع نا کامی ، خشم ، افسردگی و اضطراب واکنشهای مناسبی نشان دهد(طارمیان، 1378).
سلامت روان : گلدبرگ(1979) در ارزیابی ابعاد گوناگون سلامت روان چهار مولفه اساسی به شرح اضطراب ،افسردگی ، اختلال در کنش اجتماعی و شکایات جسمانی مدنظر قرار داده و معتقد است افرادی که دارای این چهار نوع اختلال نباشند ویا به طور خفیف متاثر از این عوامل باشند از سلامت روان برخوردارند (رسولی،1385).
تیز هوش : مارلند (1972) تیز هوشی را چنین تعریف کرده است : کودکان تیز هوش وبا استعداد ،کسانی هستند که بر طبق تشخیص افراد دارای صلاحیت به دلیل استعدادها و توانایی های برجسته خود قادر به عملکرد هایی در سطح عالی هستند . این کودکان به خدمات و برنامه ریزی آموزشی وپرورش خاصی نیازمندند که بتوانند بهتر وبیشتر از برنامه های عادی ، توانمندی های بالقوه ی آنان را بشناسد و برای فعلیت بخشیدن به آنها در جهت رشد و شکوفایی وایفای نقش موثردر جامعه طراحی شده باشد (اژه‌ای،1383).
1-6-2- تعاریف عملیاتی
مهارت‌های زندگی: مهارت‌هایی است که با استفاده از پکیج آموزشی مهارت های زندگی ویژه دانش آموزان ( موتابی ، محمد خانی ونوری 1383) به صورت تخصصی و کارگاهی و در ساعات معینی در 10 جلسه 2 ساعته به گروه آزمایش آموزش داده شد.
سلامت روان: نمره ای است که فرد از پرسشنامه سلامت روان (GHQ) گلدبرگ که شامل 28 سئوال چهار گزینه ای ودارای چهار مؤلفه جزیی است اندازه گیری شد.
مؤلفه علائم جسمانی که به وسیله سئوالهای 1تا7 اندازه گیری می شود.
مؤلفه اضطراب که به وسیله سئوالهای 8 تا 14 اندازه گیری می شود.
مؤلفه اختلال در کنش اجتماعی که به وسیله سئوالهای 15 تا 21 اندازه گیری می شود.
مؤلفه افسردگی که به وسیله سئوالهای 22 تا 28 اندازه گیری می شود.
تیز هوش: به فردی اطلاق می شود که طبق ضوابط و معیارهای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان پذیرفته شده است ودر مدرسه تیز هوشان مشغول به تحصیل می باشد از جمله شرایط گزینش داشتن معدل بالا و قبول شدن در آزمون‌های این سازمان است.
فصل دوممبانی نظری و پیشینه پژوهش2-1- مهارت های زندگی2-1-1- مهارت چیست ؟
اصطلاح مهارت در معانی مختلف بکار رفته است. وقتی گفته می شود کسی مهارت انجام کاری را دارد مثلاً مهارت تایپ کردن، این بدان معنی است که او بامهارت آموزش وتمرین می تواند به راحتی و به نحو احسن مطالب را تایپ نماید. او کاربرد تمام کلیدهای ماشین تایپ را می داند و به طرز صحیح از انگشتان خود استفاده می کند، او می تواند بدون نگاه کردن به کلیدهای ماشین تایپ ، باسرعت مطالب را تایپ نماید. ممکن است هر کسی بتواند از یک دستگاه ماشین تایپ استفاده کند و مطلبی را تایپ نماید. اگر مهارت تایپ کردن را نداشته باشد، برای پیدا کردن کلیدها باید کمی وقت صرف کرده تا حروف را پیدا کند و یا ممکن است فقط با یک انگشت کلمات را تایپ کند. یعنی حتی در صورت نداشتن مهارت لازم ، می تواند مطالب را تایپ کند. اما فرق بین کسی که مهارت تایپ کردن ندارد با کسی که این مهارت را دارد این است که او مطالب را در حداقل زمان با کمترین غلط تایپ می کند. داشتن مهارت در تمام زمینه‌ها مطرح است به عنوان مثال نجاری، رانندگی، آشپزی ونقاشی و زمینه‌های دیگر در حقیقت مهارت یعنی داشتن زمینه‌های لازم برای انجام صحیح یک کار. در برنامه آموزش مهارت‌های زندگی، مهارت یعنی : توانایی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر ، انجام مسئولیت‌های اجتماعی، انجام تصمیم گیری‌های صحیح، حل تعارض‌ها و کشمکش‌ها بدون توسل به اعمالی که بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند. به عبارت دیگر مهارت‌های زندگی ، مهارت‌های شخصی واجتماعی است که هر فردی باید آنها را یاد بگیرد تا بتواند در مورد خود ، انسانهای دیگر و کل اجتماع به طور مؤثر، شایسته و مطمئن عمل نماید (سازمان بهزیستی کشور، دفتر پیشگیری ازآسیب‌های اجتماعی ،1386 ).
