—d1846

فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1مقدمه:
برنامه ریزی کنید وبرنامه ریزی حقیقتاً علمی ومتکی به تجربه های دانش جهانی باشد چون این مسئله مخصوص ما نیست مال همه دنیاست، دنیا هم در این مقوله پیشرفت های خوبی داشته البته…(مقام معظم رهبری،15 مهر،1383).
هیچ جامعه شناخته شده ای وجودندارد که کم بیش توسعه پیدا نکرده باشد وهیچ ملتی وجودندارد که بطور روزانه به حقوقش بی احترامی وهتک حرمت نشود. از این منظر باید متذکر شد که وجود جنایت وارتکاب جرائم خشن حتمی وممکن است ونمی تواند وجود نداشته باشد ونوع زندگی فقر،اختلافات طبقاتی در جوامع امروز بطور منطقی آن را ایجاب می کند به طوری که امیل دور کیم جامعه شناس فرانسوی معتقد است جرم جزء لاینفک هر اجتماع سالم است . نه تنها در اسلام در بسیاری از مکاتب وفرهنگ ها مثل فرهنگ قدیم یونان، رم ومصر قتل عمد موجب اعدام مرتکب بوده است ودر اسلام نیز به حکم قرآن در آیه 93 سوره نساء که می فرماید: (ومن یقتل مومنا معتمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه ولعنه واعدله عذابا عظیما) حکم اعدام ثابت شده است. بعضی گفته اند قتل یک نفر موجب تنفر همگانی است وگویا ضرر به همه مردم وارد شده است اگر کسی همه مردم را به قتل برساند فقط قصاص خواهد شد واگر یک نفر را هم به قتل برساند نیز قصاص می شود پس قتل یک نفر به منزله قتل همه مردم است.
سابقه وقوع قتل را می توان تا سپیده دم تاریخ بشری به واپس برد از هنگامی که آدم وحوا به علت ارتکاب عمل نهی شده ای از بهشت رانده شدند وپسرشان قابیل برادر خود هابیل را به قتل رساند جرم راه خود را آغاز کرد شاید بتوان قتل عمد را اولین جرم بشر در کره خاکی تلقی نمود وقتل هابیل به دست قابیل آخرین قتل عمد نبود واین عمل هولناک وتأسف بار زندگی بشر را به خون آغشته ساخت . قتل توسط تمامی ادیان تقبیح گردیده وانسان ها روش های شدید ومختلفی را جهت مبارزه با آن در پیش گرفته اند که در نظر گرفتن مجازات اعدام برای قاتلین یکی از این روش ها می باشد سنگین ترین مجازات ها نیز نتوانست مانع از قتل افراد بشر توسط همنوعان آنان شود افراد در کشتن همنوعان خود نه تنها دست بر دار نبودند بلکه شیوه ها وروش هایی مختلفی را برای به قتل رساندن انسان ها بکار گرفتند که در بعضی مواقع دستگیری قاتل وکشف هویت جسد برای کارآگاهان ومرجع قضایی دشوار می گردد وگاه افراد بیگناهی در مظان اتهام قرار می گیرند .
قتل به عنوان یکی از مهمترین جرایم شمرده می شود از جمله معیارهای امنیت در هر جامعه ای هم به حساب می آید به گونه ای که گرفتن حیات از یک فرد به معنای گرفتن آرامش خاطر از یک جامعه است واین اخلال در امنیت، آن چنان مهم است که می گویند احساس امنیت از خود امنیت ارزشمند تر است.
لذا در صورت وقوع قتلی در جامعه ضمنجریحه دار شدن اذعان عمومی علاوه برخانواده مقتول واولیای دم ، تمامی افراد (اقوام، بستگان ، محله وشهر)در انتظار دستگیری قاتل وبه سزای اعمال رساندن وی هستند.
اما اینکه چگونه می توان واقعیات مربوط به قتل را کشف کرد وقاتل را مورد شناسایی قرار داد کاری بس دشوار وپر مسئولیت است ومی طلبد که از همان گام نخست با هدف وبرنامه ریزی بر اساس ضوابط پیش برویم تا بتوانیم به نتایج ارزشمندی دست یابیم، سالیان دراز از دلایل قانونی در جهت محکومیت اشخاص استفاده می شد که با دور شدن مردم از آموزه های دینی وزیر پا گذاشتن انصاف و وجدان مخصوصاً در مباحث مربوط به شهادت واقرار ، پیشرفت علوم وتربیت کارشناسان خبره به تدریج دوره اقناع وجدانی قاضی بروز یافت به گونه ای که حتی اظهارات شهود ومقر نیز ارزیابی می شد که چنان چه با اوضاع واحوال منطبق نبود از شمار دلایل خارج می گردید.
1-2- بیان مسأله:
قتل یکی از بزرگترین گناهان در عرف وشرع محسوب می شود ودر واقع هم از نظر فردی که موجب سلب صیانت فرد است وهم از نظر اجتماعی که زمینه ساز ایجاد ناامنی اجتماعی است تقبیح شده است.
بند هشتم ماده 4 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران یکی از وظایف ناجا را کشف جرم دانسته است وقانون گذار دربند 4 اصل 156 قانون اساسی کشف جرم وتعقیب ومجازات وتعزیر مجرمین واجرای حدود ومقررات مدون جزای اسلام را به عنوان یکی از وظایف قوه قضاییه ذکر کرده است. در قانون جزای عمومی که قبل از انقلاب در ایران اجرا میشد قانونگذار در ماده 170و171 این قانون مجازات اعدام را برای مرتکب پیش بینی نموده بود وبعد از انقلاب نیز قانون مجازات اسلامی سال 1370 وبلکه قانون حدود، قصاص ودیات قبل از این تاریخ و قانون تکمیل مجازات اسلامی 1375 که هم اکنون مورد عمل می باشد،قتل عمد را علاوه بر جنبه شخصی که موجب قصاص مرتکب می باشد جرم عمومی تلقی کرده است وبرای مرتکب از نظر جنبه عمومی در صورت منتفی شدن قصاص مجازات حبس ازسه تا ده سال نیز پیش بینی نموده است.
پی جویی یک جرم جنایی، فرصت گرانبهایی است برای احقاق حق، یاری مظلوم ومقابله با کسانی که به جان ومال وناموس دیگران تعرض نموده اند.این فرصت، توفیق و موهبتی است که آفریدگار هستی به افراد معدودی آن را عطا می نماید وچه خوشبخت هستند کسانی که این هدیه را غنیمت می شمردند وبا تلفیق اندیشه، تلاش وایثار موفق می شوند حقیقت را کشف نمایند وزمینه اجرای احکام الهی را فراهم سازند.
هر کسی که وارد این عرصه می شود برای نیل به موفقیت باید آمادگی لازم را کسب نماید وخامی وناپختگی در این عرصه خطیر ممکن است به جای کشف حقیقت، ظلمی دیگر وپایمال شدن حقی را در پی داشته باشد. مطالعه، کسب معلومات، آشنایی با روش های مختلف تحقیق، شناخت امکانات و تجهیزات علمی، بهره گیری از تجارب دیگران، غره نشدن به معلومات خود وتلاش مستمر، گلی را شکوفا خواهد نمود که رایحه خوش آن می تواند تسکینی برآلام دل کودکی یتیم یا مادری داغدار باشد.
اغلب جنایتکاران با اطلاع از روش های کشف جرم و محدودیت های قانونی وپلیسی (حقوق شهروندی ، ونظایر آن ) جنایاتی طراحی شده ویا سریالی را مرتکب می شوندآنها سعی می کنند ضمن اینکه اثری از خود در صحنه جرم باقی نگذارندپلیس را در تحقیقات منحرف نمایند. بسیاری از پرونده های قتل به خصوص قتل های سریالی واز قبل طراحی شده از پیچیدگی خاصی برخوردارند در چنین وضعیتی عوامل دخیل در کشف قتل که وظیفه خطیرکشف قتل های واقع شده را به عهده دارند می بایست بنحوی که در سریعترین زمان ممکن قتل ها را با روندی محکمه پسند کشف نموده تا مردم احساس امنیت وآرامش نمایند.
