—d1742

center13970
دانشگاه هرمزگان
دانشکده علوم انسانی
گروه علوم اجتماعی
پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته علوم اجتماعی
گرایش پژوهش علوم اجتماعی
عنوان:
بازسازی معنایی ارزش‌های بین نسلی (موردمطالعه شهر رودبار جنوب)
استاد راهنما:
دکتر هدایت الله نیکخواه
استاد مشاور:
دکتر مصطفی ظهیری نیا
نگارش:
احمد فلاحی شاهآباد
پاییز 1393
چکیده
این پژوهش با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی به بازسازی معنایی ارزش‌های بین نسلی در میان ساکنان شهرستان رودبار جنوب از منظر جوانان و بزرگ‌سالان آن منطقه میپردازد. برای گردآوری دادههای کیفی از تکنیک مصاحبهی عمیق و جهت تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریهی زمینهای استفاده‌شده است. بر اساس روش نمونهگیری کیفی- هدفمند و نیز معیار اشباع نظری 15 نفر از جوانان 18- 29 ساله و همچنین 12 نفر از بزرگ‌سالان 40 سال و بالاتر شهرستان رودبار جنوب در این مطالعه شرکت کردند. مقولات عمدهی مربوط به درک و تفسیر ارزش‌های جوانان عبارت‌اند از: فشار هنجاری سنتی، افزایش سطح توقع خانوادهها، نفوذ رسانههای جمعی، مقایسه گرایی، رقابت‌جویی، خوداتکایی، تمایل به مدرن شدن، رفتار فراغتی، روحیهی نوگرایی و احساس نارضایتی و نهایتاً ارزش رفاهطلب به‌عنوان مقوله هسته انتخاب گردید. همچنین مقولات مربوط به درک و تفسیر ارزش‌های بزرگ‌سالان شامل مقولات، فقدان آینده‌نگری، خویشاوند گرایی، تمایل به حفظ ارزش‌های سنتی، خیرخواهی، همگرایی با باورهای دینی، ابراز ناخوشایندی از وضعیت موجود، رسانههای جمعی و مقولهی هسته بازاندیشی ارزشی انتخاب گردید. مقولهی هسته نهایی در این پژوهش، ارزش رهایی‌بخش انتخاب گردید که با توجه به این مقوله جوانان و بزرگ‌سالان ارزش‌های بین نسلی را به‌مثابه‌ی ارزش‌های رهایی‌بخش درک و تفسیر کردهاند. ازیک‌طرف جوانان ارزش‌های خود را به‌مثابه‌ی رفاه‌طلب و از طرف دیگر بزرگ‌سالان با ابراز ناخوشایندی از وضعیت موجود و افول ارزش‌های سنتی سعی در بازاندیشی ارزشی خوددارند. مقولهی هسته نهایی مذکور در قالب یک مدل زمینه‌ای شامل، شرایط، تعاملات (استراتژی‌ها) و پیامدها ارائه‌شده است.
واژگان کلیدی: ارزشها، جوانان و بزرگ‌سال، ارزش رفاهطلب، بازاندیشی در ارزشها، نظریه زمینهای، شهرستان رودبار جنوب.
تقدیر و تشکر
سپاس خدايی را که از آثار سلطنت و بزرگی کبرياييش چندان آشکار کرد که ديدهها را از عجايب قدرتش متحير نمود و انديشههای دورپرواز انسانها را از شناخت حقيقت صفاتش مانع شد (نهج‌البلاغه، ص 434). حمد خدای را که حمدش در ميان آفريدگان آشکار است و لشگرش غالب و بزرگیاش والاست. ا را و بر نعمتهای پيوسته سپاس میگزارم (ص 532). او را سپاس میگويم تا شکربر نعمتش باشد و برای ادای حقوقش از او کمک میطلبم (ص 528).
سپاس از اساتيد بزرگوار گروه جامعهشناسی دانشگاه هرمزگان، بخصوص استاد راهنمای گران‌قدرم آقای دکتر نیکخواه که با صبر و حوصله فراوان مسير درست رانشانم داد؛ و همچنین از استاد مشاور عزیزم آقای دکتر ظهیری نیا و تمام آن‌ها که مرا حتی با رفتار خويش معلم بودهاند!
لطف و سپاس فراوان از خانواده خوب و حمايتگرم و دوستان مهربانم! و تمامی آن‌ها که مرا همراه و يار بودهاند حتی به نگاه يا لبخندی!
تقدیم
تقدیم به پدر و مادر فداکارم
و
خواهر و برادران عزیزم

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \o “1-3” \h \z \u فصل اول: کلیات تحقیق1-1- مقدمه21-2 بیان مسئله31-3 اهمیت و ضرورت تحقیق51-4 اهداف پژوهش61-5 سؤالات اساسی تحقیق61-6 تعریف مفاهیم اساسی تحقیق71-6-1 ارزشها71-6-2 نسل81-6-3 ملاکهای تمایز نسلها از یکدیگر در ایران9فصل دوم: مبانی نظری2-1 پیشینه تحقیق112-1-1 پژوهشهای خارج از کشور112-1-2 پژوهش‌های داخل کشور162-1-3 جمع‌بندی پیشینه تجربی212-2 مروری بر رویکردهای نظری222-2-1 نظریههای جامعهشناختی232-2-1-1 رویکرد اجتماعی شدن مارگارت مید232-2-1-2 تئوری ساختي ـ کارکردي پارسنز242-2-1-3 رهیافت تاریخی کارل مانهایم252-2-1-4 تئوری تناقض در پرورش اجتماعي اوليه و ثانويه برگر و لاکمن272-2-1-5 تئوری پیوند اجتماعی جورج زیمیل292-2-1-6 تئوری تعارض سنت و تجدد292-2-1-7 رویکرد دگرگونی فرهنگی رونالد اینگلهارت302-2-1-8 پییر بوردیو322-2-1-9 رویکرد نسلی کریستوفر بالس352-2-1-10 رویکرد نسلی ویلیام اشتراوس و نیل هاو362-2-1-11 رویکرد نسلی وایت382-2-2 نظریه‌های روانشناسی و روان‌شناسی اجتماعی382-2-2-1طبقهبندی روکیچ از ارزشها382-2-1-2 طبقهبندی شواتزر از ارزشها392-2-1-3 تئوری حشو ارزشي گودنو402-2-1-4 آلپورت412-3 چارچوب مفهومی پژوهش42فصل سوم: روششناسی تحقیق 3-1 مقدمه463-2 مشخصههای عمده روششناسی کیفی463-3 نظریه زمینهای463-4 میدان موردمطالعه473-5 نمونهگیری493-6 روشهای گردآوری دادهها513-7 روش تجزیه‌وتحلیل دادهها523-7-1 کدگذاری باز533-7-2 کدگذاری محوری533-7-3 کدگذاری گزینشی یا انتخابی533-8 اعتبار و پایایی تحقیق54فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها4-1 مقدمه574-2 یافتههای سؤال اول584-3 یافتههای سؤال دوم674-4 یافتههای سؤال سوم73فصل پنجم:نتیجهگیری5-1 نتایج عمده پژوهش775-2 نتیجهگیری795-3 پیشنهادات پژوهش825-4 محدودیتهای تحقیق84منابع86ضمائم91
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1: مقولههای استخراج‌شده‌ی عمدهی مربوط به درک و تفسیر ارزش‌های جوانان………….52
جدول 4-2: مقولههای عمده و مقوله هسته ارزش‌های جوانان…………………………………………………62
جدول 4-3: مقولههای عمده مربوط به درک و تفسیر ارزش‌های بزرگ‌سالان…………………………….64
جدول 4-4: مقولههای عمده و مقوله هسته ارزش‌های بزرگ‌سالان…………………………………………..68
جدول 4-5: مقولههای عمده مجدا کدگذاری شده به تفکیک ابعاد شرایطی، تعاملی و پیامدی………70
فهرست مدلها
عنوان صفحه
مدل 4-1: مدل زمینهای درک و تفسیر ارزش‌های جوانان در قالب ارزش رفاهطلب…………………….67
مدل 4-2: مدل زمینهای درک و تفسیر ارزش‌های بزرگ‌سالان………………………………………………….73
مدل 4-3: مدل نهایی زمینهای درک ارزش‌های بین نسلی به‌مثابه‌ی ارزش‌های رهایی‌بخش………….75
فصل اولکلیات تحقیق2299970606425
1-1- مقدمههویت هر جامعهای زائیده فرهنگ آن جامعه است. فرهنگ خود متشکل از ارزشها، باورها، هنجارها و نگرشهای حاکم بر رفتار افراد است. از بین این عناصر، میتوان گفت ارزشها بیشترین نقش را در رفتار فرد ایفا مینمایند. ارزشها در بعد روانی و فردی مهم‌ترین منبع برای جهتگیری درک و شناخت از خود و در بعد اجتماعی، مجموعهای از عقاید و نگرشها هستند که فرد طی فرآیند جامعهپذیری آن‌ها را میآموزد و خود را با قواعد و هنجارهای جامعه هماهنگ میسازد و ارزشها به جهت ذهنی، رفتار افراد و داوریهای آنان را نسبت به‌تمامی امور متأثر میسازند. بررسی ارزش‌های نسل جوان و بزرگ‌سال موضوع بحث و بررسي ديرينه و مشترک جامعه‌شناسان، روانشناسان اجتماعي، صاحب‌نظران علوم تربيتي و مردم‌شناسان فرهنگي بوده است. در جامعهشناسی بررسی ارزشها از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ زیرا یکی از موارد و موضوعات موردمطالعه در علم جامعهشناسی مطالعه رفتار انسانهاست و کنشها و رفتارهای افراد، آگاهانه یا ناخودآگاه بر اساس ارزش‌های درونی آنان صورت میگیرد. سخن گفتن از فرهنگ یک جامعه بدون ارزشها، سخن بی‌معنی و مفهوم است. نیک گهر در کتاب خود ارزش را این‌گونه تعریف میکند که ارزش «ارزش معیاری است که شخص اقامه میکند و به آگاهی اجتماعی و درک وی از امور و عوامل تأثیرگذار اجتماعی/ اقتصادی مربوط است که وی با طبقه اجتماعی وابسته به آن را احاطه کرده و با جامعه با شرایط تاریخی اقتصادی و اجتماعیاش که در آن زندگی میکند در ارتباط است» (نیک گهر،1373: 163).
