—d1723

1929765-32385000
دانشگاه قم دانشکده الهیات
پایان نامه ی دوره ی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی
عنوان:
مقایسه ی تطبیقی ظن فقهی _ اصولی و ظن اخلاقی
از منظر حجیت
استاد راهنما:
آقای دکتر وزیری فرد
استاد مشاور:
خانم دکتر عبداللهی علی بیک
نگارنده:
اکرم رحمانی ملک اباد
زمستان 1393
بسم الله الرّحمن الرّحيم

1929765-32385000
دانشگاه قم دانشکده الهیات
پایان نامه ی دوره ی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی
عنوان:
مقایسه ی تطبیقی ظن فقهی _ اصولی و ظن اخلاقی
از منظر حجیت
استاد راهنما:
آقای دکتر وزیری فرد
استاد مشاور:
خانم دکتر عبداللهی علی بیک
نگارنده:
اکرم رحمانی ملک اباد
زمستان 1393
تقدیم به:
ساحت مقدس حضرت بقیة الله الاعظم صاحب الزمان- عجل الله تعالی فرجه الشریف- و نائب بر حقشان مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای- مد ظله العالی-

تشکر و قدردانی:
حمد و سپاس فراوان خدای حکیم را که امکان و شوق تحصیل به علم را در وجودم قرار داد.
لازم است از استاد گرامی و بزرگوار جناب آقای دکتر وزیری فرد که راهنمایی اینجانب را در انجام تحقیق و پژوهش و نگارش این پایان نامه تقبل نموده اند، مخصوصا بسیار مشوق بنده در این راه بودند و جناب سرکار خانم دکتر عبداللهی علی بیک که به عنوان مشاور مرا مورد لطف قرار دادند نهایت تشکر و سپاسگزاری را داشته باشم.
از خواهر بزرگوارم سرکار خانم فاطمه رحمانی و همسر ارجمندشان حجة الاسلام قلمکاریان اصفهانی که در دوره ی تحصیل ارشد بنده متحمل زحمات بسیار شدند کمال تشکر را دارم.
ازهمسر عزیز و مهربانم که در تمام مراحل زندگی یاور بنده و در امر تحصیل مشوق و همراه خوبی برایم بوده و است تشکر می کنم.
چکیده:
ظن حالتی نفسانی است که طبق آن فرد به چیزی اعتقاد پیدا می کند و این اعتقاد همراه با احتمال نقیض می باشد. گاهی حجت است و گاهی حجت نیست. در علم اصول فقه و اخلاق این واژه به کار رفته است و در هر یک حجیت آن مورد بررسی قرار گرفته است ودر بادی نظر حجیت در دوسوی مقابل قرار می گیرند. گروهی استناد به دلیل عدم حجیت ظن اخلاقی کرده اند و از آن عدم حجیت ظن اصولی را اثبات کرده اند، گروهی هم آن دلیل را متعلق به ظن اخلاقی نمی دانند که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است و به این مطلب می رسد که: ظن در هر دو علم عدم حجیتش غالب است. علت حجیت یا عدم حجیت آن هم در هر دو علم یکی است. پس ظن، اعتقادی راجح اما سیال است که در هر موضعی یک درجه از قوت را به خود اختصاص می دهد؛ گرچه در هر صورت بر طرف نقیضش غلبه دارد. این غلبه گاهی زیاد است، گاهی کم ولذا نمی تواند از منظر حجیت یک حکم کلی را به خود اختصاص دهد.اگر غلبه زیاد باشد حجت است و اگر غلبه کم باشد حجتیش در معرض تردید و تزلزل قرار می گیرد؛ البته این عدم حجیت منجربه حجیت پیدا کردن طرف نقیضش نمی شود. در علم اخلاق هم به همین صورت است: غلبه ی جانب خیر یا شر بر طرف دیگرش؛ که به حسن و سوء ظن تعبیر می شود. حجیت هم در آن به همین صورت است؛ یعنی سوء ظن به طور مطلق حرام نیست، حسن ظن هم به طور مطلق جایز نمی باشد. رابطه ی منطقی بین ظنون فقهی- اصولی و اخلاقی عام و خاص من وجه است. روش تحقیق به صورت علمی- بنیادی- پژوهشی است. علم اصول فقه به عنوان زیر بنا و واسطه ی اثبات درمسائل فقهی است، وقتی ظن در اصول فقه مورد بررسی قرار می گیرد، نتیجه ی حاصل از حجیت و عدم حجیت آن در فقه توسط مجتهد به کار می رود.لذا از ظن اصولی- فقهی در اینجا تنها به ظن اصولی تعبیر شده است.
کلید واژه: ظن اصولی ،حسن ظن ،سوء ظن ،حجیت ،قطع و یقین ،علم.
فهرست مطالب
107139462413000عنوانصفحه مقدمه‌و‌طرح‌تحقیق 1
58610516510000‌1 – بیان‌مسئله‌2
58610517399000سوالات‌تحقیق3
53530516256000فرضیه‌های‌تحقیق4
53530517208500سابقه‌و‌ضرورت‌تحقیق4
58610517081500روش‌تحقیق5
58610512954000طرح‌تحقیق6
58610515875000اهداف‌و‌کاربردهای‌تحقیق‌6
فصل اول: مفهوم شناسی واژه ی «ظن»
586105129540001.‌ظن‌در‌لغت8
569595163830001-1-1. ظن‌در‌نظر‌لغت‌شناسان8
589915142240001-1-2. تحلیل‌و‌بررسی11
520065146685003جمع بندی 13‌
575310177165001-2‌. ظن‌در‌قرآن‌ 14
530225144780001.‌بررسی‌آیه‌46‌ بقره15 ‌
53022517526000‌‌1-2-2‌جمع بندی17 ‌
575945144145001-3‌. ظن‌در‌اصطلاح‌علم‌اصول18 ‌
56959514922500‌‌‌‌‌‌‌1-3-1‌. تعریف‌ظن‌در‌علم‌اصول20‌
56959515557500‌‌‌‌‌‌1-3-2‌. عناوین‌مرتبط‌با‌ظن‌اصولی21
575945161290001-4‌. ظن‌در‌اصطلاح‌علم‌اخلاق24 ‌
57975513271500‌‌‌‌‌1-4-1‌. تعریف‌ظن‌در‌علم‌اخلاق‌24
56007013906500‌‌‌‌‌1-4-2‌. عناوین‌مرتبط‌با‌ظن‌اخلاقی‌ 25
57594516827500‌1-5. اقسام ظن به حسب حکم تکلیفی 26
560070168275001-5-1. تقسیم‌ظن‌بر‌5‌حکم‌تکلیفی 26 ‌
539750152400002-5-1. تقسیم‌ظن‌بر‌4‌حکم‌تکلیفی 27 ‌
فصل دوم: عدم حجیت ظن اصولی
525145130810002-1‌. مقدمه32‌
525145149860002-2‌. ادله‌ی‌قائلین‌به‌عدم‌حجیت‌مطلق‌ظن35 ‌
52006516002000‌‌‌‌‌2-2-1‌. کتاب 36‌
49022013525500‌‌‌‌‌2-2-2‌. سنت 37 ‌
52006517843500‌‌‌‌‌2-2-3‌. وجدان‌و‌حس40
53022514541500‌‌‌‌‌2-2-4‌. وجه‌الزامی ‌ 41
50990515811500‌‌‌‌‌2-2-5‌. دلیل‌عقلی43 ‌
545465163830002-3‌. رد‌ادله‌ی‌عدم‌حجیت‌ظن44
54991015748000‌‌‌‌‌2-3-1‌. رد‌کتاب44 ‌
52895515113000‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌2-3-1-1‌. بررسی‌آیه‌«ان‌الظن‌لا‌یغنی‌من‌الحق‌شیئا»46
54864017843500‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌2-3-1-1-1‌. معنای‌حق‌و‌ظن46 ‌
52959011747500‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌2-3-1-1-2‌. حیطه‌ی‌موضوعی‌آیه47 ‌
53975015049500‌‌‌‌‌2-3-2‌. رد‌سنت51 ‌
52006515557500‌‌‌‌‌2-3-3‌. رد‌وجدان‌و‌حس51 ‌