انسان قدرت سازگاری با محیط را از لحاظ جسمی وروحی دارد به طوری که نه تنها می تواند خودش را با محیط سازگار کند بلکه می تواند از تقلید کورکورانه دوری کند ومیتواند بر محیط تأثیر گذاشته و آن را به روشی مناسب (با مهارت ) تغییردهد(انتظار فومانی وصالحی،2013).
2-1-2- تعریف مهارت‌های زندگی
مهارت‌هاي زندگي عبارتست از آن گروه توانايي ها كه فرد را براي مقابله مؤثر با كشمكشها در موقعيت هاي مختلف زندگي ياري مي كند. اين توانایي‌ها فرد را قادر مي سازد تا نسبت به ساير انسانها، جامعه، فرهنگ و محيط خود مثبت و سازگارانه عمل كرده، سلامت جسماني و رواني خود را تأمين كند (اسکندری ،1380).این مهارت‌ها باعث افزایش توانایی شناختی شده و توانایی شخص را در مواجهه با انتظارات و سختی‌های زندگی روزمره افزایش می دهد.هر قدر ظرفیت روانشناختی بالاتر وبیشتر باشد به همان اندازه شخص قادرخواهد بود سلامت روانی – رفتاری خود را در سطح بهتری نگه داشته و با شیوه‌ای مثبت ، سازگارانه و کارآمد به حل وفصل مشکلات بپردازد( باغبانی،1392). واین توانایی‌ها فرد را قادر می سازند که مسئولیت‌های نقش اجتماعی خود را بپذیرد وبدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواست‌ها، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی ،به شکل مؤثری روبرو شود. چایلدز و بروکز(1987)به نقل از محمد خانی،(1389). مهارت‌های زندگی را چنین تعریف کرده‌‌اند : همه مهارت‌ها وآگاهی‌هایی که لازمه‌‌‌ی زندگی مؤثر هستند و در چهار زمینه زندگی، خانوادگی ، تحصیلی ،اجتماعی و شغلی لازم و ضروری اند. به طوری که از این زمینه‌ها قابل تعریف و قابل اندازه گیری به طور عینی می باشند.مفهوم زندگی،چیزی جزمواجهه با مسایل وکوشش برای فهم وحل آن‌هااست(شعبانی،1392).
2-1-3- تاریخچه مهارت‌های زندگی
آموزش مهارت‌های زندگی در سال 1979 وبا اقدامات آقای دکتر گیلبرت بولتوین آغاز شد.وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارت‌های زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین شدکه با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه گردید.این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارت‌های رفتار جرأت مندانه ، تصمیم گیری و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین طراحی یک واحد پیشگیری اولیه بود . پژوهش‌ها حاکی از آن بودند که این برنامه در پیشگیری اولیه چندین نوع مواد مخدراز جمله سیگار موفق بوده است(محمدخانی، 1389 ).
