—d1830

فصل اول: مقدمه
1-1 مقدمه
کشاورزی به عنوان یکی از ارکان اصلی تولید در حیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هر کشوری از اهمیت ویژهای برخوردار است. با توجه به روند رو به افزایش جمعیت جهان و همچنین محدودیت موجود در بخش کشاورزی و نیاز به افزایش تولید محصولات کشاورزی توسعه آن به عنوان اصلی ترین منبع تهیه مواد غذایی امری مهم است. یکی از چالش های اساسی در مسیر توسعه بخش کشاورزی آفات و بیماری هایی است که سالانه بخش قابل توجهی از محصولات کشاورزی را از بین می برند. در دهههای گذشته برای غلبه بر چالش فوق از سموم و آفت کش ها به وفور استفاده شده است (اتحادی و همکاران،1390). همچنین با پیدایش سموم در زنجیره غذایی، آگاهی و حساسیت مردم نسبت به عواقب مخرب استفاده بیش از حد از کودهای شیمیایی و آفتکشها بر روی محیط زیست افزایش یافت. در طی چند دهه گذشته استفاده بیش از حد از سموم شیمیایی برای کنترل آفات و بیماریهای نباتی مشکلات فراوانی را برای انسان ها، محیط و سایر جانداران ساکن در زیستگاههای طبیعی بوجود آورده است. به طوری که با مصرف سموم در مزارع تولید محصولات غذایی، سموم وارد زنجیره غذایی انسانها گردیده که مسایل ابتلای انسانها به بیماریهای سخت یکی از پیامدهای آن بوده است. با مصرف انواع سموم شیمیایی بر روی محصولات مزرعه، سموم از طریق شستشو با آب آبیاری و باران شسته شده و باعث انتقال سموم به آبهای زیرزمینی می گردد. در این میان بکارگیری سموم پرخطر و قوی باعث نابودی سایر اکولوژیهای محیط زیست طبیعی گردیده است (بیگدلی و صدیقی،1389). همچنین استفاده نامتعادل از کودهاي شیمیایی باعث کاهش کیفیت و حاصلخیزي خاک، آلودگی زیست محیطی و به ویژه آلودگی منابع خاك و آب می شود (حسین زاده و قربانی، 1389).
امروزه جامعه بشری با یک تضاد و دوگانگی روبرو است. از یک سو نیاز روزافزون بشر به مواد غذایی به ویژه افزایش تولیدات کشاورزی و از سوی دیگر استفاده از برخی روش های جاری با انگیزه دستیابی به تولید بیشتر و کنترل آفات و بیماریها، محیط زیست را برای زندگی انسان نامناسب کرده است. زیستشناسان برای یافتن راههای سالمتر برای مبارزه با این مشکل، به امکان استفاده از سایر ارگانیسم ها روی آوردند (سمیع، 1383). تولید محصولات کشاورزی علاوه بر شرایط اقلیمی و مخاطرات پیش بینی نشده، در وهله اول تابع عوامل مدیریتی خاصی است که تاثیرات مهمی در تولید پایدار کشاورزی دارد. این عوامل به طور کلی شامل مدیریت خاک، آب، آفات و بازاریابی است که هر یک از این بخشها، خود دارای مسائل و معضلات بیشماری است، اما در این بین، مدیریت آفات نقش بسیار مهمی در فرآیند تولید محصولات کشاورزی دارد (نوری و همکاران، 1390). بنابراین نظر به اهمیت خسارات ناشی از آفات، توجه نمودن به مدیریت آفات و به طور خاص مدیریت تلفیقی آفات می تواند نقش بسیار مهمی در کنترل عواملی که سبب کاهش محصول کشاورزی می شوند، داشته باشد و همچنین می تواند از آلودگیهای محیط زیست و محصولات کشاورزی جلوگیری نماید.
مديريت تلفيقي آفات (IPM) سيستمي از كنترل آفات است كه در آن از طيف وسيعي از روشهای زراعي، بيولوژيکي، شيميايي و مکانیکی استفاده مي شود به نحوي كه با كسب حداكثر سود اقتصادي، حداقل آسيب را به محيط زيست وارد كند (قصری، 1388). به عبارت دیگر مدیریت تلفیقی آفات تمامی اقدامات تشخیصی، پیش بینی، پیش گیری، حفاظتی، کنترلی و بهداشتی بهنگام مرتبط با کاهش زیانهای ناشی از آفات و بیماریهای گیاهی را شامل می شود که بر پایه اقدامات بیولوژیک و البته در بسیاری از موارد از طریق مبارزه توامان طبیعی یا شیمیایی (البته در سطحی کم) به انجام رسد؛ البته با این هدف که توأم با کنترل پیامدهای مخرب آفات بر کمیت و کیفیت محصولات، زیست بوم های مربوطه آسیب های کمتری را متحمل شوند (شریفی و همکاران، 1388).
همچنین اصليترين ضعف ساختاري اين فرآيند پايين بودن ميزان مشاركت بهره برداران و كشاورزان از يك سو و عدم توفيق رهيافتهاي متعارف ترويجي از سوي ديگر مي باشد. بر اين اساس، با افزايش اهميت مديريت تلفيقي آفات در فرآيند توسعه كشاورزي دانشمندان و متخصصان ترويج كشاورزي براي رفع اين نواقص، به ارايه الگوها و رهيافت هاي جديدي روي آورده اند كه بيشتر بر مشاركت، قدرت بخشي، توسعه منابع انساني و تسهيل آن تاكيد دارند. اين رهيافتهاي مشاركتي در بيشتر كشورها استفاده شده و نتايج مطلوبي در پی داشته اند (اتحادی و همکاران، 1390).
کاربرد موفقیت آمیز مدیریت تلفیقی آفات نیازمند درک همه جانبه اقدامات و گزیدارهای مختلف کنترل آفات و بهره گیری متوازن، بجا و به موقع از آن گزیدارهای مختلف است. این امر نیازمند نگرش سازنده کشاورزان و آمادگی آنها برای پیاده سازی مدیریت تلفیقی آفات در مزارع خویش از جنبه داشتن دانش و مهارت و نیز توان مدیریت یکپارچه مزارع است. بواقع زمانی مدیریت تلفیقی آفات می تواند موفقیت آمیز باشد که در نظام مدیریت مزرعه تلفیق شود. در دسترس بودن فنون، روشها و فناوریهای مناسب از طریق تحقیقات سازگاری و کاربردی در زمینه مدیریت تلفیقی آفات، ارائه آموزش ها و مشاوره های ترویجی به کشاورزان به ویژه از طریق رهیافتهای تحقیق و ترویج مشارکتی یکپارچه، در دسترس بودن خدمات حمایتی و نهادهای مورد نیاز و سیاست ها نیز از جمله عوامل تاثیر گذار بر گسترش موفقیت آمیز مدیریت تلفیقی آفات به شمار می رود (شریف زاده و همکاران، 1387).
یکی از رهیافتهای اجرای مدیریت تلفیقی آفات، رهیافت مدرسه در مزرعه (FFS) است. FFS ریشه در رهیافت های مشارکتی روستایی دارد. همچنین FFS یک روش مشارکتی یادگیری، پذیرش و انتشار فناوری است (FAO, 2001) که مبتنی بر اصول یادگیری بزرگسالان و مانند یادگیری تجربی است (Davis et al., 2012). فرض اصلي در به كارگيري رهيافت FFS/IPM آن است كه اين رهيافت به واسطه درگير نمودن فراگيران در مراحل مختلف يادگيري توأم با عمل، در مقايسه با روشهاي آموزشي سنتي، اطلاعات بيشتري را در اختيار قرار داده و دركي عميقتر را براي آنان به ارمغان مي آورد (قربانی پیرعلیدهی و همکاران، 1390). در مدارس مزرعهای مدیریت تلفیقی آفات، مزرعه به عنوان کلاس تلقی می گردد و گیاهان، آفات و بیماری علف های هرز، مواد کمک آموزشی هستند. در مدارس مزرعه ای مدیریت تلفیقی آفات از کلاس های دارای تهویه و ارائه مطلب به وسیله پاور پوینت خودداری میگردد و در عوض کشاورزان در نشست ها و بازدیدهای مزرعهای حضور پیدا میکنند (امیری اردکانی، 1388).