53022515875000‌‌‌‌‌2-3-4‌. رد‌دلیل‌عقل51 ‌
560070144780002-4‌. پاسخ‌قائلین‌به‌عدم‌حجیت‌مطلق‌ظن52 ‌
560070157480002-5. جمع بندی54
فصل سوم: حجیت ظن اصولی
549910138430003-1‌. دلیل‌برحجیت‌ظن فی الجمله56 ‌
549910142875003-2‌. دلیل‌بر‌حجیت‌مطلق‌ظن57 ‌
54991016573500‌‌‌‌‌‌3-2-1‌. دلیل‌انسداد58 ‌
50990514986000‌‌‌‌‌‌3-2-2‌. لزوم‌ترجیح‌راجح59 ‌
52006517653000‌‌‌‌‌‌3-2-3‌. وجوب‌دفع‌ضرر‌مظنون60‌ ‌
539750140970003-3‌. دلیل‌بر‌حجیت‌ظنون‌خاصه61 ‌
53975016510000‌‌‌‌‌‌3-3-1‌. دلیل‌عمل‌به‌ظن‌مظنون‌الحجیه64 ‌
530225179070003-4. رد‌ادله‌ی‌حجیت‌ظن65 ‌
56959514605000‌‌‌‌‌‌3-4-1‌. رد‌دلیل‌برحجیت‌ظن فی الجمله66 ‌
50990515113000‌‌‌‌‌‌3-4-2‌. رد‌دلیل‌بر‌حجیت‌مطلق‌ظن70 ‌
50038013398500‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3-4-2-1‌. رد‌دلیل‌انسداد70 ‌
54991016764000‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3-4-2-1-1‌. رد‌صغرای‌دلیل70 ‌
51054013843000‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3-4-2-1-2‌. رد‌کبرای‌دلیل72 ‌
52006514351000‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3-4-2-2.‌رد‌لزوم‌ترجیح‌راجح74‌
52959014859000‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3-4-2-3‌. رد‌وجوب‌دفع‌ضرر‌مظنون75
53022514795500‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3-4-2-3-1‌. رد‌مقدمه‌ی‌دلیل76
52006517145000‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3-4-2-3-2‌. رد‌اجتهاد‌ظنی78 ‌
1659890136525003-5‌. جمع بندی 84 ‌
فصل چهارم: ظن اخلاقی
1600200136525004-1‌. سوء‌ظن89 ‌
48006013144500‌‌‌‌‌4-1-1‌. تعریف‌سوء‌ظن89 ‌
53022515557500‌‌‌‌‌4-1-2‌. شاخه‌های‌سوء‌ظن‌و‌حجیت‌و‌عدم‌حجیت‌آن90‌
491490141605004-1-2-1‌. سوء‌ظن‌به‌خدا‌و‌عدم‌حجیت‌آن91
500380154940004-1-2-2‌. سوء‌ظن‌به‌پیامبر‌و‌اولیاء‌الهی‌و‌عدم‌حجیت‌آن93‌
481965123190004-1-2-3‌. سوء‌ظن‌به‌مومنان‌و‌عدم‌حجیت‌آن94‌
509905133350004-1-2-4‌. سوء‌ظن‌به‌غیر‌مومنان‌و‌حجیت‌آن95‌
509905167640004-1-2-. 5‌سوء‌ظن‌نسبت‌به‌خود‌و‌حجیت‌آن95 ‌
54991017145000‌‌‌‌‌4-1-3‌. مراتب‌سوء‌ظن‌و‌حجیت‌آن96 ‌
50990516700500‌‌‌‌‌4-1-4‌. منشأ‌سوء‌ظن97 ‌
52006517018000‌‌‌‌‌4-1-5‌. پیامدها‌و‌آثار‌سوء‌ظن99 ‌
50990516637000‌‌‌‌‌4-1-6‌. موارد‌استثناء‌و‌حجیت‌آن104
520065142240004-2‌. حسن‌ظن‌و‌ادله‌ی‌حجیت‌آن108 ‌
453390134620004-3.‌ مهم‌ترین‌دلیل‌عدم‌حجیت‌سوء‌ظن‌، بررسی‌آیه «إجتنبوا‌کثیرا من‌الظن ان بعض الظن اثم»110 ‌
50990515176500‌4-3-1.‌ حیطه‌ی‌موضوعی‌آیه110 ‌
50038015494000‌‌‌‌4-3-2‌. نوع‌ظن‌منهی‌عنه112‌ ‌
50038017018000‌‌‌‌4-3-3‌. مراد‌از‌«کثیرا»114 ‌
55499017272000‌‌‌‌4-3-4.‌ «إن‌بعض‌الظن‌اثم»117 ‌
52006516637000‌‌‌‌4-3-5‌. مراد‌از‌نهی118 ‌
فصل پنجم: مقایسه ی حجیت ظن اصولی- فقهی با ظن اخلاقی
480060147955005-1‌. نتیجه‌حجیت‌ظن‌اصولی121 ‌
520065132080005-2‌. نتیجه‌حجیت‌ظن‌اخلاقی126 ‌
554990146685005-3‌. مقایسه‌حجیت‌ظن‌اصولی‌با‌ظن‌اخلاقی128
539750150495004-5. مقایسه‌ادله ی حجیت‌ظن‌اصولی‌با‌ظن‌اخلاقی 130
168973518669000‌نتیجه گیری 132
160020012001500منابع‌و‌مآخذ134

مقدمه

موضوع پایان نامه «مقایسه ی تطبیقی ظن فقهی- اصولی با ظن اخلاقی از منظر حجیت» است.
از آن جایی که عمده ی منابع علمی در اصول فقه ،ظنی می باشند لازم است حجیت آن به طور کامل بررسی شود .گرچه در حال حاضر مبنای کتب اصولی بر این است که اصل را عدم حجیت ظن می دانند و سپس آنچه در کتب خود مورد بررسی قرار می دهند موارد و مصادیق ظنی است که از این اصل خارج می شوند که نیازمند بررسی است.
از طرفی عنوان ظن در علم اخلاق هم مطرح شده است .در آنجا هم تحت دو عنوان کلی سوء ظن و حسن ظن دو حکم کلی حرمت و جواز را به خود اختصاص داده است .که برگرفته از عدم حجیت و حجیت ظن می باشد و حجیت و عدم حجیت آن نیازمند بررسی است.
لازم است بررسی شود که آیا ظن مصطلح در اصول با آنچه در اخلاق مطرح است دو مفهوم مجزا و متفاوت می باشند تا بحث حجیت هر یک با دلایل خاص خود مطرح شود یا اینکه از نظر معنایی مرادف هم می باشند و از ادله ی اثبات و رد ظن به طور کلی در روایات و آیات برای هر دو می توان استفاده کرد.
گرچه با توجه به قرائن موجود در آیات و روایات برخی موارد مربوط به ظن اصولی -فقهی است و برخی مربوط به ظن اخلاقی ،این سؤال ایجاد می شود که: این تفاوت و تعدد به خاطر عدم تفاهم مفهومی ظن در این دو علم است یا دلیل دیگری دارد؟ اگر ارتباطی با هم ندارند باید این ادله به طور کامل تنقیح شود تا در بررسی حجیت ظن در یک میدان علمی برخی برای احتجاج به طرف مقابل خود سراغ دلیل ظن در علم دیگر نروند و در واقع ادله ی این دو علم با هم مخلوط نشوند.
با توجه به اینکه این تحقیق یک موضوع میان رشته ای است ،سختی های مضاعف و خاص خود را داشت و از آن جایی که برای دوره ی ارشد رشته ی فقه و مبانی حقوق است ، بحث اصولی- فقهی در آن محوریت دارد و به جنبه ی اصولی آن بیشتر پرداخته شده است. لازم به ذکر است چون عمده ی منابع مورد استفاده عربی بوده، ناگزیر زبان نوشتاری هم تحت تأثیر آن قرار گرفته است.
1- بیان مساله
ظن در اخلاق هر احتمالی را شامل می شود، حتی احتمالات ضعیفی که در اصول به نام شک و وهم مطرح می شوند .اما عمده در آن همان احتمال غالب می باشد .در ظن اخلاقی تنها دو طرف خیر و شر مطرح است .وقتی جانب خیر غالب شود تعبیر به حسن ظن می شود و زمانی که جانب شر غالب شود سوء ظن نامیده می شود .به طور کلی و عمده حسن ظن حجت می باشد و سوء ظن حجیتی ندارد .در پرتو حجیت حسن ظن مکلف جواز عمل پیدا می کند و در صورت عدم حجیت نمی تواند ملاک عمل واقع شود و عمل بر طبق آن حرام است.
