—d1713

J
تقدير و تشکر:
تشکر و سپاس فراوان از
پدر و مادر فداکارم که محبت اهل بيت عليهم السلام را عالمانه به من آموختند. آن دو فرشته ای که از خواسته هايشان گذشتند و سختی ها را به جان خريدند تا من پله های ترقی را طی کنم.
اساتيد گروه معارف دانشکده الهيات قم علی الخصوص استاد راهنما جناب حجة الاسلام و المسلمين دکتر نورورزی که از محضر پر فيض تدريسشان، بهره ها بردم و از اخلاق کريمانه شان توشه ها گرفتم.
همسر مهربانم که آرامش روحی و آسايش فکری را در محيطی مطلوب برايم فراهم کرد تا اين پژوهش را به نحو احسن به پايان برسانم.

تقديم:
به پيشگاه مولا و سرورمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف
به محضرش عرض می داريم:
يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِين‏
سلام خدا و ملائک بر قلب مهربانش هديه باد

دانشگاه قم
دانشكده الهيات و معارف اسلامي
پايان‌نامه دوره كارشناسي ارشد مدرسي معارف گرايش مباني نظري اسلام
عنوان:
عدالت مهدوي (عج) (مفهوم، ابعاد، شاخص‌ها)
از دیدگاه روایات
استاد راهنما:
حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر رضا نوروزي
نگارنده:
مرتضي نصيري
زمستان 92
چکيده:
آينده جهان از نظر مکتب های مختلف مادی که رشد سلاح های هسته ای و اتمی را می بينند، جز ويرانه ای نيست، اما مسلمانان معتقدند طبق تحقق وعده های الهی، طرح خاصی برای پايان تاريخ رقم خواهد خورد. مسلمانان بر اساس تعاليم دين اسلام بر اين اعتقاد که در پايان تاريخ، در حالی که جهان پر از ظلم و ستم شده است، مهدی موعود  ظهور می نمايد و جهان را سرشار از عدل و قسط می کند. اين عدالت از نظر دامنه، گستره و ژرفا بی همتاست. در اين تحقيق سعی شده براساس تبيين روايات ضمن تعريف عدالت مهدوی، به ابعاد و زوايای آن پرداخته شود. و در ادامه برای درک ابعاد و زوايای مختلف عدالت مهدوی به رواياتی که به توصيف شاخص ها و ويژگی های اين قيام منحصر بفرد پرداخته اند، توجه شود. طبق دورنمايی که از آيات و روايات به دست آمده، می توان ابعاد عدالت مهدوی را به فردی و اجتماعی تقسيم کرد و بُعد اجتماعی آن را به ابعاد فرهنگی، سياسی و اقتصادی قسمت نمود، و شاخص هايی از روايات همچون فراگير بودن عدالت، تکامل عقول، حکومت واحد جهانی و رفع امتيازات و تبعيضات نژادي و طبقه اي را برای فهم بهتر آنها استخراج کرد.
کلمات کليدی: (عدالت، مهدويت، عدالت مهدوی، ابعاد عدالت مهدوی، شاخص های عدالت مهدوی)
فهرست مطالب
عنوان صفحه TOC \o “1-4” \h \z \u
1- مقدمه: کليات(پژوهش) PAGEREF _Toc379563560 \h 11-1- تبين موضوع: PAGEREF _Toc379563561 \h 11-2- ضرورت انجام تحقيق: PAGEREF _Toc379563562 \h 11-3- سؤال های اصلی تحقيق: PAGEREF _Toc379563563 \h 21-4- پيشينه تحقيق: PAGEREF _Toc379563564 \h 21-5- فرضيه ها: PAGEREF _Toc379563565 \h 31-6- هدف و کاربرد های مورد انتظار از انجام تحقيق: PAGEREF _Toc379563566 \h 31-7- روش تحقيق: PAGEREF _Toc379563567 \h 31-8- جنبه جديد بودن و نوآوری طرح: PAGEREF _Toc379563568 \h 31-9- سير بحث: PAGEREF _Toc379563569 \h 41-10- واژگان پژوهش: PAGEREF _Toc379563572 \h 42- فصل اول: تعريف عدالت مهدوی PAGEREF _Toc379563573 \h 52-1- مفهوم عدالت PAGEREF _Toc379563575 \h 52-1-1- واژه شناسی PAGEREF _Toc379563577 \h 52-1-1-1- عدل در لغت PAGEREF _Toc379563578 \h 62-1-1-2- مفهوم قسط در لغت PAGEREF _Toc379563579 \h 102-1-1-3- فرق بين عدل و قسط PAGEREF _Toc379563580 \h 122-1-1-4- مفهوم ظلم PAGEREF _Toc379563581 \h 142-1-2- عدالت در اصطلاح PAGEREF _Toc379563582 \h 152-1-2-1- عدل در انديشه غرب PAGEREF _Toc379563583 \h 162-1-2-2- عدالت در اصطلاح فرقه هاي اسلامي PAGEREF _Toc379563584 \h 162-2- مهدويت  PAGEREF _Toc379563585 \h 192-2-1- امام مهدي  PAGEREF _Toc379563586 \h 202-2-2- سيرت مهدوي PAGEREF _Toc379563587 \h 212-2-3- مهدي در آينه غدير PAGEREF _Toc379563588 \h 222-2-4- امام عادل مهربان PAGEREF _Toc379563589 \h 222-3- عدالت مهدوي PAGEREF _Toc379563590 \h 242-3-1- تعريف عدالت مهدوی PAGEREF _Toc379563591 \h 242-3-2- عدالت مهدوی در آينه روايات PAGEREF _Toc379563592 \h 252-3-2-1- عدالت و حضرت مهدی  PAGEREF _Toc379563593 \h 262-3-2-2- قيام کننده به عدالت PAGEREF _Toc379563594 \h 272-3-3- ضرورت عدالت مهدوی PAGEREF _Toc379563595 \h 282-3-4- راه روشن اجراي عدالت PAGEREF _Toc379563596 \h 282-3-5- وظيفه عدالت طلبان و طلوع خورشيد عدالت PAGEREF _Toc379563597 \h 293- فصل دوم: ابعاد عدالت مهدوی PAGEREF _Toc379563598 \h 313-1- عدالت فردي مهدوی PAGEREF _Toc379563600 \h 343-1-1- تعريف عدالت فردي مهدوي  PAGEREF _Toc379563601 \h 343-1-2- عرصه تجلی عدالت فردی PAGEREF _Toc379563602 \h 363-1-2-1- رابطه انسان با خود PAGEREF _Toc379563603 \h 363-1-2-2- رابطه انسان با ديگران PAGEREF _Toc379563604 \h 363-1-2-3- رابطه انسان با خدا PAGEREF _Toc379563605 \h 373-1-3- فرق عدالت اجتماعي با عدالت فردي PAGEREF _Toc379563606 \h 373-1-4- ضرورت عدالت فردي مهدوي  PAGEREF _Toc379563607 \h 383-1-5- ريشه يابي ظلم در نهاد انسان PAGEREF _Toc379563608 \h 403-1-6- عوامل زمينه ساز عدالت فردی مهدوی PAGEREF _Toc379563609 \h 413-2- عدالت اجتماعي مهدوی PAGEREF _Toc379563610 \h 433-2-1- تعريف عدالت اجتماعي PAGEREF _Toc379563612 \h 443-2-2- عدالت اجتماعي در بينش مارکسيستي PAGEREF _Toc379563613 \h 453-2-3- عدالت اجتماعي در بينش ليبرالي PAGEREF _Toc379563614 \h 463-2-4- ضرورت عدالت اجتماعي مهدوي  PAGEREF _Toc379563615 \h 463-2-5- مکاتب مدعي عدالت PAGEREF _Toc379563616 \h 493-2-6- زمينه هاي تحقق عدالت اجتماعي PAGEREF _Toc379563617 \h 503-3- عدالت فرهنگي مهدوی PAGEREF _Toc379563619 \h 523-3-1- تعريف عدالت فرهنگي PAGEREF _Toc379563620 \h 523-3-2- ضرورت عدالت فرهنگي PAGEREF _Toc379563621 \h 543-3-2-1- و ضعيت فرهنگي جهان امروز PAGEREF _Toc379563622 \h 543-3-2-2- نگاه آيات و روايات به وضعيت زمان قبل از ظهور PAGEREF _Toc379563623 \h 563-3-3- عدالت فرهنگي مهدوي PAGEREF _Toc379563624 \h 593-4- عدالت سياسي مهدوی PAGEREF _Toc379563625 \h 603-4-1- تعريف عدالت سياسي مهدوي PAGEREF _Toc379563627 \h 623-4-1-1- مفهوم سياست PAGEREF _Toc379563628 \h 623-4-1-2- عدالت سياسي PAGEREF _Toc379563629 \h 643-4-1-3- عدالت سياسي مهدوي PAGEREF _Toc379563630 \h 653-4-2- ضرورت عدالت سياسي مهدوي PAGEREF _Toc379563631 \h 663-4-2-1- اثبات ضرورت بر اساس شرطيت عدالت PAGEREF _Toc379563632 \h 663-4-2-2- اثبات ضرورت بر اساس غايت PAGEREF _Toc379563633 \h 673-5- عدالت اقتصادي مهدوی PAGEREF _Toc379563634 \h 683-5-1- تعريف عدالت اقتصادي مهدوي PAGEREF _Toc379563635 \h 683-5-2- ضرورت عدالت اقتصادي مهدوي PAGEREF _Toc379563636 \h 703-5-3- عوامل زمينه ساز عدالت اقتصادي PAGEREF _Toc379563637 \h 703-5-3-1- رفع فقر PAGEREF _Toc379563638 \h 713-5-3-2- تساوی در توزيع ثروت PAGEREF _Toc379563639 \h 723-5-3-3- مديريت بهينه ايجاد ثروت PAGEREF _Toc379563640 \h 734- فصل سوم: شاخص های عدالت مهدوی PAGEREF _Toc379563641 \h 754-1-1- غنای نفوس PAGEREF _Toc379563644 \h 794-1-2- ثبات ايمان PAGEREF _Toc379563645 \h 804-1-3- تکامل عقول PAGEREF _Toc379563646 \h 804-1-4- تعادل و توازن PAGEREF _Toc379563647 \h 814-1-4-1- راست گويی PAGEREF _Toc379563648 \h 824-1-4-2- رفع بخل PAGEREF _Toc379563649 \h 824-1-4-3- غلبه بر طبيعت سوء PAGEREF _Toc379563650 \h 834-1-4-4- زدوده شدن کينه ها PAGEREF _Toc379563651 \h 844-2- شاخص هاي عدالت اجتماعي مهدوی PAGEREF _Toc379563652 \h 854-2-1- رفع امتيازات و تبعيضات نژادي و طبقه اي PAGEREF _Toc379563653 \h 854-2-2- رضايت عمومي PAGEREF _Toc379563654 \h 874-2-3- شمول و فراگيری عدالت اجتماعي PAGEREF _Toc379563655 \h 884-2-4- رعايت حق تقدم PAGEREF _Toc379563656 \h 894-3- شاخص هاي عدالت فرهنگي مهدوی PAGEREF _Toc379563657 \h 904-3-1- احيا قرآن PAGEREF _Toc379563658 \h 904-3-2- پيشرفت علم و نفي انحصار آن