در اين راستا، از اواخر دهه 1980، مدرسه در مزرعه كشاورز به عنوان رهيافتي كارگشا، با حمايت فائو و با تمركز اوليه بر مديريت تلفيقي آفات در نواحي كشت برنج جنوب شرق آسيا ظهور يافت و رفته رفته موضوعات مختلفي چون فرآوري محصول، مديريت جنگل و حتي سلامت اجتماعي را نيز در برگرفت (علی میرزایی و همکاران، 1389). همچنین مدل FFS/IPM شروع به گسترش کرد و محصولات و موضوعات مرتبط با کشاورزی بیشتری را تحت پوشش برنامههای درسی خود برد. تاکید برنامه ها به طور عمده بر روی روش مدیریت تلفیقی آفات، مصرف کمتر و ایمن تر آفت کشها و درک خوب از رابطه بین آفات مفید و مضر می باشد (Yorobe Jr et al., 2011). از آنجایی که رفتار انسان در برابر پدیده ها تحت تاثیر نگرش فرد نسبت به پدیده مورد نظر است، آگاهی از وضعیت نگرش افراد می تواند در پیش بینی، کنترل و حتی تغییر رفتار به مسئولان کمک شایانی نماید (ظریفیان و عزیزی، 1389). بنابراین در این پژوهش سعی شده است که به بررسی نگرش، نیت و رفتار کشاورزان نسبت به برنامههای مدیریت تلفیقی آفات پرداخته شود.
2-1 بیان مساله
یکی از چالشهای اساسی در مسیر توسعه بخش کشاورزی، آفات و بیماریهایی است که سالانه بخش قابل توجهی از محصولات کشاورزی را از بین می برند. در دهههای گذشته برای غلبه بر چالش های فوق از سموم و آفت کشها به وفور استفاده گردیده است. اگر چه با این روش، کنترل آفات و بیماری ها تا حدود زیادی موفق بوده است اما پیامدهای زیست محیطی و خطراتی را برای سلامت انسانها به دلیل مصرف بی رویه این مواد، ایجاد می نماید (اتحادی و همکاران، 1390). همچنین برآورد مشکل آفات در گستره جهانی نشان میدهد که اگر آفات وجود نداشتند تولید مواد غذایی جهان میتوانست تا یک سوم افزایش یابد. بر اساس آخرین آمار از سوی کمیته بین المللی حفظ نباتات در سال 1998 خسارت ناشی از آفات و بیماریها و علفهای هرز تا مرز 40% برآورد شده است. بر اساس این آمار باید گفت که با مبارزه با آفات تنها 7/27 درصد از خسارت کاسته شده است (سمیع، 1383).
با توجه به خطرات شناخته شده آفتکشهای شیمیایی، در محیط زیست و سلامت انسان ها، مدیریت تلفیقی آفات سیستمی است که کاهش استفاده از آفتکشهای شیمیایی را تشویق می کند و استفاده از روش های کنترل غیر شیمیایی را گسترش می دهد (Yorobe Jr, 2011). همچنین حفظ سلامت محصول در طول فصل زراعی، حفظ دشمنان طبیعی آفات در مزرعه و پیرامون آن، مراقبت هفتگی مستمر از مزرعه توسط کشاورزان و ارتقای توانمندی کشاورزان به سطح کارشناسان ماهر در مدیریت مزرعه از اصول بنیادین مدیریت تلفیقی آفات به شمار می رود (شریفی و همکاران، 1388).
علی رغم تلاش های فراوانی که در دهههای اخیر برای آموزش روستاییان صورت گرفته، هنوز دانش و آگاهی روستاییان برای مدیریت تلفیقی آفات کافی نیست. این امر حکایت از آن دارد که شیوه های به کار گرفته شده از کارایی لازم برخوردار نبوده است. از این رو دانشمندان و متخصصان ترویجی، برای رفع این نواقص، به ارائه الگوها و رهیافت های جدیدی روی آورده اند که بیشتر بر مشارکت، قدرت بخشی، توسعه منابع انسانی و تسهیل تاکید دارند (اتحادی و همکاران،1390). انتشار ایدهها و تکنولوژی های نوین در بین جوامع وقتی با موفقیت قرین خواهد بود که منجر به تغییر و دگرگونی در دانش، نگرش و رفتار اعضای جوامع گردیده و در نهایت مورد پذیرش آنها قرار گردد (بیگدلی و صدیقی، 1389). با بهبود نگرشهاي فرد در مورد موضوع ها، احتياج او به تفكر و تصميم گيريهاي جديد كم شده و رفتار او در برابر آن موضوع ها مشخص، عادتي و قابل پيش بيني مي گردد. در این راستا سياست‌گذاران معاصر نیز نيازمند ابزاري براي پيش‌بيني اين که چگونه کشاورزان برانگيخته شدن و رهيافت‌هاي جديد را به عنوان شاخص‌هاي اجتماعي نظارتي که بر اساس آنها موفقيت سياست‌ها قضاوت مي‌شوند، بپذيرند (Austin et al., 1998). یکی از این رهیافت هایی که می تواند در ایجاد آگاهی و توانمندسازی کشاورزان در استفاده از مدیریت تلفیقی آفات اثر بخش باشد، رهیافت مدرسه در مزرعه است. كاربرد اين رهيافت نشان می دهد كه برنامه آموزشي مشاركتي و عمل گراي نهفته در آن، مي تواند نقش مؤثري در افزايش دانش كشاورزان نسبت به ابعاد مختلف مديريت تلفيقي آفات مزارع ايفا نمايد و درك آنان را در زمينه بوم شناسي زراعي، چرخه زندگي آفات و دشمنان طبيعي اين موجودات مضر ارتقا بخشد و نوآوري محلي را بر انگيزد (علی میرزایی و همکاران،1389).
در همین راستا، دورههای آموزشی ترویجی مدیریت تلفیقی آفات خیار با رهیافت مدرسه در مزرعه از سال 1390 تا 1392 به صورت مستمر در استان لرستان برگزار شده است، این دوره ها در کل استان از جمله در شهرستان های خرم آباد، بروجرد، سلسله و دوره چگنی اجرا شده است؛ این دورهها به صورت تقسیم بندی کشاورزان در گروه های 20 تا 25 نفره در کلاس های آموزشی مدرسه در مزرعه برگزار شده است. مساله مهم این است، که دوره های آموزشی مدیریت تلفیقی آفات سبب آشنایی کشاورزان با مضرات سموم و کودهای شیمیایی می گردد و از طرفی آنان را با تولید محصول سالم آشنا می سازد این امر باعث کاهش مصرف آفتکشها و سموم و در نتیجه حفظ محیط زیست و منابع طبیعی میگردد و نتیجه آن، حرکت به سمت کشاورزی پایدار می باشد. از آنجا که برگزاری این دورهها در طول این مدت زمانی، هزینه بر و زمان بر بوده است و تا کنون هیچ مرجعی به بررسی نگرش، نیت و رفتار خیارکاران نسبت به مدیریت تلفیقی آفات نپرداخته است، در این تحقیق سعی شده که نگرش، نیت و رفتار خیارکاران شرکت کننده و غیرشرکتکننده در دوره های آموزشی مدیریت تلفیقی آفات نسبت به بکارگیری مدیریت تلفیقی آفات، مورد بررسی قرار گیرد؛ به عبارت دیگر آیا این دورهها توانسته است در نگرش، نیت و رفتار خیارکاران در استفاده از مدیریت تلفیقی آفات تاثیر گذار باشد؟ این تحقیق به منظور جواب دهی به این سوال و سوالاتی شبیه به آن، طراحی و اجرا گردید.