کشف بسیاری از جرائم ، به ویژه قتل حاصل تعامل وهمکاری میان بخش های کارآگاهی ،پلیس علمی، پزشکی قانونی ودادگستری است این بخش هاباتوجه به وظایف مختلفی که در فرآیند کشف قتل دارند می بایست همکاری وهماهنگی تنگاتنگی با یکدیگر داشته باشند با توجه به اینکه عامل اصلی در پی جویی قتل ، کارآگاهان هستند سایر بخش ها قاعدتاً باید از آنان حمایت نموده ویابا یافته های علمی خود در سریع ترین زمان ممکن موجبات تکمیل تحقیقات وکشف معما های جنایی را فراهم نمایند در کنار بخش های فوق الاشاره که در کشف هر پرونده قتل نقش دارند سایر سازمان ها نیز بنا به ضرورت وحسب موضوع پرونده با اطلاع رسانی ویا همکاری علمی وفنی و…خود می توانند سهمی در رسیدگی داشته باشند . همگام با پیشرفت فناوری پیشرفت های غیر قابل انکاری در روش های ارتکاب جرم بویژه جرم قتل توسط مجرمین پدیدآمده است که کشف آنها به سادگی وبدون علم وآگاهی وبهره گیری از اصول کشف علمی جرائم واستفاده از تجربیات گرانمایه پویندگان این راه امکان پذیر نمی باشد. لذا انتظار براین است که عوامل دخیل در کشف وپیگیری پرونده های قتل در بررسی این گونه پرونده ها از اسلوب وروش های علمی پیروی نموده تا در اندک زمان ممکن ضمن افزایش میزان دقت وکاهش اشتباهات بتوانند تحقیقات خود را به نتیجه برسانند. لذابا توجه به تجربه چندساله محقق در امور انتظامی وآگاهی در شهرستان ها وگاهاً در مراکز استان نیز قضات ویژه قتل وبازپرسان در صحنه قتل حاضر نمی گردند وبه فرمانده پاسگاه یا رئیس کلانتری اعطا نیابت می نمایند که شخصاً صحنه قتل را بررسی و ارائه گزارش نمایند وحتی توجه خاصی به گزارش تنظیمی ندارندکه این امر باعث عدم بررسی دقیق صحنه قتل وتنظیم ناقص گزارش اولیه می گردد و باعث کندی روند کشف قتل وعدم دستگیری به موقع قاتل یا قاتلین است وگاهی افراد بی گناه تا مدت ها در بازداشت ویا حبس می مانند که این امر مشکلاتی را در جریان رسیدگی به پرونده ایجاد می نماید، بدون تردید افزایش تعامل مناسب بین پلیس ودستگاه قضایی علاوه برکشف به موقع قتل ودستگیری قاتل یا قاتلین در اندک زمان ممکن در راستای کاهش میزان قتل وسایر جرائم نیز تاثیر مثبت وبسزائی خواهدداشت و می تواند در تامین امنیت وآسایش عمومی وفردی آحاد جامعه بسیار مفید ولزوم توجه به آن موضوعی انکار ناپذیر است لذا در این تحقیق بر آنیم تابه بررسی رابطه تعاملپلیس ودستگاه قضایی رادر کشف جرم قتل در شهرستان کرمانشاه که سوال اصلی تحقیق است بپردازیم وبا نتایج آن بیشتر آشنا شویم.
1-3-ضرورت واهمیت تحقیق:
موضوع جرم قتل از اهمیت ویژه ای بر خوردار است واینکه وقوع قتل در جامعه امنیت واحساس امنیت آحاد مردم را تهدید می نماید و به نوعی کلیه فعالیت های اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی وفرهنگی جامعه را تحت الشعاع قرار می دهد و لطمات روحی وجسمی که آحاد جامعه در این رهگذر متحمل می شوند حتی بعد از کشف ودستگیری قاتل وقاتلین نیز مرتفع نخواهد شد به هر حال وقوع جرائمی چون قتل برتشدیداحساس ناامنی درسطح جامعه وافکار عمومی دامن زده وبه نوعی خدمات پلیس ودستگاه قضایی را زیر سئوال می برد چون به یغما رفتن حیات انسانها توسط همنوعان خود پدیده ای است ناگوار که دلها رااز نگرانی مملو نموده واحساسات پاک انسانیت راجریحه دارنموده وعده زیادی را نگران امنیت فردی وآسایش اجتماعی خودوخانواده اشان ساخته وخسارات های مادی ومعنوی زیادی برجامعه وارد می نماید .از آنجاییکه امنیت درهرجامعه موجب پیشرفت همه جانبه در ابعاد مختلف می گرددوبا توجه به اهمیت جرم قتل واینکه ایجاد تعامل مناسب وسازنده بین پلیس ودستگاه قضایی می تواند در کشف به موقع قتل کمک نموده واین اقدام سریع واکنش بسیار مناسبی است برای برقراری هر چه بهتر نظم وامنیت در سطح جامعه وعبرت آموزی سایر بزهکاران واینکه هیچ راه گریزی از چنگال عدالت وقانون ندارند ،بدون شک همکاری مناسب وسازنده بین پلیس ودستگاه قضایی در راستای کشف قتل در کوتاه ترین زمان ممکن می تواند گامی موثر در کاهش جرم قتل واحساس امنیت در جامعه را به دنبال داشته باشد.
لذا اهمیت وضرورت تحقیق حاضر از جنبه های زیر مورد توجه قرار می گیرد :
1-پدیده قتل عمد از نظر جامعه شناسی با مفاهیمی همچون سلامت اجتماعی، مسائل اجتماعی وکنش متقابل اجتماعی مرتبط می باشد که معرف اهمیت وضرورت تحقیق در این زمینه محسوب می گردد فلذا توجه به این مهم (کشف قتل) ضروری به نظر می رسد.
2-آمارهای موجود در کشور ما در زمینه جرائم خشن چندان روشن نیست اما با نگاهی به وضعیت وساختار جمعیتی کشور می توان دریافت که بافت جمعیت در آینده به صورتی خواهد بود که امکان تشدید این جرایم وجوددارد زیرا هم اکنون در کشور ما چندین میلیون جوان مجرد وجوددارد که تا چند سال آینده بخش عمده ای از آنان به سن ازدواج می رسند یعنی شرایطی که در آن از امید افراد برای تشکیل خانواده به شدت کاسته می شود از سوی دیگر ویژگی های خاص فرهنگی واجتماعی مردم ایران می تواند وضعیت را تشدید کند در حالی که انگیزه های همانند مسائل مالی در خیلی از کشورها از انگیزه های اصلی است.
درسالهای اخیر در استانهای مرزی از جمله استان کرمانشاه شاهد افزایش نزاع وقتل هستیم به گونه ای که حتی از نظر رتبه بندی کشور در این گونه جرایم اغلب اوقات جزده استان های اول قرار داشته است.
3-باتوجه به بررسی های انجام شده از منابع مختلف از قبیل سازمان تحقیقات ومطالعات ناجا ،پایان نامه های دافوس ،مرکز اطلاعات ومدارک علمی ایران در خصوص تعامل پلیس ودستگاه قضایی در کشف قتل تا کنون تحقیقی صورت نگرفته است لذابا توجه به اینکه در پی وقوع قتل تعدادی از قاتلین برای مدتی طولانی وشاید برای همیشه متواری میگردند وبا هویت جعلی در مکان یا نقطه ای دیگر سکنی می گزینند وتعدادی از مقتولین بعد گذشت مدت زمانی از به قتل رسیدن کشف می گردند که رد پای از قاتل یا قاتلین در محل به جای نمی ماند لزوم همکاری وتعامل بسیار نزدیک پلیس ودستگاه قضایی وحتی سایر سازمان ها می تواند به نوعی در کشف قتل موثر باشد وهیچ نقطه ومکانی محل امنی برای قاتلین نباشد وبا استفاده از جدیدترین ومدرنترین ابزار روز دنیا قتل های نهفته براحتی کشف گردند لذا در این تحقیق در پی آن هستیم تا به بررسی رابطه تعامل پلیس ودستگاه قضایی در کشف قتل بپردازیم.
1-4- اهداف تحقیق
الف- هدف اصلی :
تعیین آثار تعامل پلیس ودستگاه قضایی در کشف جرم قتل
ب – اهداف فرعی :
تعیین آثار تعامل پلیس ودستگاه قضایی درانجام اقدامات عملیاتی برای کشف قتل
تعیین آثارتعامل پلیس ودستگاه قضایی درجمع آوری ادله وآثار برای کشف قتل
تعیین آثارتعامل پلیس ودستگاه قضایی درکسب اطلاعات از سایر منابع برای کشف قتل
1-5-سئوالهای تحقیق:
الف – سئوال اصلی :
تعامل پلیس ودستگاه قضایی در کشف جرم قتل چگونه می باشد؟
ب – سئوال های فرعی :
تعامل پلیس ودستگاه قضایی در انجام اقدامات عملیاتی برای کشف قتل چگونه می باشد ؟
تعامل پلیس ودستگاه قضایی درجمع آوری ادله آثار برای کشف قتل چگونه می باشد؟
تعامل پلیس ودستگاه قضایی در کسب اطلاعات از سایر منابع برای کشف قتل چگونه می باشد؟
1-6- فرضیه های تحقیق:
الف – فرضیه اصلی :
همکاری مناسب پلیس ودستگاه قضایی درافزایش کشف جرم قتل موثر می باشد
ب- فرضیه های فرعی :
همکاری مناسب پلیس ودستگاه قضایی درزمینه اقدامات عملیاتی برای افزایش کشف قتل موثر است.
همکاری مناسب پلیس ودستگاه قضایی درجمع آوری ادله آثاربرای افزایش کشف قتل موثر است..
همکاری مناسب پلیس ودستگاه قضایی درکسب اطلاعات از سایر منابع برای افزایش کشف قتل موثر است..
1-7- کاربرد های تحقیق:
1-7-1)– کاربرد اجرائی:
نتایج حاصل از این تحقیق می تواند از سوی دست اندر کاران امرکشف جرم به ویژه نیروی انتظامی(کارآگاهان کشف قتل در پلیس آگاهی) و قوه قضاییه(بازپرسان وقضات ویژه قتل دردادسراها) درشناخت عوامل موثر بر کشف و راهکارهای کشف به نحوی که کشف پرونده های قتل به سهولت ودر کوتاهترین زمان ممکن کشف گردند.