در دو دهه اخیر، با تغییرات ساختار اجتماعی، فرهنگی جامعه ایران درنتیجه بهبود شاخصهایی هم چون صنعتی شدن، افزایش میزان شهرنشینی، افزایش میزان تحرک اجتماعی و مهاجرت، جوانی جمعیت، توسعه شبکه حمل‌ونقل عمومی، توسعه وسایل ارتباط‌جمعی و استفاده از فنّاوری‌های نوین ارتباطی و توسعه نهادهای اجتماعی جدید مانند آموزش‌وپرورش و دانشگاه، زمینه مساعدی برای بروز تغییرات در ارزشها و نگرشهای اقشار جامعه ایرانی به وجود آورده است. نسل جوان نیازهایی را جستجو میکند که متفاوت از نسل قدیم است. این امر ناشی از دگرگون شدن ارزشها به‌واسطه‌ی تحولاتی بود که تمام ابعاد زندگی را به‌طور بیسابقهای تحت تأثیر خود قرارداد و محیطی متفاوت را برای پرورش نسل جدید فراهم کرد؛ درنتیجه نسل جدید، نسلی متفاوت از گذشتگان خویش است. کشورهایی درحال‌توسعه از این دگرگونیها در امان نماندند و شکلهای کم‌وبیش متفاوتی از آن تجربه کردند. ایران نیز به‌مثابه‌ی یکی از کشورهای درحال‌توسعه، ناظر اتفاقات مهمی طی سه دههی آخر قرن بیستم بوده است. برخی از این تغییرات در حیطهی شناخت و تغییرات ارزشی دو نسل بزرگ‌سال و جوان بوده و پژوهش حاضر نیز عهدهدار بررسی همین مسئله است.
1-2 بیان مسئله2099945-181868445تعاملات/ استراتژی ها:
00تعاملات/ استراتژی ها:
ارزشها درونیترین لایههای شخصیت انسانها هستند و شناخت مطلوب واقعیتهای درونی هر کس منوط به شناخت ارزشها و گرایشهای ارزشی اوست (یوسفی، 1383). ارزش برای هر فرد نوعی باور است که به شکل محوری، درون نظام باور کلی فرد جای گرفته است و مشخص می‌سازد که او چگونه «باید» و «نباید» رفتار کند، یا در صورت داشتن هدف‌هایی، کدام‌یک ارزش کسب کردن دارند و کدام‌یک ندارند. همچنین می‌توانیم آن را تحت عنوان ایده آل‌های انتزاعی و مجرد، مثبت و منفی که مقید یا ملزم به موقعیت یا موضوع گرایش خاص نیستند تعریف کرد. آلن بیرو در کتاب «فرهنگ علوم اجتماعی» ارزش‌های اجتماعی را مدل‌های کلی اقسام ارزش‌های شخص، فرهنگ، قضایی و … را لزوماً از ارزش‌های اجتماعی متمایز نمی‌داند و تأکید دارد، مردم باارزش‌های اجتماعی، حیات اجتماعی خود را میگذرانند و اعضای جامعه در برابر این ارزشها به‌نوعی وفاق رسیدهاند (آلن بیرو،1377: 386). در دوران گذشته انتقال ارزشها از نسلی به نسل دیگر را مشارکت روزمره کودکان در زندگی بزرگ‌ترها تضمین میکرد و هرکجا که مردم کار میکردند و نیز هرکجا که به تفریح و سرگرم‌کننده خود می‌پرداختند، کودکان با بزرگ‌ترها مختلط بودند و به‌این‌ترتیب هنر زندگی کردن را از روی تماسهای روزمره میآموختند (فرزانه و چراتی، 1390)؛ اما در پی وقوع انقلاب صنعتی و فرآیند نوسازی جوامع صنعتی و جوامع درحال‌توسعه، تداوم تاریخی و ساختاری نسلها دچار تغییر و تحول شد به‌طوری‌که در پی روند نوسازی، ابتدا جوامع پیشرفته و سپس جوامع در حال پیشرفت، تغییرات سریع و شدید و حوادث بزرگ مقطعی و تاریخی، نظیر جنگها، جنبشها و انقلابات اجتماعی را تجربه کردند که سبب شد بین اجتماع سنتی دیروز در جامعه مدرن امروز، شکاف وسیع و عمیقی به وجود آید (توکل و قاضی نژاد، 1385: 96) به‌طوری‌که برخی اندیشمندان علوم اجتماعی بر این نظرند که در فرآیند استقرار مدرنیته و گذار جامعه سنتی به جامعه‌ی مدرن، بسیاری از عناصر مهم سنتی ساختار فرهنگی جامعه درهم‌شکسته میشوند و عناصر و ساختارهای جدیدی جایگزین آنها میشود که یکی از ابعاد مهم این تغییر و تحولات فرهنگی در جامعه، تغیر ارزش‌های سنتی و مدرن در بین جوانان و بزرگ‌سالان می‌باشد (زاهدی و خضر نژاد، 1392، 69) که به تعبیر باتومور استمرار یک جامعه به‌وسیله فرآیند جامعه‌پذیری که سنت اجتماعی نسلهای پیشین را به نسلهای جدید انتقال میدهد، تأمین میشود، لیکن جامعه‌پذیری هرگز کامل نیست، یعنی نسلهای جدید هرگز زندگی اجتماعی پیشینیان خود را دقیقاً تکرار نمیکنند. بلکه این تکرار همواره با انتقاد، رد برخی از جنبههای سنتی و نوآوری همراه است (چیت‌ساز قمی، 1386: 86). آنچه از نسل گذشته به‌عنوان ارزش مطرح گردیده تا دوران نوجوانی به‌عنوان بایدونبایدها زندگی، خود را نمایان می‌سازد و از مرحله نوجوانی به بعد با دیدهی شک و تردید به آن‌ها نگریسته میشود و نوجوان با حساسیت و تأمل فراوان به آن‌ها نگاه میکند (کمر بیگی، 1380: 187)؛ اما در جامعه درحال‌توسعه‌ای مانند جامعه ایران تغییرات گستردهای را تحت تأثیر فرآیند نوسازی تجربه میکند، رویدادهایی چون انقلاب مشروطیت، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، تحولات سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیکی و جریانات دیگر را شاهد بوده جامعه را در دورههای مختلف دستخوش تغییرات بنیادین قرارداده است که پیامدهای فراوانی را برای جامعه داشته است. چالشهایی که مابین ارزش‌های سنتی و مدرن و همچنین ورود فناوری و فرهنگ نهفته در بطن آن، تحولات عمیق و گسترده سیاسی و پیدایی طبقه متوسط پرشمار شهری/ روستایی، افزایش بیسابقه مصرف کالاها جدید، تحولات ساختاری در ترکیب جمعیت و بالا رفتن نسبت جمعیت جوان کشور، تحولات اساسی در مرجعیت فرهنگی جامعه از طریق گسترش شبکههای ویدئویی و تلویزیونی، ماهوارهای، گسترش شبکه اینترنت در سالهای اخیر و… همگی به‌صورت عواملی درآمده‌اند که موجب شدهاند تغییرات ارزشی جامعه ایران با شدت و حدّت بیشتری نمایان شود و جامعه را در وضعیت در حال گزار قرارداده است. بررسي‌هاي دقيق نشان مي‌دهد که يکي از معضلات کليدي و مهمي که اينک جامعه ايران با آن روبروست، عدم برقراري رابطه و تعامل منطقي ميان نسل‌هاي مختلف است، «بر اساس اظهارات معاون سازمان بهزيستي کشور ميزان گفتگو در بين اعضاي خانواده در کشور تنها حدود 30 دقيقه است که اين مي‌تواند آسيب‌زا باشد»(ميرساردو و صداقت، 1388: 74).
بنابراین با توجه به آنچه به‌ آن‌ها اشاره شد مي‌توان گفت جامعه ايران در مرحله‌ گذار تاريخي ـ اجتماعي خود قرار دارد و جامعه‌اي که در اين مرحله قرار دارد استعداد و آمادگي بيشتري براي ايجاد تضاد و شکاف ارزش‌های نسل جوان و بزرگ‌سال دارد؛ اما در حال حاضر به دلايل مختلفي شاهد رشد بیش‌ازپیش اين شکاف و عدم توجه کافي به هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي و عدم تعامل مناسب بين جوانان و بزرگ‌سالان هستيم. پژوهشهای صورت گرفته درزمینه‌ی شکاف ارزشی بین نسلها در استان کرمان نیز نشان‌دهنده‌ی افزایش تضاد و شکاف ارزشی بین جوانان و بزرگ‌سالان میباشد. بر اساس پژوهشهای صورت گرفته و نتایج حاصل از آن در استان کرمان و با توجه به اینکه پژوهشی با این موضوع در شهرستان رودبار جنوب صورت نگرفته است پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی و روش تحلیل نظریه زمینهای به دنبال بازسازی معنایی تغییرات ارزشی در میان ساکنان شهرستان رودبار جنوب بپردازد تا بتواند تفاسیر موجود از تجربه زیسته و روزمره ارزش‌های را در میان افراد جامعه مذکور بررسی کرده و درنهایت مدل زمینهای و اما داده محور ارائه بدهد.