PAGEREF _Toc379563659 \h 934-3-3- برابري در آموزش PAGEREF _Toc379563660 \h 954-3-4- تحول در علوم اسلامي PAGEREF _Toc379563661 \h 954-3-5- افزايش پيروان حق و بازگشت به سنت هاي حسنة انساني PAGEREF _Toc379563662 \h 974-3-6- اتحاد و همبستگی قلوب PAGEREF _Toc379563663 \h 984-3-7- رواج فضائل اخلاقي PAGEREF _Toc379563664 \h 1004-3-8- محيط تربيتي عادلانه PAGEREF _Toc379563665 \h 1014-3-9- برچيده شدن بدعت ها PAGEREF _Toc379563666 \h 1024-3-10- تحول و دگرگوني اوضاع و احوال حاکم بر جامعه PAGEREF _Toc379563667 \h 1044-4- شاخص هاي عدالت سياسي مهدوی PAGEREF _Toc379563668 \h 1054-4-1- حکومت واحد جهاني PAGEREF _Toc379563669 \h 1054-4-2- رفع طاغوت ها و حاکميت توحيد PAGEREF _Toc379563670 \h 1084-4-3- استقرار امنيت PAGEREF _Toc379563671 \h 1094-4-3-1- امنيتی فراگير PAGEREF _Toc379563672 \h 1094-4-3-2- قضاوت عادلانه PAGEREF _Toc379563673 \h 1114-5- شاخص هاي عدالت اقتصادي مهدوی PAGEREF _Toc379563674 \h 1174-5-1- شمول و فراگيری بهرمندی ها PAGEREF _Toc379563675 \h 1174-5-2- بي نيازي عمومی PAGEREF _Toc379563676 \h 1184-5-3- بخشش اموال از سوی امام  PAGEREF _Toc379563677 \h 1184-5-4- اداي دين مومنين PAGEREF _Toc379563678 \h 1194-5-5- اعتدال در مصرف PAGEREF _Toc379563679 \h 1204-5-6- پيشرفت عظيم اقتصادي PAGEREF _Toc379563680 \h 121فهرست منابع PAGEREF _Toc379563681 \h 124
مقدمه: کليات(پژوهش)1-1- تبين موضوع:عدالت مهدوی از جمله مسائلی است که مسلمانان در مورد آن اتفاق نظر دارند اما در مفهوم و گستره و شاخص ها آن اجمالی است که احتياج به تبيين و بررسی دارد. مسئله عدالت مهدوی نقش مهم و سازنده ای در تبيين برنامه اسلام از آينده جهان ايفا می کند و بسياری از مسائل پس از ظهور مانند: وضعيت افراد در دوران ظهور، برنامه های فرهنگی، سياسی و اقتصادی حضرت مهدوی  در دوران ظهور به شناخت آن بستگی دارد.
در متون حديث اسلامی روايات متعددی که دلالت بر مهدويت کند بسيار است از جمله رواياتی که در آشکار ساختن مفهوم عدالت مهدوی، ابعاد و شاخص های آن است. اما با وجود اين روايات متعدد و مستند، عده ای با اغراض گوناگون با انديشه ای منجی گرايی شيعه مخالفت کرده و شايعه های بی اساسی را ترويج می کنند.
روايات بيان کننده عدالت مهدوی به چند گروه تقسيم می شوند: بعضی خبر از تحقق عدالت در دوران ظهور توسط حضرت مهدی  می دهند، بعضی به گستره آن می پردازند و برخی ديگر با بيان ويژگی و شاخص هاي آن، اجرا شدن عدالت را در بعد خاصی گوشزد می کنند.
اين نوشتار ضمن مطرح کردن عدالت مهدوی از ديدگاه روايات به بررسی ابعاد و بيان شاخص های آن نيز می پردازد.
1-2- ضرورت انجام تحقيق:با وجود بشارت های متعدد قرآن کريم مبنی بر به وقوع پيوستن حتمی و قطعی موضوع مهدويت و تاکيد و سفارشهای متعدد پيشوايان معصوم مبنی بر به حقيقت پيوستن عدالت مهدوی و همچنين وجود رواياتی که به زوايا و بيان شاخص های آن می پردازد، هر از چند گاهی دشمنان اسلام با اغراض شيطانی خود شبهات متعددی را در مورد آن مطرح می کنند که در صورت نپرداختن به آن ها می توانند آسيب هايی را به دنبال داشته باشند.
همچنين يکی از مهم ترين مشکلات بشر امروزی با توجه به همه پيشرفت های صنعتی و علمی آن يأس و نااميدی نسبت به آينده خود و جهان است. که با بيان آينده روشن جهان می توان از صدمه های جدی آن پيشگيری کرد و عدالت مهدوی را می توان به عنوان بهترين برنامه آينده جهان مطرح کرد که تبيين درست آن سبب زنده شدن اميد در دل ها می شود.
از اين رو تحقيق در مورد مفهوم، ابعاد و شاخص های عدالت مهدوی جهت پاسخ گويی به شبهات و زنده کردن اميد در دلها ضروری به نظر می رسد.
1-3- سؤال های اصلی تحقيق:مفهوم عدالت مهدوی از ديدگاه روايات چيست؟ ابعاد و زوايای آن کدامند؟ از ديدگاه روايات عدالت مهدوی دارای چه ويژگی ها و شاخص هايی می باشد؟
1-4- پيشينه تحقيق:مهدويت يکی از مهم ترين موضوعات اسلامی می باشد که از صدر اسلام تا کنون مطرح بوده است و طبيعتاً پژوهش های زيادی با ابعاد گوناگون پيرامون آن صورت گرفته است.
