—d1839

واحد کرج
دانشکده الهیات
پایان‌نامه برای دریافت کارشناسی ارشد(M.A.)
رشته :
علوم قرآن و حدیث
عنوان:
تاثیر متقابل حجاب و عفاف در آموزه‌های اسلامی
استاد راهنما:
دکتر دل آرا نعمتی پیر علی
استاد مشاور:
دکتر سوسن آل رسول
نگارش:
مهین دخت دربندی
سال تحصیلی:
93-92

Karaj.

To receive a Master’s Thesis( M.A.)
For M.A:
On Quranic and Hadith Sciences Title
The interaction of the doctrine of veil and chastity
Thesis Adviser
Delara Nemati Pirali ph.D
Consulting Advisor:
Susan Ale Rasul ph.D
By
Mahindokht Darbandi
Academic year
92-93
سپاسگزاری:
یا فاطر
الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله
با صلوات بر خاتم پیامبران حضرت محمدبن عبدالله (صلی الله علیه وآله و سلم)و اهلبیت طاهرینش،خدایتعالی را سپاس گزارم که در تمام لحظات زندگی بر من لطف و عنایت داشته و توفیق داده است تا در مکتب دینی امام صادق (ع) ره توشه علم و معرفت را برگیرم و با قدر دانی از محضر کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که توفیق این پژوهش قرآنی را به حقیر عنایت فرموده و مرا در این راه یاری رساندند.
و تقدیر و تشکر از اساتید بزرگواری که مرا در تدوین این رساله یاری نمودند بویژه استاد معزز سرکار خانم دکتر دل آرا نعمتی پیر علی که با سعه صدر و ارشادات کریمانه خویش راهنمایی و سرکار خانم دکتر سوسن آل رسول با ارائه مشاوره های ارزشمند ؛این پژوهش را به عهده گرفتند .
همچنین تشکراز همسر عزیز، و خانواده ام وتوفیق همه بزرگوارانی که مرا در این راه مدد داده اند را از خداوند متعال خواستارم.
تقدیم به:
اسطوره پاكي و عفاف ، بهانه خلقت عالم ، دردانه نبي مكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ،حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(سلام الله عليها)

تاریخ:
شماره :
پیوست:
تعهدنامه اصالت پایان نامه
اینجانب مهین دخت دربندی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته / دکتری حرفه ای / دکتری تخصصی در رشته علوم قرآن و حدیث که در تاریخ 18/6/92 از پایان نامه / رساله خود تحت عنوان تاثیر متقابل حجاب و عفاف در آموزه های اسلامی با کسب نمره 17 و درجه دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم :
1) این پایان نامه / رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران ( اعم از پایان نامه ، کتاب ، مقاله و..) استفاده نموده ام مطابق ضوابط و رویه موجود ، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2)این پایان نامه / رساله قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( هم سطخ، پایین تر و یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3)چنانچه بعداز فراغت تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب ، ثبت ، اختراع و… از این پایان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4)چنانچه در هر مقطعی خلاف موارد فوق ثابت شود عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضولبط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت
نام و نام خانوادگی
تاریخ و امضاء
فهرست مطالب
TOC \o “1-3” \h \z \u چکیده: PAGEREF _Toc370065353 \h 1فصل اول: كليات21-1مقدمه PAGEREF _Toc370065355 \h 31-2 اهمیت موضوع و ضرورت تحقیق : PAGEREF _Toc370065356 \h 31-3 بیان مساله: PAGEREF _Toc370065357 \h 41-4 پرسش های تحقیق PAGEREF _Toc370065358 \h 51-5 فرضیات تحقیق: PAGEREF _Toc370065359 \h 51-6 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc370065360 \h 61-7 روش تحقیق: PAGEREF _Toc370065361 \h 6فصل دوم: مفهوم شناسي عفاف8
2-1 تعریف عفاف:9
2-1-1 عفاف در لغت:9
2-2 عفاف در اصطلاح:11
2-3 تعریف حجاب:17
2-3-1 حجاب در لغت17
2-3-2 حجاب در اصطلاح18
2-4 حقیقت عفاف:232-4-1 عفاف فطری:27
2-4-2 گستره عفاف:32
2-4-3 عفاف و گذاره‌های مرتبط:33
2-4-3-1 عفاف و تقوا………………………………………………………………………………………………………….33
2-3-3-2 عفاف و حیاء…………………………………………………………………………………………………………34
2-3-3-3 عفاف و حجاب……………………………………………………………………………………………………… 37
فصل سوم: ابعاد عفاف و حجاب41
3-1 عفاف در رفتار PAGEREF _Toc370065374 \h 423-1-1 عفاف در نگاه و رابطه آن با حجاب PAGEREF _Toc370065375 \h 443-1-2– عفاف در آراستگی و رابطه آن با حجاب50
3-1-2-1 تبرج و ارتباط آن با عفاف و حجاب…………………………………………………………………………………56
3-2- عفاف در گفتار و رابطه آن با حجاب PAGEREF _Toc370065378 \h 643-2-1- کیفیت گفتار PAGEREF _Toc370065379 \h 643-2-2 محتوای گفتار…………………………………………………………………………………………………………..67
3-3 عفاف در معاشرت PAGEREF _Toc370065380 \h 703-3-1 حضور قاعده مند در اجتماع70
3-3-2 پرهیز از اختلاط با نامحرم PAGEREF _Toc370065382 \h 743-3-3- پرهیز از گفتگوی لهو با نامحرم PAGEREF _Toc370065383 \h 773-3-4 پرهیز از مصافحه با نامحرم PAGEREF _Toc370065384 \h 78فصل چهارم: عوامل موثر بر ایجاد عفاف PAGEREF _Toc370065385 \h 814-1- عوامل فردی PAGEREF _Toc370065386 \h 814-1-1- ایمان و تقوای PAGEREF _Toc370065387 \h 824-1-2 التزام بر پوشش شرعی ……………………………………………………………………………………….. ………86
4-1-3- حیاء..93
4-1-4 عقل مندی و خردورزی…………………………………………………………………………………………………..96
4-2- عوامل محیطی98
4-2-1 خانواده………………………………………………………………………………………………………………….99
4-2-1-1 مساله عفت مادر …………………………………………………………………………………………………101
4-2-1-2 شیر دادن به فرزندان……………………………………………………………………………………………..103
4-2-1-3 نقش پدر در ایجاد عفت خانواده…………………………………………………………………………………..106
4-2-1-4 نقش تربیتی والدین ……………………………………………………………………………………………….108
4-2-1-4 -1 نحوه رفتار با فرزندان ………………………………………………………………………………………..109
4-2-1-6 تامین نیاز جنسی همسر ………………………………………………………………………………………….117