ظن در اصول که نام ظاهر را به خود می گیرد ،احتمال غالبی از جانب شنونده را شامل می شود که این احتمال غالب ممکن است یک درجه از مرز شک و تردید – دو احتمال علی السویه- بیشتر باشد یا یک درجه از مرز قطع و یقین که دیگر در دایره احتمال قرار نمی گیرد پایین تر باشد .این ظن گاهی حجت است و گاهی با دلیل نقلی از حجیت ساقط می شود .بررسی ادله ی حجیت و عدم حجیت هر یک از ظنون اصولی و اخلاقی به ما کمک می کند ارتباط بین این دو را شناسایی کنیم و از خلط این دو ادله جلوگیری شود.
2-سؤالات تحقیق
سوال اصلی: حقیقت معنای ظن چیست؟
سؤالات فرعی:
آیا معنای اصطلاحی ظن اصولی با ظن اخلاقی و معنای لغوی آن متفاوت است؟
ظن متداول بین عرف چه تفاوتی با ظن مصطلح اصولیون دارد؟ آیا همان ظن اخلاقی می باشد؟
رابطه ی ظنون اخلاقی با اصولی چیست؟
ظنون نهی شده در قرآن چه ظنونی را در بر می گیرد؟ اخلاقی یا فقهی – اصولی یا مشترک برای هر دو است یا اینکه به دو دسته ی مجزا تقسیم می گردد؟
3- فرضیه های تحقیق
ظن به معنای غلبه ی یک طرفه ی احتمال می باشد .معنای اصطلاحی ظن اصولی و اخلاقی را نیز می توان بر همین معنای لغوی آن حمل نمود.
ظن متداول عرفی همان ظن اخلاقی است و غالبا سوء ظن می باشد.
دامنه ی ظن اخلاقی از ظن اصولی گسترده تر می باشد و آیات ناهیه تمام ظنون اخلاقی را نیز در بر می گیرد .البته ظن در اینجا به منظور سوء ظن می باشد .چه بسا دستور به حسن ظن داده شده و حجیت آن ثابت است و نیز حجیت هر یک از ظنون اخلاقی یا اصولی می تواند دیگری را از حجیت ساقط کند که در هر علم به عنوان شرایط حجیت مطرح می شود.
ظن منهی عنه در قرآن کریم هر دو ظن اصولی- فقهی و اخلاقی را شامل می شود که در این صورت بحث مهم اصولی اراده ی دو معنا از یک لفظ مطرح می شود که علی الظاهر جواز آن راجح است.
4- سابقه و ضرورت تحقیق
در کتب اصولی محدودی ،به طور خاص مسأله ی ظن و حجیت آن مورد بررسی قرار گرفته است .عمد ه ی کتب اصولی ،اصل را بر عدم حجیت ظن گذارده اند ،سپس مواردی را به طور مصداقی از حکم کلی خارج می کنند .کتاب رسائل و مسائل ملااحمد نراقی از کتبی است که به طور مفصل به این مسأله پرداخته است.
در کتب اخلاقی هم از مسأله ی ظن بسیار کم صحبت به میان آمده است .در آن جا هم تمرکز روی حکم کلی و غالبی ظن است اما به این نپرداخته که چرا برخی مواضع بر خلاف حکم کلی است .صرفا به عنوان استثنا مطرح شده
در هیچ جا از کتب اصولی و اخلاقی یافت نشد که این دو مسأله را با هم به میدان مقایسه و تحلیل و بررسی آورده باشند و علی الظاهر بنای همگی بر مع الفارق بودن قیاس میان آن دو است، که بررسی مع الفارق بودن این دو کاری ابداعی و نو است کاری که در این تحقیق انجام شده است.
از آنجایی که ظنون اخلاقی اصولی مورد مقایسه قرار نگرفته اند در برخی موارد و فتاوای فقهی استناد به ظنون اخلاقی و وجوب آن ها و در برخی موارد استناد به ظنون اصولی شده ،تنقیح هر کدام و ادله آن ها و مقایسه ی بین آن دو ضروری به نظر می رسد.
5-روش تحقیق
تحقیق حاضر به صورت علمی- پژوهشی- تحلیلی است . ابتدا موضوع تبیین شده، سپس داده های مزبور مورد تحلیل و درنهایت نتیجه گیری قرار گرفته است. لازم به ذکر است مواردی که در پایان نامه با عبارات «به نظر می رسد» ،«شاید» و «شاید بتوان گفت»آمده است مطالبی غیر مستند می باشند و تحلیل و بررسی و نتیجه گیری نگارنده از مطالب مستند می باشد؛ در حقیقت ابداع احتمال است و قابل رد و خدشه می باشد.
6- طرح تحقیق
با توجه به سوال ها و اهداف ،این تحقیق در 5 فصل تدوین گردیده است .فصل اول به تعریف ظن در لغت و اصطلاح های فقهی- اصولی و اخلاقی و تقسیملت ظن به حسب حکم تکلیفی پرداخته است .فصل دوم و سوم نیز به ظن اصولی و بحث حجیت آن پرداخته است .فصل چهارم راجع به ظن اخلاقی و حجیت آن می باشد. در فصل پنجم بین حجیت ظنون فقهی- اصولی و ادله ی حجیتشان مقایسه صورت گرفته است.
7-اهداف و کاربرد های تحقیق
مهمترین هدف و کاربرد تحقیق ،تنقیح میان ادله ی حجیت ظن اصولی و اخلاقی است .هنگامی که ادله ی حجیت هر کدام نسبت به دیگری تشخیص داده شود و تفکیک شود اختلاف نظر در رابطه با حجیت و عدم حجیت هر یک کاهش می یابد و از مشتبه شدن امر در این دو علم جلوگیری می شود و در استنباط احکام فقهی تغییراتی ایجاد شود چون اختلاف در مبناها کم می شود.

فصل اول:
مفهوم شناسی واژه ی ظن
1-1. ظن در لغت :
1-1-1. نظر لغت شناسان:
در تعریف واژه «ظن» وقتی به لغتنامه ها مراجعه می شود عبارت واحدی را نمی توان یافت و به نوعی تشتت و پراکندگی نظر در این رابطه دیده می شود . در جایی ظن را «احتمال قوی» معنا کرده اند و جایی اعتقاد راجح با «احتمال نقیص» یا «اعتقاد ضعیف غیر جازمی که در آن یقینی که مستند به دلیل قاطع است نباشد». برخی هم آن را حاوی دو معنای متضاد «یقین» و «شک» دانسته اند.
برخی هم ظن را دارای 4 معنی می دانند که دو معنی آن متضاد می باشد : 1- شک 2- یقین و دو معنی غیر متضاد : 3- کذب 4- تهمت .
در عین حالی که عبارات مختلفی در تعریف این واژه ذکر شده ، برخی از تعاریف توسط دیگر علمای اهل لغت صراحتاً رد شده ولی برخی دیگر در ردّ آن بیانی نیامده است . از جمله در موردی که ظن را شامل دو معنی متضاد یقین و شک می داند که در قاموس با عنایت به آیات قرآن که ظن را جدای علم و شک بیان فرموده ، این امر را بعید می داند. در التحقیق نیز در صورت وجود مجوز ، اجازه ی استعمال ظن در یقین و شک را می دهد و الا در صورت نبود مجوز حتی اجازه ی استعمال ظن را در یقین و شک نمی دهد چه رسد که مفهوم ظن را به آن دو معنی کند.
عده ای هم ظن را به معنای یقین نمی دانند ولی گفته اند : «گاهی ظن به معنای یقین هم استعمال می شود». یا در مورد یقین مطلق یقین را نشمرده اند . بلکه عنوان «یقین تدبّر» را مطرح کرده اند که با یقین عیان متفاوت می باشد و مراد از ظن به معنای یقین ، یقین عیان نمی باشد. به نظر می رسد یقین عیان منظور همان قطع در اصطلاح اصول باشد ، یا در موارد محسوس ظن را در معنای یقین استعمال نمی کنند.