2-1-4- اهمیت مهارت‌های زندگی
مطالعات فزاینده‌ای ،آموزش مهارت‌های زندگی را در پیدایش وتقویت توانمندی‌هایی ازقبیل‌ تصمیم گیری، انگیزش پیشرفت ، پذیرش مسئولیت ، ارتباط سازنده با دیگران ، عزت نفس مثبت ، رشد مهارت‌های سازمانی ، حل مشکل ، انتخاب هدف ، خود نظم دهی و مهارت‌های ارتباطی و پیشگیری از آسیب‌ها مؤثر ومفید دانسته‌اند (رحیمیان بوگر،محمدی فر،محمد علی ،نجفی،محمود،دهشیری،غلامرضا،1392).
آموزش مهارتهای زندگی با ارتقاء بهداشت روانی وآمادگی رفتاری، فرد را به رفتاری سالم و اجتماعی مجهز می کند( میلر ،2008). آموزش مهارت‌های زندگی فرد را قادر می سازد تا دانش، ارزش ها ونگرش ها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند.مهارت های زندگی بر ادراک فرد از کفایت خود واعتماد به نفس وعزت نفس اثر دارد وبنابراین نقش مهمی درسلامت روان دارد. همراه با افزایش سطح بهداشت روان ، انگیزه‌ی فرد در مراقبت از خود ودیگران، پیشگیری از مشکلات بهداشتی ومشکلات رفتاری افزایش می یابد( سازمان بهداشت جهانی،2009)
2-1-5- مهارت‌های اصلی زندگی
کارشناسان مهارت‌های زندگی را در چندین سطح بررسی می کنند :
سطح اول : مهارت‌های پایه‌ای واساسی روان شناختی واجتماعی هستند .این مهارت‌ها به شدت متأثر از فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی هستند نظیر خود آگاهی وهمدلی .
خودآگاهی : به معنی توانایی وظرفیت فرد در شناخت خویشتن ونیز شناسایی خواسته ها، نیازها واحساسات خویش است. در این مهارت فرد همچنین می آموزد که چه شرایط یا موقعیت هایی برای وی فشارآورهستند.
همدلی : عبارت است از فراگیری نحوه‌ی درک احساسات دیگران. در این مهارت فرد می‌آموزد که چگونه احساسات افراد دیگر را تحت شرایط مختلف درک کند. تفاوت‌های فردی را بپذیرد و روابط بین فردی خود را با افراد مختلف بهبود بخشد.
سطح دوم : مهارت‌هایی هستند که تنها در شرایط خاص مورد استفاده قرار می گیرند نظیر مذاکره ، رفتار جرأت مندانه وحل تعارض .
جرأت ورزی : عبارت است از ابراز وجود خود ودرخواست حقوق خود بدون تجاوز به حقوق دیگران وباعث می شود که فرد اعتماد به نفس را در خود حس کند.
حل تعارض : از یک سو به معنی حد اقل رساندن قدرت تخریبی تعارض است واز سوی دیگر تعارض به صورت یک پدیده اثر بخش خلاق، سازنده وسودمند مبدل می سازد. استراتژی‌های حل تعارض عبارتنداز رقابت ، همکاری، مصالحه، اجتناب، سازش.
سطح سوم : مهارت‌های زندگی کاربردی هستند نظیر امتناع از سوء مصرف مواد .
این مهارت‌ها عبارتند از :
1- مهارت تصمیم گیری : دراین مهارت افراد می آموزند که تصمیم گیری چیست وچه اهمیتی دارد. آن‌ها همچنین با انواع تصمیم گیری آشنا شده ومراحل یک تصمیم گیری را گام به گام تمرین می کنند . دانشجویان همچنین با رابطه موجود میان تصمیم گیری و سایر مهارت‌های زندگی از یک سو و رابطه تصمیم گیری با پیشگیری اولیه در بهداشت روانی از سوی دیگر آشنا می شوند.
2- مهارت حل مسأله :این مهارت عبارت است از تعریف دقیق مشکلی که فرد با آن روبروست. شناسایی و بررسی راه حل های موجود وبرگزیدن واجرای راه حل مناسب و ارزیابی فرایند حل مسأله به طوری که فرد دچار دغدغه و اضطراب نشود واز راه های غیر سالم برای حل مشکلات خویش استفاده نکند .