4-2-1-7 آراستن برای همسر……………………………………………………………………………………………….118
4-2-1-8 مراقبت های شرعی ………………………………………………………………………………………………120
4-2-1-8-1 فلسفه استیذان ………………………………………………………………………………………………….121
4-2-2- اجتماع.123
4-2-2-1 مراقبت و نظارت اجتماعی ……………………………………………………………………………………….125
فصل پنجم: آثار عفاف و حجاب.133
5-1- سلامت جسمی1345-2 کمال معنوی و آرامش روحی135
5-3- تحکیم بنیان خانواده139
5-4- سلامت و طهارت نسل141
5-5- سلامت و پویایی جامعه143
فصل ششم نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………….146
فهرست آيات: ………………………………………………………………………………………………………..148
فهرست منابع:…………………………………………………………………………………………………………151
چکیده انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………………160
عنوان: تاثیر متقابل حجاب و عفاف در آموزه‌های اسلامی
نگارش: مهین دخت دربندی
مقطع: كارشناسي ارشد
چکیده:عفت از جمله فضائل است که از جنود عقل بوده و مانع از غلبه خواسته‌های نفسانی وموجب ظهور دینداری در انسان می‌شود.عفت به معنای حیاء، چشم پوشی وپرهیزکاری است که اصل وریشه حجاب به معنای رعایت پوشش شرعی است.ازاین رو می توان ادعاکرد که حجاب درمعنای اصطلاحی آن میوه عفاف درونی زن است.دفتری که پیش‌رو است خوشه‌ای از خرمن پاکی حجاب و عفاف است که در پنج فصل تدوین گشته و براساس یافته‌های این تحقیق گستره عفاف وحجاب ابعاد مختلف زندگی انسان رادربرمی‌گیرد و از رعایت پرهیزکاری درنگاه آغازشده وگستره‌های دیگر نظیر رعایت عفاف در آراستگی، گفتار، معاشرت، حضور قاعده‌مند در اجتماع، پرهیز از اختلاط با نامحرم و…رادربرمی‌گیرد.همچنین می‌توان عوامل موثر برایجاد عفاف را درحیطه‌های مختلف چنین برشمرد: عوامل فردی که مهمترین آن عبارتند از: ایمان و تقواوالتزام بر پوشش شرعی و مهمترین عوامل محیطیموثربرایجادعفاف رامی توان خانواده ومراقبتهای شرعی نام برد .آثارعفاف وحجاب نیز درابعاد مختلف،عبارتند از:برخورداری از سلامت جسمی و بدست آوردن آرامش روحی و در نتیجه تحکیم بنیان خانواده و سلامت و طهارت نسل و دارا بودن جامعه‌ای سالم و پویا .
کلید واژه ها:عفاف،حجاب،تاثیرمتقابل،ابعاد، عوامل، آثار

فصل اول: كليات1-1مقدمه:قرآن کتاب هدایت و راهنمای بشراست که برنامه سعادت انسان در آن ارائه شده است. با رجوع به آیات آن و فهم مطالب و عمل به دستوراتش؛ می توان راه کمال را پیمود و به فلاح و رستگاری رسید.
یکی از بحث‌هایی که در آیات هدایتگر قرآن بیان شده است رعایت عفت و حیا و حجاب است و توجه به آثار و ره‌آوردهای آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان است. قرآن کریم این مباحث را در عرصه‌های مختلف بیان کرده است که تحقق این امر از سوی فرد و جامعه نیازمند اجرای تربیت صحیح در خانواده می باشد. البته لازم به ذکراست که این پایان نامه به دلیل گستردگی بحث تنها به بحث حجاب وعفاف زن خواهد پرداخت و موضوع حجاب وعفاف مردان موضوع مستقلی است که تحقیق مجزایی را می طلبد
1-2 اهمیت موضوع و ضرورت تحقیق :انسان متجدد این عصر به رغم پیشرفت های شگفت انگیز خود، در زمینه علوم و فناوری و برقراری نظام پیچیده اجتماعی، نه تنها نتوانسته است در مسیر کمال و سعادت انسانی پیش برود بلکه با بحران های بزرگ تری نیز، مواجه شده است.یکی از این بحران ها مشکلات در زمینه اخلاق و معضل کم رنگ شدن عفاف و حجاب در جامعه است که به صورت گسترده،جوامع را تحت تاثیر خود قرار داده است. البته جامعه اسلامی نیز از این مشکلات بی نصیب نمانده است.
آزادی بی حد و حصر انسان، او را در زندان طبیعت و عوارض شوم بی بندو باری گرفتار ساخته و توانایی خروج از آن گرداب را از او گرفته است. دین اسلام از چهارده قرن پیش پرچم دار آزادی و حریت بشر بوده و به عنوان کامل ترین ادیان الهی، در هر زمینه راهکارهای بنیادین و زیر بنایی ارائه می نماید.
لازم است جامعه اسلامی از منبع غنی قرآن کریم و روایات اهلبیت (علیهم السلام) بهره گیرد و با عملی کردن دستورات دین در اجتماع، جامعه ای پاک و سالم پدید آورد.باید توجه داشت وجود چنین مدینه فاضله‌ای می‌تواند با رعایت دستورات الهی، تحقق عینی پیدا کند. نبود عفاف و حجاب در جامعه، مشکلات بسیاری را برای اجتماع به ارمغان می‌آورد و ممکن است تا جایی پیش برود که ریشه آن اجتماع پوسیده شود و نابود گردد و انسان به جای عروجش به حد اعلای انسانیت، از حد حیوانیت نیز پا فرو نهاده و در منجلاب فساد غوطه ور شود.
به همین جهت رسالت عالمان نیز حساس تر شده و باید در صدد تبیین جایگاه عفاف و حجاب و حیا در اجتماع شوند و با استفاده از قرآن کریم و متون دینی، جامعه اسلامی را از خطر عظیم بی‌حیایی و بی‌حجابی برهانند؛ عوامل موثر در ایجاد عفت و پاکدامنی در رابطه فرد و اجتماع ارائه دهند و با ارائه الگوها و نمونه های کامل عفت و حیا مردم را در این زمینه یاری کنند.
1-3 بیان مساله:جامعه ای که از تنش های روحی و روانی (که در اثر بی عفتی پدید می‌آید) خالی باشد زمینه های رشد و تعالی را در چارچوب های اسلامی برای افراد آن فراهم می‌سازدو از آنجا که در روایات ارتباط تنگاتنگی میان عفت و حیا برقرار شده و از آنجا که قرآن کریم نیز برعفت به معنای خودداری تاکید ورزیده و این مفهوم را با مساله پوشش زن مرتبط ساخته است. مساله اصلی در این تحقیق تبیین مفهوم عام و خاص عفت و تبیین رابطه تعاملی عفاف و حیا با حجاب به معنی پوشش شرعی زنان است.
1-4 پرسش های تحقیق-آیات و روایات اسلامی چه مفهومی از عفت و عفاف ارائه داده‌اند؟
-ارتباط و تعامل عفاف و حیا چگونه است؟
گستره عفاف و حجاب ازمنظر آموزه‌های اسلامی چیست؟
عوامل موثر بر ایجاد عفاف در چه حوزه هایی قابلیت بررسی دارد؟
آثار عفاف و حجاب در آموزه‌های اسلامی چگونه تبیین شده است؟
1-5 فرضیات تحقیق:-براساس آیات و روایات عفت و عفاف حالت درونی است که انسان را از حرام باز می‌دارد.
-بین حیا و عفاف رابطه علت و معلولی برقرار است.