در مورد عدالت مهدوی نيز که يکی از مهم ترين موضوعات مهدويت است، تحقيقاتی انجام شده که پيشينه آن با توجه به بررسی انجام شده، شامل موارد زير می باشد:
در بخش کتاب های متقدم: «علل الشرائع» اثر شيخ صدوق (باب العلة التی من أجلها سمی القائم  قائماً)، «کشف الغمه فی معرفة الائمة» اثر علی بن عيسی اربلی (باب ذکر علامات قيام القائم  و مدت ملکه و باب فی ذکر المهدی  و فی ذکر صفت المهدی )، «دلائل الإمامة» اثر محمد بن جرير طبری (باب معرفة وجوب القائم  و انه لابد أن يکون)، «بحارالانوار»، اثر علامه مجلسی (باب الآيات المؤله بقيام القائم  و باب يوم خروجه و ما يدل عليه و ما يحدث عنده و کيفيته و مدت ملکه)، «غيبت نعمانی» اثر محمد بن ابراهيم نعمانی.
و در بخش کتاب های متأخر: «امامت و مهديت» اثر آية الله لطف الله صافی گلپايگانی، «عصر زندگی و چگونگی آينده انسان و جهان و پژوهشی در انقلاب جهانی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشريف)» اثر محمد حکيمی، «سيمای آفتاب» اثر حبيب الله طاهری، «معرفت امام عصر  و تکليف منتظران» اثر ابراهيم شفيعی سروستانی، «حکومت جهانی امام عصر » اثر محمد تقی فلسفی، «دولت کريمه امام زمان » اثر مرتضی مجتهد سيستانی، «امام مهدی از ولادت تا ظهور» اثر سيد محمد کاظم قزوينی.
در بخش مقالات: «عدالت، قرآن، مهدويت» نوشته مجيد حيدری نيک، «عدالت مهدوی تداوم رسالت انبيا» نوشته نجف لک زايی، «آثار فردی و اجتماعی عدالت مهدوی» نوشته محمد مهدی حائری، «عدالت مهدوی و امنيت» نوشته بهرام اخوان کاظمی، «پاسخ گويی رمز حکومت عدل مهدوی» نوشته حسين علی سعدی، «عدالت مهدوی و رابطه آن با قدرت سياسی و مشروعيت» نوشته محمد اسماعيل خدادی، «سطح، ابعاد و گستره عدالت در حکومت مهدی» نوشته حميدرضا اسلاميه.
آثار ياد شده که در اين تحقيق از آن ها بهره های فراوانی برده ام، هيچ کدام به طور منسجم و مفصل به تمام ابعاد عدالت مهدوی و شاخص های آنها نپرداخته اند.
1-5- فرضيه ها:1- مفهوم عدالت مهدوی طبق روايات تعريف و تبيين می شود.
2- با نگاه به روايات ابعاد، زوايا و گستره عدالت مهدوی تعيين می شود.
3- شاخص های عدالت مهدوی با نگاه به روايات هويدا می شود.
1-6- هدف و کاربرد های مورد انتظار از انجام تحقيق:هدف از اين تحقيق تبيين و توصيف مفهوم، ابعاد، شاخص های عدالت مهدوی از ديدگاه روايات است. همچنين انتظار می رود با انجام اين تحقيق به شبهات و سوالات مطرح شده پيرامون عدالت مهدوی و گستره آن پاسخ داده شود و اين آموزه الهی و بسيار مهم به عنوان برنامه آينده روشن جهان مطرح شود.
1-7- روش تحقيق:با توجه به موضوع تحقيق که تبيين مفهوم، ابعاد، شاخص های عدالت مهدوی از ديدگاه روايات است. روش تحقيق کتابخانه ای است و به صورت توصيفی به جمع آوری رواياتی که در مورد زوايای و شاخص های آن بوده پرداخته شده است. و به تحليل نظريات مطرح شده پيرامون آن توجه شده است.
1-8- جنبه جديد بودن و نوآوری طرح:با توجه به اين که در مورد عدالت مهدوی تحقيق مبسوط و جامعی انجام نشده است، از اين رو تحقيق و بررسی ابعاد و شاخص های آن، جديد به نظر می رسد.
1-9- سير بحث:در اين تحقيق ابتدا سعی شده مفهوم واژگان عدالت، قسط، ظلم، مهدويت و عدالت مهدوی وکاوی شده و تعريفی بر اساس روايات از عدالت مهدوی ارائه گردد. سپس به ابعاد عدالت مهدوی از نگاه روايات توجه شده و تبيين، تعريف، ضرورت، عوامل زمينه ساز آن و مسائلی از اين قبيل مطرح گشته است. در فصل ابعاد عدالت مهدوی ابتدا آن را به فردی و اجتماعی تقسيم کرده و ابعاد فرهنگی سياسی و اقتصادی زير مجموعه بُعد اجتماعی محسوب شده است و توضيحات هر بُعد ذيل آن مطرح شده است. در نهايت به بعضی از شاخص های آن با توجه به روايات از جمله فراگير بودن عدالت، تکامل عقول، حکومت واحد جهانی و رفع امتيازات و تبعيضات نژادي و طبقه اي اشاره شده است.
پس می توان گفت در اين بحث ابتدا بحث تعريف عدالت مهدوی مطرح شده بعد از آن به ابعادش پرداخته شده و در نهايت شاخص هايي از آن مطرح گرديده است.1-10- واژگان پژوهش:لازم به ذکر است که در عدالت مباحث فراوانی وجود دارد که با توجه به اينکه در عنوان پايان نامه «مفهوم عدالت» گنجانده شده است در فصل اول مفهوم عدالت و عدالت مهدوی توضيح داده می شود در اين جا نيز توضيح مختصری پيرامون واژگان عدالت، عدالت مهدوی و مهدويت داده می شود.
عدالت به معنای: هرچيزي را بجاي خود نهادن، يا هر کاري را به وجه شايسته، انجام دادن است.