1-7-2) کاربرد آموزشی وپژوهشی:
نتایج حاصل از این تحقیق همانند سایر تحقیقات علمی دیگر می تواند در مراکز آموزشی وپژوهشی ناجا وقوه قضاییه مورد استفاده دانشجویان وپژوهشگران قرار گیرد.
فصل دوم
ادبیات ومبانی
نظری تحقیق
2-1- مقدمه:
بدون تردید هیچ جایگزینی برای تجربه وجود ندارد، قال علی (ع) : التجربه فوق العلم(تجربه از علم بالاتر است) داشتن تجربه در هر امر ومقوله ای سودمند وراهگشاست.
قتل بی شک یکی از وحشتناک ترین پدیده های جنایی است، این موضوع یکی از حوزه های هیجان برانگیز در رشته جرم یابی ، جرم شناسی، جامعه شناسی وروان شناسی و… است ویکی از جرائم مهمی است که جامعه بشری به شدت از آن بیزار وبه جد خواستار مجازات مرتکبین آن می باشد دلیل این امر هم مخالفت این فعل با نظم اجتماعی است. وجود جرم وجنایت امری طبیعی است لیکن وقوع جنایتی مانند قتل عمل خشونت آمیزی است که بدون هیجانات واحساسات شدید واقع نمی شود وفرآیند قتل ودگرکشی هر اندازه کمتر توسط وجدان جمعی کنترل شود به خشونت بیشتری گرایش می یابد.
از حیث جرم شناسی هر فقره قتل واقعه می تواند ناشی از عوامل ومسایل گوناگون اجتماعی وفردی می باشد. قاتلان ایرانی عمدتاً مرد،جوان، بی سواد یا کم سواد،مجرد واز طبقات محروم جامعه اند وبه دلایلی مانند خارج بودن از حالت عادی،پنهان کردن کج رفتاری یا جرمی دیگر ،اختلافات عقیدتی واخلاقی، اختلافات ودرگیرهای قومی وقبیله ای،مسائل جنسی وناموسی واختلافات مالی مرتکب قتل شده اند.(صدیق سروستانی،1381،ص91)
همگام با پیشرفت فناوری شیوه های غیر قابل انکاری نیز در روش های ارتکاب جرم بویژه جرم قتل توسط مجرمان پدید آمده است که کشف آنها به سادگی وبدون علم وآگاهی وبهره گیری از اصول پی جویی جرایم واستفاده از تجربیات امکان پذیر نیست. زیرا تحقیقات جنایی یک روند رسیدگی سیستماتیک است که شاید ظرافت آن را باید در ردیف هنر دانست، نبوغ وهوشیاری عمیقی که پیوسته معما را تا عمق پاسخ می شکافد. بنابر این روش علمی در این میدان باید همواره با ابتکار، کاردانی وتدبیر همراه باشد . اگرچه استفاده مشخص از روش هایی که در منابع تحقیقاتی قید شده به تنهایی نمی تواند تحقیقات پی جویی قتل را به طور موفقیت آمیزی به انجام رسانده، بلکه توالی تحقیقات وجمع آوری آن با نبوغ فردی ونگاه عمیق باید به عنوان یک اصل علمی وعملیاتی مور توجه قرار گیرد،حتی جزئیات ونکات کوچک نیز نباید از دید دور بماند وهیچ فرصتی را برای جمع آوری دلایل جرم از دست رود. در تحقیقات وپی جویی جرائم ممکن است برخی از تکنیک های تحقیقاتی که بسیار سودمند است به ندرت مورد استفاده قرار گیرند. این بدان معنا نیست که باید آنها را رد نمود ویا از آنها غفلت ورزید، بلکه باید دانست که هر تکنیک جایگاه ویژه ای در مراحل تحقیق دارد وهر یک از تکنیک ها باید در جای خود مورد استفاده وبهره برداری قرار گیرند.درواقع توفیق در کشف پرونده های قتل بستگی به آموزش ، درایت ،مهارت ، تجربه،شناخت تجهیزات وتوان علمی وفکری وهمکاری وهماهنگی بین کارآگاهان وقضات ویژه قتل با سایر سازمان های همسو در فرآیند کشف دارد.برهمین اساس در این فصل ضمن بیان مبانی نظری وحقوقی قتل وراه های کشف آن وبیان نظرات مختلف وتحلیل عوامل موثر در کشف، راه های رسیدن به موفقیت پلیس(کارآگاهان) وقضات ویژه رسیدگی به کشف پرونده های قتل مورد بررسی قرار گرفته است ومختصری در خصوص تعامل، پلیس ودستگاه قضا و وظایف آنها به بحث پرداخته شده است.
2-2- پیشینه تحقیق:
با بررسی سوابق ومدارک موجود وپژوهش های انجام شده در دافوس ناجا وسایر مراکز علمی وآموزش عالی تاکنون تحقیقی با این موضوع انجام نگرفته است اما تحقیقاتی که به نحوی با موضوع انتخابی اینجانب ارتباط دارند به شرح ذیل به آنها به طور مختصر اشاره می گردد:
الف –یاراحمدی،بهروز(1384) تحقیقی تحت عنوان « بررسی عوامل موثر بر عملکرد کار آگاهان پلیس آگاهی تهران بزرگ در کشف قتل» انجام داده است . که هدف از آن بررسی عوامل موثر بر عملکرد کارآگاهان ویژه قتل از جمله آموزش،هماهنگی، کار تیمی، انگیزش، توانایی ومهارت مدیران بخش پی جویی قتل ومهارت های پلیسی بوده است این تحقیق که از نوع کاربردی بوده ،جامعه آماری آن 52 نفر از کارآگاهان خبره ودارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم به بالا وحداقل ده سال در ادارات آگاهی خدمت کرده وچهار سال یا بیشتر در مشاغل پی جویی قتل فعالیت داشته اند .تفاوت تاثیر عوامل یاد شده در وضع موجود با وضع مطلوب وموارد انتظامی صاحب نظران احصاء ونتایج حاصله نشانگر این بوده است که آموزش، هماهنگی، کارتیمی، انگیزش ومهارت های پلیسی کارآگاهان ویژه قتل ضعیف بوده وبرعملکرد آنان تاثیر منفی گذاشته است. در حالی که« توانایی ومهارت مدیران بخش پی جویی قتل»بر خلاف متغیرهای موصوف ضعیف نبوده است برهمین اساس میزان این عوامل در وضعیت موجود با وضعیت مطلوب فاصله داشته ودر سطح پایین تری قرار دارند.
ب- قنبری، محمد(1385)تحقیقی تحت عنوان«عوامل موثر بر موفقیت کارآگاهان در کشف قتل » انجام داده است . که هدف پژوهش بررسی میزان شناخت انگیزه وقوع قتل ، مدیریت کارآگاهان بر صحنه های قتل ، تجربه ومهارت بازپرس ویژه قتل ، تجهیزات فنی برای جمع آوری ادله موجود در صحنه جرم وتفویض اختیار بیشتر قضایی برموفقیت کارآگاهان کشف قتل می باشد. که شناسایی عوامل فوق تاثیر فوق العاده ومعنا داری بر موفقیت کارآگاهان کشف قتل دارد. تحقیق فوق از لحاظ کاربردی وازنظر روش پیمایشی توصیفی وجمع آوری کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته وجامعه آماری 55نفر از خبرگان(کارآگاهان پی جویی قتل،دادستان ها، بازپرسان ویژه قتل،حقوقدانان و وکلای دادگستری)بوده وابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده است.
2-3- تعامل:
2-3-1- تعامل اجتماعی:
مفهوم تعامل اجتماعی از چنان گستردگی وپهنای مفهومی برخوردار است که ذهن هر نویسنده ویا شنونده ای را برای درک عمیق وشناخت ابعاد تحلیلی آن با مشکل روبرو می سازد. در حقیقت مفهوم تعامل اجتماعی با مفهوم ارتباط اجتماعی قرابت نظری داشته والگوهای نظری وتئوری های گوناگونی در حوزه های جامعه شناسی وروان شناسی ، پیرامون این دونظریه که می توانند برای تبیین تعاملات پلیس ودستگاه قضایی کاربرد داشته باشند وجوددارد. بنابراین در گام اول سعی می گردد که با ارائه یک تعریف ضمنی وفرهنگ لغتی ابعاد معانی آن مورد بررسی قرارگیرد. درفرهنگنامه دهخدا به معنی «با یکدیگر دادوستد کردن» آمده است .
دردایره المعارف علوم اجتمایی تعامل یعنی« عمل متقابل دو یا چند موجود زنده با یکدیگر» (ساروخانی،1370،ص364).
دراین تعریف تعامل دارای انواع مختلفی است که عبارتند از:
الف)تعامل مودت آمیز
زمانی است که دو موجود (فرد یا گروه ویا …)درجهتی یگانه و با هدفی مشترک عمل نمایند، نظیر تعاون یا هم نیرو زایی
ب)تعامل دوری
بدین معنی که پدیده 1 بر2 اثر میگذارد ،لیک خود نیز از آن تاثیر می گیرد بدین سان 1 بعد از تاثیر بر 2 دیگر 1 نیست بلکه به صورت 1 تبدیل یافته است .به عنوان مثال ،هنگامی که فقر بر بی سوادی اثر می نهد یعنی میزان آن را افزایش می دهد، خود نیز از آن تاثیر می پذیرد ،زیرا خود بی سوادی نیز فقر را تشدید می نماید و از این طریق دوری بسته پدید می آید.