3- مهارت تفکر خلاق : توانایی تفکر خلاق یک مهارت سازنده وپایه برای نیل به سایر مهارت‌های مرتبط با اندیشیدن است .در این مهارت افراد فرا می گیرند که به شیوه های متفاوت بیاندیشند واز تجربه های متعارف ومعمرلی خویش فراتر رفته راه حل‌هایی را خلق نمایندکه خاص و ویژه‌ی خودشان است.
4- مهارت تفکر نقاد : این مهارت عبارت است از توانایی تحلیل عینی اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصی و شناسایی آثار نفوذی ارزش‌های اجتماعی ، همسالان و رسانه‌های گروهی بر رفتار فردی .
5- توانایی برقراری ارتباط مؤثر : این مهارت به معنای ابراز احساسات ، نیازها ونقطه نظرهای فردی به صورت کلامی وغیر کلامی است .
6- مهارت ایجاد وحفظ روابط بین فردی : مهارتی است جهت تعامل مثبت با افراد به ویژه اعضای خانواده در زندگی روزمره (دلیری،1383).
2-1-6- ده مهارت اصلی وپایه‌ای مهارت‌های زندگی
این مهارت‌ها عبارتند از :
مهارت خود آگاهی
مهارت همدلی
مهارت برقراری رابطه مؤثر
مهارت روابط بین فردی سازگارانه
مهارت تصمیم گیری
مهارت حل مسأله
مهارت تفکر نقاد
مهارت تفکر خلاق
مهارت مقابله با هیجان
مهارت مقابله با استرس(دفتر برنامه ریزی و پرورشی وزارت آموزش وپرورش،1384).
مهارت‌های زندگی را می توان به علت نزدیکی وهمپوشی دوبه دو به پنج حوزه مانند زیر تقسیم کرد . برای ارتقای سلامت ، آموزش هر یک از این حوزه ها ، به صورت مهارت‌های عام واصلی زندگی ، باهدف ایجاد تونایی روانی و اجتماعی انجام می گردد .
خودآگاهی
و
همدلی ارتباطات اجتماعی
و
ارتباطات بین فردی تفکر خلاق
و
تفکر نقاد تصمیم گیری
و
حل مسأله مقابله با هیجان
و
مقابله با استرس
آموزش مهارت‌های زندگی به دو صورت انجام می گیرد :
1-آموزش مهارت‌های زندگی به صورت کلی که با هدف ارتقا سلامت وبهداشت روان و ایجاد رفتارها وتعاملات سالم صورت می گیرد.
2-آموزش مهارت‌های اختصاصی و ویژه باهدف پیشگیری از یک آسیب مشخص مانند آموزش مهارت قاطع بودن و در مقابل مشاور گروه جهت سوء مصرف مواد وغیره .
شواهد عملی نشان می دهدکه آموزش مهارت‌ها با این روش ودر قالب یک برنامه گسترده ،نقش مهمی در پیشگیری اولیه دارد(دفتر برنامه ریزی و پرورشی وزارت آموزش وپرورش،1384).
آموزش مهارت‌های زندگی فرد را قادر می سازد تا دانش ،ارزشها و نگرش‌ها را ه توانایی‌های بالفعل تبدیل کند و انگیزه و رفتار سالم داشته باشد وفرصت و میدان انجام چنین رفتارهایی را ایجاد نماید . مهارت‌های زندگی بر ادراک فرد از کفایت خود و اعتماد به نفس و عزت نفس اثر دارد وبنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد. همراه با افزایش سطح بهداشت روان ، مراقبت در خود و دیگران ، پیشگیری از مشکلات روانی و بهداشتی و مشکلات رفتاری افزایش می یابد(مهدی زاده،1382).
برخورداري از مهارت هاي زندگی فرد را براي غلبه بر تنش ها و مشكلات پیش رو كه اقتضاي زندگی فردي و اجتماعی است آماده می كند. مهارت هاي زندگی افراد را در رویارویی با شرایط زندگی توانمند می سازد. این مهارت ها می تواند تأمین كننده سلامت روانی ، اجتماعی و جسمانی افراد باشد. پایین بودن مهارت هاي زندگی موجب افت عملكرد تحصیلی روي آوردن آنان به رفتارهاي پر خطر می گردد ( رامشت و فرشاد، 2009).