-جلوه ظاهری حیا و عفاف، پوشش شرعی است.
-عفاف عامل درونی و حجاب جلوه ظاهری عفاف است.
-براساس آیات و روایات درون و بیرون انسان، یعنی حالات درونی و بیرونی او تاثیر متقابل در یکدیگر دارند.
1-6 پیشینه تحقیق:بیشترین تحقیق هایی که در این زمینه صورت پذیرفته به طور کلی و به صورت نمونه عبارتند از:
ضرورت حجاب از دیدگاه اسلام و دیگر ادیان : محمد علی حسینی منش–دانشگاه امام صادق(ع) -1385/ جایگاه عفت در اسلام : علی ارشاد –دانشگاه جامعه المصطفی -1385 / حریم عفاف در قرآن : منوچهر شهامتی–دانشگاه تهران- 1382/ حجاب در سیره رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)و ائمه معصومین (علیهم السلام) سید خلیل طاوسی- دانشگاه تربیت مدرس – 1383
تفاوت تحقيق پيش روبا کارهای انجام شده در این است که چگونگی تاثیر متقابل حجاب و عفاف مورد تحقیق قرار گرفته است که با توجه به استفاده از منابع غنی قرآن کریم و آیات مرتبط و همچنین روایات موجود در کتب حدیثی شیعی و اهل تسنن سعی شده که تا حدود زیادی این موضوع بررسی گردد.
1-7 روش تحقیق:بررسی عفت و حیا نیازمند توجه به جایگاه آن در اسلام و بخصوص قرآن کریم است و توجه به این که قرآن کریم به عنوان یک منبع غنی و اصیل می‌باشد عرصه های این بحث مورد بررسی قرار گرفته و بالتبع روایات معصومین (علیهم السلام) نیز در تبیین آنها نیاز است. روش اعمال شده در این رساله، تحلیلی وتوصیفی است و نیز از گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه‌ای می‌باشد. مراجعه به آراء و نظرات مفسران و دانشمندان اسلامی، گاه نیازمند تطبیق نظرات با یکدیگر بوده و جمع‌بندی بین نظرات و گاه تمایز و تفاوت بین آنها ضروری به نظر می‌رسد.

فصل دوم: مفهوم شناسي عفاف2-1 تعریف عفاف:عفت یک خصلت و بینش و منش است و فراتر و برتر از حجاب می‌باشد و در تعالیم اسلامی‌یکی از فضائل اخلاقی است و جایگاه والایی دارد، خودداری از کارهای حرام و دوری کردن ازمعناي عام عفاف است. از آنجایی که شرف و ارزش انسان در گرو بدست آوردن حقیقت انسانیت است پس راه رسیدن به این حقیقت و کمال دوری از گناه و معصیت و چشم پوشی و روگردانی از خواسته‌های نفسانی می‌باشد که اگر به این اصل توجه نگردد موجبات سقوط انسان و در نتیجه انحطاط جامعه فراهم مي شود.به دلیل اهمیت بحث عفاف ،به بررسی دقیق این واژه ومفهوم آن خواهیم پرداخت.
2-1-1 عفاف در لغت:واژه “عفاف” به” فتح عین”، مصدر ماده “عَفَّ “می‌باشد که مصدر دیگر آن “عِفَّّة “است و این دو دقیقاً به یک معنا می‌باشند و به جای یکدیگر به کار می‌روند.
معنای واژه عفت “اَلعِفَّه الکَفَّ عمّا لا یَحِلُّ” . ]خودداری از چیزی است که حلال نباشد[
در جای دیگر نیز چنین معنا شده “العِفَّةَ حصول حالة لِلنَّفس تَمنَعَ بها عَن غَلَبة الشهوة”
]عفت حالت درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.[
همچنین در معناي واژه عفاف چنین آمده است:
” عبارتست، خویشتن داری از آنچه حلال و زیبا نیست ”
و نگرش دیگر در بیان معنای عفاف بدین گونه می باشد “عَفَّ عن الشّیً ای امتنع عَنهَ فَهُوَ عفیف ”
]عفاف از چیزی ورزید، یعنی از آن امتناع ورزید پس او عفیف است.[
مرحوم نراقی ذیل عفت آورده است:
“عفت: عبارت است از مطیع و منقاد شدن قوه شهوانیه از برای قوه عاقله که در اقدام به خوردن و نکاح و حدود اوامرالهی را به لحاظ کمّی و کیفی نگهدارد”
” عفت : به معنای باز ایستادن از حرام، پارسایی کردن، پرهیزگاری، پارسایی، پاکدامنی”
” عفاف پارسایی و پرهیزگاری نهفتگی، پاکدامنی، خویشتن داری ”
و همچنين آمده است:” پارسایی، پرهیزگاری، پاکدامنی در تداول غالباً به کسر اول تلفظ می‌کنند ”
2-2 عفاف در اصطلاح:”زندگی انسان در دو بُعد قابلیت رشد و تکامل دارد. یکی بعد مادی و دیگری بعد معنوی است. از دایره اول: برخورداری از رفاه، آسایش و سلامت جسم و پرورش آن می‌توان اشاره کرد. و از دایره کمالات معنوی، پرورش خصوصیات اخلاقی و انسانی بدست آوردن دانش و معرفت است.عفت و حیا نیز یکی از این خصلت‌هاست. پروا پیشگی همیشه برانسان‌ها حاکم بوده، هم غار نشینان نخستین که با برگ درختان و پوست حیوانات خود را می‌پوشاندند هم در عصر کنونی. بنابراین، این خصلت همیشه در انسان‌ها بروز داشته است. حیا و عفت تاریخ بردار نیست گرچه برای پوشش می‌توان تاریخ تعیین کرد.عفاف روح پوشش است و پوشش کالبد آن، عفاف فلسفه پوشش است و پوشش تضمین کننده آن ”
در مورد پوشش و عفت زن اینگونه سخن آمده است : “وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست، همان طور که متوسل به زیور خود آرایی و تجمل شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز شد.عفاف تنها پاکدامنی جنسی نیست. در جای دیگر اشاره به این مطلب را نیز دارد: عفاف یعنی آن حالت نفسانی، یعنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان، عفاف و پاکدامنی یعنی تحت تأثیر قوه شهوانی نبودن، مانندآن افرادی که تا در مقابل یک شهوتی قرار می‌گیرند بی اختیار می‌شوند و محکوم این غریزه خود هستند ،نبودن، این معنای عفاف است ” عفت در اصطلاح علم اخلاق چنین تعریف شده است: این ماده در اصل به معنای حفظ نفس از تمایلات و شهوات نفسانی است. همان گونه که تقوی به معنی حفظ نفس از انجام گناهان می‌باشد.به هر حال از قرآن مجید و روایات اسلامی استفاده می‌شود که عفت از فضایل انسانی است و هیچ کس در مسیر الی الله بدون داشتن عفت به جایی نمی‌رسد.در زندگی دنیا نیز آبرو و حیثیت و شخصیت انسان در گرو عفت است.