مهدويت: در مذهب شيعه باور به ظهور حضرت حجت بن الحسن العسکری  در آخر الزمان که نامش محمد، کنيه اش ابوالقاسم و دارای دو غيبت صغری وکبری است را مهدويت می گويند. و به باور اهل سنت فرزندی از اولاد پيامبر در آخرالزمان زاده خواهد شد که جهان را سراسر عدل و داد خواهد کرد.عدالت مهدوی: عدالت منسوب به حضرت ولي عصر مهدي موعود  و به عبارت ديگر، عدالتي که آن حضرت بعد از ظهور خود در زمان حکومتش برقرار خواهد کرد را عدالت مهدوي گويند.
2- فصل اول: تعريف عدالت مهدویمقدمهدر اين فصل ابتدا با مفهوم عدل آشنا می شويم و در ضمن آن واژه های هم خانواده يا مربوط به آن را واکاوی می کنيم، سپس نگاهی به معانی اصطلاحی آن در منظر مکاتب مختلف و انديشمندان اين حوزه خواهيم داشت، ضمن معرفی اجمالی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف به بررسی عدالت مهدوی خواهيم پرداخت. در نهايت اين فصل شامل سه گفتار می شود.
گفتار اول: مفهوم عدالت،
گفتار دوم: مهدويت،
گفتار سوم: عدالت مهدوی.
2-1- مفهوم عدالتمقدمهدر ضرورت بحث از لغت همين بس که اختلاف و معضلات علمي را در بعضي موارد به محکمه قول لغوي مي برند. و حکم لغوي است که فصل الخطاب اختلافات مي شود. و در بسياري از موارد بناي نظريات علمي بر قول لغوي استوار است. که اگر لغتي، اشتباه معنا شود، ممکن است چه بسا بناهاي علمي فرو بريزد. از اين رو بر ما که قصد بررسی مفهوم عدالت مهدوی از ديدگاه روايات را داريم لازم است که درباره لغت عدالت کنکاشي انجام دهيم. تا درکِ مفهوم آن از ديدگاه روايات آسان تر شود و ما را به مقصود و هدفمان نزديک تر نمايد.
2-1-1- واژه شناسی
در اين قسمت به مفهوم واژه عدل، قسط و ظلم که ارتباط نزديکی با موضوع بحث ما دارند می پردازيم.
2-1-1-1- عدل در لغتکلمه عدل جزء کلماتي است که لغويين بسيار به آن پرداخته اند. و در کتابهاي خود براي آن معاني متعدد و بعضاً متضاد و متناقض بيان نموده اند. آيا اين تعدد در مفاهيم بخاطر تغيير و تغير معناي کلمه عدل در طول عصرهاي مختلف تاريخ است؟ و يا اينکه مفهوم آن ابهام دارد و اين ابهام موجب تکثر معنايي آن شده است؟
ولي واقع امر اينگونه نيست، اين اختلاف معنايي دلايلي دارد که در اين بحث به بررسي آن مي پردازيم و آنها را عنوان مي کنيم. بعنوان نمونه لغات فراواني داريم که معاني متضاد و متناقضي دارند و اين بر محققين اين باب پوشيده نيست، و يا اينکه دليل تفاوت معنايي، مصاديقي است که کلماتي همچون واژه عدل براي آنها به کار رفته است، و اين تعدد مصاديق موجب توهم اختلاف معنا گشته است.
در اينجا ابتدا به شمارش بعضي از معاني موجود در کتاب هاي لغت براي کلمه عدل مي پردازيم و سپس به بررسي تفاوت معنايي آن خواهيم پرداخت. در کتب لغت براي واژه عدل معاني همچون: داد، انصاف، انصراف، برابري، برابرکردن، بهروري از حقوق، يکي از فضائل چهارگانه فلسفي، دادگري، موازنه، قصد، تقويم، نظير، مثل، همتا، همساني، همسان، شاهد، لنگه، کيل، پيمانه، ميانه روي، مساوات، قسط، استقامت، وسط، إستواء، اقتصاد و … به کار رفته است. عدل به صيغه جمع، «يعني هما عدلٌ و هم عدلٌ نيز نيز به کار رفته است»،عدول و اَعدال هم جز صيغه های جمع واژه عدل شمرده شده اند. نقطه مقابل عدالت ظلم و جور است. اسحاق بن حسين در ترجمه اخلاق نيکو ماخوس ارسطو از کلمه (لا عدل ) هم به جاي متضاد عدل استفاده کرده است.
مفهوم اصلي و اولي واژه عدل عبارت است از :حد وسط بين افراط و تفريط است بگونه اي که نه زيادي و نه نقصاني داشته باشد، به مناسبت اين معناي اصلي و اولي کلمه عدالت بر معاني همچون: اقتصاد، مساوات، قسط، استواء و استقامت اطلاق مي شود. البته در جاي مناسبِ مفهوم مد نظر و با لحاظ قيدي که موجب روشنايي معنا و خروج آن از ابهام و اشتباه شود. از اين توضيحات فهميده مي شود که اختلاف معنايي کلمه عدل جدي نيست و بازگشت اين معناهاي متفاوت به معناي واحدي است، که به حسب مصداق هاي متفاوت، معاني هم تغيير مي کند. البته اعتدال را بطور کلي مي توان از همه اين معناها درک کرد.