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیقارزشها، از یکسو راهنما و تعیین‌کننده گرایشهای اجتماعی و ایدئولوژی و از سوی دیگر تعیین‌کننده، رفتار و کنش اجتماعی هستند که در آداب‌ورسوم، قوانین، اعتقادات و اصول مقدس و شیوههای زندگی روزمره تجلی مییابند (داریان پور، 1386: 3). همچنین دارای کارکردهای بسیار مهم در جامعه هستند و این اهمیت بیشتر زمانی مشخص می‌شود که جامعهای در معرض تغییر و تحولات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار گیرد و نظم اجتماعی سابق تهدید شود و نیاز به تقویت انسجام اجتماعی و انتقال مواریت فرهنگی یک اولویت باشد. ارزشها همچنین وسیله همبستگی اجتماعیاند و انتقال آن‌ها باعث پیوستگی فرهنگی میشود. به‌طوری‌که ارزش‌های مشترک در ردیف مهم‌ترین عوامل همبستگی اجتماعی قرار میگیرند.
بنابراین میتوان گفت، اگر نظامی خواهان ماندگاری و دوام باشد، میبایست به فراخور نسلهای مختلف موجود در جامعه به فرهنگ‌سازی و بالندگی آرمانها، ارزشها و… مبادرت نماید؛ زیرا در جوامع جدید به‌واسطه رشد آموزش و ایجاد تنوع در سلیقهها و نگرشهای افراد و رشد فاصلههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بین افراد و دگرگونیهایی که در فرآیند اجتماعی شدن افراد به اقتضاء شرایط صورت میپذیرد دیگر نمیتوان انتظار یکسان بودن آرمانها، ارزشها، نگرشها و هنجارهای اقشار مختلف را دانست. توجه به جوانان و مسائل مرتبط به آن‌ها از آن روی اهمیت دارد که این طبقه سنی قرار است در آیندهای نزدیک سکان هدایت بسیاری از امور شهر و کشور را بر عهده بگیرند جانشین نسل پیشین شوند و راه آن‌ها ادامه دهند. در این‌سوی روال اجتماعی شدن چنانکه بایدوشاید اگر رخ ندهد، دوگانگی میان نسل بزرگ‌سال و جوان بروز کرده و می‌تواند سبب شکاف گردد. تحقیق درباره این مسئله و توصیف ارزش‌های بین نسلها از دو جنبه نظری و کاربردی اهمیت دارد. از بعد نظری، انجام مطالعه درباره تفاوت نظامهای ارزشی نسلها موجب رشد و ارتقای علمی میشود و درنتیجه با مطرح‌شدن پرسشهای علمی در این زمینه پاسخهای علمی به آنان داده میشود. این مطالعات به‌عنوان یک مطالعه بنیادی میتواند در جهت شناخت این پدیده نوظهور کمک شایانی به عمل آورد و ازآنجاکه تاکنون پیرامون این پدیده مطالعه جامعی صورت نگرفته میتوان کاستیهای آن را نیز در نظر داشت. از جنبه کاربردی میتوان با شناخت نظام ارزشی نسلها برداشتی صحیح از میزان تفاوتها و شباهتهای این دو نظام در جهت کاهش شکاف نسلها، آگاهیهای لازم را کسب نمود؛ اما در مورد اهمیت و ضرورت تحقیق در میدان خاص مطالعه میتوان گفت؛ یکی از دلایل اهمیت و ضرورت تحقیق ویژگیهای میدان موردمطالعه است. میدان موردمطالعه این تحقیق شهرستان رودبار جنوب یکی از شهرستانهای جنوبی استان کرمان هست که این شهرستان ازلحاظ توسعهیافتگی یکی از شهرستانهای درحال‌توسعه استان کرمان محسوب میشود که اکثر مردم آن به کشاورزی اشتغال دارند، این شهرستان محل زندگی افراد از طوایف و فرهنگهای گوناگونی است که این منطقه محل تلاقی ارزشها و آدابورسوم بلوچی، بندری و ارزش‌های بومیان این منطقه است. از طرف دیگر با ورود نوسازی وسایل ارتباطی جدید و آشنایی بافرهنگ و ارزش‌های افراد دیگر است.
بنابراین با توجه به دلایل فوق در این تحقیق به دنبال این هستیم که با به‌کارگیری روش نظریهی زمینهای که در چارچوب پارادایم تفسیرگرایی قرار میگیرد به بررسی ارزش‌های بین نسلی در میان جوانان و بزرگ‌سالان منطقه موردنظر بپردازیم.
1-4 اهداف پژوهشالف) اهداف اصلی:
مهم‌ترین هدف این پژوهش بازسازی معنایی ارزش‌های بین نسلی در میان جوانان و بزرگ‌سالان در شهرستان رودبار جنوب است.
ب) اهداف فرعی:
علاوه بر این هدف اصلی، اهداف دیگری نیز وجود دارند که عبارت‌اند از:
1) بررسی و توصیف اینکه نسل جدید چه درک و تفسیری از ارزش‌های خود دارد.
2) بررسی و توصیف درک و تفسیر نسل گذشته نسبت به ارزش‌های خود.
3) بررسی و توصیف درک و تفسیر ارزش‌های نسل گذشته و جوان نسبت به ارزش‌های یکدیگر
4) ارائه راهکارهای پژوهشی و اجرایی جهت بهبود وضعیت در شهرستان رودبار جنوب.
1-5 سؤالات اساسی تحقیقالف) سؤال اصلی:
پرسش بنیادین این پژوهش آن است که افراد ساکن شهرستان رودبار جنوب تغییرات ارزشی در چند دههی اخیر را چگونه درک، معنا و تفسیر میکنند. تغییرات رخ‌داده در حوزهی ارزشها در چند دههی اخیر در نظام معنایی این فرهنگ چگونه بازنمایی شده است و اساساً ساکنان این جامعه چگونه این تغییرات را در نظام معنایی خود درک، معنا و تفسیر نمودهاند؟ در جریان معنا سازی از این تغییرات چه مفاهیم، موضوعات و ایدههایی برای ساکنان این جامعه مطرح‌شده است؟
ب) سؤالات فرعی:
سؤالات خاصتر این تحقیق به شرح زیر هست:
1- بررسی و توصیف اینکه نسل جوان چه درک و تفسیری از ارزش‌های خود دارد؟
2- بررسی و توصیف درک و تفسیر نسل گذشته نسبت به ارزش‌های خود چگونه است؟
3- بررسی و توصیف درک و تفسیر ارزش‌های نسل گذشته و جوان نسبت به ارزش‌های یکدیگر چگونه است؟
1-6 تعریف مفاهیم اساسی تحقیق1-6-1 ارزشهاازنظر لغوی ارزش هر آن چیزی است که برای فرد مهم به شمار میرود و این به مفهوم اقتصادی آن نیست بلکه معنای اجتماعی و فرهنگی نیز دارد؛ و به همین دلیل ارزش یک‌چیز به قیمت آن نیست اگر مالک ارزشمندی قیمت باشد بازار عرضه و تقاضا آن را تعیین میکند و تا حدی که به نیاز اقتصادی پاسخگو باشد ارزش آن بیشتر است ولی اگر ما از ارزش برداشت اجتماعی داشته باشیم متوجه میشویم که ارزش یک‌چیز، وابسته به مهم بودن آن است مهم بودن نه به خاطر رفع نیازها بلکه به خاطر ایجاد یک حس مشترک. در فرهنگ معین ارزش به معنای قیمت برازندگی، شایستگی و قابلیت بیان‌شده است (معین،1361: 191)؛ و در فرهنگ عمید معنای شایستن، سزاوار بودن، لایق بودن، قدر و قیمت به‌کاررفته است (عمید،1374: 134) که بیشتر معنای اقتصادی از آن برمی‌آید.
به خاطر پیچیدگی جوامع، پدیدهها، رفتارهای انسانی و خلاق بودن اذهان بشری در سراسر جوامع انسانی هم ارزش‌های مطلق برای جوامع وجود ندارد و هم برداشت از ارزشها در حیطه علوم اجتماعی مشابه نیست به همین دلیل در مورد ارزشها در علم جامعهشناسی تعریف واحدی وجود ندارد و توافقی بین اندیشمندان در مورد تعریف آن مشاهده نمیشود. هر اندیشمندی با تعریفی خاص که بیانگر دیدگاه او جامعهاش نسبت به موضوع است به این امر پرداخته خصوصیاتی را برای این پدیده مشخص کرده است. به‌هرحال تلاشهایی را از سوی صاحبنظران در جهت تشریح موضوع ارزش صورت گرفته، نشان میدهد که 1- ارزشها در هر جامعه توافقی هستند 2- ارزشها معرف گروه و یا طبقه و درنهایت جامعه خاصی میباشند 3- ارزشها با احساسات درونی و نهادینه‌شده افراد سروکار دارد و به عبارتی برای افراد مقدس هستند 4- ارزشها ازنظر حساسیت افراد جامعه به انواع آن‌ها درجه‌بندی‌شده هستند 5- ارزشها نیازهایی را در جامعه برآورده میسازند که این نیازها بیشتر اجتماعی و فرهنگی هستند. ارزش توصیف‌کننده چیزهایی است که باید باشد به عبارت سادهتر ارزش ایدههایی متداول و رایجی است درباره اینکه چه چیز درست است و چه چیز نادرست. ارزشها بسیار انتزاعی، کلی و معیارهای مشترک برای قضاوتاند، ارزشها معیار فرهنگی است که مردم از طریق آن مطلوبیت، جذابیت، زیبایی و خوبی شخص یا چیزی را ارزیابی میکنند و آن را راهنمای زندگی اجتماعی خود قرار میدهند مفاهیمی مانند آزادی انتخاب یا فرصتهای مساوی در جوامع دموکراتیک مفاهیم ارزشی هستند ازاین‌رو ارزشها اصولی کلی هستند که شالوده باورها را شکل میدهند (عضدانلو،1384:34).