3-1 اهمیت و ضرورت موضوع
در هر هفته ۲۵ هزار تن سموم آفت كش در دنيا مصرف مي شود، كه از اين ميزان، ۷۵ درصد آن توسط كشورهاي توسعه يافته و ۲۵ درصد آن در كشورهاي در حال توسعه مصرف می گردد، با اين وجود، ميزان آلودگي محصولات كشاورزي در كشورهاي در حال توسعه ۱۳ برابر كشورهاي توسعه يافته مي باشد. به طور متوسط هر فرد سالانه نيم كيلوگرم سموم شيميايي را وارد بدن خود مي كند (حیدری و افسری کهنه شهری، 1389). همچنین، استفاده جهانی از آفت کشها در ابتدای هزاره سوم بیش از 5/2 میلیون تن در سال است. هزینه های جهانی آفتکشها حدود 32 میلیارد دلار می باشد. پیامدهای منفی که در سلامت انسانها، کیفیت آب، تنوع زیستی و حیات وحش به خاطر استفاده آزادانه از مواد سمی و ورود آنها به محیط زیست ایجاد شده، به یک نگرانی مهم تبدیل گردیده است (Mancini and et al., 2008). استفاده بيش از حد و نامتعادل از كودهاي شيميايي در كشاورزي سبب افزايش هزينههاي توليد و وابستگي به نهاده هاي بيروني و منابع انرژي از يك سو و كاهش بهره وري خاك، آلودگي آبهاي سطحي و زير زميني و متعاقباً اثرات منفي بر سلامت انسانها و ساير موجودات از سوي ديگر گرديده است (ویسی و همکاران، 1389 ). همچنین استفاده بیش از 300 ترکیب شیمیایی خطرناک و مصنوعی نظیر آفت کش‌ها، کود های شیمیایی، علف کش‌ها که باعث اختلال در سیستم سلامتی انسان می‌شود از معایب کشاورزی کنونی است (ملک سعیدی و همکاران، 1389 ). در كشورهاي در حال توسعه در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته به دليل افزايش مصرف و در دسترس بودن انواع آفت كشها و علفكشها، مسموميت با اين سموم نيز از ميزان بروز بالايي برخوردار است. براي مثال تخمين زده شده است كه تنها در كشور چين مسموميت با آفتكشها سبب مرگ حدود 175000 نفر در سال ميشود و 1251 شهروند تايلندي در سال 2006 بر اثر استفاده از آفت كشها و علف كشها مسموميت شغلي پيدا كردهاند (گل زردی و همکاران، 1390). این امر به این دلیل رخ می دهد که تنها بخشی از آفتکشها برای ارگانیسم هدف کاربرد دارد. باقی مانده آفات ممکن است بدون ضرر از بین برود، ولی اغلب آفت کش ها به وسیله آب، باد، خاک به مناطق و موجودات غیر هدف منتقل گردیده و بر سلامت جمعیت های انسانی و حیات وحش تاثیر میگذارند. نگرانی های عمومی بیشتر از پسماندها از آنجایی عمیق تر می شود که با کمبود تحقیقات و دانش در مورد ترکیب پسماندهای آفتکشها و صدها پسماند شیمیایی دیگر که در محیط وجود دارد، مواجه می باشد Dufour, 2001)). هر چند مضرات را نمی توان حذف نمود، اما می توان آن را کاهش داد (Pratap and Sharma, 2004).
محصولی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته شده است خیار می باشد. خیار یکی از مهمترین صیفی جاتی است که در استان لرستان کشت می شود. در واقع می توان گفت که خیار از نظر سطح زیر کشت، هفتمین محصول استان می باشد. سطح زیر کشت خیار در استان لرستان 12584 هکتار بوده و عملکرد آن 235500 کیلوگرم در هکتار و میزان تولید آن، 275208 تن در سال می باشد. این محصول در بین سایر صیفی جات استان، مقام نخست را به خود اختصاص داده است. نکته حائز اهمیت دیگر برای اننتخاب این محصول، مصرف تازه خوری آن می باشد. از آنجایی که این محصول به صورت تازه مصرف می گردد، وجود سم و کود شیمیایی غیر استاندارد در آن، تهدید جدی برای سلامت انسان محسوب می گردد. بنابراین با توجه به خسارات آفات و بیماری ها و بکارگیری بی رویه سموم و کودهای شیمیایی از نظر اقتصادی و سلامت جوامع انسانی و محیط زیست، تولید محصول سالم ضرورت دارد که مطالعه مذکور انجام یافت.
4-1 اهداف تحقیق
1-4-1 اهداف کلی
هدف کلی این تحقیق بررسی نگرش، نیت و رفتار خیارکاران استان لرستان نسبت به مدیریت تلفیقی آفات می باشد.
2-4-1 اهداف اختصاصی
شناسایی ویژگیهای فردی – حرفهاي، ارتباطی- ترویجی خیارکاران منطقه مورد مطالعه.
شناسایی دانش خیارکاران نسبت به مدیریت تلفیقی آفات.
شناسایی نگرش خیارکاران نسبت به مدیریت تلفیقی آفات.
شناسایی هنجارهای ذهنی خیارکاران نسبت به مدیریت تلفیقی آفات.
بررسی کنترل رفتاری خیارکاران نسبت به مدیریت تلفیقی آفات.
بررسی نیت خیارکاران نسبت به استفاده از مدیریت تلفیقی آفات.
تبیین عوامل موثر بر نگرش، نیت و رفتار خیارکاران نسبت مدیریت تلفیقی آفات.
5-1 محدوده های پژوهش
این پژوهش در چهار محدوده موضوعی، انسانی، مکانی و زمانی به شرح زیر انجام گرفته است.
1-5-1 محدوده موضوعی
قلمرو موضوعی پژوهش، بررسی نگرش، نیت و رفتار خیارکاران نسبت به مدیریت تلفیقی آفات در استان لرستان می باشد.
2-5-1 محدوده انسانی
محدوده انسانی این پژوهش شامل خیارکارانی که دوره های آموزشی مدیریت تلفیقی آفات با رهیافت مدرسه در مزرعه در روستاهای محل زندگی آنها برگزار شده است.
3-5-1 محدوده مکانی
قلمرو جغرافیایی این پژوهش، استان لرستان می باشد.
4-5-1 محدوده زمانی
محدوده زمانی این پژوهش به سال های 1393-1392 محدود شده است که مطالعات نظری مربوط به چارچوب نظری در اوایل 1392 شکل یافت و مطالعات میدانی در 3 ماه اول 1393 انجام گرفت.
6-1 واژگان، اصطلاحات و مفاهیم
1-6-1 نگرش
نگرش نسبت به یک رفتار، به معنی قضاوت فرد درباره خوب یا بد بودن نتایج رفتار است (Ramayah & Jantan, 2004).
2-6-1 نیت
قصد (نیت) نشانه ای از آمادگی فرد برای انجام یک رفتار خاص است و به پیشینه رفتاری برمی گردد (Ajzen, 2006).
3-6-1 رفتار
روشی است که فرد نسبت به مردم، جامعه و اشیاء اعمال می کند که می تواند با توجه به هنجارهای اجتماعی جامعه، خوب، بد یا طبیعی و غیر طبیعی باشد (Guez & Allen, 2000).
4-6-1 مدیریت تلفیقی آفات
یک رویکرد متعادل برای مدیریت آفات است که شامل کشت های سالم و تولید محصولات از روش هایی که با کاهش اثرات مضر زیست محیطی همراه است و تضمین کننده سلامت بشر می باشد (fish, 2004).
7-1 محدودیت های پژوهش
هر تحقیق و پژوهشی در حیطه کاری خود با مسائل و محدودیت هایی روبرو می شود. با توجه به این که این تحقیق در حیطه مطالعات اجتماعی می باشد از این قاعده مستثنی نیست و دارای محدودیت هایی می باشد که بعضی از آنها شامل موارد زیر می باشد:
با توجه به این که جامعه آماری پژوهش حاضر، کل استان لرستان می باشد، پراکندگی جامعه آماری و مشکلات ایاب و ذهاب در جمع آوری اطلاعات وجود داشت.
عدم دسترسی به جامعه آماری در برخی از روستاها به دلیل ساکن بودن افراد مورد نظر در خارج از روستا.
عدم تمایل برخی از افراد به پاسخگویی به سوالات پرسشنامه به دلایل شخصی.
متناسب نبودن بودجه پایان نامه نسبت به هزینه های انجام شده.
فصل دوم: مبانی نظری و مروری بر پیشینه نگاشته ها
1-2 مقدمه
در این فصل مروری بر برخی پیشینه نگاشته های مرتبط با موضوع انجام گرفته است. این فصل، شامل چند بخش است که با بررسی منابع مختلف مرتبط با موضوع آغاز و با ترسیم چارچوب نظری به منظور سنجش نگرش، نیت و رفتار خیارکاران نسبت به مدیریت تلفیقی آفات در استان لرستان پایان یافته است. بخش های این فصل شامل مفهوم کشاورزی متداول، کشاورزی پایدار، مفهوم، تاریخچه، اصول، اجزا، اهداف، عملیات و مزایای مدیریت تلفیقی آفات، رهیافت مدرسه در مزرعه، پیش فرض، اهداف و ویژگیها ی مدرسه در مزرعه، مدارس مزرعه ای مدیریت تلفیقی آفات، تئوری رفتار برنامه ریزی شده، سوابق موضوع، عوامل موثر بر نگرش، نیت و رفتار و چارچوب نظری می باشد.
2-2 کشاورزی متداول و چالشهای آن
رشد و پیشرفت علوم و فنون طی قرون اخیر، به نحو چشمگیری موجب ارتقاء سطح سلامت جامعه، کاهش مرگ و میر و بهبود سطح و شیوه زندگی مردم شده است، لیکن یکی از پیامدهای آن افزایش جمعیت و در نتیجه افزایش تقاضای مواد غذایی می باشد (جعفری و همکاران، 1386). همچنین رشد روزافزون جمعيت و نياز هر چه بيشتر به محصولات كشاورزي از يك سو و محدوديت هاي توسعه كشاورزي از سوي ديگر، از مسائلي هستند كه بشر همواره سعي در حل آنها داشته و راهكارهاي متعددي نيز براي حل آنها ارائه نموده است (ناظم السادات و همکاران، 1385). یکی از این راهکارها، شعار” بازده بیشتر نتیجه مصرف نهادهی بیشتر” می باشد که در کشاورزی متداول، باب شده بود (صالحی و همکاران، 1387).