إنصراف يکي از معاني واژه عدل است همانطور که قبلا در شمارش معاني کلمه عدل به اين معنا إشاره شد، اين معنا زماني از کلمه عدل استفاده مي شود که واژه عدل همراه با حرف جر (عن) در گفتاري به کار رود. هرگاه کلمه عدل با حرف جر (عن) در کلامي بيايد واژه عدل به معني إعراض، انصراف و تمايل خواهد بود. در حقيقت اين خصوصيت حرف جر (عن) است که دلالت بر معناي إنصراف مي کند و چنين معنايي را بر کلمه عدل بار مي نمايد. همانطور که اگر واژه (رغب) با حرف جر (في) در جمله اي استفاده شود، از کلمه (رغب) معنايي فهميده مي شود، غير از معنايي که از اين واژه فهميده مي شود در حالی که با حرف جر (عن) در کلامي بيايد. هرگاه کلمه (رغب) با حرف جر (في) استعمال شود؛ «رغب فيه أي أحبه»، معناي دوست داشتن از آن فهميده مي شود. و هرگاه با حرف جر (عن) در جمله اي به کار آيد، «رغب عنه أي أعرض عنه» معناي إعراض کردن از دوستي کسي را خواهد داد، که منظور حصول رغبت در جهت مخالف دوستي است. در نتيجه اصل معني واژه عدل تغيير نمي کند، بلکه واژه عدل بخاطر همراه شدن با کلماتي ديگر همچون حروف جر معناي نا همگوني را ارائه مي دهد. و اين امر مهم بر نکته شناسان روشن است.
البته عدل از آن دسته واژگاني است که معناي متقابل دارد، که هم دلالت بر استواء و همانندي دارد و هم اعواجاج و انحراف. که اين هم نمي تواند موجب ابهام در معناي آن شود، چه اينکه از اين دسته کلمات در لغت بسيار است.
گاهي، رأي و فکر انسان متصف به عدالت مي شود و اين اتصاف هنگامي است که رأيي مصون از انحراف، ضعف و حدّت باشد و همچنين مطابق با حق و صواب نيز باشد. اين چنين حکمي را حکم عادلانه مي گويند. گاهي هم عدالت، صفت نفساني انسان مي شود. اگر کسي متصف به صفاتِ اخلاقي باشد که عاري از إفراط و تفريط است، مي توان او را عادل ناميد. مانند اينکه شخصي را بخاطر اينکه نه ترس در او راه دارد و نه اهل تهوّر است، شجاع مي ناميم. در حقيقت عدالت ترازوي است، براي شناخت صفات حميده. و کسي که صاحب صفات و کمالات حميده است را عادل مي گويند. گاهي اعمال انسان اعم از: گفتار، وظائف فردي و رفتار اجتماعي متصف به عدالت مي شود. و گاهي مراد از عدالت جميع مواردي است که ذکر شد، مانند آيه شريفه: «فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا؛ پيروی هوای نفس نكنيد تا مبادا عدالت نگاه نداريد.» يعني هواي نفس شما راهي پيدا نکند به رأي و حکم، إظهار صفت باطني، گفتار، رفتار و همچنين هر حرکت و سکون شما. تا بتوانيد عدالت را حفظ کنيد. و گاهي هم خدا را متصف به عدالت مي کنيم که در اين هنگام عدل، اسمي از أسماء الحسني خواهد بود.
در پايان مي توان گفت: مفهومِ واژه عدل هيچگونه ابهامي ندارد. اختلاف مفهومي وتعدد معناي اين کلمه بخاطر دلايلي است که به اختصار آن را مي شمريم:
1- مفاهيمي همچون :(استواء،اقتصاد، استقامت،مساوات و…) مفهوم اصلي و کلي آنها همان عدم افراط وتفريط است بلکه حدوسط افراط و تفريط مناسب با مصداق خاص معني شده است.
2- واژه عدل به خاطر وجود حرف جر (عن) مفهوم إنصراف را پيدا کرده است و اين معني از حرف جر سر چشمه گرفته است.
عدل از آن دسته واژه گاني است که معناي متقابل دارد. و اين امري معمول در بين لغات و واژگان است.
مفهوم عدل گاهي درباره آراء و افکار بکار مي رود، گاهي صفت نفساني انسان است، گاهي گفتار و رفتار شخصي و اجتماعي متصف به عدالت مي شوند، وگاهي هم عدالت اسمي از اسماء الهي است. و در همه اين موارد عدل معناي خود را از دست نداده، ولي موافق با جايگاهي است که استفاده شده است و همچنين موافق با مصداق هاي متعدد است که در مورد آن ها به کار رفته است، لذا معنا و مفهوم خاصي پيدا کرده است.
يکي از واژگاني که در لسان قرآن و احاديث اهلبيت  دوشادوش واژه عدل به کار رفته است، خصوصا در رواياتي که به تبين عدالت مهدوي پرداخته واژه قسط است. از اين رو ناگزيريم که نگاهي نيز به کلمه قسط در لغت داشته باشيم، تا زواياي اين واژه مقدس نيز بر ما روشن و آشکار گردد. و همچنين از ارتباط و نسبت آن با واژه عدل نيز اطلاع پيدا کنيم که دانستن آن در اين تحقيق ضروري است.
2-1-1-2- مفهوم قسط در لغتقسط در لغت به معناي: بهره،حصّه، مقدار، اندازه، بخشي از بدهي، داد، ترازو، روزي، پيمانه، بيداد، دادگر، نصيب، ميزان، بغي(طغيان)، يک قسمت از وامي که به چند قسمت تقسيم شده باشد و هر قسمت را در مدت معين بپردازد، عدل، تساوي و… است. و جمع آن اقساط است و نقطه مقابل آن مانند عدل، جور است.
معناي اصلي ماده (ق س ط): «هو إيصال شيء إلي مورده و إيفاء الحقّ إلي محلِّه؛ گزاردن شيء در جايگاهي که شايسته آن باشد.» اين معني زماني محقق مي شود که ما در مقام اجراي عدالت باشيم. پس شايد بتوان گفت: قسط تحقق بيروني و عينيت عدل است، يعني ماحصل کار عادلانه را قسط گويند. تقسيم نفقه بين اهل و عيال، تقسيم مال بين شرکاء و…، از مصاديق قسط هستند. که اگر اين تقسم مال و نفقه بطور صحيح باشد، و هر کس به سهم واقعي خود برسد. از اين نوع تقسيم مال تعبير به عدالت مي کنند. و اگر تقسيم بطور صحيح نبوده و به يکي بيشتر از سهم او داده شود و به کسي ديگر کمتر از سهم او داده شود و در واقع در حق کسي اجحاف شود. از آن تعبير به جور، انحراف و عدول از حق مي کنند. «القَسط» مانند: «الضرب» مصدر است و القِسط اسم مصدر است يعني يک تقسيط صحيح همانطور که «توضوء» بمعناي مطلق شستن است و «وضوء» به نحو خاصي از شستن مي گويند که در شريعت دستورش آمده است، «قِسط» هم به معناي وصول حق به نحو صحيح است. پس هر گاه در موردي تعبير به «قِسط» شد مراد؛ إيفاء حقي بصورت صحيح است.