” همچنین علمای فن اخلاق مجموع فضایل نفس را در تحت 4 جنس داخل کرده‌اند که آن چهار عبارت است از:الف- حکمتب- عفتج- شجاعتد- عدالت
و حکمت را فضیلت نفس ناطقه ممیزه دانسته‌اند و شجاعت را از فضایل نفس غضبیه و عفت را از فضایل نفس شهویه و عدالت را تعدیل فضایل ثلالث شمرده‌اند “.
در قرآن کریم عفیف به شخصی اطلاق می‌شود که خود نگهدار و با مناعت باشد که براساس کاربرد قرآنی مفهومی گسترده داشته و به موارد ذیل قابل تقسیم است:
* عفت در فقر: عبارتست از قناعت ورزی و حفظ نفس از رذالت و پستي تا گناهی از وی صادر نشود. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيم. ]اين صدقات از آن بينوايانى است كه خود را در طاعت حق محصور كرده‏اند و در طلب قوت ناتوانند و آن چنان در پرده عفاف اند كه هر كه حال ايشان نداند پندارد كه از توانگرانند. آنان را از سيمايشان مى‏شناسى كه به اصرار از كسى چيزى نخواهند. و هر مالى كه انفاق مى كنيد خدا به آن آگاه است.[
* عفت در غنی: عبارت است از نگهداری و حفظ نفس از شهواتی که بواسطه وسعت حال و امکانات مالی برای توانگر حاصل می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید:”وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسِيباً ” و يتيمان را [نسبت به امور زندگى‏] بيازماييد تا زمانى كه به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را يافتيد اموالشان را به خودشان بدهيد و آن را از [ترس‏] آنكه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگيرند] به اسراف وشتاب مخوريد. و [از سرپرستان ايتام‏] آنكه توانگر است بايد [از تصرّف در مال يتيم به عنوان حق الزحمه‏] خوددارى كند و هر كه تهيدست است به اندازه متعارف مصرف نمايد وهنگامى كه خواستيد اموالشان را به خودشان بدهيد [براى آنكه در آينده اختلاف و نزاعى پيش نيايد] بر آنان گواه بگيريد و خدا براى محاسبه كافى است.)
* عفت در شهوت: “عفت در افرادی که توانایی برانجام نکاح ندارند، خودداری نفس از شهوات و حفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه، و از طریق: روزه گرفتن، انجام عبادات، همواره به یادخدا بودن، ذکر او را در دل داشتن و فکر را در جلب رضایت پروردگار صرف کردن می‌باشد.” قرآن کریم می‌فرماید:”وَلیَستعفف الذین لایَجدونَ نِکاحاً حتّی یغنیهُمُ الله من نَضلِهِ… وَمَن یُکرِههُنَّ فانَّ اللهَ مِن بَعدِ اِکراهِهِنَّ غفورٌ رحیمٌ ” ]و کسانی که امکانات زناشویی، نمی‌یابند باید خویشتن داری کنند تا خدا آنها را از کَرَم خویش بی نیاز گرداند… هر کس آنها را به زور وادار کند، بی تردید خدا پس از اجبارشان، نسبت به آنها آمرزنده مهربان است.[
* عفت در پوشش: عفت در پوشش از منظر قرآن کریم آن چنان اهمیت داردکه خداوند تعالی درقرآن کریم می‌فرماید:” وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم” ]و بر زنان از كار افتاده‏اى كه اميد ازدواجى ندارند، گناهى نيست كه حجاب و روپوش خود را كنار بگذارند، در صورتى كه با زيور و آرايش خويش قصد خودآرايى نداشته باشند. و پاكدامنى براى آنان بهتر است و خدا شنوا و داناست.[ . ]مهمترین مسأله‌ای که در آیات سوره نور تعقیب شده، مسأله عفت عمومی و مبارزه با هر گونه آلودگی جنسی است که از جمله اذن گرفتن کودکان، هنگام ورود به خوابگاه پدر و مادر است و همچنین مسأله حجاب برای زنان سالخورده را بيان می‌فرماید،که زنان از کار افتاده ای که امیدی به ازدواج ندارندو در این استثناء نيز دو شرط را بيان كرده است: اول: اینکه به سن و سالی برسند که معمولاً امیدی به ازدواج ندارند و به تعبیر دیگر جاذبه جنسی را کاملاً از دست داده باشند دوم: خود را زینت نکنند.روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام این حکم را از آنا ن برداشته است. این نکته نیز روشن است که منظور از برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباس‌ها نیست بلکه کنار گذاشتن لباس‌های رویی است که بعضی روایات از آن تعبیر به چادر و روسری کرده اند.در پایان آیه اضافه می‌کند که با همه احوال اگر آنها تعفف کنند و خویشتن را بپوشانند برای آنها بهتر است. چرا که از نظر اسلام هرچند که زن جانب عفاف و حجاب را رعایت کند پسندیده‌تر و به تقوا نزدیک تر است[
قرآن کریم در مورد فطری بودن عفاف می فرماید: “فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِين” ]پس آن دو را با مكر و فريب از مقام و منزلتشان فرود آورد [و به خوردن درخت ممنوعه نزديك كرد]، هنگامى كه از آن درخت چشيدند، شرمگاه بدنشان بر دو نفرشان نمايان شد و هر دو دست به كار چسبانيدن برگ [درختان‏] بهشت به خود شدند و پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: آيا من شما را از آن درخت نهى نكردم، وبه شما نگفتم: بى‏ترديد شيطان براى شما دشمنى آشكار است؟[ در ادامه آیات بعدی فرستادن جامه را برای پوشاندن شرمگاه آورده که این لباس، لباس عزت است و مبادا شیطان شما را نیز بفریبد و این جامه را از تن شما برباید می فرماید: “يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُون”. ]اى فرزندان آدم! شيطان، شما را نفريبد چنان كه پدر و مادرتان را [با فريبكاريش‏] از بهشت بيرون كرد، لباسشان را از اندام شان بر مى‏كشيد تا شرمگاهشان را به آنان بنماياند، او و دار و دسته‏اش شما را از آنجا كه شما آنان را نمى‏بينيد ،مى‏بينند، ما شياطين را سرپرست و ياران كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند.[ خداوند تعالی در جای دیگر از عفت حضرت یوسف(علیه السلام) در برخورد با زنان مصر بازگو می‌کند و او را مورد تمجید قرار می‌دهد و می فرماید: ” قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِين” ]یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب‏تر است از عملى كه مرا به آن مى‏خوانند، و اگر نيرنگشان را از من نگردانى به آنان رغبت مى‏كنم و از نادانان مى‏شوم.[
در آیات دیگرقرآن کریم اشاره به عفاف در رفتار و کردار دختران شعیب(علیه السلام) نموده است که چگونه با حیا و عفت بودند و مواظب بودند در کارهایشان با نامحرم ارتباط نداشته باشند. در این خصوص قرآن کریم می فرماید: ” وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ ” . ]هنگامى كه به آب مدين رسيد، گروهى از مردم را بر آن يافت كه دام‏هايشان را آب مى‏دادند، و غير آنان دو زن را ديد كه [دام‏هايشان را از رفتن به سوى آب‏] بازمى‏دارند گفت: چه چيزى شما را بر بازداشتن [گوسفندان‏] وامى‏دارد؟ گفتند: ما [اين دام‏هايمان را] آب نمى‏دهيم تا [اين‏] شبانان [دام‏هايشان را] برگردانند و پدر ما پيرى كهنسال است [به اين علت از انجام اين كار معذور است. [ در همین جريان عفاف حضرت موسی(ع) مطرح شده که:”موسی (ع) به دختر گفت: راه را به من نشان بده و پشت سر من حرکت کن. زیرا ما فرزندان یعقوب پشت سر زنان نگاه نمی‌کنیم ”
با توجه به معانی موجود و بدست آمده می‌توان عفاف را اینگونه تعریف کرد:
عفاف حالت درونی نفسانی است که هرچه این حالت را تقویت کنیم و در مسیر مثبت پرورش دهیم و با توجه به رعایت حدود الهی نتیجه‌ای که از آن حاصل می‌شود تقوا و پاکدامنی است. و حرکت در مسیر رشد و تعالی اخلاقی است. و به نگرش دیگری می‌توان گفت عفت از جلوه‌های برجسته رشد معنوی و باطنی است.