این موضوع بویژه بعد از جنگ جهانی دوم که تکنولوژی های جدید به کمک تولیدات کشاورزی آمد بیشتر بارز بود. این قبیل تکنولوژیها شامل کودها و سموم شیمیایی، ارقام پرمحصول و ماشین آلات کاشت و برداشت می شود. دستاوردهای انسان در کشاورزی تا حدودی مرهون کودهای شیمیایی، بذر و مواد شیمیایی و ماشین آلات و نیز ترویج و آموزش کشاورزی است که اساس کشاورزی متداول یا متعارف را تشکیل داده است و باعث افزایش چشمگیر تولیدات کشاورزی شده است (کوچکی و همکاران، 1376).
کاهش تلفات ناشی از آفات، برای افزایش امنیت غذایی، کاهش فقر و توسعه کشاورزی پایدار ضروری است (Hashemi et. al., 2008). زیرا آفات، بیماری ها و علف های هرز زیانهای بزرگی بر پتانسیل تولیدات کشاورزی وارد می نمایند (Birthal & Sharma, 2004 ) و سالانه 45% از محصولات در اثر آفات از بین می روند (Abhilash and Singh, 2009). همچنین خسارت آفت می تواند از آسیب های خفیف که هیچ تاثیری در محدوده ارزش محصول برداشت شده، ندارند تا آسیب های شدید که گیاهان را از بین می برند، باشد. به طور کلی می توان گفت که آفات باعث کاهش عملکرد یا ارزش بازاری محصولات می شوند. آفات زراعی شامل حشرات و کنه ها، علف های هرز، بیماری ها، و نماتد می باشند (Hines ,2001).
بنابراین، به منظور از بین بردن آثار مخرب آفات و همچنین پاسخگویی به نیاز روز افزون مواد غذایی، سموم دفع آفات نباتی (اعم از حشرهکش، آفت کش، قارچکش و …) داروهای دامی بویژه آنتی بیوتیکها و فرآورده های هورمونی، کودهای شیمیایی، مواد حاصلخیز کننده در بخش کشاورزی متداول وارد شدند و به مدد بهرهگیری از ارقام اصلاح شده جهشهای بزرگی در افزایش تولید محصولات کشاورزی و دامی بوجود آوردند و تقاضای رو به رشد مواد غذایی را پاسخ دادند (جعفری و همکاران، 1386). به طور کلی در كشاورزى رايج، اين نگرش به طور وسيع مرسوم شده بود كه استفاده از آفت كش ها، بهترين و سريعترين روش براى كاهش خسارت آفات مى باشد ( رفیعی و فخارزاده، 1388). آفت کش ها تا حدود زیادی باعث افزایش عملکرد محصولات کشاورزی و همچنین کنترل آفات و بیماری هایی شدند، که توسط حشرات مضر، سلامت انسان ها را به خطر می انداختند و از سوی دیگر برای افزایش تولید مواد غذایی برای جمعیت در حال رشد در جهان، مفید بودند (Abhilash and Singh, 2009). هر چند کنترل عامل بیماری زا با استفاده از سموم و آفت کش های شیمیایی در بخش کشاورزی سودمند است، ولی آنها می توانند باعث موارد بروز اثرات جانبی متعددی شوند. بطوری که شواهد بدست آمده حاکی از افزایش در خسارات، با وجود استفاده روز افزون از سموم شیمیایی است (Pratap and Sharm, 2004) زیرا سموم شیمیایی نه تنها روی آفات تاثیر می کند بلکه به طور موثرتری بر روی دشمنان طبیعی آنها تاثیر می گذارد و در نتیجه سبب طغیان جمعیت آفات می گردد (Liang et al., 2012). همچنین استفاده از آفت کشها اعمال فشار برای تغییر ژنتیکی قدرتمند جمعیت آفت ها است. در جمعیت آفت ها افرادی که به طور طبیعی مقاوم به آفت کش ها باشند وجود دارد که بازماندگان صفت مقاومت را به فرزندان خود منتقل می نمایند. در نتیجه، درصد بسیار بالاتری از جمعیت آفات به آفت کش مقاوم می گردند. در دهه گذشته، تعداد گونه های علف هرز شناخته شده مقاوم به علف کش ها از 48 به 270 افزایش یافته است و رشد تعدادی از پاتوژنهای گیاهی مقاوم به قارچ کش از 100 به 150 می باشد (Dufour, 2001). از طرفی از بين رفتن خاك زنده سطحي (كه به تدريج و با زحمات زياد قابل ترميم است)، آلودگي خاك، آب و جو زمين، جنگل زدائي، آبياري بي رويه (كه خاك را به علت قليائي كردن، غير مولد و غير قابل استفاده مي كند)، مداخله غير مسئولانه و همه جانبه در اكوسيستم (كه منجر به عدم تعادل و آسيب هاي فراوان گرديده است )، از بين رفتن تنوع زيست گياهي و حيواني، از جمله خسارات كشاورزي متداول محسوب مي شود (ایروانی و دربان آستانه، 1382). همچنین تخریب محیط زیست و در نتیجه تخریب و تبدیل اراضی جنگلی و مرتعی به زمین های زراعی، فرسایش خاک و آلودگی های آب ناشی از بهره برداری بیش از حد و استفاده بی رویه از مواد شیمیایی و افزایش فاضلاب های کشاورزی ابعاد بسیار وخیمی به خود گرفته است (مقصودی و همکاران، 1385). از طرفی تنها بخشی از آفت کش ها برای ارگانیسم هدف کاربرد دارند؛ باقیمانده ممکن است بدون ضرر دفع شوند ولی اغلب آفت کش ها به وسیله آب، باد و خاک به مناطق و موجودات غیر هدف منتقل گردیده و بر سلامت جمعیت های انسانی و حیات وحش تاثیر می گذارند. نگرانی های عمومی بیشتر از پسماندها، از آنجایی عمیق تر می شوند که با کمبود تحقیقات و دانش در مورد ترکیب پسماندهای آفتکشها و صدها پسماند شیمیایی دیگر که در محیط وجود دارند، مواجه شده است Dufour, 2001)). همچنین آفت کش ها نه تنها سلامت عمومی را به خطر می اندازند بلکه کیفیت مواد غذایی و همچنین محیط زیست را دچار مخاطره نموده اند. استفاده بیش از حد از آفت کش ها باعث افزایش هزینه ها و عواقب نامطلوب بهداشتی و زیست محیطی شده است. استفاده نامناسب از آفت کش ها کل اکوسیستم ها را تحت تاثیر قرار می دهد. با وارد نمودن باقیمانده آنها درچرخه مواد غذایی باعث آلودگی خاک، هوا، آب و زمین می شوند (Abhilash and Singh, 2009). همچنین امنیت غذایی و به طور فزاینده ای، صادرات محصولات کشاورزی به بازارهای جهانی را تهدید می نماید ( Hashemi et. al., 2012) و از طرفی باعث ایجاد بیماری و مرگ در انسانها می گردند. این مشکلات ناشی از شرایط مختلف تماس مستقیم و غیر مستقیم انسان با سموم و آفت کش ها می باشد (رحمانی، 1389). همچنین آلودگی محیط زیست، بواسطه فرسایش خاک و انتقال رسوبات، کودهای شیمیایی و آفتکشها به آبهای سطحی و آبهای زیرزمینی و بیتدبیری در مورد زبالههای انسانی و حیوانی به شمار مشکلات جدی زیست محیطی و اجتماعی در سراسر جهان افزوده است (Shankar et al., 2011). علاوه بر این که آفات، بیماریها و علف های هرز موجب کاهش تولیدات کشاورزی می شوند، از سوی دیگر شواهد نشان می دهد با وجود استفاده روزافزون از سموم شیمیایی مرگ و میر انسان ها افزایش یافته است. همچنین نگرانیهای عمومی در مورد عوارض جانبی آفتکش های شیمیایی بر سلامت انسان، محیط زیست و تنوع زیستی افزایش یافته است. این اثرات جانبی منفی را هر چند نمی توان حذف نمود اما شدت آنها را میتوان از طریق توسعه، اشاعه و ارتقاء فن آوریهای جایگزین مانند آفتکشهای بیولوژیکی و عوامل بیولوژیکی و همچنین شیوههای زراعی مناسب و نه صرفاً با تکیه بر سموم شیمیایی به حداقل رسانید (Pratap and Sharm, 2004).