قسط نيز همانند عدل، از آن دسته واژه گاني است که معناي متقابل ومتضاد دارد: (جور و عدل) معناي عدل آن دو لغت دارد: (قسَط وأقسط) و معناي جور آن فقط يک لغت دارد: (قسط) همچنانکه در کلام اميرمومنان  آمده است که فرمودند: «أُمِرْتُ بِقِتَالِ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِين…و بالقاسطين أهل صفين لأنهم جاروا في حكمهم و بغوا عليه‏؛ امر کردم به جنگ وقتال با ناکثين، قاسطين و مارقين. منظور از قاسطين دشمنان جنگ صفين هستند.چون ايشان ظالم وطغيان گر هستند.»
مرحوم مصطفوي قائلند قسط در جميع موارد استعمالش، در معناي حقيقي خود که عبارت باشد از: «إيفاء الحق إلي مستحقه» به کار برده شده است. و هيچ گاه قسط در معناي عدل، جور، انحراف و غير اين ها به کار نرفته است. لذا قاسطين در کلام اميرمومنان را اينگونه معنا کرده اند، بعنوان نمونه معاويه و اصحابش چون خلافت را براي خود برگزيدند و از وصي رسول خدا  إعراض کردند و مانع از إيفاء حق او شدند، قاسطين لقب گرفتند. زيرا رداي خلافت را حق خود مي دانستند پس به گمان خود ايفاء حق به مستحقش نمودند. در نتيجه قسط در معناي حقيقي خود به کار رفته است، نه در معناي بغي و جور.
يکي از اسماء الحسني الهي (المُقسِط) به معناي عادل است. و در حديثي آمده است: «إن الله عزوجل لاينام و لاينبغي له أن ينام يخفض القِسط و يرفعه»، و اين تمثيلي براي تقدير و تنزيل الهي است. علامه مصطفوي در اينجا نيز براي اثبات نظريه خود که قسط هميشه در معناي خود استعمال مي شود و نه معناي همچون عدل و… (المُقسِط) را که يکي از اسماي الحسني الهي است؛ اينگونه معنا مي کند و به تبين آن مي پردازد: «خداوند تبارک و تعالي با علم، قدرت، عدالت و إحاطه و نفوذ تامي که نسبت به مخلوقات دارد، أرزاق و مايحتاج هر موجودي را بين ايشان تقسيم مي کند. به نحوي که هرکسي به حقش برسد و هيچ کس از حق حقوق خود محروم نماند.»
در نتيجه (المُقسِط) به معناي عادل نيست بلکه کسي است که ايصال حق به مستحقش مي کند. مرحوم مصطفوي با پافشاري بر نظريه خود، آيه شريفه: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا… فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِين‏» را شاهدي بر مدعاي خود مي گيرد. چون إقساط بعد از عدل قرار گرفته و ظاهر آن اين است که إقساط غير از عدل است. بلکه هرگاه عدالت در خارج اجرا شد به آن عدل جاري قسط مي گويند.
اکنون که مفهوم قسط نيز تا حدوي بر ما واضح شد، نياز است بدانيم که چه ارتباطي بين مفهوم قسط با مفهوم عدل است. تا با اطلاعاتي که از لغت اين دو کلمه بدست مي آوريم، بتوانيم پرده از زواياي معنای اين دو واژه بر داريم و کاربرد عدل و قسط در روايات واضح تر گردد.
2-1-1-3- فرق بين عدل و قسطقسط همان عدل است که در خارج ظهور و بروز پيدا کرده است. يعني هرگاه عدالت در خارج محقق شود آن عدالت عينيت يافته را قسط گويند. به همين خاطر «مکيال» و «ميزان» را قسط مي گويند. چون عدل در وزن را براي شما تصوير مي کند و شما عدالت را در حالي که ظهور پيدا کرده مشاهده مي کنيد. واژه قسط بيشتر در امور اقتصادي و توزيع عادلانه اموال به کار مي رود. ولي عدل يک معناي عامي دارد که شامل ابعاد مختلفي مانند: «عقايد، فرهنگ، سياست، اقتصاد و…» مي شود. براي روشن شدن فرق بين اين دو واژه نگاهي به آيات مي اندازيم.
در آيات قرآن، پيامبر اکرم  به عنوان شأن رسالت و شريعتش، امر به عدل شده است: «…وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُم‏…؛ … و بگو: به هر کتابي که خدا نازل کرده، ايمان آوردم و مامور شدم که ميان شما عدالت کنم….» و در جاي ديگر خداوند به پيامبر خود مي گويد: «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْط؛ به مردم بگو: پروردگار من به قسط امر نموده است.» و در آيه ديگر اقامه قسط به عنوان هدف بعثت رسولان بيان شده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط…؛ به راستي ما پيامبران خود را با دلايل آشکار فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به قسط قيام کنند….»