ازنظر آلن بیرو ارزش میزان توانایی یک شی درازای یک میل، یک نیاز و یا یک تمنای انسانی است پس اساس ارزش را باید در اندیشه انسانی جستجو کرد که به دنبال نفع و یا ارزش یک شی است، به عبارتی اندیشیدن در باب ارزش به معنای اندیشه در باب آن چیزی است که مطلوب شناخته میشود (بیرو،1370:445) و ارزش‌های اجتماعی مدلهای رفتار، احکام جمعی و هنجارهای کرداری موردپذیرش عمومی و خواست جامعه هستند (بیرو:386).
در دایره الم عارف تطبیقی علوم اجتماعی تعاریف مختلفی در مورد ارزشها آمده است: ارزشها نمایانگر عقاید اصولی هستند که ازنظر فردی یا اجتماعی نوعی رفتار برتر شمرده میشوند یا ارزشها باورهای افراد یک جامعه درباره آنچه خوب، درست مطلوب است هست. در تعریفی دیگر ارزشها، اعتقادات یک فرد، گروه یا جامعه درباره رفتار اعمال و تفکرات است به‌گونه‌ای که اعمال پسندیده از ناپسند مجزا میسازد و ارزش‌های اجتماعی مقیاسهایی هستند که از طرف یک جامعه به‌عنوان ملاک ارزیابی افکار، هدفها و اعمال افرادی گروهها پذیرفته‌شده‌اند و اساس پذیرش و رد پاداشها و کیفرها هستند (شایان مهر، 1377: 52).
1-6-2 نسلبه نظر هیوز معنای نسل بسیار کش‌دار است ولی در جهان واقعیات ما به ازایی دارد که همه احساس میکنیم کاملاً مشخص است. هر نسل بر پایه تجربیاتی که افرادش در آن شریک بودهاند حدومرزی از خود به دست میدهد و درواقع خوشهای حول محور این‌گونه تجربهها تشکیل میشود (آزاد ارمکی، 1386). ترول پنج مفهوم متفاوت از نسل ارائه داده است که کرتزل آن را به چهار مقوله تقسیمبندی کرده است: نسل همچون یک اصل و پایه نسب خویشاوندی، نسل همچون افراد گروه هم‌دوره، نسل همچون مرحله زندگی و نسل همچون دوره تاریخی. اکثر جامعهشناسان بعد سوم این تقسیمبندی یعنی نسل همچون دوره زندگی را قبول دارند زیرا نسل به معنی دوره زندگی اعم بر هم‌دوره‌ای‌هاست (یوسفی،1383).
1-6-3 ملاکهای تمایز نسلها از یکدیگر در ایرانمرور مجموعه مباحث مفهومی در مورد نسلها به ما این امکان را میدهد که به بررسی و تمایز نسلها از یکدیگر در ایران اقدام نماییم مرور مجموعه مباحث گذشته ما را به ملاکهایی زیر برای تمایز نسلها از یکدیگر رهنمون میکند:
ملاک سن و سال
تجارب مشترک جامعهپذیری
وقایع مهم تاریخی همچون جنگ، انقلاب، کودتا و …
تجربههای نسلی
بر این اساس میتوان با مبنا قرار دادن انقلاب اسلامی در حال حاضر سه نسل را از یکدیگر تفکیک کرد:
نخست نسلی که فرآیند جامعهپذیری آنان به سالهای دهههای سی و چهل بازمی‌گردد و تجارب مشترکی چون کودتای 28 مرداد، دولت ملی مصدق، قیام پانزده خرداد و … را پشت سر گذاشتهاند.
نسلی که فرآیند جامعهپذیری آنان به دهههای پنجاه بازمی‌گردد و تجربه انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی از مهم‌ترین تجارب تاریخی این نسل محسوب میشود.
نسلی که فرآیند جامعهپذیری آنان به سالهای بعدازانقلاب اسلامی بازمی‌گردد و تجارب مشترک خاص خود را دارد. اگر بخواهیم این سه نسل را به‌وسیله گروههای سنی مشخص نماییم به ترتیب زیر خواهد بود:
گروه سنی 29- 15 سال (نسل سوم)
گروه سنی 54- 30 سال (نسل انقلاب و جنگ)
گروه سنی 55 سال و بیشتر (نسل قبل از انقلاب)
با اندکی تسامح میتوان گفت این سه نسل در حال حاضر نسلهای جوان، میان‌سال و کهنسال را نمایندگی می‌کنند
.
فصل دوممبانی نظری تحقیق2423795472440
2-1 پیشینه تحقیقدر یك تقسيمبندي ساده ميتوان تحقيقات صورت گرفته درزمینه‌ی ارزشها را در دودسته طبقهبندی نمود. دستهی اول تحقيقاتي است كه توسط محققان داخلي صورت گرفته است؛ و دسته دوم تحقيقاتي را شامل ميشود كه توسط محققان خارجي انجام‌شده است. در زیر چند نمونه از تحقیقات داخلی (با تأکید بر ارزش و نسل انجام‌شده است) و خارجی مرتبط با موضوع مذکور موردبررسی قرار میگیرند.
2-1-1 پژوهشهای خارج از کشورسابقهی انجام تحقیقات خارجی در حوزهی ارزشها در سطح جهان به حدود دههی 1940 به بعد برمی‌گردد که ظاهراً قبل از این تاریخ اکثر جامعهشناسان از پرداختن آشکار به موضوع ارزشها به دلیل ترس از عدم عینیت و دقت علمی، اجتناب میکردند. کلاید کلاکهون را از پایهگذاران طرح جامع و درازمدت مطالعات مقایسهی نظام ارزشها جوامع و فرهنگها در سال 1949 میدانند. مطالعات فراگیر وی هدایتگر محققین بعدی و منبع نظریههای مربوط به «ارزش» در علوم اجتماعی و فلسفه قرار گرفت (سیلز،1968: 286). از آن تاریخ به بعد، ادبیات مربوط به ارزشها شامل هزاران بررسی در زمینههای مختلف اخلاق، قانون، مذهب، سیاست، هنر، ارزش‌های اجتماعی، آموزش‌وپرورش فرزندان و… قرار گرفت که در آن‌ها ارزش‌های جوامع، گروهها و شخصیتهای اجتماعی مورد توصیف و بررسی قرار گرفت (همان، 288). همچنین تحقیقات بینرشتهای در این زمینه با ترکیب دادهها، مفاهیم و روشهای علوم اجتماعی/ رفتاری مختلف و روی عناوینی چون نگرشها، احساسات، جامعهپذیری، کنترل اجتماعی، ایدئولوژی و … صورت گرفت. این تحقیقات به ارتقاء روشهای اندازهگیری و بهبود مدلهای توصیفی، مقایسهی نظامهای ارزشی جوامع و نظامهای فرهنگی مختلف و نیز ارزش‌های خرده‌فرهنگ گروهها و افراد مختلف در داخل نظامهای وسیعتر، اعم از جوامع ساده و کوچک تا پیچیده و با جمعیت زیاد و ناهمگن جدید، ادامه داشته و به‌تدریج بر جنبههای اساسیتری، نظیر بررسی شباهتها و تفاوتهای میان نظامهای ارزشی طبقات مختلف، جنسیت (زن و مرد)، سطوح تحصیلی و شغلی، سطح توسعه اقتصادی/ اجتماعی ملی و محلی، مراحل عمر و چرخهی حیات و موقعیتهای خاص آن (تأهل، سالخوردگی، جوانی و…) و رابطه ارزشها با تحولات اجتماعی و تاریخی جوامع، متمرکزشده است و به‌سوی نظریه‌سازی و توسعه یک دانشی به‌اصطلاح انباشتی در حال پیشرفت است (دیتز، 1988: 1).
تحقیق فیدر (1975) با عنوان «پیمایش اجتماعی مربوط به مادر شهر آدلایه» که یک‌بار در سال 1972 و بار دیگر در سال 1973 با استفاده از فرم پیمایش ارزشی روکیچ موردبررسی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که متوسط نظامهای ارزشی والدین و فرزندان از چند نظر، مشابه بودند. برای مثال، والدین و فرزندانشان به ارزشهایی چون صلح جهانی، خوشبختی، صداقت، مسئولیت اهمیت بالایی میدهند و به ارزشهایی چون لذت، تأیید اجتماعی و رستگاری اهمیت پایینی میدهند. فیدر وجود اختلافات ارزشی میان نسلها را به تحولات مربوط به رشد در خلال دوره زندگی و بخشی دیگر را با درک شهود به‌عنوان ویژگیهای عام گروههای سنی مرتبط میداند؛ و با تأکید بر وجود تشابهات ارزشی، چنین نتیجهگیری میکند که بر اساس شواهد موجود می‌توان نظام ارزشی در خلال نسلها و تغییر نظامهای ارزشی را تأیید کرد.