2-3 تعریف حجاب:حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است و نخست به نظر می‌رسد هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در متون دینی و فرهنگنامه‌ها به نکته قابل توجهی می‌رسیم .
2-3-1 حجاب در لغتکلمه حجاب از ریشه “ح ج ب” است. برخی گفته‌اند: “الحجاب ما حجَبَ به شئٌ من شئ”
حجاب آن چیزی است که بواسطه آن چیزی از چیزی در حجاب قرار می‌گیرد. و در جای دیگر این چنین معنا کرده‌اند: “اصل الحجاب الستر الحائل بینِ المرائی و المرئی” حجاب پرده ای است که میان بیننده و آنچه می‌بیند حائل می‌شود.
برخی این چنین تعریف کرده اند: ” الحجاب هوالحائل الحاجز المانع عن تلاقی شَیئَینَ اَوأثرهما، سَواءَ کانا مادیّین او معنویین او مختلفین و سواءَ کانَ الحاجب مادّیاً او معنویاً” از این منظر حجاب حائل میان دو چیز است که مانع تلاقی آن دو یا اثرگذاری آن دو برهم می‌شود. حال این دو چیز می‌توانند مادی باشند یا معنوی. یا اینکه یکی مادی و دیگری معنوی. پس به طور خلاصه مي توان گفت:
“الحجاب المنع من الوصول ” آنچه مانع رسیدن می‌شود حجاب است.[
2-3-2 حجاب در اصطلاح”استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است . در قدیم و مخصوصا دراصطلاح فقها کلمه ستر به معنی پوشش ، به کار رفته است . فقها چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح ، متعرض این مطلب شده و کلمه ستر را به کار برده اند نه حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار می بردیم زیرا چنانچه گفته شد معنی شایع لغت حجاب ، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند ، اسلام خواسته که زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود”
از برخی آیات مطلوبیت حجاب و پوشش برتر بانوان، می‌توان به آیات زیر اشاره نمود:
” وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم.”
]و بر زنان از كار افتاده‏اى كه اميد ازدواجى ندارند، گناهى نيست كه حجاب و روپوش خود را كنار بگذارند، در صورتى كه با زيور و آرايش خويش قصد خودآرايى نداشته باشند. و پاكدامنى براى آنان بهتر است و خدا شنوا و داناست. [
در این آیه اگرچه نخست به زنان پیر و سالخورده اجازه می‌دهد بدون قصد خودنمایی لباس‌های رویی مثل چادر را برگیرند ولی باز در انتهای آیه اشاره به این دارد که حجاب خویش را کم‌تر نکنند برای آنان بهتر است.پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گری و خودنمایی نپردازد. خداوند تعالی در آیه‌ای از قرآن کریم حکم و حکمت حجاب را چنین بیان می‌کند:
“يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيما”.]اى پيامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران كسانى كه مؤمن هستند بگو: چادرهايشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرايش و زيورهايشان در برابر ديد نامحرمان قرار نگيرد.] اين [پوشش‏] به اينكه [به عفت و پاكدامنى‏] شناخته شوند نزديك‏تر است، و در نتيجه [از سوى اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.[
حفظ پاکدامنی، منحصر به پوشش نیست، بلکه زن باید از هر گونه رفتاری که سبب تحریک طمع ورزی هوس رانان می‌شود، با شدت بپرهیزد.در جای دیگر خداوند تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: “وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً “. ]و در خانه‏هايتان قرار و آرام گيريد، و “در ميان نامحرمان و كوچه و بازار” مانند زنان دوران جاهليت پيشين “كه براى خودنمايى با زينت و آرايش و بدون پوشش در همه‏جا ظاهر مى‏شدند”ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد و زكات بدهيد، و خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد، جز اين نيست كه همواره خدا مى‏خواهد هرگونه پليدى را از شما اهل بيت [كه به روايت شيعه و سنى حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت على(علیه السلام)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسين عليهم‏السلام‏اند] برطرف نمايد، و شما را چنان كه شايسته است [از همه گناهان و معاصى‏] پاك و پاكيزه گرداند.[
توصیه‌های اساسی اسلام به بانوان، نشان ندادن زینت‌ها و زیبایی‌ها به افراد نامحرم است چنانکه در قرآن کریم می‌فرماید:” وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون”
]و به زنان باايمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ كنند، و زينت خود را [مانند لباس‏هاى زيبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقدارى كه [طبيعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت‏] پيداست [در برابر كسى‏] آشكار نكنند، و [براى پوشاندن گردن و سينه‏] مقنعه‏هاى خود را به روى گريبان‏هايشان بيندازند، و زينت خود را آشكار نكنند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدران شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران شوهرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان [هم كيش خود] شان، يا بردگان زر خريدشان، يا خدمتكارانشان از مردانى كه ساده لوح و كم عقل‏اند و نياز شهوانى حس نمى‏كنند، يا كودكانى كه [به سنّ تميز دادن خوب و بد نسبت به اميال جنسى‏] نرسيده‏اند. و زنان نبايد پاهايشان را [هنگام راه رفتن آن گونه‏] به زمين بزنند تا آنچه از زينت‏هايشان پنهان مى‏دارند [به وسيله نامحرمان‏] شناخته شود. و [شما] اى مؤمنان! همگى به سوى خدا بازگرديد تا رستگار شويد .[ “یک قاعده کلی در مورد حجاب و پوشش بانوان را می‌توان از آیه استفاده کرد و آن اینکه پوشش و شیوه رفتار بانوان در سطح جامعه باید به گونه‌ای باشد که باعث تحریک شهوات جنسی نگردد علاوه بر پوشش کامل زنان نبايد پاهايشان را [هنگام راه رفتن آن گونه‏] به زمين بزنند تا آنچه از زينت‏هايشان پنهان مى‏دارند [به وسيله نامحرمان‏] شناخته شود. نکته مهم می‌فهماند که شارع ،اصل موضوع و هدف و خواست الهی در حجاب که عدم تبرج زن به ]قامت و قدم و قلب[است را پیگیری می‌کند. چون حکم بسیار جدی است می‌فرماید: طوری راه بروید که صدای راه رفتن تان جبران گر آن کارهای نکرده باشد”. رابطه بین حجاب و پوشش و مصونیت و عدم آزار از سوی افراد لاابالی نیز در آیه ذیل اشاره شده است: “يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيما.] اى پيامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران كسانى كه مؤمن هستند بگو: چادرهايشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرايش و زيورهايشان در برابر ديد نامحرمان قرار نگيرد.] اين [پوشش‏] به اينكه [به عفت و پاكدامنى‏] شناخته شوند نزديك‏تر است، و در نتيجه [از سوى اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.