کسانی که ظن را به یقین معنا کرده اند یا حداقل استعمال آن را در معنای یقین جایز شمرده اند ، عمدتاً استنادشان به قرآن می باشد. در جایی که می فرماید : «ا لَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ ؛ کسانی که یقین دارند به پیشگاه پروردگار خویش می روند» ، « أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ * لِيَوْمٍ عَظِيمٍ؛ آیا آنها نمی دانند که در روزی بس بزرگ مبعوث خواهند شد» ، « الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا اللّهِ؛ کسانی که یقین داشتند به پیشگاه پروردگار خویش می روند» .
چون آیات فوق در مورد آخرت می باشد و برای آخرت هم یقین لازم است نه ظن . چنانکه فرموده : « وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» و « يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ»، « لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ» لذا نتیجه گرفته اند : ظن در موارد مذکور به معنی یقین است. یا در معنای یقین استعمال شده و قاعده ساخته اند به اینکه : «اگر ظن با «أنّ» مشددّه و مخفّفه از مثقّله استعمال شود در مقام یقین می باشد. چرا که «أنّ» مشدد و مخفّف برای تحقیق است و با آمدن بعد از ظن قرینه می شود که ظن به معنی یقین باشد. مثل « ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ؛ خود ، یقین به مفارقت از دنیا کند» و دیگر آیاتی که ذکر شد .»
ولی می توان این پاسخ را پذیرفت که در آیات مذکور , علت استعمال ظن ، ظاهراً آن است که ظن ملاقات ربّ و ظن بعثت هم در اصلاح عمل و ترس از خدا کافی است . زیرا انسان ذاتاً از خطر محتمل پرهیز می کند :« وَ اَنذِر بِهِ الذین یخافون ان یحشروا الی ربهم؛ بوسیله این قرآن کسانی که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می ترسند ، هشدار ده.» و «أنّ» مشدد و مخفف هم قرینه باشد بر قوت معنای ظن. چنانچه در انتهای این بحث خواهد آمد انشاءالله. و اشاره است بر اینکه اعتقاد آنها به چیز متیقن است هر چند خودش یقینی نباشد.
1-1-2. تحلیل و بررسی:
شاید بتوان از بین تعابیری که برای این واژه ذکر شده آنچه در قاموس و مفردات راغب آمده را بهتر پذیرفت . وقتی که ظن را احتمال قوی می داند و در مقابل ، وهم را احتمال ضعیف و شک را تساوی طرفین.
ظن مفهومی است جدای از یقین و شک. احتمال قوی می باشد. در واقع اگر یقین انسان را همان قطع بدانیم که عبارت است از ادراک انسان نسبت به چیزی به نحو صد در صدی و جهل او را عدم ادراک بدانیم و هیچ احتمال و در صدی برآن قایل نشویم. از صفر تا صد را بر سه قسم می کنیم: 1- ادراک 50 درصدی که فرد ، بین دانستن چیزی و عدم آن به یک اندازه احتمال می دهد و هیچ طرفی را برطرف دیگر ترجیح نمی دهد . به این ادراک «شک» گفته می شود. 2- اگر ادراک کمتر از 50 درصد باشد یعنی به مطلبی ادراک داشته باشد ولی احتمال طرف مقابلش را بیشتر بدهد به آن «وهم» می گویند. 3- اگر بالعکس، ادراک بیشتر از 50 درصد باشد یعنی احتمال امری را بدهد و احتمال نقیصش، ضعیفتر باشد، ظن می باشد.
لذا در تعریف شک و ظن و علم گفته می شود: الشک : «هو استواء کفتی الاحتمالین اثباتاً و نفیاً و الظن: ترجیح کفۀ. احدهما علی الاخر مع بقاء الطریق مفتوحاً للذی خف میزانه و العلم : یقین احدهما مع سدّ الطریق علی الاخر من الاساس»
پس ظن اعتقادی بین 50 تا 100 می شود. با این بیان است که در مفردات می گوید: «متی قویت ادّت إلی العلم و متی ضعفت جداً لم یتجاوز حد التوهم» گر چه به نظر می رسد بهتر بود به جای توهم، شک را می آورد .
پس می توان اینگونه بیان کرد که ظن مفهومی است مشکک. نه به معنای یقین است و نه به معنای شک و وهم . بلکه شدت و ضعف دارد. احتمال بین 50 تا 100 درصد که خود 49 درجه است. ممکن است شخص نسبت به امری 51 درصد اعتقاد داشته باشد و یا 99 درصد. قطعاً این دو با هم مساوی نیستند ولی هر دو ظن می باشند.
به نظر می رسد به خاطر همین تشکیکی که دارد برخی مجبور شده اند ظن را به معنای شک و یقین بدانند. حال آن که آن ها مقوله های جدایی می باشند و با ظن حداقل یک درجه متفاوتند.
1-1-3. جمع بندی:
اصل ظن واقع شدن معنی در نفس است قبل از تحقیقش، حقیقت ظن چیزی است که بودن مظنون نزد ظان قوت دارد بر آنچه ظنش می باشد ، در صورتی که غیرش نیز جواز داشته باشد. در واقع قوت محتمل مع جواز طرف دیگر.
ظن یک حالت نفسانی است که در انسان حاصل می شود و طبق آن به حقانیت و وقوع یک چیز اعتقاد پیدا می کند . منتها این اعتقاد، قطعی و یقینی نیست، بلکه فقط به صورت احتمال قوی و ترجیح یکی از دو طرف قضیه است. به گونه ای که احتمال خلاف هم داده می شود.
مفاهیمی که در برابر ظن قرار دارند عبارتند از: علم، شک و وهم. بنابراین، ادراک انسانی به یکی از این چهار حالت صورت می گیرد. علم که در آن احتمال خلاف داده نمی شود. ظن که احتمال خلاف در آن ضعیف است، شک که هر دو طرف قضیه در آن مساوی است و هیچ طرف ترجیح داده نمی شود و وهم که احتمال خلاف در آن قوی است.
بدون شک، علم و یقین بهترین و محکمترین راه شناخت است و کسی جزء سوفسطانیان در درستی آن تردید نکرده اند. شک و وهم نیز نمی توانند در طریق شناخت قرار بگیرند. [آنچه باقی می ماند ظن است که جایگاه وسیعی را در بحث به خود اختصاص داده است]
هر کدام از این چهار مفهوم نیز برای خود مراتبی دارند حتی علم و یقین هم مراتبی در شدت و ضعف دارد.
البته به نظر می رسد وقتی این 4 حالت ادراک به اینصورت تعریف می شود، دیگر نتوان برای شک و علم، مراتب و شدت و ضعف قایل شد. شدت و ضعف تنها در ظن و وهم قابل فرض است.
شاید اینکه برای علم و یقین مراتب می شمرند مثلاً ظن اطمینانی را جزء آن می دانند حال آنکه ظن اطمینانی از مراتب یقین نیست بلکه جزء ظن می باشد و در تعاریف اصطلاحی به خاطر شدت و قوتش به عنوان یقین استعمال می شود و ظن وقتی ضعیف شود به عنوان شک استعمال می شود ولی در حقیقت ظن شدت و ضعف دارد نه شک و یقین.
1-2. ظن در قرآن:
به نظر نمی توان به راحتی آیاتی که در مورد قیامت با عنوان ظن آمده را تنها به دلیل اینکه برای آخرت یقین لازم است به معنای یقین تعبیر کرد . چرا که این موارد با آن جایی که در همان جایگاه از عنوان علم و یقین به کار برده ، قطعاً تفاوتهای ریزی دارد . یا زمانی که از تبعیت از ظن نهی می فرماید « اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ» اولاً از مطلق ظن نهی نمی کند . بلکه «کثیراً من الظن» آورده . دیگر اینکه می فرماید : « إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» شاید مراد از این بعض الظن همان موارد ضعیف ظن ، نزدیک به 50 درصد (شک) باشد . یعنی «ظن غیر عقلائی و مجرد احتمال و گمان و وهم .»