ج)تعامل تفرقه آمیز
زمانی است که دوموجود دردو جهت جداگانه عمل نمایند وکار آنان مکمل یکدیگر نباشد.نظیرخصومت یا تقابل.
د)تعامل محیط شناختی
تعامل و همکاری آمیخته با رقابت و یا حتی همکاری آمیخته با خصومت بین افراد یا گروه هایی است که در یک محیط جغرافیایی با هم زندگی می کنند و دربرابر فرصتها،مواهب ومسائل مشخص قرار دارند .
ر)تعامل کانونی
کنش و یا واکنش دو یا چند نفر (یا گروه) به منظور پیگیری هدفی خاص (بحث در باره ی موضوعی معین ،انجام کاری مشخص و …)
و)تعامل چند گانه
کنش متقابل بین دو یا چند نفر (یا گروه ) در زمینه های گوناگون
ز)تعامل تاثیر گذار
آن کنش و واکنشی که در جریان آن
1-هر دو طرف (فرد یا گروه) تاثیر پذیرند
2-تأثیر حاصل به متضمن دگرگونی بالنسبه عمیق گردد.
با این وجود در فرهنگ علوم اجتمایی عبارتند از:
مفهومی کلی است که با شیوه ،میزان،شدت وبه طورکلی انواع گوناگون کنش وواکنش بین انسانها در یک گروه ،جمع یا جامعه سروکاردارند.ازیک دیدگاه سه نوع تعامل اجتماعی قابل تمیز است :
1-در معنای بسیارساده، تعامل اجتماعی با تعریف رویتر و هارت به دست می آید:«تعامل اجتماعی تاثیر متقابل کارگزاران اجتماعی است که طبیعت (اجتماعی) انسان را پدید می آورد، پس (بدین معنی) فرهنگ ،ناشی از تعامل اجتماعی است».
2-در معنای دوم که بیشتر توسط انسان شناسان وجامعه شناسان ارتباطات به کار می رود،تعامل اجتماعی ویاانسانی،خاصی از افراد اجتماع تلقی می شود.در این معنی تعامل اجتماعی که با تعامل نمادی مترادف می یابد،برپایه ارتباط صورت می پذیرد ودر جریان آن دگرگونی دررفتار پدید می آید.
3-درمعنای سوم ،تعامل اجتماعی در دیدگاه کسانی مطرح می شود که متعقد به “من”از نظر اجتماعی با خود در تعامل وکنش وواکنش است.نمونه بارز این طرز اندیشه را ازبلیز می توان شنید.
صدای می اندیشد ،از نظر فنی درتعامل قرار دارد واز آنجا که تعامل با خود (به عنوان یک شی اجتماعی )است عامل خود در جریان یک تعامل اجتماعی دیده می شود”.(ساروخانی،1377،ص366).
تعامل اجتماعی :دارای مفهوم کلی است که با شیوه، میزان وشدت وبه طور کلی انواع گوناگون کنش وواکنش بین انسان ها در یک گروه، جمع یا جامعه سروکار دارد تعامل به چهار شیوه ، تعامل گفتمانی،مبادله ای، عاطفی یا اجتماعی وتعامل مبتنی برقدرت در یک نظام اجتماعی وجود داشته باشد. در بررسی دیدگاه های تاریخی تعامل اجتماعی نظریات مختلفی مشاهده می شود:
هابز( فیلسوف انگلیسی) تعامل را قدرت مشروع در جهت بکار گیری نیروهای اجتماعی برای ایجاد نظم وامنیت می داند.
ماکیاول اساس شکل گیری تعاملات انسانی را زیرکی، روباه صفتی وخشونت طلبی برای صلح وآرامش اجتماعیوسیاسی در نظر می گیرد.
زیمل اذعان می دارد که جامعه از کنش های متقابل(تعامل های) که افراد به هنگام پیوند با یکدیگر به منظور دستیابی به هدف های گوناگون می آفرینند، تشکیل شده است وجامعه شناسی باید سعی کندکه فرآیندهای روابط انسانی ونهادها رادر یابد. جامعه پذیری اساساً ازطریق معاشرت وگسترش تعامل وپیوندها با افراد دیگر، گروه ها نهادهای اجتماعی تثبیت وتحکیم می شودبنابراین روابط انسانی ازدیدگاه زیمل ، به عنوان صورت های تعاملات اجتماعی انسان، موقعی بسط می یابدکه اعتماد اجتماعی ، وفاداری، قدردانی،فداکاری واعتقاد به سرنوشت انسان به عنوان محتوای رفتاری با سائقه (اندیشه) درروابط میان افراد بوجود آیدبه عقیده زیمل قدرت(سلطه) ، کشمکش، بیگانگی از صورت های کنش متقابل میان افراد هستندکه سبب های رفتاری فرمانبرداریوفرمانروایی را تشکیل می دهند(گودرزی ودعاگویان،1385،ص34).ح)تعامل حسابگرانه
که در آغاز کافمن آن را در تکمیل نظریه تعامل گرایی نمادی بکار برد .به معنای آن است که در آغاز افراد واکنش طرف مقابل خود را در نظر گیرند و آنگاه دست به عمل زنند. در برابر تعامل غیر حسابگرانه(ساروخانی ،1376،ص366).
ط)تعامل نمادی
فرآیند تعامل بین انسانها با استفاده از نمادها(مانند زبان)است.مکتبی در روانشناسی اجتماعی پدید آمده است که بر پایه آن انسان فقط از طریق تعامل با دیگر انسان واقعی می شود.
بنیان مکتب اصالت تعامل نمادی را هربرت ومیدوکولی گذاردند که بر نقش جامعه در شکل یابی شخصیت واحساس «من اجتماعی »تاکید ورزیده اند.
به زعم کولی هر انسان تخیلی تصویری از خود در دیگران در ذهن دارد وباتوجه به همان ،سعی در تغییر خود می نماید .او این فرآیند رابا تعبیر خود آینه ای یا قضاوت خویش باتصور نظر دیگران درباره خود مطرح می سازد مید بر نقش زبان (مجموعه ایاز نمادها)در فر آیند اجتماعی تمدن تأکید دارد(ساروخانی ،1376،ص366).
ی)تعامل غیر کانونی
افرادی جمع شده اند،لیک هدف معین جمعی ندارند:حتی در مواردی یکدیگر را نمی شناسند .به زعم کافمن در این شرایط نیز نحوه عمل خود به جهت وجود جمع تغییر می کند واین دگرگونی به صورت زنجیره ای در عمل دیگران نیز موثر می افتد وتعامل صورت می گیرد(ساروخانی ،1376،ص367).
2-3-2- ماهیت تعامل:
هنگام تماس با افراد واشخاص، دانستن این نکته مهم است که هدف از این تعامل چیست. این نکته تا حد زیادی، موثرترین لحن را برای تثبیت وبهترین تصویر را برای نشان دادن تعبیر می کند این تماس( تلاش بر ایجاد روابط عمومی خوب، عمدتاً اجتماعی است، هدف از تماس کسب اطلاعات است در مورد یک فرد، یک مسئله یا یک واقعه، هدف ازتماس ترغیب فردی است، در وا داشتن یک فرد به پذیرفتن یک درخواست. شما چه نقشی ایفا می کنید؟ دیگران چه نقش های را ایفا می کنند؟ البته گهگاه یک تماس ممکن است بیش از یک هدف داشته باشد ممکن است به عنوان یک تماس اجتماعی آغاز شود وسپس به ترغیب یا کسب اطلاعات منجر گردد، اما بدون داشتن یک هدف مشخص در ذهن ، ارتباط شما ممکن است موثر نباشد وقتی به این که با چه کسی تعامل می کنید (مخاطبان) وچرا(هدف ها) فکر کردید آن گاه روی نحوه تعامل واشکال ایجاد ارتباط باید تمرکز کرد(هس ،میلر،1382،ص234).
2-3-3- ضرورت تعامل پلیس ودستگاه قضایی:
ممکن است سوال شود که منظور از مقام قضایی چه نوع سمت قضایی است؟ که در پاسخ به این سوال وبه شکل مختصر بایستی گفت که جرم قتل از سری جرایمی است که مجازات قانونی آن قصاص نفس بوده ورسیدگی به آن، به استناد تبصره ذیل ماده 4 قانون اصلاح تشکیل دادگاه های عمومی وانقلاب، در صلاحیت دادگاه های کیفری استان می باشد ودر مجمع دادسرا نیز به استناد بند«و» ماده 3 قانون مارالذکر تحقیقات مقدماتی در خصوص جرم قتل عمد بر عهده بازپرس می باشد ودادستان تا قبل از حضور ومداخله بازپرس صرفاً می تواند اقدامات لازم را برای حفظ وجمع آوری دلایل وآثار جرم به عمل آورد.لیکن در حوزه قضایی بخش به استناد تبصره 6 ماده3 قانون مارالذکر، رئیس یا دادرس علی البدل دادگاه در جرایمی که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه کیفری استان است، به جانشینی بازپرس تحت نظارت دادستان مربوطه اقدام می نماید.