ترول (1982) در تحقیقی به بررسی «زندگی خانوادگی در سنین میانی و پیری» پرداخته و متغیر مستقل خود را درازای متغیر وابستهای بانام ارزشها و احساسات و نگرشها، مکان جغرافیای زندگی والدین و جوانان مشابه هم باشند نگرشهای مشترکی بین آن‌ها وجود خواهد داشت و تفاوت و شکاف کمتر در ارزشهایشان دیده میشود و هرچه مشکلات جغرافیای زندگی متفاوت باشد احتمال شکاف نسلی بیشتر است.
خلیفه (1986) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی روان‌شناختی تحول ارزشها» در بین دانشآموزان سه مقطع ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان در بین دختران و پسران کشور مصر به‌وسیله روش پژوهش مقطعی با استفاده از مصاحبه حضوری و چهره به چهره در گروه سنی الف و استفاده از پرسشنامه در گروه سنی ب و ج میپردازد. در مطالعه مقدماتی با استفاده از سؤالات باز سعی در به دست آوردن این نظام ارزشی از زبان خود پاسخگویان هست. مثل این سؤال: دوست داری چه صفات ویژگیهایی داشته باشی؟ پس از تحلیل پاسخها ارزش‌های هفتگانه (همراه با نمودارهای مختص به هرکدام) به شرح زیر به دست آمد:
1- ارزش موفقیت 2- ارزش استقلال 3- راستی 4- امانت 5- صداقت 6- دین‌داری 7- برابری.
مور (1990) در تحقیقی تحت عنوان «ساختار ارزش‌های قدیمی در بن ژاپنیهای آمریکایی» که به روش پیمایشی بر روی نمونهای 1271 نفری از ژاپنیهای نسل دوم، سوم و چهارم مهاجر به آمریکا انجام داد و هدف آن تعیین میزان و ماهیت تغییر تفاوت ارزشها در 3 نسل و آزمون نظریه در مقیاس نظام ارزش‌های شوارتز ازنظر قابلیت آن در نشان دادن تفاوت ارزشی در سطح یک جامعهی معین و میان نسلهای مختلف آن بوده است. مهم‌ترین نتیجه به‌دست‌آمده این بوده که بیشترین تغییر ارزشی در نسل دوم رخ‌داده و دیگر اینکه اولویتهای ارزشی به شیوهای نظام‌اند طی این نسلها تغییر کرده اما نه به‌قدر مورد انتظار؛ بنابراین، ساختار عام نظام ارزش‌های شوارتز، در نسل سوم و چهارم تأیید و در دوم رد میشود.
«تحول فرهنگی در جامعه صنعتی» عنوان کتابی است که توسط اینگلهارت (1383) به رشته تحریر درآمده است. نویسنده در این پژوهش بر اساس یافتههای حاصل از پیمایشها و تحقیقات تجربی نظریه فرا مادی‌گری خود را بنیان گذاشته است و به عقیده وی خیزش فرا مادی‌گری به‌تنهایی یک جنبه از فرا گرد گسترده دگرگونی فرهنگی هست که به گرایشهای مذهبی، نقشهای جنسیتی، هنجارهای جنسی و هنجارهای فرهنگ جوامع صنعتی شکل نوینی بخشیده است. نتایج حاکی از آن است که او اولویتهای ارزشی مردم غرب از تأکید بر ارزش‌های مادی به تأکید بر ارزش‌های فرا مادی تحول مییابد و این تحول به‌گونه‌ای است که در میان گروههای بزرگ‌تر شمار مادیون به فرا مادیون افزایش مییابد.
دوگراف و ایوانز (1996) در مطالعهای تحت عنوان «چرا جوانان فرا مادی گراترند؟» به بررسی دادههای موجود از پیمایشهای انجام‌شده در 8 کشور (انگلیس، آلمان فدرال، هلند، اتریش، ایالات‌متحده، ایتالیا، سوئد، فنلاند) در فاصله 1973 تا 1976، از طریق مصاحبه با 12588 نفر از نمونههای معرف ملی از افراد 64- 19 ساله انجام شد. سطح سنجش (میکرو ماکرو) با استفاده از متغیرهای کلان مربوط به 9 کشور نظیر GPP، امنیت و رفاه اجتماعی ملی و مقایسههای بین فرهنگی بوده است. درواقع هدف اصلی این بررسی، آزمون نظریه تغییر ارزشی اینگلهارت با توجه به متغیرهایی همچون تحصیلات عالیه و تجربه روحی دردناک در دوره جنگ و امنیت اجتماعی بوده که در نظریه مذکور نقش محوری نداشته و در این تحقیق فرض شده که عوامل اقتصادی تأثیری مهم بر روی رشد فرا مادی‌گرایی دارد. مدل تحقیق شامل 6 متغیر مستقل: رفاه مادی در دوره رشد، تجربه دردناک روحی ناشی از جنگ جهانی دوم طی جامعهپذیری، تجربه جنگ صرف‌نظر از سال تولد، سطح سواد فرد والدین، رفاه اقتصادی و اجتماعی زمان حال و متغیرهای مهم چرخه حیات فرد (شامل تأهل، شغل، سرپرستی خانواده، درآمد خانواده) بوده که تأثیر آن‌ها روی فرا مادی‌گرایی به‌صورت چند فرضیه آزمون گردیده است و از مهم‌ترین نتایج این بررسی این بوده که تجربه سختی در اثر جنگ و تحصیلات، مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی کننده ارزش‌های فرا مادی در افراد موردمطالعه بودهاند. همچنین 31 درصد ارتباط بین سالهای تولد (نسل) و فرا مادی‌گرایی، توسط فقدان تجربه دردناک در زمان جنگ، 23 درصد آن توسط تحصیلات فرد و قدری کمتر، توسط تحصیلات پدر و 6 درصد آن توسط متغیرهای چرخه حیات تعیین میشود؛ بنابراین نتیجهگیری مهم تحقیق این بود که برعکس نظریه اینگلهارت، رفاه مادی دوره رشد فرد نمیتواند تبین کننده تغییر ارزشها از مادی به فرا مادی باشد و عوامل غیراقتصادی و روان‌شناختی، نظیر احساس امنیت روانی، در گرایش به ارزش‌های فرا مادی یا لیبرال مهم‌تر مؤثرترند
در تحقیقی که مرکز مطالعات پیو در سال 2003- 2002 میان بیش از 66000 نفر در 49 ملیت با عنوان «شکاف نسلی جهانی» انجام داده است گزارشی کرده است که تفاوتهای نسلی به تنشهای سیاسی و اجتماعی جاری در اروپای غربی و آمریکا (با جهانیشدن، ملیگرایی، مهاجرت) دامن زده است و تحلیل عمیق مرکز مطالعاتی پیو نشان داد که بزرگ‌سالان آمریکایی و اروپای غربی احتمالاً بیشتر از نوههایشان رشد ارتباطات جهانی را کتمان میکنند و نگران تهدید روش زندگی خود هستند و احساس میکنند که فرهنگشان از دیگر فرهنگها برتر است و از محدودیتهای مهاجرت حمایت میکنند این شکاف نسلی در اروپای شرقی کمتر دیده میشود و تقریباً در آسیا و آفریقا و خاورمیانه شکاف نسلی وجود ندارد یا وجود این احتمالاً آمریکاییها و اروپاییهای غربی کمتر از افراد دیگر مناطق جهان فرهنگ برتر خود را کمتر نشان میدهند و کمتر نگران بیگانگان هستند
اسمیت (2004) در کار خود تحت عنوان (بازنگری شکاف نسلی) با استفاده از دادههای مرکز تحقیق عقاید ملی تغییر دیدگاههای افراد را در طول سه دهه موردمطالعه قرارداد. مطالعات وی روی جوانان 24-18 ساله دهههای 1976،1985،1997 صورت گرفت. نتایج حاکی از این بود که جوانان امروزه علاقه کمتری به اموری مانند، خواندن روزنامه، کلیسا رفتن و تعلق داشتن به مذهب یا عقیده خاص دارند. جوانان در مقایسه با بزرگ‌ترها به‌طورکلی نسبت به جامعه و بالأخص نسبت به مردم بدبین‌تر هستند
شینبو و مایک (2007) در تحقیق تحت عنوان «آیا تغییرات فرهنگی در بریتانیا وجود دارد؟(یک مقاله انتقادی به رونالد اینگلهارت)» به بحث اینگلهارت در رابطه باوجود تغییرات قابل پیشبینی از ارزش‌های مادی به فرا مادی در بریتانیا با استفاده از اطلاعات سالهای 1981،1990،1999 با بررسی ارزش‌های جهانی، تمایز میان ارزش‌های مادی و فرا مادی که موردنقد قرارگرفته‌اند با تحلیل چندگانه و با به تصویر کشیدن آن در فضای چندبعدی، مشاهده شد که چطور حالتهای مختلف با یکدیگر مرتبط میگردند. این پژوهش نشان داد که ارزش‌های فرهنگی پیچیدهاند و به‌آسانی به دو قسم ارزش‌های مادی و فرا مادی خلاصه نمیگردند. در این پژوهش ازلحاظ سیاسی بیشتر ماهیت معنیدار حالتها را با تمایز قائلشان میان ارزش‌های آزادیخواهان و سلطهجویان و میان شهروندان مطیع و شورشگر را شناسایی میکند در این بررسی نشان می‌دهد که تغییرات عمده میان 1981 و 1999 وجود دارد و به‌طوری‌که افراد جوان که به‌تدریج در حال دور شدن از ارزش‌های فرا مادی هستند.