2-1-7- مبانی نظری مهارت های زندگیمنگرولکر(2001) معتقد است نظریه هایی که به تحول بشر (خصوصا” کودکان و نوجوانان) می پردازد و چگونگی رشد، یادگیری و رفتار آن را توضیح می دهند؛ تشکیل دهنده زیر بنای اصلی مهارت های زندگی هستند. در این بخش به 6 نظریه اشاره می گردد که در شکل گیری مهارت های زندگی نقش اساسی دارند. این نطریه ها عبارتند از: نظریه یاد گیری اجتماعی، نفوذ اجتماعی، حل مسایل شناختی، هوش چند بعدی، خطر و جهندگی و نظریه ی ساختار گرایی روان شناختی(خدابخش کولانی،1387).
2-1-7-1- نظریه یاد گیری اجتماعیبرنامه آموزش مهارت های زندگی بر اساس نظریه‌ی یادگیری اجتماعی بنا شده است. نظریه یاد گیری اجتماعی بر مبنای کارهای آلبرت بندورا معتقد است یادگیری فرایندی فعال و مبتنی بر تجزیه است. به این صورت که کودکان هم از طریق دستور العمل ( گفتارهای والدین، معلمین و…) و هم از طریق مشاهده ی رفتار دیگران یاد می گیرند، رفتار آنها نیز از طریق نتیجه و پاسخی به اطرافیان به آنها نشان می دهند، اصلاح و تقویت می گردند. بنا براین کودکان از طریق تعامل اجتماعی و از طریق ارتباط کلامی، رفتارها را یاد می گیرند(خدابخش کولانی،1387) اصول اساسی این تئوری این است که رفتار های اجتماعی از طریق تقویت، آموخته و حفظ می شوند و در انجام یک رفتار، دارا بودن مهارت آن رفتار و احساس خود کارآمدی مهارت، اهمیت زیادی دارد. نظریه یاد گیری اجتماعی، اثر مهمی بر روی تحول مهارت های زندگی داشته است. از دیدگاه این نظریه لازم است کودکان به روش و مهارت هایی مجهز شوند که به آنها کمک کند که با جنبه های درونی زندگی اجتماعی (از قبیل روشهای کاهش تنیدگی، کنترل خود و تصمیم گیری) مقابله کنند. در بخش مهمی از برنامه ی مهارت های زندگی، از روشها و فرآیند های طبیعی استفاده می شود که کودک از طریق آنها یاد می گیرد. به همین دلیل است که بخش اعظم مهارت های زندگی از طریق مشاهده، بازی کردن نقش و ارتباط با گروه همسالان انجام می شود.
2-1-7-2- نظریه نمره اجتماعیاین نظریه معتقد است که کودکان و نوجوانان که تحت فشار قرار می گیرند به سوی رفتار های مشکل آفرین مانند مصرف سیگار گرایش می یابند بععضی از منابعی که به کودکان فشار می آورند عبارتند از گروه همسالان پدران و مادران که رفتار نابهنجار اجتماعی دارند و الگوی کودک هستند و الگوهای منفی که از طریق وسایل ارتباط جمعی به کودکان منتقل می شود و در نظریه نفوذ اجتماعی به شناسایی این فشارها می پردازند و به کودکان آموزش می دهند که مانع فشار را شناسایی کنند و هم بتوانند در مقابل تقاضاهای آنها پاسخ منفی بدهند.
طرفداران این نظریه معتقد هستند تنها آگاه کردن کودکان از نتایج حاصل از رفتار مشکل آفرین و با ترساندن آنها از این نتیایج نمی تواند مفید باشد در واقع آنها اعتقاد دارند که ترس از نتایج و خطرات بلند مدت این رفتار ها باعث نمی شود که کودک در مقابل فشار دیگران برای انجام رفتار نابهنجار مقاومت کند. این روش نخستین بار توسط لولنر برای پشگیری از مصرف سیگار مورد استفاده قرار گرفت اما در حال حاضر از این روش برای آموزش مقاومت در برابر فشارگروه همسالان مورد استفاده قرار می‌گیرد تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد برنامه‌های مربوط به نظریه‌ی نفوذ اجتماعی نسبت به برنامه هایی که فقط دانش و اطلاعات را در اختیار کودکان قرار می دهند مفید تر هستند (سعادتمند،1391).