تعریف تعامل در این تحقیق یعنی کارکردن پلیس(آگاهی)ودستگاه قضایی(قضات دادسراوبازپرسان ویژه قتل)وهمکاری مناسب ومتقابل با هم برای رسیدن به هدف که هماناً کشف قتل می باشد .
تردیدی نیست که موفقیت مقامات قضایی دررسیدگی به امورقضایی وکاستن پرونده های ارسالی به دادگاه بستگی به همکاری وارتباط نزدیک مقامات مذبور با ضابطین دادگستری درمرحله کشف جرم وتعقیب وتحقیق از متهمین نیازبه این دارد که موقعیت ووظایف ضابطین دادگستری«ضابطین قوه قضاییه» مشخص گردد(گلدوزیان،1382،ص15).
مأمورین پلیس آگاهی وقضات رسیدگی به پرونده های قتل با توجه به وظایفی که در کشف قتل دارند بایستی این وظایف را باهم انجام دهند وانجام این وظیفه به تنهایی مقدور نمی باشد در راستای انجام وظیفه وعمل به تکلیف قانونی خود باید با همدیگر ارتباط داشته واین رابطه برای هر دو تکالیفی ایجاد می نماید وعمل به این تکالیف در برابر یکدیگر در صورت داشتن تعامل با توجه به تعاریف بالا یعنی همکاری ویاری رساندن همدیگر در رسیدن به اهداف خود نتیجه بسیار مطلوب را در برخواهد داشت داشتن رابطه کاری وفق قانونی برای هردو طرف حقوق وتکالیفی را بوجود می آورد رعایت این حقوق وتکالیف را به عنوان تعامل می توان یاد کرد.
2-4- پلیس:
2-4-1-تعاریف واصطلاحات پلیسی:
واژه پلیس واژه ای نیمه فرانسوی است که از واژه لاتینپولی تیاو واژه آلمانی پولیی تیاگرفته شده است.
این واژه که اززمان اسکندرواردادبیات سازمان وساختار های انتظامی شده تا به امروزبه خوبی توانسته است جایگاه منحصر به فردخوددر معرفی سازمان های انتظامی تحت عنوان پلیس رادر سطح جهانی وبین المللی حفظ کندو روزبروز توسعه یابدتا اندازه ای که به اموری فراترازموضوع های صرف انتظامی هم بسط وگسترش یابد.
میزان ماندگاری ودامنه این کلمه به چنان پایداری ووسعتیدر آمده که به عنوان یک فرهنگ ،ایجاد تغییر ویا جایگزین نمودن واژه های دیگر به جای آن را تا کنون با ناموفقی مواجه کرده است کما اینکه به عنوان یک تجربه با ادغام نیروی انتظامی در سال 1370 که برابر مصوبه مجلس شورای اسلامی انجام شد،کلمه وواژه نیروی انتظامی برای سازمان جدید انتظامی کشور برگزیده شد اما نتوانست انتظارات عمومی را بر آورد نماید ودر مدت زمان کوتاهی باز ناگزیر به برگزیدن واژه پلیس به جای نیروی انتظامی شدند (هر چند این عمل غیر قانونی است ولی میزان اثر واژه پلیس این شرایط را به وجود آورده است)(احمدی،1388،ص3).
2-4-2- نیروی انتظامی
برابر ماده دو قانون نیروی انتظامی مصوب 27/4/1369 مجلس شورای اسلامی :سازمانی مسلح در تابعیت فرماندهی کل قوا و وابسته به وزارت کشور است که هدف از تشکیل آن استقرار نظم و امنیت وتأمین آسایش عمومی و فردی و نگهبانی و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی در چارچوب این قانون و درقلمرو کشور جمهوری اسلامی ایران است(احمدی،1388،ص4).
بند هشتم ماده چهار قانون نیروی انتظامی انجام وظایفی که بر طبق قانون به عنوان ضابط قوه قضاییه به عهده نیروی انتظامی محول شده است را بیان می کند، این وظایف به طور اجمالی در 9 بند آمده است.
1)مبارزه با مواد مخدر؛
2) مبارزه با قاچاق؛
3)مبارزه با منکرات فساد؛
4)پیشگیری از وقوع جرایم؛
5) کشف جرایم؛
6) بازرسی وتحقیق؛
7) حفظ آثار ودلائل جرم؛
8) دستگیری متهمان ومجرمان وجلوگیری از اختفای آنها؛
9) اجرا وابلاغ احکام قضایی.
نه بند مذکور در ماده 4، اولاً: جزء وظایف پلیس قضایی نیست و نمی توان کلیه آنها را مشمول وظایف پلیس قضایی دانست؛ زیرا بین بندهای1،2،3،4،9 و وظیفه اصلی پلیس قضایی که کشف جرم وتحقیق وتعقیب مجرم وتحویل وی به مراجع قضایی است، هیچ گونه سنخیتی وجود ندارد.(آخوندی،1382،ص33).
ثانیاً:وظیفه ضابط قوه قضاییه هیچ یک از موارد مطرح در بندهای ذکر شده نیست مواد مندرج در بندهای 2،4،3،9 عموماً جزءوظایف پلیس اداری واز جمله مواردی است که هیئت حاکمه هر دولتی به منظور حفظ نظم عمومی، آسایش وبهداشت،اخلاق حسنه، الزاماً باید به منظور استقرار امنیت داخلی وبین المللی در راستای تحقق آنها بکوشد.
ثالثاً: منحصراً بندهای 5،6،7،8 را می تواناز وظایف ضابطین دادگستری یا پلیس قضایی دانست، هر چند این موارد به کیفیت مرقوم، خالی از ایراد واشکال نیست. مع الوصف در اعدادوظایف پلیس قضایی قرار دارند.
2-4-3-پلیس کشف جرم:
اقدامات پلیس قضایی، زمانی صورت می گیرد که جرمی اتفاق افتد؛ لذا جمع آوری دلایل وحفظ آلات وادوات جرم وآثار آن، جلوگیری از فرار متهم واختفاء وی، انجام هر گونه تحقیق برای کشف جرم، اقدامات لازم برای جلوگیری از تبانی با شهود و مسائلی از این قبیل از وظایف پلیس قضایی است.پلیس قضایی وپلیس جنایی برای نیل به هدف ها ومأموریت های خود به حمایت وپشتیبانی مأموران متخصص وکارشناسانی نیاز دارد که از اطلاعات تخصصی بالایی برخودار باشند. این کارشناسان، همان عناصر پلیس علمی می باشندوقادرند مفروضات وگمانه سازی های ماموران پلیس جنایی را به نتایجی که آنان جستجو می کنند یعنی رسیدن از مجهول به معلوم، از تاریکی به روشنایی واز خیال واحتمال وفرض ذهنی به حقیقت و واقعیت یاری نمایند(انصاری،1380،ص30-31).
قتل به عنوان یک جرم مهم از دید پلیس در هر کشور ویا نیروی انتظامی در ایران پنهان نمانده وحساسیت خاصی نسبت به آن نشان می دهد. از این رو سعی شده که به صورت تخصصی به قتل پرداخته شود. در ایران ودر هر استان از آن ،فرماندهی نیروی انتظامی در رأس این سازمان قرار دارد. که این فرماندهی دارای پلیس های تخصصی بودهکه از جمله می توان به پلیس آگاهی اشاره کرد که این پلیس دارای چند اداراه است که یکی از آنها اداره مبارزه با جرایم جنایی می باشد ، شعبه تخصصی در این اداره تحت عنوان شعبه مبارزه با قتل وجود دارد که از کار آگاهان ومأمورین با تجربه وکار کشته در آن استفاده می شودوجرم قتل توسط مأمورین شعبه مبارزه با قتل که زیر مجوعه اداره مبارزه با جرایم جنایی است پیگیری می شود. لذا در ذیل تعریفی از پلیس های کشف جرم می آوریم.
پلیس علمی: عبارت پلیس علمی به معنای جرم یابی است پلیس علمی رشته ای مرکب ومختلط از دانش های مهم روز است که در جستجوی شناخت حقیقت وچگونگی وقوع عمل مجرمانه با روش های علمی می باشد.طبق این تعریف مختصر می توان گفت پلیس علمی:
1-یکی از رشته های علوم پلیسی است، زیرا در مدیریت امروز یکی از وظایف اصلی پلیس، کشف جرم، جمع آوریدلایل وارائه آن به دستگاه قضایی است.
2-موضوع وهدف آن کشف حقیقت در بخشی از فرآیند عمل مجرمانه یعنی چگونگی وقوع جرم است.
3-یکی از رشته های معین علوم قضایی است، زیرا یافته ها وداده های مربوط به چگونگی وقوع عمل مجرمانه را در اختیار دستگاه قضایی قرار می دهد.
4-روش کار پلیس علمی، اطمینان بخش وبه اصطلاح امروزی علمی است نه ذهنی، خیالی و وهمی(انصاری،1380، ص44).