پارکز و رابینسون (2008) در تحقیقی تحت عنوان «شکاف ارزشی در حوزهی نگرش به نقشهای جنسیتی» پرداختهاند. این پژوهش به این نتیجه رسیده است که جوانان مذکر 18 تا 22 ساله گرایش دارند در امور ارزشی بزرگ‌سال خود مشارکت کنند. این در حالی است که این گرایش در میان جوانان دختر به دو بخش نقشهای جنسیتی و غیر جنسیتی تقسیم میشود و نشانگر شکاف نگرشی بین دختران جوان و بزرگ‌سالان در مورد نقشهای اجتماعی است
مطالعهای با عنوان «ارزشها و تغيير در يک نسل: در کلانتان مالزی»، توسط ری بک و دو مانک (2010) انجام‌شده است. نتايج اين مطالعه، با استفاده از نتايج دو مطالعهی متفاوت که درباره ارزش‌های فرهنگی (مانند مذهب اسلام، کمک متقابل، آداب‌ورسوم، خويشاوندی و جامعه روستايی) و مدرنيزاسيون (داشتن تحصيلات، پول، ماشين و پزشک بودن) که يکی در سال 1969 و ديگری در سال 2006 در کلانتان انجام‌شده است، به‌دست‌آمده است. نتايج حاکی از تسلط اسلام در نظام ارزشی و مفهومی همهی کلانتانيايیهاست. همچنين شاهد کاهش اهميت ديگر ارزش‌های فرهنگی در طی اين سالها هستيم. درباره مدرنيزاسيون، پزشک بودن به‌عنوان اولويت اول در مطالعهی اول، به تحصيلات در مطالعهی دوم تغيير کرده است. در زمينه ديگر متغيرها نيز شاهد کاهش اهميت آن‌ها در طی بازهی زمانی سی‌ودو سال بودهايم.
مطالعهای با عنوان «ارزش‌های کاری پيشروی نسلها» توسط هانسن و لوتی (2012) انجام‌شده است. حجم نمونه برابر با 1689 نفر بوده است که 371 نفر از نسل خاموش، 1179 نفر از نسل رفاه و رونق و 139 نفر از نسل ايکس بودهاند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اهميت مينهسوتا (MIQ) جمع‌آوری‌شده‌اند. ارزش‌های کاری موردبررسی شامل استقلال، راحتی، نوعدوستی، ايمنی، شأن شغلی و انجام کار بودهاند. نتايج نشان میدهد که نسل خاموش نسبت به دو نسل ديگر، بيشتر بر استقلال و شأن شغلی تأکيد داشتند. برای دو نسل ايکس و نسل رفاه و رونق، ايمنی و موقعيت کاری دارای اهميت بيشتر بوده است. در کل میتوان گفت که تفاوت کمی در ارزش‌های کاری در ميان سه نسل وجود دارد. بااین‌حال تأثير نسل بر ارزش کاری بسيار بيشتر از تأثير سن است.
2-1-2 پژوهش‌های داخل کشورعظیمی (1377) در پژوهشی با عنوان «ارزش‌های اجتماعی و اولویت ارزشی در ایران» که به سفارش مرکز پژوهشهای بنیادی معاونت پژوهشی وزارت ارشاد صورت گرفته است. وی با استفاده از روش تحلیل ثانویه دادههای مربوط به سنجش ارزشها را در تحقیق ملی منوچهر محسنی تحت عنوان «بررسی آگاهیها و نگرشها در رفتار اجتماعی/ فرهنگی در ایران» تجزیه‌وتحلیل نماید و شماری از اولویتهای ارزشی را در گروههای سنی مختلف به تصویر کشاند. دادهها نشان میدهند که جوانترین گروه سنی (16-24 ساله) درمجموع به ارزش‌های مادی اولویت بیشتری داده است. درعین‌حال همین گروه در مقایسه با سایر گروههای سنی بیشتر به ارزش‌های غیرمادی اولویت دادهاند. دادهها نشان میدهد انتخاب ارزش‌های فرا مادی در مقابل ارزش‌های مادی در بین جوانترین گروه سنی (16-24 ساله) کمتر هست همچنین مسنترین گروه سنی بیشتر به ارزش‌های غیرمادی اهمیت دادهاند که در این رابطه درست برخلاف فرضیه اینگلهارت است که تغییر ارزشی را به علت جایگزین شدن نسل جوان که تحت شرایط خوب امنیت اجتماعی، اقتصادی رشد یافتهاند.
رفیع پور (1378) در تحقیقی با عنوان «تأثیر وسایل ارتباط‌جمعی در تغییر نظام ارزشی جامعه» به بررسی فیلمهای پرفروش و با استفاده از تحلیل محتوای پیامهای تبریک و تسلیت مندرج در روزنامههای سالهای 56-72 میپردازد. در این تحقیق ارزش‌های مادی و ثروت جویی، مصرفگرائی و ارزش‌های مذهبی موردپژوهش قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که افراد جامعه چون نمیتوانند به نیازهای خودپاسخ دهند، از وضعیت موجود ناراضیاند و با اتخاذ روشهای خاصی به خودنمائی میپردازند. او همچنین نتیجه میگیرد که افراد صاحب‌مقام به‌تدریج به تمجید دیگران خو میگیرند و ارزش‌های خود را بالاتر از دیگران میپندارند. لذا این امر ضمن این‌که بین آن‌ها و سایر اعضای جامعه فاصله ایجاد میکند موجب میشود که از کوچک‌ترین انتقاد ناخشنود گردند و در مقابل از تملق و افراد متملق بیشتر استقبال کنند.
آزاد ارمکی و مسقطیان (1380) در مقاله مشترکی تحت عنوان «تغییر فرهنگی در استان مازندران: آزمون تجربی نظریه اینگلهارت» به بررسی دگرگونی ارزشها در جامعه استان مازندران در بین نسلها با توجه به پیشینه فرهنگی آن پرداخته است. شیوه پژوهش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه از پیش تعیین‌شده که توسط اینگلهارت به این نتایج دست‌یافت‌اند: با توجه به عدم امنیت اقتصادی در جامعه و پیوستگی گروههای سنی مختلف دگرگونی بین گروههای سنی مختلف به‌طورکلی دیده نمیشود. هرچند در بعضی از شاخصها دگرگونی وجود دارد این دگرگونی به حدی نیست که ما ناظر شکاف بین گروههای سنی مختلف باشیم. آیینهای اجتماعی موجود در خانواده، عامل عدم دگرگونی ارزشها در بین گروههای سنی است. با توجه به مذهبی بودن افراد، عامل مذهب نقش بسیار اساسی در تأخیر دگرگونی ارزشی در بین گروههای سنی مختلف دارد.
ربانی و فتحیان صفائینژاد (1382) در پژوهشی مشترک تحت عنوان «فاصله نسلی با تأکید بر وضعیت دین‌داری و ارزش‌های اجتماعی مطالعه موردی شهر دهدشت» با استفاده از روش پیمایش و در جمعآوری اطلاعات از روش مصاحبه حضوری همراه با پرسشنامه استفاده کردند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که در ارتباط با متغیر دین‌داری بین نسل جوان و بزرگ‌ترها در شالودههای اساسی دین تفاوتی به چشم نمیخورد و نتایج حکایت از سطح بالای دین‌داری در هر دو گروه سنی در این بعد دارد. در ارتباط باارزش‌های اجتماعی، تفاوت نسلها بیانگر گرایش بیشتر نسل جوان به ارزش‌های فرا مادی نظیر آزادی بیان است اگرچه گرایش به ارزش‌های مادی نظیر امنیت جانی و مالی در نزد گروه سنی بزرگ‌تر از اهمیت بیشتری برخوردار است اما تمایل هر دو گروه سنی به ارزش‌های متفاوت نظیر اهمیت دادن به امنیت نزد گروه سنی جوان با رعایت قانون نزد بزرگ‌ترها حکایت از آن دارد که دو گروه بر اساس طبقهبندی سهگانه اینگلهارت از ارزشها (فرا مادی، مادی، التقاطی) بیش از آن‌که فقط مادی یا فقط فرا مادی باشند دارای گرایش التقاطی هستند. بر اساس آزمونهای آماری، میانگین نمره دین‌داری کل نسل جوان کمتر از بزرگ‌ترها هست این در حالی است که نسل جوان گرایش بیشتری به ارزش‌های فرا مادی از خود نشان میدهد.
آزاد ارمکی و غیاث وند (1383) در تحقیق مشترکی با عنوان «جامعهشناسی تغییرات فرهنگی در ایران» که به‌صورت کتاب به رشته تحریر درآمده است. پژوهش حاضر با پذیرش دگرگونی در نظام ارزشی ایران درصدد دستیابی به این سؤال است که درواقع ارزش‌های جامعه در ابعاد مختلف چگونه تحول‌یافته‌اند. هدف اساسی این تحقیق بررسی و توصیف وضعیت دگرگونی ارزشی جامعه ایران برحسب مدل نظری و تجربی اخذشده از نظریه تحولات فرهنگی رونالد اینگلهارت هست. پژوهش حاضر به روش پیمایشی انجام‌گرفته است. جامعه آماری این تحقیق کلیه مردان وزنان 15 سال به بالا مناطق روستایی و شهری استانهای مختلف کشور است. بر اساس یافتههای این تحقیق در زمینه ارزش‌های سیاسی تمایل به ارزش‌های سیاسی نزدیک به 60 درصد بوده و همچنین بیشتر افراد به جناحهای میانهرو تمایل دارند و همچنین تقریباً نیمی از افراد از توسعه و عملکرد دموکراسی رضایت دارند. در زمینه ارزش‌های اجتماعی بر اساس شاخصهای آماری بیش از نیمی از افراد حجم نمونه احساس خوشبختی میکنند و به همین ترتیب از وضعیت زندگی، درآمد، انتظام زندگی، اعتماد اجتماعی و از روابط بین فردی رضایت بیشتری دارند. در زمینه ارزش‌های خانوادگی بیشتر افراد به مؤلفههای سنتی در زندگی خانوادگی اعتقاددارند. همچنین در زمینه ارزش‌های دینی تحقیق نشان میدهد که مذهب همچنان جایگاه کنونی خود در زندگی اجتماعی و فردی را حفظ کرده است.