در حقیقت با مراجعه به قرآن کریم دیده می شود در 57 آیه از آیات قرآن کریم عنوان ظن آمده که «در مواردی به دانستن و یقین ترجمه شده ، در مواردی به گمان و در مواردی به پندار » با کمی تامل در معانی آیات به نظر می رسد که قول مشکک بودن معنای ظن را بپذیریم و بتوان مشکل را حل کرد و حساب ظن را از یقین و شک و وهم جدا کرد . چرا که در مواردی که تعبیر به ظن شده و از آن به یقین معنا کرده اند، تردید هر چند ضعیف به چشم می خورد و همان باعث می شود امر را از اعتقاد جازم خارج کند و نیز اشعاری به قوت آن دارد.
برای نمونه آیه ای آورده می شود تا تأملی روی آنها صورت گیرد .
1-2-1. بررسی آیه ی 46 بقره:
در این آیه می فرماید:« الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ؛ کسانی که یقین دارند به پیشگاه پروردگار خویش می روند و به او باز می گردند» در اینجا به صراحت ظن به یقین تفسیر شده است.
«الذین» بازگشت به خاشعین دارد و این آیه صفت خاشعین را بیان می کند. شاید بتوان گفت از ویژگی های فرد خاشع این است که اگر ظن به امری داشته باشد، آن هم امری به این مهمی – ملاقات پروردگار – مانند یقین ، به آن توجه کرده و ملاک عمل آنها قرار خواهد گرفت. چنانچه علامه در المیزان در ذیل تفسیر آیه 249 همین سوره می فرمایند:« منظور از گمان به ملاقات پروردگار یا یقین است یا اینکه کنایه از خشوع و فروتنی است.»
در واقع مواردی که مورد اعتقاد به آخرت است و هر کس باید به آن یقین حاصل کند ولی در آیات مربوط به آن از مظنه و گمان به کار برده، ممکن است و جهش این باشد که برای حصول و پیدایش خشوع در دل انسان، مظنه ی قیامت و لقاء پروردگار کافی است. چون علومی که به وسیله ی اسباب تدریجی به تدریج در نفس پیدا می شود، نخست از توجه و بعد شک، و سپس به ترجیح یکی از دو طرف شک ، که همان مظنه است پیدا شده و در آخر احتمالات مخالف به تدریج از بین می رود تا ادراک جزمی که همان علم است حاصل شود و این نوع از علم وقتی به خطری هولناک تعلق بگیرد باعث غلق و اضطراب و خشوع نفس می شود و این غلق و خشوع از وفتی شروع می شود که یک طرف شک رجحان پیدا می کند. چون امر نامبرده خطری و هولناک است قبل از علم به آن و تمامیت آن رجحان، نیز دلهره و ترس در نفس می آورد.
پس به کار بردن مظنه در جای علم، برای اشاره به این بوده که اگر انسان متوجه شود به اینکه ربی و پرودگاری دارد که ممکن است روزی با او دیدار کند و به سویش برگردد، در ترک مخالفت و رعایت احتیاط صبر نمی کند تا علم برایش حاصل شود، بلکه همان مظنه او را وادار به احتیاط می کند.
در موارد دیگر هم که بحث ملاقات پروردگار است و واژه ی ظن به کار برده شده و ترجمه به یقین هم شده اگر بگوئیم منظور از این ملاقات ، مقام والا در آخرت ولقای پروردگار همراه با وجه رضا (مقام رضا) است. شاید بتوان به همان گمان قوی معنی کرد و اشاره به این معنی باشد که افراد صالح همیشه از خود بیم دارند و لذا امید و احتمال قوی می دهند به ملاقات پروردگار نائل شوند. چرا که همه ی بندگان الهی مکلفند درجه سوء ظنی نسبت به خود داشته باشند و همیشه بیم این را داشته باشند که نکند از مسیر الهی منحرف شوند و نسبت به کیفیت اعمال خود مظنونند. لذا به نظر می رسد یقین در این مورد از طرف صالحان مناسب نباشد. ممکن است لقاء رب به موت معنی شود. یعنی خاشعین هر لحظه می پندارند اکنون اجلشان می رسد و این گمان موجب عدم ارتکاب آنها به گناه می شود.
1-2-2. جمع بندی:
می توان گفت مواردی که در قرآن نهی از ظن می کند و آن را تخمین و حدس می داند مراد ظن ضعیف (احتمال ضعیف) ، پایینترین درجه ی ظن ، می باشد:«  إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ؛ جز گمان را پیروی نمی کنند و جز تخمین نمی زنند.»، «  إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ»
و مواردی که ظن را یقین می داند حد اعلای ظن و ظن قوی می باشد و در واقع هر جا ظن به معنی یقین (نزدیک به یقین) به کار رفته ، عمدتاً با «أنّ» مشدده و مخففه از مثقله همراه بوده است.
1-3. ظن در اصطلاح علم اصول :
واژه «ظن» را وقتی در علم اصول مورد بررسی قرار می دهیم برعکس علم اخلاق که عمدتاً تنها با دو عنوان «سوء ظن» و «حسن ظن» سرو کار دارد، عبارات مختلفی دیده می شود.
این واژه با موصوف واقع شدن یا اضافه شدن به عنوان های دیگر دارای دامنه ی وسیعی شده است. گاهی پا به پای قطع با دامنه و مباحثی که قطع در علم اصول به خود اختصاص داده، پیش می رود و همانطور که در اصول مباحثی تحت عنوان قطع نوعی، قطع فعلی، قطع طریقی، قطع موضوعی، قطع قطاع، قطعی الدلاله، قطعی الثبوت و حکم قطعی و … مورد طرح و بحث می باشد، همین مباحث با محوریت ظن مطرح می شوند یعنی ظن نوعی، ظن فعلی، ظن طریقی و موضوعی، ظن غیر متعارف، ظنی الدلاله، ظنی الثبوت و حکم ظنی و … . علاوه بر آن مباحثی هم مختص به خود ظن می باشد که مطرح می گردد.
گرچه در نگاه اجمالی اولیه به نظر می رسد علمای علم اصول در مورد ظن چند دسته اند. یک عده ظن را مطلقاً نپذیرفته اند و با استناد به آیاتی که نهی از تبعیت از ظن می کند مطلقاً آنرا غیر معتبر می دانند و دستاویزی به آن را موجب هلاکت می دانند ولی این گروه ناخودآگاه دستشان از منابع استدلالی خالی می شود چرا که قطع آنقدر وفور ندارند که همه جا مشکل را حل کند و ناگزیر به تمسک به ظن می باشند.
عده ای هم مطلقا آنرا حجت می دانند و هر کجا ظن باشد بر آن به مثابه قطع حکم بار می کنند که این هم با توجه به معنای تشکیکی که برای ظن قائل شدیم در مراحل پایین و نزدیک به شک چندان پسندیده نیست که بخواهد در رتبه ی قطع باشد و آن احکام را دارا باشد.
با توجه به ایرادهای وارد بر این دو گروه، عده ای حد وسط را قائل شده اند و همه ی ظنون را نپذیرفته اند. ولی اینکه چه ظنونی مورد قبول واقع می شود و چه ظنونی مطرود می باشد. در حقیقت در شناخت درجه ی ظن و اعتبار دادن به آن یک حکم اولیه ی عدم اعتبار بر مطلق ظن زده اند و سپس مواردی که در کتاب و سنت و حتی عقل دارای رتبه ی بالای ظن باشد را با دلیل از حکم عدم اعتبار خارج کرده اند و به آن جامه ی حجیت و اعتبار پوشانده اند و یا بالعکس همه ی ظنون را پذیرفته اند و مواردی که در کتاب و سنت و عقل دارای درجه ی پایین ظن باشد را از حکم اعتبار خارج کرده اند. لذا عناوینی تحت عنوان ظن مطلق، ظن انسدادی، ظن غیر معتبر، ظن عام، ظن الحجه، ظن خاص، ظن معتبر، ظن شرعی یا ظن مخصوص مطرح کرده اند. ابتدا تعریفی از خود ظن در اصطلاح اصولییون بیان می گردد. سپس به نحو مختصر به معرفی عناوین مختلف حول محور ظن پرداخته می شود.