کارآگاه:اصطلاح پلیس مخفی یا کارآگاه به مأمورین پلیس که بالباس سیویل برای مراقبت یا سایر امورپلیسی گمارده می شوند اطلاق می گردد واینگونه مأمورین به نحوی انجام وظیفه می نمایند که جلب توجه افراد را ننمایند(حمیدی،1352،ص68).
کارآگاه ویژه قتل:کلیه مأمورین پلیس که در زمینه کشف قتل فعال بوده وبه صورت ویژه در پی جویی واقعه جنایی ، مسئولیت رسیدگی وپیگیری پرونده های قتل وکالبد شکافی قضیه را کاملاً تخصصی در ادارات آگاهی عهده دار می باشند.(یاراحمدی،1384،ص36).
2-5- ساختار و تشكيلات قوه قضائيه:
جمهوري اسلامي ايران تنها كشوري است كه از بركت انقلاب اسلامي توانسته است نظام قضايي اسلامي را در همه ابعاد ساختاري ، قوانين و مقررات ، سياستهاي كيفري، جزايي ، امور جنايي ، آئين دادرسي و غيره را با رنگ و بوي اسلامي با تكيه برمباني فقهي نوراني اسلام و ارزشهاي بلند اسلامي پايه گذاري كند كه خود يكي از امتيازهاي منحصر به فرد نظام جمهوري اسلامي است.
در نظام قضايي جمهوري اسلامي ايران، قوه قضائيه از نظر قضايي، حكم قاضي و همچنين تشكيلات قضايي استقلال دارد و اين استقلال در تمامي بدنه دستگاه قضايي از پايين ترين رتبه تا بالاترين رتبه آن كه رئيس دستگاه قضايي است، وجود دارد. انتصاب رئيس قوه قضائيه با مقام معظم رهبري است كه در رأس همه قوا وجود دارد و تعيين ساير منصبها و پستهاي قضايي بعد از آن به وسيله رئيس قوه قضائيه پس از مشورت با قضات عالي و ارشد دستگاه قضايي انجام مي گيرد و دراين خصوص دو قواي ديگر هيچگونه دخالتي ندارند و اين قوه كاملاً مستقل مي باشد.
قوه قضایيه از سازمانهای اصلي و تابعه تشكيل مي شود سازمان و تشكيلات اصلي اين قوه، دادسراها و محاكم اعم از بدوي و تجديدنظر مي باشد و سازمانهاي تابعه اين قوه، سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور، سازمان بازرسي كل كشور، سازمان قضايي نيروهاي مسلح ، سازمان پزشكي قانوني، سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، دانشكده علوم قضايي و خدمات اداري، روزنامه رسمي مي باشند.
در روند رسيدگي به پرونده هاي كيفري دو مرجع وجود دارد يكي دادسراها هستند و ديگري محاكم. تحقيقات مقدماتي به عهده دادسرا است كه پس از انجام تحقيقات و احراز مجرميت، با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست ، پرونده جهت دادرسي و صدور حكم و تعيين مجازات به محاكم ارسال مي گردد و در صورت عدم احراز مجرميت، نسبت به صدور قرار منع تعقيب و موقوفي تعقيب اقدام مي نمايد.
در معيت دادگاه كيفري استان و محاكم جزایي و انقلاب، دادسراي عمومي و انقلاب و در معيت محاكم نظامي و محاكم عالي انتظامي قضات و دادگاه ويژه روحانيت و محاكم رسيدگي به جرایم كاركنان دولت و ديوان عالي كشور ، به ترتيب دادسراي نظامي و دادسراي انتظامي قضات و دادسراي ويژه روحانيت و دادسراي ويژه كاركنان دولت و دادسراي ديوانعالي كشور، وجود دارد.
2-5-1- مفهوم دادسراوجایگاه آن:
دادسرا كه عهده دار كشف جرم، تعقيب متهم، اقامه دعوي از جنبه حق الهي و حفظ حقوق عمومي و حدود اسلامي، اجراي حكم و همچنين رسيدگي به امور حسبيه وفق ضوابط قانوني است ، به رياست دادستان مي باشد و به تعداد لازم معاون، داديار و بازپرس دارد. تحقيقات مقدماتي كليه جرایم به عهده بازپرس است ولي در جرایمي كه مجازات قانوني آن اعدام، رجم ، قصاص و حبس ابد نباشد، دادستان نيز داراي كليه وظایف و اختياراتي است كه براي بازپرس مي باشد در واقع بازپرس به جرایم سنگين رسيدگي مي كند و دادستان جرایم كم اهميت را به دادياران كه زير نظر وي انجام وظيفه مي نمايندارجاع مي كند. در هر صورت پس از صدور قرار مجرميت توسط داديار و بازپرس ، دادستان با صدوركيفرخواست، پرونده را جهت رسيدگي و صدور حكم به دادگاه صالحه ارسال مي نمايد.(سایت دادگستر)
1)تعریف وجایگاه دادسرا:سازمانی است که وظیفه آن حفظ حقوق عمومی، نظارت برحسن اجرای قوانین، تعقیب کیفری بزهکاران وتحقیقات مقدماتی بعضی جرایم است(آخوندی،1388،ص26).
دادسرا نهادی است قضایی متشکل از دادستان وتعدادی بازپرس ودادیار که مهم ترین واصلی ترین وظیفه آن کشف جرم، تعقیب مجرمین، انجام تحقیقات مقدماتی در صورت ضرورت ،صدور کیفر خواست وسپس دفاع از آن در دادگاه واجرای احکام است.
2)- دادستان:دادستان یا مدعی العموم،مقام قضایی است که به عنوان رئیس ضابطین دادگستری به منظور حفظ حقوق عامه ونظارت بر اجرای قوانین مطابق قانون انجام وظیفه می نماید . در مواردی که جرم جنبه عمومی دارد دادستان به نمایندگی از مردم علیه مجرمین اقامه دعوی می نماید، علاوه بر این، حقوق کودکان، مهجورین وغائبین- مفقودالاثر-حفظ ونگهداری ترکه در موارد قانونی به عهده دادستان است.
همچنین تحقیق وتعقیب ودر صورت لزوم اخذ تأمین از وظایفی است که دادستان شخصاً یا بوسیله دادیاران آن را مورد رسیدگی قرار داده ودر اموری که به بازپرس ارجاع می دهد حق دادن تعلیمات لازم را دارد ودر اعمال وظایف خود دارای اختیارات وسیعی است.نیروی انتظامی وسایر ضابطین مطابق قوانین مدون ودر راستای تکالیف قانونی محوله موظف به اجرای دستورات دادستان می باشند ودر صورت امتناع از اجرای دستورات برابر قانون با آنهارفتار خواهد شد.
3)-معاون دادسرا:معاون دادسرا مقام قضایی است که در غیاب دادستان دارای اختیارات و وظایفقضایی وغیر اداری دادستان است. بخشی از اختیارات و وظایف دادستان نسبت به امور اظهار نظر اجرای احکام سرپرستی اموال صغار، مجانین، اموال بلاصاحب وترکه بلاوارث به معاونین دادسرا واگذار می شود.
4)- بازپرس:قاضی تحقیق، مستنطق ویا بازپرس ، یک مقام خاص قضائی است که تحقیق مقدماتی جرایم وجمع آوری دلایل له وعلیه متهم به عهده اوست و وظایف قانونی خود را به شکل مستقل وتحت نظارت دادستان انجام می دهد.بازپرس وظایف قضایی مهم وخطیری بر عهده دارد وبه همین جهت باید از مصونیت شغلی بیش تری بهر مند باشد همان طور که در بسیاری از کشورهای جهان بازپرس، قاضی نشسته به شمار می آید واز مصونیت شغلی بیش تری برخوردار است. به عنوان مثال در کشور فرانسه بازپرس از مقامات دادسرا محسوب نمی شود در این کشور بازپرس از بین روسای دادگاه های جنحه، با رعایت تشریفات قانونی وپیشنهاد لازم، با فرمان ریاست جمهوری برای مدت سه سال انتخاب می شود وپس از خاتمه مدت مأموریت می تواند به شغل سابق خود باز گردد یا برای دورهای دیگر در سمت بازپرس باقی بماند.
5)- دادیار:دادیاراز دیگر مقامات قضایی است. دادیار در دادسرا تحت ریاست ونظارت دادستان انجام وظیفه نموده واز حیث اظهار نظر ورأی تابع دادستان می باشد. همچنین با ارجاع دادستان می تواند عهده دار امورسرپرستی ، تحقیقات مقدماتی، اجرای احکام وسایر وظایف دادستان باشد ومی تواند در دادگاه به نام دادستان ابراز عقیده نموده واز کیفر خواست دفاع نماید.(آخوندی،1388،ص41-42).