قاضی نژاد (1383) در رساله دکتری خود تحت عنوان «نسلها و ارزشها: بررسی و تحلیل جامعه‌شناختی گرایشات ارزشی نسل جوان و بزرگ‌سال» در پی‌شناخت و تحلیل پدیده تفاوت یا شکاف نسلی در بعد ارزشهاست. روش این مطالعه پیمایش و از ابزار پرسشنامه برای رسیدن به هدف اصلی این پژوهش، یعنی شناخت درجه اهمیت و اعتبار مقولات ارزشی اساسی موجود در فهرست ارزش‌های بریت ویت ولا در میان نسل جوان (15-21 ساله) با نسل پس از جنگ و مقایسه آن باارزش‌های موردتوجه نسل میانه (45-30 سال) یا نسل انقلاب و نیز جنگ و نسل قبل از انقلاب (65-46) و شناسایی تفاوتهای معنیدار ارزشی در بین سه نسل به‌صورت مقطعی بوده است. دادهها حاکی از آن است که هرچند برخی شباهتهای ارزشی به‌ویژه در زمینه ارزش‌های مرتبط با سطوح اجتماعی و ملی نظیر نظم، امنیت، همکاری و توسعه در میان سه نسل وجود دارد، در خصوص شمار قابل‌ملاحظه‌ای از معقولات و جهتگیریهای ارزشی نظیر ارزش‌های مرتبط به اعتقاد و پایبندی مذهبی، رقابت و سبقت جویی، آیندهنگری، تساهل، جهتگیری مثبت نسبت به دیگران و نیز جهتگیری ارزشی فردگرایانه و مجموعه ارزش‌های ابزاری (شیوههای رسیدن به غایات ارزشی) بین سه نسل و عمدتاً بین نسلهای سوم (جوان) و دوم (میانه) تفاوت جدی و معنیدار وجود دارد.
تحقیق آقای زینآبادی (1377) با عنوان «بررسی سلسله‌مراتب ارزشی پدران و پسران خانوادههای ساکن شهر مشهد و عوامل مؤثر بر آن» انجام شد، ارزش‌های مذهبی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به‌عنوان متغیر وابسته و عواملی چون پایگاه اقتصادی، اجتماعی، نهادهای فرهنگی، گروه همسالان، بعد خانواده، برنامه تلویزیون، ساعت استفاده از تلویزیون و منطقه مسکونی به‌عنوان متغیرهای مستقل برای پدران و پسران موردمطالعه قرارگرفته‌اند. نتایج تحلیل آماری نشان‌دهنده‌ی تفاوت میان سلسله‌مراتب ارزشی پدران و پسران در کل نمونه تحقیق است، همچنین نشان داد که پدران و پسران باهم دارای رابطه ارزشی میباشند ولی دارای شباهتهای ارزشی باهم نبوده، فاصله ارزشی آن‌ها در دو ارزش اجتماعی و مذهبی در بالاترین حد قرارگرفته است. نتایج این پژوهش نشان‌دهنده‌ی تفاوت ارزشی پدران و پسران در مناطق مختلف است.
آزاد ارمکی (1383) به آزمون نظریه اینگلهارت در ایران پرداخته است، این پرسش را که «آیا اولویتهای ارزش مادی به فرا مادی تغییریافته است؟» بررسی کرده است. محقق با جمعآوری در کل کشور به این نتیجه رسید که نسل جوان در مقابله با نسل مابین و میانی بیشتر فرا مادی است تا مادی. در ضمن نسل جوان در ایران با توجه به نوع اجتماعی شدن، شرایط اقتصادی، اجتماعیاش بیشتر فرا مادی است تا مادی. از سویی دیگر، به لحاظ اهمیت بالای دین برای مردم تعارض بین نظام ارزشی افراد با دین وجود ندارند باوجود تغییر در کلیت ساختار اجتماعی همچنان دین و خانواده برای همه نسلها اهمیت بالایی داشته است.
نوروزی (1387) در پژوهش خود با عنوان «شکاف نسلی ازلحاظ ارزش‌های مذهبی بین دو نسل دختران و مادران (مطالعهی موردی دبیرستانهای شهر جهرم)» ارزش‌های مذهبی دختران و مادران را در سه بعد، بعد جمعی رفتار مذهبی، بعد فردی رفتار مذهبی و اعتقادات با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه موردبررسی قرارداد که نتایج زیر به دست آمد: عامل اجتماعی شدن در خانواده بر ارزش‌های مذهبی دختران نقش اساسی ایفا میکند و بین مادران و دختران در بعد جمعی رفتار مذهبی و ارزش‌های مذهبی تفاوت وجود دارد اما در حوزه اعتقادات و بعد فردی رفتار مذهبی بین مادران و دختران تفاوتی وجود ندارد. به‌طورکلی مادران مذهبیتر از دختران هستند.
حجازی (1385) در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «بررسی تغییرات فرهنگی ناشی از ایجاد دانشگاه در روستا- شهر خاروانا» با استفاده از روشهای کیفی 1- مشاهده مشارکتی 2- استفاده از روش گروه متمرکز که در مطالعات کیفی از آن بهره گرفته‌شده و از شیوه نمونه‌گیری که در تحقیقات کمی وجود دارد استفاده‌نشده است و از تکنیک گروه متمرکز استفاده‌شده است گروههایی که موردمطالعه قرارگرفته‌اند: 1- معمرین روستا 2- زنان و مردانی که به فعالیت شغلی و روزمرهی روستایی میپردازند 3- دختران و پسران زیر دیپلم که از دوره راهنمایی به بعد ادامه تحصیل ندادهاند 4- دختران و پسران دبیرستانی 5- مردان فعال در زمینههای اجتماعی و مورد اعتماد و مشورت هستند 6- کارمندان (بالاتر از لیسانس) معلمین (دوره دبیرستان) شوراها و مسئولین فرهنگی؛ و در این بررسی نظریه اینگهارت به‌عنوان چارچوب نظری انتخاب‌شده است و مهم‌ترین نتایج این بررسی عبارت‌اند از: مصرفگرایی و فردگرایی در جامعه موردنظر افزایش‌یافته است، توقع مردم از دولت افزایش‌یافته است، مشارکت سنتی مردم کاهش‌یافته است درحالی‌که نوع جدیدی از مشارکت در جهت دستیابی روستا شهر به توسعه به وجود آمده است.
بهار (1386) در مطالعهای با عنوان «ابژههای دينی و هويت نسلی در ايران؛ با تکیه‌بر ابژههای عزاداری» به مقايسه ابژههای دينی سه نسل (قبل از انقلاب، انقلاب و جنگ و پس از جنگ)، با استفاده ازنظريات نسلی اينگلهارت و بالس، پرداخته است. هدف از اين مطالعه، بررسی نوع ارتباط و پيوستگی ابژههای فرهنگی و اجتماعی، ارزش‌های دينی و هويت نسلی است. نتايج حاکی از آن است که نسل اول از ابژههای کمتری در مقايسه با نسلهای بعدی استفاده میکند. اين نسل مراسم است؛ درحالی‌که نسل دوم ایده آل گرا و نسل سوم ضمن اينکه مراسم گرا هست، به جهان جديد و نيازهای مطرح در آن توجه دارد. جهان نسل سوم، مملو از ابژههای متعدد، رنگارنگ و لوکس هست که برساخته زمان صلح هستند.
فلاح نژاد (1388) در پاياننامه خود با عنوان «بررسی ارزش‌های اجتماعی و تحليل عوامل مؤثر بر آن در ميان شهروندان شهر قديم هشتگرد با مقايسه ارزش‌های سه نسل» به تحليل ارزش‌های اجتماعی در سه نسل جوان، ميانسال و بزرگ‌سال پرداخته است. از روش پیمایش و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استفاده‌شده است. نتايج پژوهش نشانداد که احساس غرور ملی، مناسک مذهبی، نوع احساس هويت (دينی، ملی و قومی)، اهميت مقام و موقعيت، نگرش به ازدواج، اولويتهای ارزشی مادی/ فرا مادی، ارزش‌های اقتصادی در بين سه نسل متفاوت هست. اهميت علم و دانش، ميزان اهميت صداقت و درستکاری در نزد سه نسل تفاوت معنیداری ندارد. در نسل جوان هيچ ارتباطی بين رضايت از زندگی و پایبندی آن‌ها به ارزش‌های اجتماعی وجود ندارد در نسل بزرگ‌سال رابطهی آماری معنیداری بين رضايت از زندگی و ارزش‌های اجتماعی وجود دارد.
«سنجش وضعيت تفاوت نسلها در ابژههای فرهنگی و اجتماعی (مطالعه موردی شهر کرمانشاه)» توسط احمدی و همکارانش (1390) انجام‌شده است. هدف مقاله حاضر سنجش وضعيت تفاوت ميان نسلها در ابعاد مختلف است. نتايج حاکی از آن است که تفاوت دو نسل در مقولههای نوگرايی، مادیگرايی/ فرا مادی‌گرایی، نگرش به زنان و خانواده معنیدار بوده و اين نسل جوان است که در هر چهار مقوله رتبه بالاتری کسب کرده است. جز در زمينه بعد مناسکی دین‌داری که میتوان از شکاف نسلی یادکرد، تفاوت مشاهده‌شده در ديگر زمينهها در حد فاصلهی نسلی بوده است.