1-3-1. تعریف ظن در علم اصول:
در اصطلاح اصول می توان برای ظن دو تعبیر یافت: 1- «تجویز أمرین فیما زاد لأحدهما مزیه علی سائرها ؛ جواز دو امر در صورتی که یکی از آنها بر دیگری مزیتی داشته باشد.» با این تعبیر دو نوع ظن داریم: الف- امری که مزیتی بر دیگری داشته باشد که ظن راجح نامیده می شود و در اسستخراج حکم شرعی این ظن عنوان «غلبه ظن» مجتهد را پیدا می کند [که برخی آنرا به یقین معنی کرده اند حال آنکه این امر صحیح نیست]
ب- امر دیگر ظن مرجوع می باشد که شرعاً جزء اعتقاد منهی عنه قرار می گیرد و آیاتی که در مذمت ظن آمده ، مثل:« وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ؛ هیچ دلیل علمی بر گفته ی خود ندارند و جز خیال و گمان دنبال نمی کنند» شامل این مورد می شود.
2- «الطرف الراجح من طرفی التردد فی الذهن و قد یُطلق علی الاسباب التی تورث الظن بحسب الغالب؛ طرفی که راجح باشد از بین دو طرفی که در ذهن مردد می باشد و گاهی بر اسباب و عواملی که غالباً موجب ظن می شود، اطلاق می شود.»
اما با توجه به معنایی که در لغت برای ظن قائل شدیم به نظر می رسد، تعبیر اول، تعبیر صحیحی نباشد و اصلاً ظن مرجوح معنی نداشته باشد، بلکه طرف مرجوح، وهم نامیده می شود و لذا تعبیر دوم صحیح تر به نظر می رسد. منتهی در هر دو تعبیر دو امر و دو طرف را مطرح می کند و لذا می گوید صحیح نیست که ظن و شک در مورد امری به کار رود که جز یک وجه احتمال بیشتر نداشته باشد؛ بلکه در حداقل دو احتمال و بیشتر مطرح می شود که اگر تجویز یکی از وجوه تقویت شود، آن وجه عنوان ظن به خود می گیرد. اگر مساوی باشد شک نامیده می شود.
به نظر می رسد این حرف درستی باشد. به شرط آنکه منظور از دو طرف و دو امر، لزوماً دو طرف مثلاً وجودی نباشد. بلکه می توان نسبت به یک امر هم ظن پیدا کرد وقتی نسبت به صدق و کذب آن امر، یکی بر دیگری ترجیح داشته باشد. پس شاید بتوان تعبیر بهتر را اینگونه مطرح کرد که: «الاعتقاد الراجع مع احتمال النقیض» تا بحث دو امر مطرح نگردد. این اعتقاد یک صفت نفسانی است که در نفس ایجاد می شود مثل شک و علم و همین تعریف منطقی را اصولیون هم اتخاذ کرده اند و بر آن عنوان «علمی» گذارده اند و بحثهای زیادی را بر آن بار کرده اند.
1-4-3. عناوین مرتبط با ظن اصولی:
بعد از بیان معنی اصطلاحی ظن در علم اصول لازم است چند عنوان مرتبط با ظن در این علم معرفی شود:
ظن اجتهادی: ظنی که برای مجتهد اِثر اجتهاد را متبلور می کند.
ظن اطمینانی: ظن متاخم للعلم: ظنی که به درجه ی اطمینان می رسد و نزد عرف قطع خوانده می شود و عرف احتمال خلافش را ساقط می کند.
ظن انسدادی: ظن مطلق= ظن غیر معتبر= ظن عام: هر ظنی که دلیل انسداد کبیر بر حجیت و اعتبارش اقامه شود و برای قائل به عدم انسداد ظن غیر معتبر می باشد و دلیل انسداد وقتی با مقدمات حکمت همراه شود ظن عام می شود.
ظن الحجه= ظن خاص= ظن معتبر= ظن شرعی= ظن مخصوص: این ظنون دلالت بر سبب ظن دارد و لو ظن فعلی ایجاد نکند (الحجه) . هر ظن شخصی یا نوعی که دلیل خاصی از عقل یا نقل بر صحتش دلالت کند به غیر ازدلیل انسداد کبیر (خاص)و شارع آنرا معتبر کرده و حجت قرار داده (معتبر) .
ظن شانی= ظن نوعی: ظنی که برای غالب و نوع مردم به دست می آید و از این جهت معتبر است ولو ظن فعلی ایجاد نکند.
ظن شخصی= ظن فعلی: ظنی است که برای شخص که اماره بر او قائم شده حاصل می شود هر چند برای دیگران ظن حاصل نشود. و هر جا واژه ی ظن به تنهایی آید مراد ظن شخص است.
امتثال ظنی: امتثالی که تکیه بر ظن غیر معتبر دارد در صورتی که امکان احراز عملی در آن وجود داشته باشد.
ظن الثبوت: خبری که به تعداد کمتر از تواتر ثابت شود.
ظنی الدلاله: خبری که در دلالتش چیزی واقع شده باشد که مخل به فهم باشد.
ظن غیر متعارف: ظنی که از اسبابی حاصل شود که نزد عقلا غیر متدارج باشد.
قرینه الظنیه: قرینه ای که با مضمونش افاده ظن می کند.
مظنونات: قضایایی که به وسیله ی آنها تبعیت غالب ظن با تجویز نقیضش صدق می شود.
دلیل ظنی= الطرق الظنیه: دلیلی که افاده ی ظن به مؤدایش می کند. که اماره هم نامیده می شود.
عمل به ظن= تعبد به ظن: اخذ احکام شرعیه مظنونه یعنی عمل بر وفق ظن که محدوده ی آن مورد اختلاف اصولیین است. برخی مطلق ظن را در این محدوده می دانند چنانکه نظر بیشتر اهل سنت است و برخی ظنون مخصوص را که با دلیل شرعی اثبات شوند داخل این محدوده می دانند . برخی تنها در صورت انسداد باب علم ظن را داخل آن می دانند و برخی به کلی ظن را رد می کنند.
ظن مانع: ظنی که مانع از حجیت ظن دیگر باشد.
ظن ممنوع: ظنی که بوسیله ی ظن دیگر ممنوع از حجیت باشد.
1-4. ظن در اصطلاح علم اخلاق:
1-4-1. تعریف ظن در علم اخلاق:
وقتی واژه ی «ظن» را در علم اخلاق مورد بررسی قرار می دهیم در میان کتب اخلاقی کمتر می توان معنایی برای ظن به طور مستعمل پیدا کرد، مگر اینکه برخی از بزرگان علم اخلاق در تعریف ظن چنین گفته اند: «الظن عبارة عما ترکن الیه النفس و تمیل الیه القلب؛ گمان آن است که فکر تو به آن اعتماد کند و قلب به آن مایل شود (و طبعأ در عمل ظاهر می گردد.)»
ظن در این علم یعنی تفسیر کردن هر کاری که از دیگران سر می زند، آنچه در نفس انسان از تصورات و خیالات و اوهام ایجاد می شود.
بهترین تعریفی که می توان برای ظن در اخلاق ذکر شده و با معنای لغوی اش هم هماهنگ است این می باشد:«ترجیح خیر یا شر بر طرف دیگر، زمانی که احتمال هر دو وجود داشته باشد»
1-4-2. عناوین مرتبط با ظن اخلاقی:
ظن به تنهایی استعمال بسیار کمی در علم اخلاق دارد و شاید بتوان قائل شد اصلا به تنهایی جایگاهی در اخلاق ندارد بلکه شامل دو عنوان سوء ظن و حسن ظن می شود.
در حقیقت هنگامی که این دو واژه در مورد مردم به کار می رود مفهوم روشنی دارد. مفهوم سوء ظن آن است که هرگاه کاری از کسی سرزند که قابل تفسیر صحیح و نادرست باشد آن را به صورت نادرستی تفسیر کنیم. مثلاً هنگامی که شخصی اقدام به ساختن مسجد یا بنای خیر دیگری می کند، مقتضای سوء ظن آن است که هدفش ریاکاری یا اغفال مردم است، درحالی که حسن ظن می گوید این عمل را با انگیزه ی الهی و نیت خیرخواهانه انجام داده است.
هنگامی که این دو واژه درباره ی خداوند به کار می رود منظور از حسن ظن آن است که به وعده های الهی امیدوار باشد، وعده رزق و روزی، یاری کردن یارانش، پیروزی مجاهدان، آمرزش گناهان و مانند اینها و معنی سوء ظن آن است که به هنگام بروز مشکلات نسبت به وعده های الهی متزلزل شود و هنگام پیش آمدن امتحانات دشوار در مسائل مالی و غیرآن، وعده های خداوند را فراموش کرده رو به گناه آورد.