2-6- قتل:
2-6-1- تاریخچه قتل:
قتل نفس از شدیدترین جرایمی است که از گذشته های دور با شدیدترین واکنش ها مواجه بوده است. در اجتماعات بدوی به دلیل انحصار روابط اجتماعی در رفع نیازهای اولیه زندگی،عدم وجودقدرت وحاکمیت مرکزی،موجب می شد زیان دیدگان ازجنایت،راساً نسبت به مجازات مجرمین اقدام نمایند،چرا که اولیاء مقتول از حمایت قدرت اجتماعی در جریان اعمال کیفری بر قاتل محروم بوده،مقابله با جانی را اقدامی کاملاً خصوصی وخانوادگی تلقی می کردند،که بی هیچ ملاک وضابطه ی منطقی علیه مجرم اجرا می گردید. از این روگاه یک قتل،جنگ ها وقتل های بی شماری را در پی داشت به طوری که در بسیاری موارد منسوبین قاتل نیز از خشم بستگان مقتول مصون نمانده،آنها نیز مشمول عکس العمل شدید اولیاء دم قرار می گرفتند. این نحو از مقابله با جانی وبستگان وی که مبتنی بر پذیرش نوعی مسئولیت جمعی است تا سده های اخیر نیز در میان برخی از گروه ها وقبایل به عنوان یک سنت وشیوه ی متداول جریان داشت. ضعف وشدت عکس العمل جزایی در این دوران متأثر از احساس انتقام بوده وبدون توجه به مصالح اجتماعی وتنبیه وارعاب عمومی،مجازاتی که متناسب با توانمندی واحساس انتقام جویی اولیاء دم،تسکین خاطر آنها را فراهم می کرد،به وسیله ی خود آنها اجرا می شد(پرویزی،1379،ص76).
2-6-2- قتل از منظر قرآن کریم:
قرآن کریم در آیات متعددی حرمت واهمیت قتل را بیان فرموده است که در این قسمت به لحاظ اهمیت موضوع برخی از این آیات آورده می شود:
« و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا »(آیه 33 از سوره مبارکه الاسراء)
نفسی را که خداوند محترم ساخته است به نا حق مکشید ، کسی که به ستم کشته شود برای ولی او سلطه ای خاص قرار داده ایم ، پس اسراف در قتل نخواهد کرد . زیرا او ( ولی دم ) از جانب شریعت الهی یاری شده است .
« مناجلذلک کتبناعلی بنی اسرائیل انه من قتل نفساً بغیرنفسٍ اوفسادٍفی الارض فکانماقتل الناس جمیعاًومن احیاها فکانمااحیاالناس جمیعاً»( آیه 32 ازسوه مبارکه مائده )
“از جهت قتلی که واقع شدمابرفرزندان اسرائیل مقررداشتیم که هرکس نفس محترمی رابه ناحق وبی آنکه مرتکب فساددرروی زمین شده باشدبکشدچنان است که همه مردم راکشته باشدوهرکه نفسی راحیات بخشدمثل آنست که تمام مردم راحیات بخشیده است .”
«ومن یقتل مومنًا معتمداً فجزاوه جهنم خالدًا فیها وغضب الله علیه ولعنه واعدله عذاباً عظیماً»(آیه 93،سوره نساء)
وهرکس،فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است در حالی که جاودانه در آن می ماند وخداوند بر او غضب می کند واو را از رحمتش دور می سازد وعذاب عظیمی برای او آماده ساخته است.
«من کان لمومنٍ ان یقتل مومناً الا خطاًومن قتل مومناً خطاً فتحریررقبهٍ مومنهٍفدیهٌ مسلمهٌ الی اهله »(آیه 92،سوره نساء)
هیچ مومنی را نرسد که مومنی را به قتل رساند مگر اینکه این کار از روی خطاء واشتباه از او سر زندو هرکه مومنی رااز روی خطا به قتل برساند باید یک برده را آزاد کند وخونبهایی به کسان او (مقتول)بپردازد
سپس برای کسی که اشتباهی اقدام به چنین کاری کرده است مجازات دیه در نظر گرفته شده است:
رسول اکرم(ص)در باره قتل می فرماید:
« لاتقتل نفس ظلماالاکان علی ابن آدم الاول کفل من دمها لانه اول من سن القتل »
هرکس به ستم کشته شودبهره ای ازخون اوبرعهده فرزندنخست آدم است که اونخستین کسی است ،که قتل رابنیادگذاشت .
 «اول مایقضی بین الناس یوم القیامه الدماء »
نخستین چیزی که ازمردم درقیامت موردرسیدگی وداوری قرارمی گیرد، خون است .
«الزوال الدنیا اهون علی الله من قتل مومن بغیر حق»
” نابودشدن دنیابرای من آسانتروبی اهمیت تراست ازاینکه مومنی به ناحق کشته شود.”
ازتمام آیاتی که دراین خصوص نازل شده واحادیث بسیاری که ازرسول خداروایت شده می توان نتیجه گرفت که احترام به جان ومال انسان همواره موردتوجه اسلام بوده وقوانین اسلام برای حفظ حیات انسان وضع شده است .
2-6-3- تعریف قتل:
تعریف قانونی از قتل وجود ندارد اما بهترین تعریفی که می توان برای قتل ارائه داد به شرح زیر می باشد:
«قتل یعنی کشته شدن انسانی توسط انسان دیگر بدون مجوز قانونی»
قتل، تعدی به حق حیات انسانی است که منجر به فوت وی شود وتعریف های دیگر نیز همگی درصدد بیان همین معنا هستند مانند:«خارج کردن نا حق روح انسانی دیگر.»(زراعت،1386،ص23).
محقق حلی در کتاب شرایع الاسلام در تعریف قتل می فرماید:«وهوازهاق النفس المعصومه المکافیه عمداً وعدواناً»
در شرح این عبارت آمده است:«ازهاق»در لغت به معنای خارج ساختن است.مراد از«نفسمعصوم»جانی است که تلف کردن آن جایز نیست. مقصود از «نفس همتا»نفسی است که از جهت اسلام ،حریت وغیر آن با قاتل برابر باشد.(حلی،1379،ص971).
دکتر محمد هادی صادقی در تعریف قتل بیان نموده اند:« جنایت عمد عبارت است از سلب غیر قانونی حیات یا قصد ابتدایی یا تبعی به وسیله فعلی که بالمباشره یا بالتسبیب علیه شخص مورد نظر واقع شده است»(صادقی،1381،ص38).
2-6-4- انواع قتل:
تقسیم بندی های مختلفی برای قتل وجوددارد که بر اساس ملاک های متعددی،صورت می گیرد اما مهم ترین تقسیم بندی که بر مبنای عنصر معنوی،انجام شده است تقسیم آن به قتل عمد وغیر عمد می باشد وسایر تقسیمات معمولاً در یکی از این دو زیر مجموعه،جای می گیرد. مثلاً در حقوق انگلیس،قتل را به قتل عمد وغیر عمد وبچه کشی تقسیم کرده اند وقتل غیر عمدی به ارادی وغیر ارادی تقسیم می گردد. در بسیاری ایالت های امریکا،قتل عمد نیز خود به قتل عمد درجه اول ودرجه دوم تقسیم می شود که اولی همان قتل همراه با سبق تصمیم می باشد.در قانون کالیفر نیا،قتل ناشی از وسایل نقلیه، نیز به عنوان یکی از مصادیق قتل غیرعمدی،پذیرفته شده است. در قانون اردن ولبنان،قتل عمدی به قتل همراه با سبق تصمیم وقتل اتفاقی تقسیم می شود ومجازات قتل نوع نخست،اعدام است. ماده 5-221قانون جزای فرانسه وماده 379 قانون جزای بلژیک وماده 233 قانون جزای مصر،قتل از راه سم دادن را نیز به صورت مستقل بیان کرده اند. بسیاری از قوانین،قتل را به قتل ساده، قتل مشددوقتل مخفف،تقسیم نموده اند مثلاً اقرباء،موجب تشدید مجازات است وقتل از روی ترحم،سبب تخفیف مجازات می باشد واگر جهات تشدید یا تخفیف،وجود نداشت،قتل ساده به حساب می آید. در برخی قوانین،قتل را به قتل قصدی، قتل غیر قصدی وقتل متجاوز از قصد،تقسم می کنندو…قانونگذار ما به تبعیت از نوشته های فقهی در ماده 204 قانون مجازات اسلامی قتل را به سه نوععمد،شبه عمدوخطای محض تقسیم کرده است.(زراعت،1386،ص23-24).
الف- قتل خطای محض:
قتل خطای محض در موردی است که مرتکب بدون اینکه قصد فعل واقع شده بر مقتول راداشته وخواهان حصول نتیجه نیز باشد مرتکب قتل می شود به عبارت دیگر در قتل خطایی مرتکب قصد فعل دارد اما قصد فعل واقع شده نسبت به مجنی علیه را ندارد ونتیجه حاصله نیز موردنظر او نمی باشد به عنوان مثال شخصی به قصد شکار حیوانی به سوی آن اقدام به شلیک گلوله میکند اما گلوله به انسانی برخورد وسبب مرگ او می شود در اینجا مرتکب قصد تیر اندازی دارد وآن را با اختیار واراده انجام می دهداما قصد اصابت گلوله به مقتول را ندارد ونتیجه (مرگ)را نیز نمی خواهد.(سپهوندوعسگری پور،1388،ص177).