[ “كلمه “جلابيب” جمع “جلباب” است، و آن جامه‏اى است سرتاسرى كه تمامى بدن را مى‏پوشاند، و يا روسرى مخصوصى است كه صورت و سر را ساتر مى‏شود، و منظور از جمله پيش بكشند مقدارى از جلباب خود را، اين است كه آن را طورى بپوشند كه زير گلو و سينه‏هايشان در انظار ناظرين پيدا نباشد.” ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ”- يعنى پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اينكه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزديك‏تر است، در نتيجه وقتى به اين عنوان شناخته شدند، ديگر اذيت نمى‏شوند، يعنى اهل فسق و فجور متعرض آنان نمى‏گردند.بعضى از مفسرين در معناى آن گفته‏اند: اين پوشيدگى، نزديك‏تر بودن ايشان به مسلمان بودن و آزاد بودن را مى‏شناساند، چون زنان غير مسلمان، و نيز كنيزان در آن دوره حجاب نداشتند، و حجاب علامت زنان مسلمان بود، و در نتيجه كسى متعرض آنان نمى‏شد، و حتى كسى نمى‏پنداشت كه ايشان كنيز و يا غير مسلمانند، و از ملت يهود و نصارى هستند ليكن معناى اول به ذهن نزديك‏تر است”. “از ابن عباس روايت شده كه جلباب عبايى است كه از سر تا پا را ميگيرد و بعضى گفته‏اند: جلباب بمعنى ملحفه يعنى لفافه‏اى است كه تمام بدن را ميگيرد. در پايان اين آيه ايزد متعال خطاب به رسولش (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) نموده :كه اى محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به زنها و دختران خود و زنهاى مؤمنين بگو در موقع بيرون آمدن از منزل عباها و چادرهاى خود را بر سر بيندازيد و خود را بپوشانيد تا آنكه به عفّت و نجابت شناخته شويد”ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ”]ذلك[از اسماء اشاره و ارشاد بعلّت حكم است كه حكم جلباب براى اين است كه خانم از كنيز شناخته شود و نيز خانم هرزه‏گر و عفيف از هم تميز داده شوند و مردمان اراذل و اوباش دنبال آنها نيفتند و به خانم هاى محترم اذيّت نرسانند.”وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً” آيه ارشاد باين است كسى كه مخالفت نمود و بر خلاف امر حق تعالى خلافى از وى صادر گرديد درب توبه باز است اگر از روى حقيقت توبه كند پذيرفته خواهد شد ”
“سبب نزول آیه شریفه این بوده که زنان برای رفتن به مسجد از منزل خارج می‌شدند و پشت سر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز جماعت می‌خواندند، هنگامی که زنان برای نماز مغرب و عشاء و صبح برای رفتن به مسجد از منزل خارج می‌شدند، جوانان لاابالی سر راه آنان می‌نشستند و متعرض آنان می‌شدند، آنها را اذیت می‌کردند که این آیه فوق نازل شد”.
2-4 حقیقت عفاف:گفته شد: “العِفَةَ حُصول حالة لِلنفّس تَمنَعُ بها عَن غَلَبَة الشهوة” ]یعنی عفت حالت درونی نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.[
و همچنین با توجه به تعاریف در کتب لغت فارسی” عفت به معنای باز ایستادن از حرام، پارسایی کردن پرهیزگاری، پارسایی و پاکدامنی است”
حیا و عفت تاریخ بردار نیست و عفاف فلسفه پوشش و تضمین کننده آن است.
و با توجه به مطالبی که در آیات قرآن کریم ذیل عفاف و حجاب آمده ، این گونه بدست می‌آید که حقیقت عفاف چیزی نیست جز حفظ پاکدامنی برای زن و مرد و برای انجام این امر نمونه‌های قرآنی می‌آورداز جمله می فرماید: ” لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيم” ] [صدقاتْ‏] حقِّ نيازمندانى است كه در راه خدا [به سبب جنگ يا طلب دانش يا بيمارى يا عوامل ديگر] در مضيقه و تنگنا افتاده‏اند [و براى فراهم كردن هزينه زندگى‏] نمى‏توانند در زمين سفر كنند فرد ناآگاه آنان را از شدت پارسايى وعفّتى كه دارند توانگر و بى‏نياز مى‏پندارد. [تو اى رسول من!] آنان را از سيمايشان مى‏شناسى. [آنان‏] از مردم به اصرار چيزى نمى‏خواهند. و شما اى اهل ايمان! آنچه از مال [با ارزش و بى‏عيب‏] انفاق‏كنيد، يقيناً خدا به آن داناست.[
همچنین آیه : “وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسِيبا “]و يتيمان را [نسبت به امور زندگى‏] بيازماييد تا زمانى كه به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را يافتيد اموالشان را به خودشان بدهيد و آن را از [ترس‏] آنكه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگيرند] به اسراف وشتاب مخوريد. و [از سرپرستان ايتام‏] آنكه توانگر است بايد [از تصرّف در مال يتيم به عنوان حق الزحمه‏] خوددارى كند و هر كه تهيدست است به اندازه متعارف مصرف نمايد وهنگامى كه خواستيد اموالشان را به خودشان بدهيد [براى آنكه در آينده اختلاف و نزاعى پيش نيايد] بر آنان گواه بگيريد و خدا براى محاسبه كافى است.[
و آیه ” وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيم” ]و كسانى كه [وسيله‏] ازدواجى نمى‏يابند بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد. و كسانى از بردگانتان كه درخواست نوشتن قرارداد [براى فعاليت اقتصادى و پرداخت مبلغى به مالك خود براى آزاد شدن‏] دارند، اگر در آنان [براى عقد اين قرارداد] شايستگى سراغ داريد با آنان قرارداد ببنديد، و چيزى از مال خدا را كه به شما عطا كرده است به آنان بدهيد، و كنيزان خود را كه مى‏خواهند پاكدامن باشند، براى به دست آوردن متاع ناچيز و زودگذر زندگى دنيا به زنا وادار مكنيد، و هر كه آنان را وادار [به زنا] كند، به يقين خدا پس از مجبور شدنشان [نسبت به آنان‏] بسيار آمرزنده و مهربان است.[ و آیه شریفه که می فرماید:
“وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم “] و بر زنان از كار افتاده‏اى كه اميد ازدواجى ندارند، گناهى نيست كه حجاب و روپوش خود را كنار بگذارند، در صورتى كه با زيور و آرايش خويش قصد خودآرايى نداشته باشند. و پاكدامنى براى آنان بهتر است و خدا شنوا و داناست .[
قرآن کریم برهنگی و کنار گذاشتن لباس را دام شیطان معرفی می‌کند و انسان‌ها را از فرو افتادن در چنین دامی بر حذر می‌دارد می‌فرماید:
“یا بَنی آدم لایفتننکم الشیطان کما اَخرَجَ اَبَوَیکُمِ مِنَ الجنَّةِ یَنزِعُ عنهما لباسَهُما لِیُرَیهما سؤاتِهِما انه یَرئکُم هُوَ وَقبیلُهُ مِن حیثُ لاتَرَونَهُم اِنّا جَعَلنَا الشیاطینَ اولیاء للذین لایومنون” ]ای فرزندان آدم مبادا شیطان شما را به فتنه اندازد، چنان که پدر و مادر شمارا از بهشت بیرون راند که جامعه ]بندگی[ آنها را از تنشان بر می‌کَند تا زینتی‌شان را بر آنها نمایان کند بی شک او و گروهش، از آنجا که آنها را نمی‌بینید شمارا می‌بینند ما شیاطین را سرپرستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند.[
از چهار آیه قرآن كه مادة «عفاف» در آنها به كار رفته، سه مورد دستور عفاف عام است و شامل مرد و زن می‌شود و فقط در یك آیه خطاب مخصوص جنس مؤنث است .