پس در علم اخلاق با دو عنوان اصلی روبرو هستیم:
حسن ظن: ترجیح جانب خیر بر شر زمانی که احتمال هر دو وجود داشته باشد.
سوء ظن: ترجیح جانب شر بر خیر زمانی که احتمال هر دو وجود داشته باشد.
حسن ظن و سوء ظن هر کدام شاخه ها و مراتبی دارند. بر طبق آن احکام خاصی از حجیت و عدم حجیت و در نهایت جواز و حرمت را به خود اختصاص می دهند که در فصل مربوط به خود (فصل 4) به آن پرداخته می شود.
1-5. اقسام ظن به حسب حکم تکلیفی
1-5-1. تقسیم ظن بر 5 حکم تکلیفی:
ظن به حسب احکام تکلیفی بر 5 قسم است. در ابتدا باید گفت اجتناب از اصل ظن مقدور مکلفین نیست مگر اینکه امر به اجتناب از ظن، اجتناب از مبادی آن باشد. اما اجتناب از تبعیت از ظن برای هر کسی مقدور است و ظنون مختلف اند:
«1- ظن هایی که اگر حاصل شوند تبعیت از آنها واجب است و اگر حاصل نشوند تحصیل آن واجب. مانند ظن هنگام شک در نماز یا احتیاط در عمل و حسن ظن به خدا و مومنین.
2- ظن هایی که اگر حاصل شوند تبعیت از آنها مستحب است و اگر حاصل نشوند مستحب است تحصیل آنها. مانند ظن به نیاز مومن و تحصیل ظن به حال او از قبیل احتیاج به غیر آن.
3-ظن هایی که تبعیت و تحصیلش مکروه است. مانند ظن به نجاست چیزی که از تطهیرش ضرر قابل اعتنایی حاصل نمی شود.
4-ظن هایی که تبعیت و تحصیل آن حرام است. مثل سوءظن به مومنین و عیوب و فحشای آنها.
5-ظن هایی که تبعیت و تحصیل آن مباح است. برخی از ظن و گمان ها مباح است.
1-5-2. تقسیم ظن بر 4 حکم تکلیفی:
برخی هم ظن را بر 4 قسم شمرده اند و ظن مکروه را نپذیرفته اند:
1-مامور به: حسن ظن به خدا و مومنین. شاهد بر آن کلام پیامبر صلی الله علیه و آله:« لایموتن احدکم الا و هو یحسن الظن بالله» ،« ان حسن الظن من الایمان» و کلام الله:« ظن المومنون و المومنات بانفسهم خیرا»
2-محظور: سوءظن به خدا و مومنین. چرا که « ان بعض الظن اثم»
3-مندوب الیه: به فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله”« احترسوا من الناس بسوء الظن» و ظن در امور اجتهادی.
4-مباح: ظن در امور دنیا و مهمات آن. دراینجا بدگمانی موجب سلامتی نظام امور دنیوی است. ومثل ظن در نماز و روزه و قبله که به صاحب ظن امر می شود بنا را بر غلبه ظن بگذارد.
در تفسیر جصاص گرچه آن هم ظن را بر 4 قسم شمرده ولی در مثال ها متفاوت بیان کرده است: ظن محظور را سوءظن به خدا و مسلمینی که عدالت در آنها ظهور و بروز دارد، می داند و عمل به هر ظنی که درآن راهی به شناخت و دستیابی به علم در آن وجود داشته باشد، در مواردی که باید به علم عمل کرد نیز محظور می باشد. چرا که وقتی فرد متعبد باشد به تعبد به علمش و دلیلی هم بر آن وجود داشته باشد ولی به دنبال دلیل نرود و ظن بر او حاصل شود، در حقیقت مامور به را ترک کرده. اما آنچه دلیلی برایش نباشد تا به وسیله ی آن دلیل بتوان علم حاصل کرد، در اینجا اکتفا به ظن غالب و اجرای حکم بر آن واجب می شود. مانند قبول شهادت عدول و تحری قبله و ارش جنایاتی که مقدارش وارد نشده و تقویم مستهلکات. که اینها از اموری اند که تعبد به این ظنون واجب می باشد.
ظن واجب را همان حسن ظن به خدا می داند و ظن مباح مثل شاک در نماز که پیامبر امر فرموده عمل کند بر آنچه ظنش به آن غلبه دارد که در اینجا اگر از ظنش عدول کند و بنا را بر یقین بگذارد جایز است.
ظن مندوب الیه نیز مثل حسن ظن به برادر مسلمان است. گرچه اگر گفته شود سوءظن به مسلمان که حرام است پس باید حسن ظن به او واجب باشد، جواب داده می شود چنین نیست، چون در اینجا واسطه ای در میان است وآن اینکه اصلاً ظنی به آن پیدا نکند. لذا حسن ظن مندوب می باشد.
صاحب تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان هم در مورد مثال های ظن واجب همان نظر را دارد که ذکر شد ولی در مورد ظن محظور سوءظن به مومنین را تحت عنوان سوءظن به اهل صلاح مطرح کرده که عنوان اهل صلاح نسبت به مومنین به نظر می رسد عام و خاص من وجه باشد یا در نهایت مطلق و اهل صلاح عام باشد.ولی دلیلی که آورده همان روایتی است که عنوان مسلم را بیان می دارد:« ان الله حرم من المسلم دمه و ماله و عرضه و ان یظن به السوء» و ظن مستحب را ظنی شمرده که مظنون به، ظاهر الفسق باشد و استناد کرده به فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله:«من الحزم سوءظن» و «احترسوا من الناس بسوء الظن». ولی ظن در مسائل اجتهادی را مباح شمرده است.
در تفسیر الوسیط برای ذکر موارد انواع ظن، سوءظن به مسلمانی را حرام می شمرد که آن مسلمان مستور الحان و ظاهر العدالة باشد و دلیل می آورد به اینکه کسی که آشکارا خبائث را مرتکب شود، سوءظن نسبت به او حرام نیست. چرا که آن کس که خود را در معرض تهمت قرارمی دهد اهلیت پیدا می کند که نسبت به او سوءظن برداشت شود. همچنین حرمت سوءظن نسبت به مردم زمانی است که برای آن سوءظن اثری ایجاد شود که تعدی به غیر کند ولی اگر چنین نشود، اتفاقاً این سوءظن محمود است و مذموم نیست. بنا به این روایت که:«من الحزم سوءظن» در مورد حرمت سوءظن نیز گفته شده، سوءظن یا بنفسه حرام است یا به عنوان مقدمه ی عمل حرام، حرام است. چرا که کسی که سوءظن نسبت به غیر پیدا می کند، غالباً اثر عملی هم بر آن ظن سوئش مترتب می شود.
پس سوء ظن حرام، سوءظن نسبت به نیکان و اهل خیر و کسانی که از آنها ستر و صلاح مشاهده شود و اهل امانت باشندمی باشد.
فصل دوم:
عدم حجیت ظن اصولی
2-1. مقدمه:
به نظر مرحوم عراقی:« در میان علمای شیعه اختلافی در این نیست که اصل ابتدایی عدم حجیت ظن است مطلقا و به هیچ ظنی نمی توان متمسک شد تا وقتی که برهان قطعی و دلیل علمی بر حجیت آن نباشد.» اصل اصیل اولی در مورد ظن عدم حجیت آن است مادامی که دلیل علمی بر اخذ و حجیت آن اقامه نشود و احدی از علمای شیعه از متقدمین و متاخرین منکر این اصل نشده اند مگر افراد نادری. و لذا اصل حرمت عمل به ظن، اصل مسلم و انکار ناپذیری است که افزون بر عقل، آیات زیادی بر آن دلالت می کند. از جمله:« إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا؛ همانا ظن چیزی از حق را بی نیاز(اثبات) نمی کند» که بر حرمت و عدم جو از عمل به ظن دلالت می کند . چون وقتی ظن ،حق نباشد. باطل است و وقتی باطل به خدا و شریعت نسبت داده شود قطعاً حرام است. چرا که تهمت ناروایی است که خداوند درباره اش فرمود:« آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ؛ آیا خداوند به شما این حلال و حرام کردن را اجازه داده یا بر خدا دروغ می بندید» پس مطلقا ظن حجت نیست و اصل، حجیت آن نیست، چون در حجیت، وجوب متابعت است و جزء قواعد مسلم به حجج عقلی و نقلی، اصل عدم وجوب متابعت از ظن است مادامی که دلیلی قاطع و برهانی واضح بر ثبوت آن بیاید.