قتل خطای محض عبارتست از سلب حیات از دیگری در شرایطی که مرتکب قتل اساساًدرصدد انجام ایرادصدمه نسبت به مجنی علیه نیست وقصدکشتن وی را نیز به هیچ وجه ندارد بلکه مقتول بر حسب اتفاق هدف قرار می گیرد مانند اینکه مأمور پلیسی که سرگرم پاک کردن تفنگ خود بوده در حین بازدید سلاح با اینکه تفنگ را به طرف بالا برده وماشه را می چکاند اما ناگهان تیری از آن شلیک شود وبه طور اتفاقی به شخصی که در آن حوالی در حرکت بوده برخورد کند واورا بکشد(ولیدی،1376،ص209).
ب – قتل شبه عمد:
قتل شبه عمد شامل مواردی است که مرتکب قصد فعل واقع شده بر مقتول راداردوبا عمد واراده اقدام به انجام آن می کنداماخواهان حصول نتیجه به دست آمده نمی باشد به عبارت دیگر بدون اینکه قصد قتل داشته باشد عالماً وعامداً فعلی راکه نوعاً کشنده نیست برروی جسم مقتول انجام می دهد اما به طوراتفاقی منجر به مرگ می شود.
به عنوان مثال آموزگار دبستانی به واسطه بی نظمی دانش آموز در سر کلاس درس به او سیلی می زند ووی بر اثر این ضربه فوت می نماید حال در اینکه آموزگار عمداً اقدام به زدن سیلی کرده بحثی وجود ندارد اما موضوع از سایر جهات قابل بررسی است.(سپهوندو عسگری پور،1388،ص171).
ج – قتل عمد:
حقوق دانان وفقها در آثار خود تعاریف متفاوتی از قتل عمدی ارائه داده اند که به ذکر برخی از آنها می پردازیم:
حقوق دانان روم قدیم قتل عمدی را بدین صورت تعریف نموده اند:«سلب حیات ارادی بر خلاف عدالت از شخصی به وسیله شخص دیگر »(پاد،1376،ص77).
دکتر آقایی نیا در تعریف قتل عمدی بیان نموده:«قتل عمد عبارت است از سلب عمدی حیات دیگری بدون مجوز قانونی»(آقا یی نیا،1384،ص36).
حضرت امام خمینی (ره) هم در کتاب گران بهای خود تحریر الوسیله قتل عمد را به این صورت تعریف فرموده اند:«بیرون کردن روح معصوم از بدن انسان با شرایطی که می آید».موسوی خمینی،1366،ج4،ص286).
محقق حلی (ره) در تعریف قتل عمد بیان می دارد:
«قتل عمدی عبارتست از اخراج نفس و روح انسان به نحو عمد وعدوان به وسیله شخص دیگر»(گودرزی،1377،ص339).
«قتل عمدی عبارتست از رفتار غیر قانونی عمدی وآگاهانه یک انسان به نحوی که منتهی به مرگ انسان دیگری گردد که هدف عمل جنایتکارانه قرار گیرد.»(گودرزی،1377،ص339).
از سوی دیگر پروفسور«گارو»درکتاب«شرح حقوق جزای فرانسه »سلب آزادی حیات از شخصی به وسیله دیگری بدون مجوز قانونی را قتل عمد می داند.(گلدوزیان،1369،ص83).
«قتل عمدی عبارتست از فعل بدون مجوز قانونی عمدی واگاهانه یک انسان به نحوی که منتهی به مرگ انسان دیگر شود.»(ولیدی،1369،ص84).
2-6-5- تقسیم بندی قتل از نظر روانشناسی کیفری:
الف – قتل های عارضه ای:
در قتل عارضه ای قاتل به علت یک تضاد درونی که بر اثر احساس تنفر نسبت به شخصی در دوران کودکی به وجود آمده ممکن است ناخودآگاه دست به آدمکشیبزند، یعنی آدمکشی معلول سائق تخریب شده یا سائق پر خاشجویانه قاتل است. در این نوع از قاتلین غالباً احساس شدید حسادت دیده می شود که ضمناً از انگیزه های اصلی قتل است. در بسیاری موارد زمینه قتل را محرومیت عشقی به وجود می آورد که ممکن است در اثر یک موقعیت «سه طرفه» واقعی یا خیالی ایجاد شده باشد.
مکانیسم روانی این گونه قتل ها بطور ناخودآگاه بدین صورت آغاز می شود که قاتل احساس می کند اعتماد به نفس وآبروی اوصدمه دیده است.
– قتل هایی که مظهر نفرت وحسادت قاتلین است.
– قتل هایی که مظهر ارتباطات ناهنجار جنسی همجنس بازان است.
– قتل هایی که تحت تأثیر الکل صورت می گیرد.
– قتل هایی که مظهر عوارض غیر عادی قاتلین است.
– قتل هایی که مظهر زشتی قاتلین است.
قتل های عارضه ای معلول سائق تخریب شده یا سائق پر خاشجویانه قاتل است واز احساس شدید حسادت ونفرت ومحرومیت های عشقی وفعالیت های نا بهنجار جنسی ومستی حاصل از شرب خمر وعوارض غیر عادی جسمانی وزشتی چهره از زمینه های بارز قتل های عارضه ای تلقی می گردد(خلعتبری،1388،ص15-20).
ب- قتل های آشکار:
قتل های با انگیزه آشکار:
در یک قتل آشکار یا «اساسی» قاتل جنایت خودرا قبل از هر چیز متوجه جامعه می سازد. چنین قاتلی از آن قسمت جامعه بر می خیزد که خود را بطور کلیبا بزهکاری ومخصوصاً با آدم کشی همانند می سازد در این گروه از مجرمین دو نوع قاتل قرار می گیرد، یکی قاتلی که بخاطر پول آدم می کشد ودیگری قاتلی که انگیزه اش ناشناخته است.
کسانی که برای پول ونفع مادی آدم می کشند موافق نظر خاص خود نسبت به زندگی و مقررات اجتماعی عمل می کنند. از آنجا که نظر وتصور قاتل منحر ف وناصحیح است، کل وجود او یعنی هم«خود»وهم«فراخود» او باشد قتل را می بخشد وتوجیه می کند. همانطور که از وجود دسته های آدم کشی بر می آید انگیزه نفع شخصی بطور وضوح در ارتکاب جرم موثر است.نمونه این دسته ها«شرکت آدم کشان» است که عده ای افراد مجرم تشکیل می شد . بسیاری از آنها آدم کش حرفه ای بودند ودر سال های 1930 به بعد در بروکلین به فعالیت مجرمانه اشتغالداشتند ودر شیکاکو،دترویت،سانفرانسیسکو هم شعبه تشکیل داده بودند.
قتل های بدون انگیزه آشکار:
در این طبقه بندی«قتل های بدون انگیزه آشکار»قتل هایی قرار می گیرد که مرتکب قتل، کشف نمی شود وهیچگونه انگیزه روشنی برای عمل او وجود ندارد، یا آنکه قاتل دستگیر می شود ولی چنان با عوامل پیچیده گوناگون محاصره شده است که نمی توان انگیزه اورا تشخیص داد.
از نظر روانپزشکی وجرم شناسی ضروری است که هر شخصی که به ارتکاب قتل یا جنایت مهم دیگری متهم می شود، قبل از انجام محاکمه از طرف روانپزشک صالحی که دولت تعیین می کند، مورد آزمایش روانپزشکی قرار گیرد، غرض از این آزمایش آن است که ویژگی های اصلی ساخت شخصیت متهم، نیروهای محرکه روانی اووجریان امور شناخته شده وتعیین شود که آیا او روان پریش است یا نه. ضمناً باید فرافکنی ها، ترس ها وانگیزش های هیجانیکه پوشیده مانده وبه صورت بازتاب های ناخود آگاه دفاعی متهم در مقابل پر خاشگری در می آید را مورد مطالعه قرار دهیم.
روانپزشک ها گاهی در قضاوت خود به عاطفی بودن در مورد مجرمین متهم می شوند. برای مثال یک قاتل سنگ دلی وبدون احساس، مرتکب جرم می شود، توده مردم جنایت او را مشمئز کننده می شناسند ولی روانپزشک، جرم ارتکابی را روش دفع اضطراب از طرف قاتل تلقی می کند.
قتل های آشکاربا دو انگیزش از سوی قاتلین صورت می پذیرد. یکی به خاطر پول، وضعیت مادیودیگر بدون انگیزش. معمولاً قتل های آشکار به صورت گروهی وباندی انجام می شود وقتل ها با خشونت صورت می پذیردواعضاء آن ضداجتماعی می باشند. این دسته از قاتلین از طریق کشف انگیزه ها، شناسایی ودستگیر می شوند. قتل های آشکار بدون انگیزش به جهت عدم کشف انگیزه در صحنه های قتل، معمولاً قاتلین دستگیر نمی گردند ویا اینکه بر حسب اتفاق دستگیر می شوند ودر صورت دستگیری با علل خود فریبی، مبادرت به توجیه قتل می نمایند ویا اینکه آن قدر طرح مسائل متنوع وپیچیده می نمایند که علت قتل ها نامشخص ومبهم باقی می ماند. این افراد مسئولیت خودرا در زمینه عمل مجرمانه انکار نموده تا احساس گناه نکنند ودر تلاشند تا جنایت ارتکابی را از ذهن خود خارج کنند.(خلعتبری،1388،ص20-22).
2-6-6- تقسیم بندی قتل بر مبنای تئوری انتقال:
معمولاً



قیمت: 10000 تومان