در سال های گذشته، افزایش نگرانی های جهانی درباره عواقب و اثرات جانبی فعالیت های سیستم کشاورزی متداول بر محیط زیست و جامعه، منجر به پیشنهاد نظام کشاورزی خاصی تحت عنوان “کشاورزی پایدار” شده است. کشاورزی پایدار، نوعی نظام کشاورزی با ملاحظات زیست محیطی و با توجه به منافع اقشار مختلف جامعه است (صالحی و همکاران، 1387).
3-2 کشاورزی پایدار
کشاورزی پایدار، نظامی است که ضمن مدیریت موفق در استفاده از منابع برای تامین نیازهای غذایی بشر، کیفیت محیط را حفظ و ذخایر منابع طبیعی را افزایش می دهد (عنایتی راد و همکاران، 1388). یک تعریف کشاورزی پایدار شامل نقش تکنولوژی های تولید (از جمله بذر، ماشین آلات غذایی گیاهی و تولیدات حفاظت از محصول) و عوامل مدیریت (مثل شیوه های کشاورزی، اطلاعات، آموزش و همکاری ها) می باشد. بدون در نظر گرفتن نقش نهاده ها، فناوری و ابزارهای مدیریتی پیشرفته، دسترسی به پایداری ناممکن می باشد. تکنولوژی های تولیدی و فاکتورهای مدیریتی عوامل بسیار ضروری در دسترسی به پایداری هستند ( Urech, 2000).
معیار های اصلی کشاورزی پایدار عبارتند از :
– هماهنگي بوم شناختي : به اين مفهوم كه كيفيت منابع طبيعي حفظ شده و تمام اكوسيستم كشاورزي از انسان تا جانوران، محصولات كشاورزي و موجودات غيرزنده در روند تكاملي باشند.
– صرفه اقتصادي: صرفه اقتصادي نه تنها از طريق بازده مستحكم مزرعه بلكه بر اساس درجه حفاظت از منابع و به حداقل رساندن خسارت محيطي نيز محاسبه مي شود.
-تطابق اجتماعي : به اين مفهوم است كه توان و منابع به نحوي توزيع شود كه نيازهاي اوليه همه اعضاي جامعه برآورده شود حقوق آنها از بهره وري اراضي ، سرمايه كافي وكمك هاي فني تضمين شود.
-سازگاري : به اين مفهوم كه جوامع روستايي قادر به تطابق با شرايط متغير و مستمر كشاورزي از جمله رشد جمعيت، سياستها و نيازهاي بازار و غيره باشند.
-بعد انساني : حفظ سلامتي و تلاش جهت بهبود كيفيت زندگي وي يكي از عناصر مهم در فعاليت هاي كشاورزي است (شریفی مقدم، 1389).
هدف کشاورزی پایدار وجود نظام های کشاورزی است که در طول زمان حفظ شده و طالب نهاده های زیادی نباشد و همچنین اثرات سوء قابل توجهی بر محیط زیست نداشته باشد. نظام های پایدار باید ثبات تولید داشته و برای تولید کننده سودمند بوده و در عین حال ثبات محیط را حفظ کنند. در نظام های کشاورزی پایدار نیز کنترل آفت وجود دارد، زیرا اثرات آفات همیشه باعث عدم ثبات می شود. بدون در نظر گرفتن راه های پایدار برای مدیریت آفات نمی توان یک نظام کشاورزی پایدار داشت (کوچکی و همکاران، 1376). در ایران، حرکت در مسیر تولید محصول با حداقل باقیمانده سموم و کودهای شیمیایی از سال 1374 در قالب یک برنامه ملی ده ساله تحت عنوان پروژه کاهش و بهینه سازی در مصرف کود و سموم شیمیایی شروع شد که به دلیل عدم توجه به اهمیت مشارکت بهره برداران به طور کامل به اهداف خود دست نیافت (اتحادی و همکاران، 1390).
به طور کلی در زمينه كشاورزي پایدار، شخم حفاظتي، مديريت تلفيقي آفات، آزمون مواد مغذي خاك و اخيراً كشاورزي دقيق، نمونه هايي از فناوري هايي هستند كه براي حفاظت از منابع طبيعي از طريق كاهش فرسايش خاك و كاربرد بيش از حدكودهاي شيميايي و سموم، ابداع و مورد استفاده قرار گرفته اند. از ميان اين فناوري ها، مديريت تلفيقي آفات به علت تأثيرگذاري بالا بر سلامت اكوسيستم هاي زراعي و توليد محصولات سالم تر جايگاه خاصي در فعاليتها و برنامه هاي كشاورزي پايدار و به تبع آن مطالعات صورت گرفته در اين زمينه دارد (ویسی و همکاران، 1389). از این رو مديريت تلفيقي آفات به عنوان يك شيوه نوين مد نظر قرار گرفت. مديريت تلفيقي آفات در واقع يك نوآوري جديد براي كنترل آفات است كه در 50 سال اخير بيشتر مورد توجه قرار گرفته است (اتحادی و همکاران،1390).
4-2 مفهوم مدیریت تلفیقی آفات
موفقیت کنترل بیولوژیکی، عدم موفقیت آفت کش های مصنوعی و مقاوم بودن بعضی از آفات منجر به ایجاد مفهوم نظام مبارزه تلفیقی کنترل آفات (IPM) شد. در سال 1972 برنامه های تحقیقاتی و ترویجی در این زمینه شروع شد (کوچکی و همکاران، 1376). مدیریت تلفیقی آفات مجموعه ای از روش های موثر طراحی شده برای جلوگیری از زیان های اقتصادی آفات است (حاجی حسنی و همکاران، 1387). همچنین در آيين نامه بين المللي توزيع و مصرف سموم شيميايي (2002)، مديريت تلفيقي آفات چنين تعريف شده است: «مديريت تلفيقي آفات (IPM) عبارت است از بررسي تمامي فنون موجود براي مهار آفات و تلفيق اقدامات مناسب به منظور جلوگيري از رشد جمعيت آفات و نگهداشتن ميزان مصرف سموم شيمايي در حدي كه توجيه اقتصادي داشته باشد و خطرات آن بر سلامتي انسان و محيط زيست به كمترين حد برسد و يا كاهش يابد. در مديريت تلفيقي آفات بر توليد محصول سالم با حداقل آسيب به كشت بوم زراعي و بهره‌گيري از راهكارهاي طبيعي مبارزه با آفات تاكيد مي‌شود» (پورآتشی،1390).
همچنین مدیریت تلفیقی آفات یک رهیافت موثر و حساس از نظر محیط زیست برای مدیریت آفات است که بر ترکیبی از روش های معمول تکیه دارد. برنامه های مدیریت تلفیقی آفات از اطلاعات جامع و جاری درباره چرخه زندگی آفات و تعاملات آنها با محیط استفاده می نماید (نوری و همکاران، 1390). از طرفی مديريت تلفيقي آفات شيوهاي است كه از بين تمامي تكنيكهاي مفيد و سودمند، بهترين ها را بر اساس اصول صحيح اكولوژيكي در سيستمهاي جاري كنترل آفات تلفيق مي نمايد و حفظ كمي و كيفي محيط زيست را ميسر ميسازد (حیدری و افسری کهنه شهری، 1389) همچنین مدیریت تلفیقی آفات یک رهیافت زیست محیطی برای کنترل آفات کشاورزی است. در مقایسه با شیوه های سنتی کنترل آفات، تفاوت زیادی در استفاده از آفت کش ها و شیوه های کنترل مکانیکی و زیست محیطی وجود دارد. مطالعات نشان دهنده تفاوت بین محصول تولید شده به روش مدیریت تلفیقی آفات و روش های معمول است (Fernandes et al., 2012). در تعریفی دیگر، مديريت آفات و بيماريها شامل دامنه اي از فعاليتها مي شود كه يكديگر را تقويت مي كنند. بيشتر فعاليتهاي مديريت، فعاليتهاي طولاني مدتی ميباشند كه از خسارت زدن آفات و بيماريها به محصول، جلوگيري ميكنند. مديريت آفات و بيماريها بر روي نگهداري جمعيت هاي آفات موجود در سطح پايين تمركز ميكند (رفیعی و فخارزاده، 1388). پس می توان بیان نمود که مدیریت تلفیقی آفات یک راهبرد کنترلی طولانی مدت است که به عنوان ترکیبی از تاکتیک های بیولوژیکی، شیمیایی و فرهنگی تعریف شده است. این تاکتیک ها جمعیت آفات را، به زیرسطح قابل تحمل، می رسانند (Liang et al., 2012).
همچنین IPM یک رویکرد متعادل برای مدیریت آفات است که شامل کشت های سالم و تولید محصولات از روش هایی که با کاهش اثرات مضر زیست محیطی همراه است و تضمین کننده سلامت بشر می باشد (fish, 2004).