بنابراین، چنان كه می‌بینیم در بسیاری از موارد دستور عفت برای زن ومرد یكسان است. اما در مواردی تاكید اسلام به رعایت آن از جانب یك جنس بوده كه یكی از این موارد، حجاب و پوشش است. اسلام دستور پوشش را هم به مرد داده هم به زن؛ اما حجاب و پوشش زن نسبت به مرد مؤكد و شدیدتر است.و این بدین جهت است كه زن مظهر جمال و زیبایی است و مرد شیفته جمال اوست. بنابراین تمایل مرد به چشم چرانی است و تمایل زن به خودنمایی و به تبع آن دستور پوشش و امتناع از عشوه و ناز و تبّرج برای زن صادر و دستور پرهیز از چشم ‌چرانی گرچه برای هر دو صادر شده، امّا در منابع اسلامی در مورد مرد به مراتب بیشتر تأكید شده است. به هر حال چون دستور عفاف مطابق با وضعیت طبیعی زن و مرد و برخاسته از واقعیت‌های وجودی آنها است، تبعیض محسوب نمی‌شود؛ بلكه این تفاوت‌ها به صلاح بشریت و لازمه بقاء نسل او است.نتیجه این که عفت ملکه‌ای است که انسان را(زن و مرد) از گناه و ارتکاب حرام دور می‌کند.ومی توان براساس مجموعه آیات قرآن چنین استنتاج نمود که عفت ملکه ای نفسانی است که موجب بازایستادن ازحرام درتمامی زمینه ها وعرصه های زندگی اعم ازوضعیت معیشت واقتصاد،مراودات خانوادگی،مسأله ازدواج وکنترل نیروی شهوانی ونوع پوشش وآراستگی وحضوراجتماعی است وانسان رادرتمام عرصه های حیات ازارتکاب به گناه و اعمال غیرعقلانی باز می دارد.
2-4-1 عفاف فطری:فطرت در اصل از ماده ” فَطر” بروزن” بَذر” به معنی شکافتن چیزی از طول است. در این گونه موارد به معنی خلقت بکار می‌رود خداوند در قرآن می‌فرماید:
” فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ”. ]پس [با توجه به بى‏پايه بودن شرك‏] حق‏گرايانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى اين دين [توحيدى‏] روى آور، [پاى‏بند و استوار بر] سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرينش خدا هيچگونه تغيير و تبديلى نيست .اين است دين درست و استوار ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [به اين حقيقت اصيل‏] ندارند .[
“این آیه بیانگر چند حقیقت است از جمله این که نه تنها خدا شناسی بلکه دین و آئین بطور کلی و در تمام ابعاد امر فطری است. و به تعبیردیگر تکوین و تشریع دوبازوی نیرومندند که به صورت هماهنگ در تمام زمینه‌ها عمل می‌کنند. ممکن نیست در شرع دعوتی باشد ریشه آن در اعماق فطرت آدمی نباشد. به عبارت روشن تر خداوند هرگزکارهای ضدونقیض نمی‌کند که زمان تکوینش بگوید انجام ده وفرمان شریعیتش بگویدانجام نده” دانستن این مطلب که عفاف فطری است یا اکتسابی به ما کمک می‌کند تا درباره نسبی یا مطلق بودن عفاف نیز نتیجه بگیریم. اگر عفاف فطری باشد، یک صفت مشترک بین نوع انسان بوده و تابع زمان و مکان نیست اما اگر اکتسابی باشد تابع زمان و مکان بوده و بنابراین نه یک امر مطلق و ثابت است و نه مشترک بین انسانها، بلکه ممکن است در جامعه ای عفاف به عنوان یک ارزش و هنجار محسوب شود و در جامعه ای دیگر ضد ارزش و ناهنجار و همین طور ممکن است در یک دوره زمانی عفاف مورد توجه باشد و در زمان دیگر فضیلت محسوب نشود و مورد توجه نباشد. “برخی با نفی فطری بودن عفاف و اموری مانند آن خواسته‌اند اصالت انسانی را زیر سؤال برده و از ارزش آن بکاهند.ویل دورانت می‌گوید: حیا امری فطری نیست بلکه اکتسابی است. زنان در یافتند که دست و دلبازی مایه طعن و نفرین و تحقیر آنهاست و این امر را به دختران خود یاد دارند”. “این گروه معتقدند در فرهنگ و تمدن ، ارزش‌ها یی وجود دارد که برخاسته از همان فرهنگ و تمدن است و ممکن است پس از مدتی این ارزش‌ها از بین رفته یا کمرنگ شود و ارزش‌های دیگر جایگزین آن شود. بنابراین می‌توان گفت این امور فطری نيستند. این افراد برای ادعاهای خود دلایلی نیز دارند مثلاً اگر عفاف یک امر فطری بود، نباید فرهنگ‌ها و جوامع در مورد آن اختلاف می‌داشتند و یا اینکه در جوامع بدوی و دور از تمدن نیز باید این امر رعایت می‌شد. در پاسخ این گونه طرز تفکر باید گفت: آنچه در فطرت بشر است و اصالت انسانی دارد، اصل عفاف است به عنوان یک حالت نفسانی نه مصادیق و نمودهای بیرونی آن.اگر می‌بینیم در فرهنگ‌های مختلف با مسأله حجاب به شکل متفاوت برخورد می‌شود، این دلیل بر عدم اصالت اصل عفاف نیست، چرا که حجاب یکی از مصداق‌های عفاف است. بنابراین، این موضوع عفاف است که از زمان و مکان تأثیر پذیرفته و تغییر کرده است نه اصل عفاف.اصل عفاف یک امر فطری است و فطرت انسان تغییر و تبدیل ندارد.درحقیقت می توان گفت که اینها اصل عفاف رابا مصادیق آن آمیخته اند” .