2-1-7-3- نظریه حل مسایل شناختیطرفداران این نظریه اعتقاد دارند آموزش مهارت های حل مسایل شناختی در روابط بین فردی به کودکان باعث می شود آنها بتواننداز رفتار های …خود دا ری کنند و یا آنکه آن را کاهش دهند تحقیقات نشان می دهد مهارت های حل مسایل شناختی در کودکان که رفتار اجتماعی مثبت از خود نشان می دهند متفاوت از کودکانی است که رفتارهای منفی مثل( رفتار های ضد اجتماعی، عدم توانایی در مقابله با ناکامی و ارتباط ضعیف با گروه همسالان) را از خود نشان می دهند هدف از مهارت های حل مسایل شناختی در روابط بین فردی این است که به این کودکان آموزش داده شود تا بتوانند ابتدا در مقابل یک مساله به راه حل های مختلف بپردازند و سپس عواقب و نتایج حاصل از هر کدام از راه حل ها را پیدا کنند و بهترین راه حل را انتخاب کنند. برای آموزش این مهارت ها از روش های مختلفی چون با صدای بلند فکر کردن ، اجرای نقش ها و…. استفاده می گردد تحقیقات نشان می دهد که کودکان سنین پیش دبستانی که این مهارت ها را آموزش دیده اند در مقابل کودکانی که این مهارت را آموزش ندیده اند بهتر می توانند با مشکلات زندگی روز مره مقابله کنند آنها بهتر می توانند از طریق یاد گیری در نظر گرفتن راه حل های مختلف را برای یک مساله یا ناکامی مقابله کنند و هر زمان که به اهداف نمی رسند و ناکام می شوند از ابراز هیجانات شدید و پرخاشگری خودداری کنند(سعادتمند،1391).
2-1-7-4- نظریه هوش چند بعدیبرخی از محققان معتقدند هوش از ابعاد گوناگونی تشکیل شده است و به هوش بین فردی و هوش درون فردی اشاره می کند. نطریه های ترکیبی هوش عاطفی نیز به این دو دسته اشاره می کنند. هوش بین فردی عبارت است از توانایی درک احساسات خواسته ها و تمایلات دیگران. هوش درون فردی عبارت است از: توانایی درک احساسات عواطف و خواسته های خود دانیل گوتمن معتقد است که فردی هوشمند است که می تواند هیجانات و عواطف مثبت خود و دیکران را بشناسد و از آنها برای رسیدن به اهداف مثبت استفاده کند. در آموزش های مهارت های زندگی به کودکان آموزش داده می شود که بتوانند هیجان و عواطف خود و دیگران را شناسایی و بین آنها تعادل برقرار کنند.(خدابخش کولایی،1387).