همچنین IPM ادغام اقدامات کنترلی مختلفی است، که در آن حشره کش ها فقط به عنوان آخرین راهکار استفاده می شوند، بدون این که عوارض جانبی منفی بر محیط زیست و بهداشت حرفه ای و عمومی داشته باشند (Wageningen, 2011). برخی از فعالیت های برنامه IPM عبارتند از اطلاعات عمومی IPM ، که از طریق خبرنامه ها، برای پرورش دهندگان، تولید کنندگان و مدیران زمین های کشاورزی می باشد که آنها را به مسائل مربوطه آگاه ساخته و به انتخاب آنها در تصمیم گیری مدیریت آفات، کمک می کند (Paul, 2004). آموزشهاي IPM حاوي درسهاي ارزشمندي است که توانایی ها، اعتماد به نفس و کسب مهارت ها، ظرفیتهاي سازمانی و نوآوري و خوداتکایی منابع انسانی را بارور می کند. برنامه ملی IPM به عنوان راهبردي براي تجدید حیات فعالیتها در جهت توسعه کشاورزي پایدار تلقی میگردد. مشارکت بنیادي کشاورزان از اصول ضروري توسعه و بکارگیري IPM و دیگر روشهاي کشاورزي پایدار است. با استفاده از مدل هاي آموزشی IPM (مدرسه صحرایی کشاورزان، کارگاههاي آموزشی و … ) که فعال کننده و به حرکت درآورنده انرژي، هوش و خلاقیت کشاورزان است می توان بیشترین بهره ها را از تنوع ها و ویژگی هاي محلی حاصل نمود (قانع و همکاران، 1388).
به لحاظ کارکردی، مدیریت تلفیقی آفات تمامی اقدامات هماهنگ تشخیصی، پیش بینی، پیش گیری، حفاظتی، کنترلی و بهداشتی بهنگام، مرتبط با کاهش زیان های ناشی از آفات و بیماری های گیاهی را شامل می شود و بر پایه اقدامات بیولوژیک و البته در بسیاری از موارد از طریق مبارزه توامان طبیعی یا شیمیایی (البته در سطحی کم) به انجام رسد. با این هدف که توام با کنترل پیامدهای مخرب آفات بر کیفیت و کمیت محصولات، زیست بوم های مربوطه آسیب های کمتری را متحمل می شوند (شریف زاده و همکاران، 1387).
5-2 تاریخچه مدیریت تلفیقی آفات
ادبیات در حال رشد مدیریت تلفیقی آفات از سال 1959 زمانی که کنترل تلفیقی آفات تعریف شد به وجود آمد .(Way and van Emden, 2000) بطوری که در سال 1989 سازمان FAO به عنوان اولین سازمان بین المللی بود که به روش های جایگزین برای کنترل آفات در جنوب شرق آسیا توجه کرد. این پدیده زمانی به وقوع پیوست که مسمومیت های ناشی از آفت کش ها و مقاوم شدن آفات در اندونزی در سال 1980 اتفاق افتاد. در پاسخ به این موضوع دولت اندونزی 57 آفت کش را ممنوع نمود و یارانه حشره کش ها را قطع کرد. که این کار سبب ذخیره 120 میلیون (دلار) در سال، در یارانه های دولت و کاهش هزینه های آفت کش ها برای کشاورزان بود (Skovmand, 2007). در ايران براي اولين بار رويكرد مدارس مزرعه اي مديريت تلفيقي آفات در كشور با مشاركت معاونت ترويج و نظام بهره برداري وقت وزارت جهاد كشاورزي و بخش محيط زيست عمران سازمان ملل در سال 1381هجري شمسي در دستور كار قرار گرفت. هدف اصلي از گرايش به سوي اين رويكرد و پذيرش آن، جلب مشاركت فعال جوامع محلي و بهره برداران به عنوان ركن اصلي در پذيرش و اجراي پروژه بهينه سازي مصرف كود و سموم شيميايي بود (آقاپورصباغی و موسوی، 1390).
6-2 اصول مديريت تلفيقي آفات
اصول مدیریت تلفیقی آفات به شرح زیر می باشد:
تعهد به كشاورزي خوب و توجه به حيات وحش
مديريت كارآمد خاك و كاربرد فنون مناسب كشت
استفاده از تناوبهاي صحيح زراعي
حداقل اتكا به موادشيميايي و كودها
انتخاب مناسب و دقيق نوع خاك
نگهداري و حفظ فضاهاي سبز و محيط روستايي
افزايش سكونتگاههاي حيات وحش
تعهد به اخلاق گروهي براي ارتباطات، كارآموزي و مشاركت (دین پناه و زمانی، 1382).
اصل اساسی IPM نسبتا ساده بوده و آن عبارت است از جلوگیری، یا به تاخیر انداختن مقابله با سازگاری آفات با عملیات کنترل از طریق متنوع ساختن این عملیات است. این کار باید با استفاده حداکثر از روشهای غیر شیمیایی کامل شود. پس ممکن است از سم برای پر کردن خلا بین آنچه که بدون سم میتوان به آن دست یافت و میزان کنترل مورد نیاز کشاورز استفاده کرد. بنابراین، باید سموم را طوری به کار برد که حداقل گسیختگی در انجام سایر اقدامات، به ویژه کنترل بیولوژیکی، رخ دهد (ون امدن و پیکال، 1996)
7-2 اجزای اساسی برنامه مدیریت تلفیقی آفات:
1) پیشگیری: عواملی که در جلوگیری از آلودگی محصول نقش دارند؛
2) مشاهده: هدف تعیین زمان و شیوه مناسب مبارزه است؛
3) مداخله: هدف کاهش سطح خسارات آفات به سطح قابل قبول برای کشاورزان است (پیرمرادی،1390).
8-2 اهداف مدیریت تلفیقی آفات
مدیریت تلفیقی آفات (IPM) سه هدف عمده دارد:
هدف اول: حفظ سودمندی یعنی سلامت اقتصادی در زمان مدیریت آفات است. فعالیت های مدیریت آفات تنها زمانی که از نظر اقتصادی توجیه پذیر باشند باید انجام شوند.
هدف دوم: به حداقل رساندن فشار انتخاب ناشی از روش های مدیریتی بر جمعیتی آفات است. مقاومت آفت زمانی توسعه می یابد که یک روش مشخص مانند استفاده از از یک آفت کش فشاری بر جمعیت آفت اعمال کند.
هدف سوم: فقط خصوصیات کیفی محیط بخصوص به حداقل رساندن اثر روش های مدیریتی بر محیط است (کوچکی و همکاران، 1376).
بنابراين مديريت تلفيقي آفات يك نظام حفاظت از محصول مي باشد، كه به بهترين صورت ممكن، با مقتضيات توسعه پايدار و كشاورزي پايدار هماهنگي و همخواني دارد. حفاظت محيط زيست، از طريق بهرهگيري از روشهاي مناسب براي خاك منطقه و منطبق با شرايط اقليمي و اقتصادي مد نظر قرار مي دهد (شوشتری و عمانی، 1391). مديريت تلفيقي آفات از جمله فناوري هايي هستند كه براي حفاظت از منابع طبيعي در مقابل فرسايش خاك و كاربرد بيش از حد كودهاي شيميايي و سموم، ابداع و مورد استفاده قرار گرفتهاند (ویسی و همکاران، 1389).
9-2 عمليات مديريت تلفيقي آفات
مديريت تلفیقی آفات مقدم بركنترل است. تقويت گياهان بهترين روش حفاظت گياهان در برابر آفات و بيماری ها میباشد. از طريق روشهاى كشت سازگار و مديريت مناسب اكوسيستم (موجودات مفيد)، آلودگىها مى توانند پيشگيرى شده و يا كاهش يابند. در بعضى از موارد رو شهاى پيشگيرانه كافى نبوده و خسارت آفات و بيماریها ممكن است به سطح زيان اقتصادى برسد و اين زمانى است كه روشهاى كنترل مستقيم با آفت كشهاى طبيعى ممكن است مناسب باشد (رفیعی و فخارزاده، 1388).
روش های اجرایی IPM شامل وارد نمودن دشمنان طبیعی آفات، استفاده از ارقام مقاوم به آفات، تغییر و اصلاح محیط به منظور معرفی و شناسایی،عوامل کنترل بیولوژیک در طول طغیان جمعیت آفات و کاهش مصرف آفت کش ها، که اختلال کمتر در محیط را موجب می شود، می باشد (پیرمرادی، 1390). مدیریت تلفیقی آفات (IPM) یک رویکرد پایدار در مدیریت آفات با ترکیب روشهای بیولوژیک، زراعی، فیزیکی و مکانیکی و روشهای شیمیایی، به گونه ای است که ریسکهای اقتصادی زیست محیطی را کاهش دهد (سیادت و مرادی تلاوت، 1390).