روح عفت و پروا پیشگی، از بدو خلقت آدمی، تاکنون برانسان حاکم بوده است. البته ممکن است شکل، اندازه و کیفیت بروز آن در دوره‌های مختلف متفاوت باشد. اما این خصلت همیشه بروز و ظهور داشته است. قرآن کریم در قصه حضرت مریم (سلام الله علیها) پس از اینکه می‌گوید،
حضرت مریم (سلام الله علیها) به اعجاز الهی باردار شد و برای اینکه مردم نادان او را به فحشاء و بی عفتی متهم نکنند از آنان فاصله گرفت تا دور از آنها وضع حمل کند، قرآن کریم می‌فرماید: ” فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى‏ جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا “. ]آن گاه درد زاييدن، او را به ناچار به جانب درخت خرما كشانيد [در آن حال‏] گفت: اى كاش پيش از اين مي مردم و يكسره از خاطره‏ها فراموش شده بودم[. “نسيا منسيّا» فراموش شده، از ياد رفته. نسي مصدر است به معناى چيز حقيرى كه به حساب نيايد و منسىّ نعت است براى مبالغه”. “از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه از ترس مردم آرزوى مرگ مى‏كرد، زيرا در ميان ايشان آدم عاقل و با كمالى نبود كه او را تصديق كند و لكه تهمت را از دامنش بزدايد.”
این نشان میدهد که حیاء تمام وجود اوست و با رفتن آن جانش هم از بین می‌رود و این به جز، فطری بودن حیاء دلیل دیگری ندارد.و یا در قصه حضرت یوسف(علیه السلام) به حرکت فطری زن عزیز مصر اشاره می‌کند که درها را بست ” وَ غَلَّقَتِ الْأَبْواب ”
] تا کسی او را نبیند.[ در روایتی آمده است در این هنگام زن عزیز مصر با پارچه‌ای روی بت خود را پوشاند، یوسف از او پرسید چرا این کار را کردی؟ گفت از بت حیا می‌کنم. یوسف گفت تو از بت حیا می‌کنی ولی من از خدا حیا نکنم؟”
“یکی از دانشمندان مسیحی می‌گوید: یوسف مردی بود که آنچه که یک مرد لازم دارد، مثل: قدرت، مکنت، تشکیل خانواده و… نداشت، اما ایمان، تهذیب نفس و پاکدامنی داشت. اگر تمام دنیا دست به دست هم می‌دادند و تصمیم می‌گرفتند یوسف را آقا کنند به این اندازه نمی‌توانستند که عفّتش او را بزرگ کرد و ایمان و تهذیب نفس او را بالا برد”.
نکته مهم این است که آن چه در فطرت بشر است و اصالت انسانی دارد ، اصل عفت و حیاست به عنوان یک حالت نفسانی ، نه مصادیق و نمودهای بیرونی آن . اگر در فرهنگ های مختلف با مساله حجاب به شکل های متفاوت برخورد می شود یا بنا به گفته برخی در جوامع بدوی وجود نداشته است ، این دلیل بر عدم فطری بودن اصل عفاف نیست زیرا حجاب یک مصداق از عفاف است . پس مصادیق عفت و حیاست که در طول زمان ها و مکان های متفاوت تغییر یافته است ، نه اصل عفت و حیاء .زیرا اصل عفاف یک امر فطری است و فطرت تغییر و تبدیل ندارد .اگر بخواهیم یک جامعه ابتدایی که فطرتش دستخوش تغییر وتبدیل نشده مبنا قراردهیم ،می توانیم جامعه دونفری آدم وحوا را مثال بزنیم چرا که درجامعه دو نفری ، حضرت آدم و حوا بلا فاصله بعد از اخراج از بهشت قرآن بیان می کند که به محض آشکار شدن شرمگاه هایشان ، خود را با برگ های درختان پوشاندند. بیان قران کریم چنین است “فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِين”
” “فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ.” ” تدلية” به معناى نزديك كردن و رساندن است، هم چنان كه” تدلى” به معناى نزديكى و رهايى از قيود است، و گويا اين معنا استعاره از” دلوت الدلو “انداختم دلو رابوده باشد.” غرور” به معناى اظهار خيرخواهى و نهان داشتن سوء قصدى است كه در دل دارد. و” خصف” به معناى جمع كردن و منضم بهم نمودن است، و از همين جهت پاره‏دوز را” خاصف النعل” مى‏گويند، چون پاره‏دوز پاره‏هاى كفش را كه از هم جدا شده جمع نموده و بهم منضم ساخته به صورت اولش در مى‏آورد. و اينكه فرمود:” وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ” دلالت دارد بر اينكه آدم و حوا در آن موقع كه خداوند اين خطاب را به آنان مى‏كرده از مقام قرب خدا دور شده بودند، براى اينكه” ندا” به معناى صدا زدن از دور است، هم چنان كه” تلكما” هم كه در” تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ” است اين دلالت را دارد، زيرا اين كلمه نيز براى اشاره به دور است، بخلاف” هذا” كه براى اشاره به نزديك است، و لذا در ابتداى ورود آدم به بهشت و قبل از اينكه اين مخالفت از او سر بزند. ”
وقتى از آن درخت به فريب شيطان چشيدند “سوآت”جمع سوء و اينجا بمعنى عورت است، معلوم مي شود يك دفعه لخت گرديدند و از برگهاى بهشت عورت خود را پوشانيدند آن وقت مورد سرزنش حق تعالى واقع گرديدند، و اينكه فرمود “وَ ناداهُما”دلالت دارد كه باين عمل از مقام قربي كه داشتند از خدا دور گرديدند زيرا كه نداء را براى دور مي آورند،و لباس دو قسم است لباس ظاهرى كه عيوبات بدن را مي پوشاند، و لباس معنوى كه عيوبات باطن انسان را مي پوشاند و آن لباس شرف و فضيلت و تقوى است و همين طورى كه به مجرد خلافى لباس ظاهرى آدم و حواء از تنشان ريخت به مجرد گناه و مخالفت آن لباس شرف و فضيلت نيز از حقيقت روحانيه بشر ريخته مي گردد و در صحراى قيامت لخت و عريان وارد مي گردد ، و در چند آيه بعد دارد”وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ “.
2-4-2 گستره عفاف:گستره عفاف و دامنه آن در شئونات فردی و اجتماعی دامنه وسیعی دارد. نفس عفیف آن است که نه تنها عملاً خویشتن داری می‌کند و مرتکب محرمات نمی‌شود بلکه از نظر فکری هم چنان خود را سامان داده است که بعضی از افکار در درون او پدید نمی آید. عفت در وهله اول این است که آدمی دست و پا و گوش خود را مهار کند که در جای خود بسیار دشوار و مهم است و اگر کسی به همین مقدار نایل آید البته پاک و پارسا و ممدوح است. ولی مراتب بالاتر از این هم هست که زمام دل را هم بدست گرفته و فکر هم دارای عفت شده باشد و دوگانگی از بیرون و درون رخت بربسته باشد و آدمی یکپارچه مجسمه عفت باشد این نفس به تعبیر حضرت



قیمت: 10000 تومان