مطالعهای با عنوان «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر تفاوت اجتماعی: مطالعه موردی والدين و جوانان ا 5 تا 24 ساله شهر ساری» توسط فرزانه و همکارانش (1390) انجام‌گرفته است. يافتهها حاکی از آن است که منش اقتصادی جوانان بسيار كم و معكوس بر تفاوت ارزشی ميان آن‌ها با والدینشان اثر گذاشته درحالی‌که منش اقتصادی والدين اثر تقریباً زياد و معكوسی بر تفاوت ارزشی گذاشته است. منش سياسی جوانان والدين بهطور متوسط تفاوت ارزشی را تبين كرده است؛ اما اين تبين نزد جوانان معكوس بوده است. بيشترين تفاوت در حوزه منش اجتماعی دیده‌شده است درحالیكه منش اجتماعی تا حدی تبیین‌کننده تفاوت ارزشی نزد جوانان بوده است، اين منش به‌قدر متوسط و معكوس اين تفاوت را نزد والدين نشان میدهد. همچنين منش فرهنگي در هر دو مورد ضمن اينكه بهطور متوسط تبیین‌کننده تفاوت بوده است اما در نزد هر دو اين تفاوت معكوس بوده است. درمجموع میتوان تفاوت ارزشی را نزد هر دو گروه جوان والدين ملاحظه كرد.
فاضلی و کلانتری (1391) در پژوهشی به بررسی «ارزش‌های دموکراتیک نسل‌ها» در سه بعد (تساهل و مدارا، آزادی و مشارکت سیاسی) در بین سه نسل (نسل اول افراد 17 تا 23 ساله، نسل دوم افراد 34 تا 47 ساله و نسل سوم افراد 48 سال و بالاتر) به نتایج زیردست‌یافتند: تمایل به ارزش‌های دموکراتیک، در هر سه نسل زیاد و به این لحاظ میتوان در فرضیه ثبات ارزش‌های سیاسی نسلها تردید داشت و در عوض این فرضیه را طرح کرد که نسلها میتوانند برای تغییرات اجتماعی، ارزش‌های خود را تغییر دهند. علاوه بر آن، دادههای به‌دست‌آمده نشان میدهند ارزش‌های سیاسی مردم در سالهای گذشته دچار تغییرات قابل‌ملاحظه‌ای شده است.
2-1-3 جمع‌بندی پیشینه تجربیتحقیقات متعددی در کشور در خصوص ارزش، نسل، شکاف و تضاد ارزشی بین نسلها انجام‌شده است، اما کم‌توجه‌ی به ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی جامعه موردمطالعه ازیک‌طرف و اغماض از مطالعات و پژوهشهای کیفی و تفسیری که نشان‌دهنده رویکرد اِمیک و درون نگرانه مردم جامعه موردمطالعه هست از طرف دیگر، مشکلات نظری و روشی فراوانی را در بررسی مسئله ارزش، نسل، تضاد و شکاف نسلی به وجود آورده است. باوجوداینکه کتابها و مقالات مختلفی در کشور، شکاف ارزشی نسلی را موردبررسی قرار داده‌اند، اما با کم‌توجه‌ی به بررسیهای کیفی و تفسیری تا حد زیادی با بررسی در سطح کلان و نگاه تعمیمگرایانهای به این مسئله پرداختهاند. این تحقیقات اگرچه دادههای نسبتاً مفصل و زیادی در مورد شکاف ارزشی و برخورد نسلها در اختیار قرار میدهند، اما بیشتر زبانی نخبهگرا و تعمیمگرایانه دارند و ازآنجایی‌که اکنون ما با تکثر زیست جهانها مواجهیم، چنین تحقیقاتی در عصر پایان فراروایتها، این تکثر زیست جهانها را نادیده میگیرند. درمجموع، با بررسی پژوهشهای صورت گرفته مشخص میگردد که در داخل و خارج کشور بیشتر پژوهشهای انجام‌گرفته درباره ارزش‌های بین نسلی با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه برای گردآوری دادهها استفاده‌شده است؛ و بیشتر از رویکرد اتیک یا جهتگیری برونگرایانه به مطالعه پدیدهی ارزش، نسل و شکاف نسلی را بررسی کردهاند. لذا پدیدهی موردبررسی به‌طور سطحی و اجمالی مورد ارزیابی و بررسی قرارگرفته است؛ بنابراین در تحقیق حاضر ضمن استفاده از روشهای کیفی و ارائه نظریهی زمینهای و نیز استفاده از برخی چارچوبهای نظری آن تحقیقات، ارزش‌های بین نسلی را در میان دو نسل (جوانان و بزرگ‌سالان) در جامعه موردمطالعه از دیدگاه خاص مردم آن منطقه موردتوجه خاص قرارگرفته است.
2-2 مروری بر رویکردهای نظریازآنجاکه هدف پژوهش در تحقیقات کیفی- تفسیرگرایانه، درک و فهم پدیدههای اجتماعی و معنای درونی کنشهای معنادار انسان در محیطهای طبیعی است، لذا محققان کیفی بدون استفاده از نظریه و فرضیههای از پیش تعین شده وارد میدان تحقیق‌شده و به بررسی پدیده موردنظر در شرایط طبیعی میپردازند. علیرغم منطق روش تفسیری، در این روش از نظریه‌ها به شیوههای متفاوت از روش اثبات‌گرایان استفاده میشود. فترمن (1995) از محققان و روششناسان برجسته کیفی در عبارت زیبایی بیان میکند که محقق کیفی باید با ذهنی باز وارد میدان مطالعه شود نه با کله‌پوک (محمد پور، 1392). وی با این عبارت موجز و رسا ادامه میدهد که نظریهها میتوانند راهنمای عمومی پژوهشهای کیفی باشند؛ به این معنا که در باز شدن ذهن محقق، توجه به نکات، روندها و ابعاد محوری میدان مطالعه، ارائه چارچوب مفهومی جهت طرح سؤال‌های عمده نقش اساسی ایفا کنند. اشتراوس و کوربین (1391) نیز با تأکید بر استفاده از نظریه‌ها و رویکردهای نظری تحت عنوان «ادبیات فنی» بر این باورند که بازنگری و استفاده عمومی از نظریه‌ها میتواند به چیزی منجر شود که آن‌ها آن را «حساسیت نظری» میخوانند. بر اساس این مفهوم، محقق باید بتواند به جریانها، مفاهیم و رویدادهای اصلی مرتبط با موضوع تحت مطالعه حساس بوده و برانگیخته شود. آنان بازنگری و توجه کلی به نظریههای مرتبط را عامل اساسی در ایجاد این حساسیت نظری در محقق کیفی میدانند.
در این بخش به بازنگری و بررسی اجمالی دودسته از نظریه‌های ارزش‌های بین نسلی پرداخته میشود که هرکدام از آن‌ها بر ابعاد خاصی از ارزش و نسل تأکیددارند. این دودسته عبارت‌اند از: نظریههای جامعهشناختی و رویکردهای روانشناسان اجتماعی ارزش‌های بین نسلی. ابتدا به بازنگری و معرفی نظریههای جامعهشناختی نسل و تغییرات ارزشی پرداخته میشود و بعد به نظریههای نسل و تغییرات ارزشی روانشناسان اجتماعی
2-2-1 نظریههای جامعهشناختی2-2-1-1 رویکرد اجتماعی شدن مارگارت مید مارگارت ميد (1978 ـ 1901) استاد دانشگاه کلمبيا از نخستين جامعه‌شناساني بود که به روابط بين نسلي توجه داشته است. وي با بررسی انقلاب‌هاي دانشجويي سال 1969 اروپا، مدعي بود که دليل اصلي رفتارها و بينش‌هاي انقلابي دانشجويان و اغتشاشات آن دهه، وجود تفاوت نسلي ميان متولدين سال‌هاي قبل و بعد از جنگ جهاني دوم بود. به عقيده وي جنگ جهاني دوم تغييرات اجتماعي وسيع و شتاباني را به وجود آورده و سبب رشد و تحول بينش‌ها و آگاهي‌ها شده است. علت رفتارهای غیرمتعارف و حتی ضد فرهنگی جوانان وجود فاصلهی نسلی بین آن‌هایی است که قبل و بعد از جنگ جهانی دوم متولد و بزرگ‌شده‌اند، زندگی خود را در دنیایی شروع و تجربه کردهاند که کاملاً با دنیای قبل از آن تفاوت دارد. وی معتقد است که نسل قبل از جنگ دیگر هرگز تکرار نخواهد شد، چراکه آن‌ها در دنیای بدون بمب اتمی، بدون تلویزیون، بدون ماهواره و رسانههای جمعی بینالمللی، بدون کامپیوتر، بدون فضاپیماهای ماهنورد و بدون خیلی از وسایل مدرن دیگر بزرگ‌شده‌اند و درنتیجه نمیتوانند تجربه نسل جدید را درک کنند (پناهی، 1380). از سوي ديگر پديده‌هاي جمعيتي نظير مهاجرت، توالي، جابه‌جايي‌هاي جمعيتي از روستا به شهر و يا مهاجرت‌هاي بين‌المللي، هم سبب پذيرش الگوها و سبک‌هاي زندگي جديدي شده و به رفتار‌هاي افراد صورت جديدي بخشيده است. به عقيده ميد، دگرگوني‌هاي اجتماعي شتابان، فرآيند انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر و يا فرآيند اجتماعی شدن را دچار مشکل وقفه نموده و بين دو نسل اختلاف تجربه و فرهنگ ايجاد کرده است. وي در کتاب



قیمت: 10000 تومان