1-9-2 روش‌هاي كنترل بيولوژيكي
با توجه تعریف IPM ، استفاده از کنترل بیولوژیکی یکی از اجزای استراتژی IPM است (Liang et al. , 2012). استفاده از عوامل طبیعی زنده جهت مبارزه با آفات و کاهش جمعیت آنها را در اصطلاح مبارزه بیولوژیکی گویند. تفاوت این روش با روش مبارزه طبیعی این است که در روش بیولوژیکی دشمنان طبیعی اعم از حشرات شکارچی انگل (پارازیت و پارازیتوئید) بیماری ها و غیره توسط انسان جمع آوری و تکثیر یافته و سپس بر علیه آفات به کار برده می شود (سمیع، 1383). استفاده از کنترل بیولوژیکی استفاده از ارگانیسم های زنده برای کاهش جمعیت آفات است. این موجودات مفید به عنوان دشمنان طبیعی نامیده می شوند. شکارچیان، زنبور و پاتوژن شایع ترین دشمنان طبیعی هستند (Hines, 2001).
2-9-2 روش‌هاي كنترل زراعي
کنترل زراعی (یا مدیریت اکولوژیک آفات) عبارت است از کنترل آفت از طریق تغییر در عملیات زراعی است. این روش، اسلحه مهم انسان در برابر آفات قبل از رسیدن سموم مهم آفتکش مصنوعی نوین بوده است(ون امدن و پیکال، 1996). همچنین روش های کنترل زراعیروش های بسیار کم هزینه ولی موثری هستند. اگر چه کنترل کاملی را سبب نمی شوند ولی با اعمال آنها همراه با دیگر روشهای کنترل میتوان انبوهی آفت را در زیر سطح زیان اقتصادی نگه داشت. در کنترل زراعی از عوامل محیطی که در بوم و طبیعت وجود دارند، استفاده شده و عامل جدیدی (چون حشرهکشها یا دشمنان طبیعی) در محیط وارد نمیشوند. به این قبیل عملیات زراعی، مدیریت اکولوژیک نیز گفته می شوند، در این مدیریت، اکوسیستم زراعی طوری طراحی و تنظیم میشود که حد مطلوب بهرهبرداری با حداقل برخورد با عوامل منفی محیطی حاصل شود (سراج، 1387).
3- 9- 2 روش‌هاي كنترل فيزيكي و مكانيكي
کنترل فیزیکی عبارت از استفاده از سرما، گرما، تشعشع، رطوبت و خشکی برای کنترل آفات، بیماری ها و علف های هرز و کنترل مکانیکی شامل استفاده از ابزار و ادوات، پلاستیک، تله های مختلف، توری و غیره برای کنترل این عوامل خسارت زا می باشد (جعفری و همکاران، 1386).
از بین بردن کانون های آلودگی شامل: محل های زمستان گذرانی آفات و عوامل بیماری زای گیاهی، جمع آوری و دفن و یا سوزاندن بقایای گیاهی و یا محصولات آفت زده، از بین بردن علف های هرز حاشیه مزارع، کنار جوی ها و حاشیه آب و جاده های داخل مزارع و غیره (بهداشت مزارع).
ضد عفونی بذور آلوده به نماتد به وسیله آب گرم.
جمع آوری بعضی از آفات به هنگام عملیات شخم و انهدام آنها.
جلوگیری از ورود عوامل زیان آور به داخل مزارع: مصرف بذور و نشای سالم از لحاظ عاری بودن از آفات و عوامل بیماریزا، بوجاری بذر، استفاده از آبیاری تحت فشار و نصب توری روی در و پنجره های گلخانه و انبارها (برهانی و گل پرور، 1388).
4- 9-2 روش‌هاي كنترل شيميايي
در شرايطي كه آفت شدت يابد و با روش‌هاي ديگر مبارزه كنترل آن ميسر نشده باشد؛ استفاده از تركيبات معدني و يا تركيبات آلي كه منشا طبيعي داشته باشند، مجاز مي‌باشد. ذكر اين نكته ضروري است كه اين دسته از سموم می باید حداقل خطر را براي جانوران، بخصوص پستانداران و حشرات مفيد، داشته باشند و كمترين آسيب ممكن را به محيط زيست وارد نمايد و سريعاً تجزيه شده و در طبيعت تجمع پيدا نكند (پورآتشی ،1390). همچنین کنترل شیمیایی با استفاده از آفت کش ها، جمعیت آفات را کاهش می دهد. تصمیم به استفاده از یک آفت کش که بخشی از برنامه IPM می باشد، باید با توجه به مراحلی مانند شناسایی آفت، آستانه ضرر اقتصادی، مرحله زندگی محصول یا آفت انجام گیرد. هنگامی که به درستی استفاده شود، آفت کشها می توانند مفید و قابل اعتماد باشند (Hines, 2001).
10-2 مزایای مدیریت تلفیقی آفات
چالش های زیست محیطی ناشی از مصرف سموم، اهمیت توسعه و اجرای برنامه های مدیریت تلفیقی آفات (IPM) را در گستره جهان دو چندان نموده است (حسین زاد و همکاران، 1389). به لحاظ دستاوردی، مدیریت تلفیقی آفات مزایای مختلفی را در پی دارد که نمی توان از آن ها چشم پوشی نمود. در این بین، بهبود متوازن عملکرد، افزایش کیفیت محصولات، امکان بهره گیری از فرصت های ناشی از بازار رو به رشد محصولات ارگانیک، کنترل عوامل استرس زا، استفاده بهینه از نهادهها از جمله سموم و آفتکش ها، کاهش سطح آسیب رسانی و کنترل سطح مقاومت آفات و… مزایایی است که نصیب کشاورزان می شود. از دیگر سو، برای مصرف کنندگان محصولات غذایی امکان دسترسی به غذای سالم و بهداشتی با ارزش غذایی و کیفیت مطلوب و عاری ازمواد شیمیایی بیماری زا در راستای امنیت غذایی فراهم می شود. به لحاظ زیست محیطی، مدیریت تلفیقی آفات می تواند از طریق کاهش تزریق نهاده های خارجی بر هم زننده توازن زیست بوم های کشاورزی، کشاورزی پایدار، حفظ تنوع زیستی و محیط زیست را در پی داشته باشد. در این بین، دولت نیز می تواند از محل صرفه جویی در هزینه مربوط به تامین و اعطای یارانه به مصرف سموم و آفت کش ها به توسعه زیر ساخت های تحقیق و توسعه متناسب با کشاورزی پایدار بپردازد و تا حدودی از لحاظ امنیت و سلامت غذایی، حفظ محیط زیست، توانمندی کشاورزان و کاهش فقر و غیره آسوده خاطر شود (شریف زاده و همکاران،1387). استفاده از روش مدیریت تلفيقي آفات رويكردي بود كه براي كاهش ميزان مصرف سموم شيميايي پيشنهاد شد. اين روش باعث ايمني محيط زيست، پايداري كشاورزي و توليد بيشتر محصولات كشاورزي شد كه توانست علاجي براي مشكلات ناشي از آفت كش ها از قبيل افزايش قيمت مواد غذايي و افزايش هزينه هاي دولت براي تصفيه آب و خدمات پزشكي باشد (فیض اربابی، 1391 ).
همچنین روش هايي مانند مديريت تلفيقي نه تنها از طريق كاهش مصرف سم منجر به افزايش درآمد كشاورز مي شود، بلكه با جلب توجه كشاورز به ساير ابعاد كاهش مصرف نهاده ها و انرژي مصرفي منجر به بهبود درآمد واقعي كشاورز مي شود. همچنين اين مديريت باعث كاهش وابستگي به نهاده ها از قبيل سم و كودهاي شيميايي از طريق يافتن جايگزين هاي مناسب، كنترل حاصلخيزي خاك، كاهش آلودگي آب، هوا و خاك و استفاده از بقاياي گياهي و كودهاي حيواني مي شود (فیض اربابی، 1391).