2-1-7-5- نظریه خطر و جهندگینظریه خطر و جهندگی سعی می کند که به این موضوع بپردازد که چرا بعضی از مردم در مقابل تنبدگی بهتر از دیگران پاسخ می دهند؟
این نظریه معتقد است که یک سلسله از عوامل درونی و بیرونی وجود دارند که که فرد در مقابل عوامل تنیدگی زای اجتماعی، اضطراب و مورد سوء استفاده قرار گرفتن حمایت می کنند اگر کودک دارای عوامل حمایت کننده قوی باشد می تواند در مقابل رفتار نا سالم از خود مقاومت نشان دهد که معمولا” از این عوامل تنیدگی زا حاصل می گردند. عوامل حمایت کننده ی درونی عبارتند از حرمت به خود و منبع درونی کنترل. عوامل بیرونی عبارتند از حمایت های اجتماعی که کودک از خانواده و اجتماع دریافت می کند(لاتر و زیگلر، 1970). عواملی که باعث رهایی کودکان از عوامل تنیدگی زا می شوند عبارتند از صلاحیت های اجتماعی، مهارت حل مسأله، احساس مستقل بودن و احساس هدفمند بودن. اگر چه محیط اجتماعی این کودکان دارای عوامل تنیدگی زای فراوان می باشند، اما آنها دارای کیفیت های حمایت کننده همچون ارتباطات حمایت گرانه انتظارات به جا و فرصت هایی برای روابط اجتماعی می باشند. که آنها را در مقابل این عوامل تنیدگی زا ی اجتماعی حمایت می کنند برنامه های پیشگیری باید بتواند دامنه ی گسترده ای از این حمایت های بیرونی و درونی را برای کودکان فراهم کند. درک شکل و ارتباط کودک با محیط باید و اساس یک برنامه ی پیشگیری و مؤثر را تشکیل می دهد. نظریه خطر و جهندگی بخش مهم و اساسی مهارت های زندگی را فراهم آورده است، به این ترتیب که مهارت های شناختی – اجتماعی، صلاحیت های اجتماعی و مهارت های حل مساله واسطه های برای فشار(هم رفتار مثبت و هم رفتار منفی) هستند به عبارت دیگر برنامه ی مهارت زندگی به این دلیل تدوین گردیده است که از عوامل مشکل ساز پیشگیری کنند (مثل رفتار های نابجای جسمی و طرد شدن اجتماعی) و باعث افزایش عوامل مثبت گردند (مثل رابطه سالم با گروه همسالان و سازگاری مثبت با محیط همسالان) اگر چه این عوامل مستقیما” منجر به رفتار نمی شود اما صلاحیت هایی را به وجود می آورند که واسطه هایی برای رفتار سالم هستند. برنامه هایی که مهارت های اجتماعی و هیجانی را به کودکان آموزش می دهند وبه آنها کمک می کنند که پرخاشگری خود را کاهش دهند باعث افزایش نمرات درسی دانش آموزان می گردد و سبب می شود که آنها ارتباط موثرتر و بهتری رابا مدرسه برقرار کنند بسیاری از عوامل خطر زا که سلامت کودک و نوجوان را تهدید مکند ( از قبیل بیماری روانی یکی از اعضای خانواده و تبعیض نژادی) خارج از محدوده بسیاری از برنامه های پیشگیری است. اما برنامه های مهارت زندگی می تواند این نوع بهداشت روانی را فراهم کند. بنا براین اجرای برنامه مهارت های زندگی می تواند به اهداف این نظریه کمک کند(نیک پرور فرد،1391).
2-1-7-6- نظریه ساخت گرایی روان شناسی
بر اساس این نطریه محیط یاد گیری ، نقش بسیار مهمی در جهت دادن به تحول کودک دارد. از طرف دیگر محیط یاد گیری تحت تاثیر یاد گیری های کودک و ارتباط او با دیگران قرار می گیرد دیدگاه ساختاری روانشناختی سه اثر اساسی بر روی مهارت های زندگی گذاشته است. یکی از آنها این است که تاکید بسیار زیادی بر روی نقش ارتباط اجتماعی و همکاری کودک با گروه همسالان در یاد گیری مهارت ها دارد (خصوصاً مهارت های حل مسأله) دومین اثر این است که نظریه ی ساخت گرایی روان شناختی معتقد است زمینه های فرهنگی نقش بسیار مهمی در انتخاب نوع مهارت های زندگی گه قرار است به کودک آموزش داده شود دارد در واقع کودکان از طریق ارتباطی که با جامعه و فرهنگ جامعه دارند، نوع محتوایی مهارت های زندگی مورد تدریس را تعیین میکنند و سر انجام اینکه، این دیدگاه معتقد است که رشد مهارت هایی که کودک از طریق ارتباطات خود با محیط اجتماعی یاد می گیرد هم کودک و هم محیط را تحت تاثیر قرار می دهد.(نیک پرورفرد،1391)
2-1-8- فواید وکاربردهای مهارت زندگی1 – نحوه کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده، همسر، فرزندان، دوستان، همکاران، فامیل وجامعه.