در واقع موضع نزاع در این است که آیا چیزی اصل ابتدایی را زایل کرده یا نه؟ و در صورت زایل شدن اصل ابتدایی، برخی از ظنون خارج شده یا مطلق آن الّا ما منع منه الدلیل: مگر آنچه با دلیل ممنوع شده و اصل ثانوی حجیت آن شده است.
مسلک اخباری جز علم که کاشف قطعی از واقع است، طریق دیگری را حجت نمی داند. این علم هم، جز از طریق روایات ائمه طاهرین علیهم السلام به دست نمی آید. اخباریون روایات را طرق ظنی نمی دانند و مستندشان بر ادعای عدم حجیت ظن، آیات ناهیه از عمل به ظن «إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا» و روایاتی است که بر توقف هنگام شبهه دلالت دارد و نیز برخی توالی فاسد تبعیت از ظن مجتهد ، نظیر تغییر مذهب برحسب استنباطات ظنی مجتهدین ، حدوث فتنه و اختلاف نظر صاحبان فتوی است.
جمعی از اخباریون معتقدند که هیچ ظنی از اصل ابتدایی خارج نشده و هیچ ظنی حجت نیست و نباید به آن عمل کرد مگر به دلیل قطعی. این گروه اخبار را قطعی می دانند و برخی دیگر از متاخرین اخباری چون دیدند این ادعا فسادش واضح است، گفتند: مراد از قطعیت اخبار این است که دلیل قطعی بر حجیت آنها است و این عین قول حجیت ظن خبری است به واسطه ی دلیل قطعی بر حجیت آن. و لذا برخی از ظنونی که دلیل بر حجیت و اعتبار آنها قائم شده است به کلی از قلمرو بحث ظن خارج می شود . زیرا این ظنون از حیث ارزش و اعتبار، هم ردیف علم هستند و به «دلیل علمی» یا «ظنون خاصه» معروفند مثل خبر واحد ، اصاله الظهور، اصول لفظی که از مصادیق اصالۀ الظهور است مثل اصاله العموم، اصاله الحقیقه، اصاله الاطلاق و اجماع منقول به خبر واحد بنابر حجیت آن .
برخی از قدمای مجتهدین هم قائل به عدم حجیت ظن و انحصار حجت در علم شدند ولی اکثر مجتهدین بلکه همه ی متأخرین از آنها معتقدند مزیل برای اصل ابتدایی هست و حجت بر احکام شرعیه منحصر به علم نیست. اختلاف و بحث در این است که آیا ظنون فی الجمله (برخی از ظنون یا ظنون مخصوصه) خارج شده است یا مطلق ظن الّا ما منع منه الدلیل تا اصل، حجیت ظن شود. معظم مجتهدین شیعه بلکه می توان به ادعای مرحوم نراقی گفت همه ی آنها به اجماع معتقدند مطلق ظن خارج نشده بلکه ظنون مخصوصه خارج شده اند و تنها برخی از علمای متاخر قائل به خروج مطلق ظن و اصالت حجیت ظن شده اند و الّا از متاخرین احدی چنین چیزی نگفته است. در اینجا در میان علما عنوانی داریم به نام اطلاق حجت ظن مجتهد و برخی در صددند بوسیله ی آن به مطلق ظن حجیت دهند یا اصالت را به حجیت ظن بدهند ولی در حقیقت این اطلاق در مقابل سلب کلی است و غرض ردّ بر سلب کلی است نه اثبات کلی و دلالتی بر اصالت حجیت ظن ندارد زیرا تعلیق شی بر وصف، مشعر بر علیت وصف است و مراد آن است که ظن مجتهد من حیث انه مجتهد یعنی ظن مجتهد ،ظنی که به اجتهادش مستند است حجت می باشد و در تعریف اجتهاد می گویند: «هو استفراغ الوسع فی تحصیل الظن من الادلۀ الشرعیه» و ادله ی شرعیه یعنی آنچه شرعاً ثابت می شود که دلیل باشد. پس حجیت ظن مجتهد، حجیت ظن حاصل از دلیلی می باشد که حجیتش شرعاً ثابت شده باشد. پس عمل به مطلق ظن و قول به اصالت حجیت آن خروج از سیره ی جمیع علمای شیعه ی اثنی عشریه است و بلکه بعد از مساله امامت ، همین مساله فارق میان شیعه و سنی است لذا اصل ، عدم حجیت ظن است و دلیلی بر حجیت ظن غیر حاصل از کتاب و سنت نیست مگر ظنونی چند که از کتاب یا سنت حجیت آنها ثابت می شود.
2-2. ادله ی قائلین به عدم حجیت مطلق ظن :
به طور مطلق دلیل تامی بر حجیت مطلق ظن وجود ندارد . بلکه دلیل بر عدم حجیت آن متعدد است از جمله : 1- کتاب 2- سنت 3- وجدان و حس 4- وجه الزامی 5- دلیل عقلی .
کتاب :
قائلین به عدم حجیت مطلق ظن به آیات متعددی تمسک جسته اند . آیاتی که در آنها یا به صراحت کلمه ی ظن به کار رفته و مذمت آن شده یا نهی از پیروی آن صورت گرفته و آیاتی که تأکید بر علم دارد و بر حذر می دارد از عمل بر آنچه علم بدان حاصل نشود . نظیر «لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ  ؛ از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن» ، «إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا  ؛ ظن به هیچ وجه حق را اثبات نمی کند» و « وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ؛ اینکه جاهلانه اموری را به خدا نسبت دهید» . و لذا با آیه ی اخیر حجیت قیاس را مردود شمرده اند و قرعه را نیز حجت نمی دانند چون افاده ی ظن می کند و عمل به ظن نیز در صورت قدرت بر یقین جایز نیست بر طبق کلام الهی که « إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا» و این حکم نزد مؤلف ایضاح الفوائد اقوی است .
از « وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا » ممکن است عدم جو از اجتهاد پیامبر و امام در صورتی که قادر بر تحصیل علم از جانب خدا باشند استخراج شود و نیز عدم جواز اجتهاد برای هر کس که قادر به اخذ علم از پیامبر و امام باشد ، بلکه اصلاً عدم جواز اخذ به ظن مطلقاً در صورت قدرت بر علم به دست آید .
پس به حکم عدم جواز عمل به ظن بوسیله ی آیات زیادی تصریح شده است و اینکه این حکم را تنها به اصول تخصیص داده اند وجهی ندارد و ادعای کسی هم که ادعا می کند علم در فروع به دست نمی آید اگر بخواهد علم به حکم الله فی الواقع پیدا کند پذیرفته نیست و این مطلب از نصوص به دست نمی آید چرا که علم با تواتر یا قرینه ای که دال بر حکمی باشد که ثابت شود از معصوم است به دست می آید و این تواتر و قرینه برای کسی که در حدیث ماهر باشد زیاد به دست می آید . تخصیص دادن آیات ناهیه از عمل به ظن به اصول دین چنانکه اصولیین چنین کرده اند به خاطر اینکه ضرورتاً پناه برده اند به عمل به ظن یا مطلقا یا در زمان غیبت کاری است ضعیف و وجهی ندارد .
سنّت :
احادیث دلالت می کند بر اختلاط حق و باطل و ممزوج شدن باطل با حق و اینکه عقل به تنهایی استقلالی در تمیز بین حق و باطل ندارد . احادیثی که دلالت می کند بر وجود طلب علم و جایز نبودن فتوی و عمل به غیر علم به نحو متواتر می باشد . و بدون شک ظن غیر از علم است . پس این احادیث دلالت می کند بر این که در نفس حکم شرعی به ظن نمی شود اکتفا کرد .
برای نمونه چند حدیث ذکر می شود :
سُئِلَ عن الصادق علیه السلام : ما حق الله علی العباد ؟



قیمت: 10000 تومان