همچنین مدیریت تلفیقی آفات یک رویکرد متعادل برای مدیریت آفات است که شامل جنبه های بسیاری از کشت های سالم و تولید محصولات از روش هایی که با کاهش اثرات مضر زیست محیطی همراه است و تضمین کننده سلامت بشر می باشد. برخی از فعالیت های برنامه IPM عبارتند از اطلاعات عمومیIPM ، که از طریق خبرنامه، برای پرورش دهندگان، تولید کنندگان، و مدیران زمین که آنها را با مسائل مربوطه آگاه می سازند و می تواند به انتخاب آنها را در تصمیم گیری مدیریت آفات کمک کند می باشد، که به صورت گسترش IPM در برنامه های مدارس به صورت آموزش در مدارس منطقه این که چگونه برنامه ها را عملی سازند، فراهم آوردن بودجه برای تحقیقات IPM؛ و ارائه اطلاعات IPM به عموم مردم، برگه، راهنماهای شناسایی آفات و اطلاعات دیگر IPM، که آنها را می توان در سایت های مخصوص یافت (Fish,2004). مدیریت تلفیقی آفات معتقد به بهترین روش بودن برای حل روند منفی مدیریت آفات می باشد. IPM مستلزم این است که کشاورزان روش های مختلف کنترل آفات را تلفیق کنند. روش هایی مثل استفاده از ارقام مقاوم، زراعت، کنترلهای مکانیکی، کنترلهای بیولوژیکی و کنترل شیمیایی با توجه به شرایط و زمینه های خاص خود است. بنابراین کشاورزان به کسب مهارت در کنترل آفات و دانش بوم شناسی آفات نیاز دارند (Yang et al., 2008) بنابراين، توسعه مديريت تلفيقي آفات وابسته به ميزان نهادينه شدن درک اصول و مفاهيم مديريت تلفيقي آفات و انتقال آن از جامعه کوچک کشاورزي به كل جامعه كشاورزي است. به هر حال، مشارکت بنيادي کشاورزان از اصول ضروري توسعه و بکارگيري مديريت تلفيقي آفات مي باشد (حیدری و افسری کهنه شهری،1389). یکی از رهیافت هایی که می تواند در ایجاد آگاهی و توانمندسازی کشاورزان در استفاده از مدیریت تلفیقی آفات اثر بخش باشد، رهیافت مدرسه در مزرعه است. كاربرد اين رهيافت نشان می دهد كه برنامه آموزشي مشاركتي و عمل گراي نهفته در آن، مي تواند نقش مؤثري در افزايش دانش كشاورزان نسبت به ابعاد مختلف مديريت تلفيقي آفات مزارع ايفا نمايد و درك آنان را در زمينه بوم شناسي زراعي، چرخه زندگي آفات و دشمنان طبيعي اين موجودات مضر ارتقا بخشد و نوآوري محلي را بر انگيزد (علی میرزایی و همکاران،1389). اجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات در کشورهای در حال توسعه با مشکلاتی مواجه است و این مشکلات ارتباط نزدیکی با عوامل روانی، اجتماعی، فیزیکی و روش های آموزشی و ترویجی دارند. مطالعات و تجربیات گذشته پیرامون مدیریت تلفیقی آفات نشان می دهد که موفقیت برنامه مدیریت تلفیقی آفات همبستگی زیادی با آموزش های ترویجی ارائه شده به کشاورزان دارد (اتحادی و همکاران،1390). این نگرانی همیشه وجود دارد که کشاورزان چگونه نتایج پژوهش ها را بپذیرند؟ معمولا پذیرش های کم ممکن است به دلیل روش هایی باشد که اتخاذ می شود مثل روش های خطی از بالا به پایین. در حالت معمول فرض بر این است که محققان منبع دانش و تکنولوژی هستند و مروجان سیستم انتقال دانش و کشاورزان کاربران نهایی می باشند. ناکارآمدی کشاورزی رایج، مخصوصا در شرایط ریسک و کشاورزی وابسته به باران، منجر به جستجو برای روش های گسترش فناوری به شکل مشارکتی می شود (Ayenor et al., 2004). در این راستا، نکته حایز اهمیت آن است که پياده سازي مديريت تلفيقي آفات در سطح مزارع نيازمند توانمندسازي و مشاركت آگاهانه كشاورزان است. در اين بين، نقش مهم كانال هاي ارتباطي و منابع اطلاعاتي در ارتقاي سطح اطلاعات كشاورزان و تسهيل شرايط پذيرش مديريت تلفيقي آفات قابل تعمق است. دسترسي به اطلاعات از طريق كانالها و منابع اطلاعاتي با عنوان متغيرهاي ارتباطي و اخيراً با عنوان رفتار اطلاع یابی مطرح شده است (حجازی و شریفی،1390). از طرفی، اجرای مدیریت تلفیقی آفات در کشورهای در حال توسعه انجام گرفت، اما برخلاف تصور، اجراي مديريت تلفيقي آفات در کشورهاي در حال توسعه با موفقيت همراه نبود. محققان دليل اين امر را در روش آموزش مفاهيم مديريت تلفيقي آفات به کشاورزان بيسواد و کمسواد اين مناطق ميدانستند. چرا که روشهايي که تا آن زمان مورد استفاده قرار ميگرفت، از رهيافتهاي ترويجي “متمرکز” و “بالا به پايين” تبعيت مينمود و در نتيجه به علت عدم مشارکت کشاورزان در فرآيند آموزش، محتواي دوره آموزشي براي کشاورزان يکنواخت و در مواردي غيرقابل درک بود. به عبارت ديگر، به اعتقاد محققان در تعريف اوليه فائو از مديريت تلفيقي آفات، نقش مشارکتجويانه و فعالانه کشاورزان در برنامههاي اجرايي مديريت تلفيقي آفات ناديده گرفته شده بود( اسکو و همکاران، 1386 )
دهه 1970 به بعد دانشمندان و متخصصان ترويج كشاورزي به الگوها و رهيافتهايي روي آورده اند كه بيشتر بر مشاركت قدرت بخشي توسعه منابع انساني و تسهيل تاكيد دارند اين رهيافتها كه با عنوان كلي “رهيافتهاي مشاركتي” شناخته مي شوند از آن زمان تا كنون در بسياری از كشورها خصوصا كشورهاي در حال توسعه بكار گرفته و نتايج مطلوبي از آن حاصل شده است مهمترين رهيافتهاي مشاركتي بكار گرفته شده توسط كشورها عبارتند از PRA( ارزشیابي مشاركتي روستايي) ، FSR(پژوهش نظام های کشاورزی)، FPR (پژوهش مشارکتی کشاورزان)، FSRE ( نظام پژوهش و ترويج مزرعه اي)، PTD (توسعه مشاركتي فن آوري)، FFS (مدل مشاركتي مدرسه در مزرعه) می باشند (دین پناه و زمانی، 1382). ترویج اثربخش مدیریت تلفیقی آفات، نیازمند شناسایی محورها و مولفههای اصلی مدیریت تلفیقی آفات به منظور سیاست گذاری و برنامه ریزی عملی با مشارکت کشاورزان است. این مهم می تواند از طریق اجرای برنامههای مدیریت تلفیقی از طریق رهیافت های مشارکتی ترویجی همانند رهیافت مدارس در مزرعه ای صورت گیرد، زیرا در این فرآیند توسعه «سرمایه انسانی» مهم ترین عامل به شمار می آید و استفاده از رهیافت های مشارکتی عامل موفقیت برنامه های توسعه کشاورزی از جمله مدیریت تلفیقی آفات محسوب می شود (نوری و همکاران، 1390).
11-2 رهیافت مدرسه در مزرعه
مدرسه در مزرعه يكي از رهيافت هاي مشاركتي است كه براي اثر بخشتر نمودن فعاليتهاي تحقيق و ترويج كشاورزي طراحي شده است .اين امر از طريق مشاركت نهادهاي تحقيق، ترويج و نهادهاي محلي به عنوان تسهيلگر، جلب مشاركت كشاورزان در فرآيند يادگيري، توسعه فناوري هاي سازگار، بهبود دانش، مهارت و ظرفيت سازي كشاورزان محقق ميشود. اين رهيافت ها به سازگارتر شدن فعاليتها و پيامدهاي نظامهاي تحقيق، ترويج و توسعه كشاورزي با شرايط واقعي كشاورزان و جامعه روستايي از طريق محور قرار دادن مشاركت كشاورزان كمك ميكند و با هماهنگ سازي نهادي، تلفيق فعاليت ها، طراحي، اجرا و ارزشيابي برنامه ها در شرايط كشاورزان و با بهره گيري از امكانات و منابع محلي به كاهش ناكارآمدي در استفاده از منابع بحرانزده نظامهاي ترويج و تحقيق كمك مینمايند و فرصتي را براي اين نظام ها مهيا مي سازند تا منابع خود را به طور اثربخش تر تخصيص دهند (اتحادی و همکاران، 1390).
همچنین سازمان فائو، رهيافت مدرسه مزرعه را براي اولين بار به منظور اجراي بهتر برنامه مديريت تلفيقي آفات برنج، در سال ۱۹۸۹ در جاواي اندونزي به اجرا درآورد ( اسکو و همکاران، 1386). FFS شهرت خوبی برای معرفی اصول مدیریت



قیمت: 10000 تومان