2- روابط لذت بخش ورشد دهنده با امکانات، تکنولوژی و محیط زندگی .
3- دفع فشارروانی ازطرف محیط‌های متفاوت .
4- سازگاری با مسائل اقتصادی ونیازهای معیشتی .
5- مدیریت خانواده وتربیت فرزندان .
6- تقویت اعتماد به نفس .
7- رشد وتقویت عواطف واحساسات خود ودیگران .
8- شناخت وکنترل هیجانات واحساسات خود ودیگران .
9- تقویت مهارت‌های ارتباطی .
10- تأمین سلامت جسمی وبهداشتی روانی .
11- رفع درگیری‌ها وتنش‌های درونی .
12- تأمین آرامش ولذت زندگی .
13- رشد شخصی ، خود شکوفایی ، بالندگی ، خوشبختی وشادابی .
هدف از آموزش مهارت‌های زندگی ارتقاء سازگاری فرد ابتدا با خودش وسپس با دیگران ومحیطی است که در آن زندگی می‌کند . این مهارت‌ها به ما می آموزد که در طول زندگی به ویژه در موقعیت‌های پر خطر چگونه عاقلانه وصحیح رفتار کنیم(کچوئیان ،1390).
آموزش مهارت‌های زندگی توانایی افراد را در درک شایستگی، اعتماد به نفس و عزت نفس افزایش داده ونیز نقش مهمی در پیشرفت سلامت روان دارد. با پیشرفت سطحی از سلامت روان انگیزه مواظبت از خود ودیگران افزایش یافته واز عواملی که سلامت را به مخاطره انداخته و مشکل ایجاد می کنند جلوگیری می کند. در حقیقت مهارت‌های زندگی ، آموزش‌هایی هستند برای زندگی بهتر وکاهش دادن مشکلات وبه دست آوردن شادی در زندگی ومیسر کردن سلامت روانی وجسمی فرد(گل محمد نژاد بهرامی و ملاجباری،2013).
2-1-9- اهداف مهارت‌های زندگیتقویت اعتماد به نفس .
تقویت روحیه‌ی مشارکت وهمکاری .
رشد وتقویت عواطف انسانی .
ایجاد روحیه‌ی مقاومت در برابرتبلیغات مسموم .
کمک به شناسایی وبیان احساسات .
تأمین سلامت مهارت‌های ارتباطی .
ساختن یک شهروند متعادل ومقبول اجتماع .
تقویت روحیه‌ی همزیستی مسالمت آمیز.
ارتقاء سازگاری فرد با دیگران ومحیط زندگیش(دولتیاری ،1392).
در ادامه به مهارت‌های زندگی به طور مفصل پرداخته شده است.
2-1-10-مهارت حل مسأله
تعریف حل مسأله:فرآیندی است که شخص با توجه به تجارب عملی و توانمندی های ذهنی خود بتواند در جهت حل مسأله با مشکل قدم برداشته وبه نتیجه مطلوب دست یابد.واین فرآیندی شناختی برای یافتن راه حل مناسب بررای رسیدن به اهداف است(بیابانگرد،1387).
این توانمندی فرد را قادر می سازد تا بتواند موثرترین مسایل زندگی را حل نماید، مسایل مهم اگر حل نشده بماند تنش روانی و به دنبال آن مشکلات برای جسم به دنبال خواهد داشت (رضایی،1392).
فرآیندی است که فرد با شناخت و رفتار هدایت شده وبا کمک راه حل های موثر یا سازگارانه به نتیجه مطلوب برسد. فرآیندی است آگاهانه، منطقی، تلاش بر و هدفمند برای رسیدن به نتیجه دلخواه است. فرآیند رویارویی با استرس برای از میان برداشتن ویا کاهش میزان استرس(دهستانی،1392).
2-1-10-1- ویژگی های افراد توانمند در حل مسألهدارای توانایی تشخیص افکار نا کارآمد و بی اثر سازی آنها هستند و می توانند احساسها و افکار منفی خود را کنترل کنند( خود پنداره مثبت دارند). این افراد هنگام رویارویی



قیمت: 10000 تومان