نکته اي که از تتبع آيات به دست مي آيد اين است که در بسياري از موارد که قسط به عنوان هدف انبيا مطرح شده يا مؤمنان تکليف به قسط شده اند، سخن از «اقامه وبر پايي» است. شايد از اين مطالب بتوان نتيجه گرفت که قسط همان عدل است با اين تفاوت که قسط شکل اجرايي و عيني عدل مي باشد. يعني وقتي عدل شکل اجتماعي و ظهور و بروز خارجي يافت، از آن تعبير به قسط مي شود و به دين جهت است که قسط متعلق اقامه قرار گرفته و به عنوان غايت و هدف ارسال رسولان بيان شده است.
شاهد ديگري که ما را در ادعاي مان ياري مي کند، اين است که قسط بيشتر به روابط انسان با ديگران و اشيا و طبيعت توجه دارد و عدالت علاوه بر آن مشتمل بر روابط انسان با خود و خدا نيز هست، اين است که در قرآن بيشتر در موارد رعايت حقوق افراد در اجتماع و پاداش و کيفر و اقامه أوامر و اساس آن به کار رفته است.
پس در انتها مي توان گفت: قسط همانطور که در ابتدا به آن اشاره کرديم نمود بيروني و ظهور خارجي عدل است. و بين مصاديق دو مفهوم عدل و قسط رابطه عموم خصوص مطلق است؛ يعني هرچيزي مصداق قسط قرار گرفت، مصداق عدالت نيز هست، ولي بعضي چيزهايي که مصداق عدالت هستند، مصداق قسط نيستند. و در روايات مهدويت هر جا سخن از قسط به ميان آمده است مراد ظهور و بروز عدالت حضرت مهدي  در امور اجتماعي همچون اقتصاد، امنيت و… است.
نکته ديگر که در اينجا بايد به آن پرداخت، مفهوم ظلم و جور است چون در روايات عدالت مهدوي از پر کاربردترين مفاهيم، مفهوم ظلم و جور است. و امام زمان  براي ريشه کني ظلم قيام مي کنند، پس شناخت ظلم بر ما که به عدالت مهدوي مي پردازيم لازم است و شناخت واژه ظلم در درک درست مفهوم عدل که مخالف و ضد اين دو است نقش بسزايي دارد.
2-1-1-4- مفهوم ظلم
ظلم در لغت به معناي: «وضع چيزي در غير موضع خودش، عدول از طريق، ضايع نمودن حقي» به کار رفته است که معناي اول بهترين معاني است. زيرا جماعتي از لغويين اين معنا را براي واژه ظلم در نظر گرفته اند و قرائن و شواهدي نيز براي آن بيان کرده اند. گاهي اتفاق افتاده که واژه ظلم به معناي نقص به کار رفته است. مانند: «كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئا»؛ آن دو باغ کاملا ميوه هاي خود را بي هيچ آفت و نقصان بداد.
گاهي هم به معناي منع آمده است، چنان چه در جمله: «ما ظَلَمَکَ أن تفعل. يعني: ما مَنَعَکَ»، ظلم در معناي منع به کار رفته است. ظلمت به معناي سدّ بصر و منع از ديدن نيز از همين معنا اخذ شده است.
در فرهنگ اسلامي، ظلم معاني و مصاديق متعددي دارد بعنوان نمونه به سه مصداق از مصاديق و معانی مختلف آن که در آيات و روايات به کار رفته است اشاره می کنيم:
1. ظلم در معناي کفر وشرک نسبت به خدا.
2. ظلم نسبت به خود (گناه و عصيان)
3. ظلم نسبت به ديگران (ستم و تجاوز).
امام علي  در بياني بسيار زيبا معاني متعدد ظلم را اينگونه تبيين کرده اند: «أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَةٌ فَظُلْمٌ لَا يُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا يُتْرَكُ وَ ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا يُطْلَبُ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَ:«إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه» وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضا؛ بدانيد که ستم سه گونه است: ستمي که هرگز آمرزيده نشود و ستمي که باز خواست گردد و ستمي که بخشوده است و باز خواست نشود. اما آن ستمي که هرگز آمرزيده نشود، شرک به خداست. خداي تعالي گويد: «مسلماً خدا، اين را که به او شرک ورزيده شود نمي بخشايد» و ستمي که آمرزيده شود ظلم بنده است به خود به ارتکاب برخي کارهاي ناشايست، و ستمي که بازخواست مي شود ظلم کردن مردم بر يکديگر است.»
و حضرت حجت  با هر گونه ظلم به مبارزه برخواهد خاست و قيام او تا ريشه کنی کامل ظلم ادامه خواد داشت. که انشاء الله در جاي خودش به آن خواهيم پرداخت.
«جور» به معناي عدول از طريق و تعدّي است. حال که از بحث لغوي عدالت و واژه های مترادف آن فارغ شديم به تعريف اصطلاحي آن مي پردازيم.
نتيجه: مفهوم واژه عدل عبارت است از :حد وسط بين افراط وتفريط بگونه اي که نه زيادي و نه نقصاني داشته باشد و به مناسبت اين معنا بر معانی ديگری نيز دلالت می کند. و قسط نمود بيروني و ظهور خارجي عدل است و ظلم در مقابل اين دو مفهوم به کار می رود.
2-1-2- عدالت در اصطلاحمقدمه
يکي از دشواري هاي بحث مفهوم بنيادي عدالت ابهام در تعاريف و معاني آن است، نکته قابل توجه اين که بيشتر تعاريف عدل قابل نقض اند و اين اشکال با توجه به اين که اطراد و انعکاس از شرايط تعريف حقيقي اند نه تعريف شرح الاسمي قابل دفاع است. و يا اينکه علت تفاوت تعاريف مصاديق آنها هستند نه تعاريف و معني آن. و همچنين بعضي از تعريف ها با نگرش به حوزه خاصي تبين شده است. در اينجا ابتدا به بعضی از تعريف عای عدالت در انديشه غرب اشاره می کنيم، سپس به بررسی تعاريف آن از ديدگاه فرقه های اسلامی خواهيم پرداخت.
2-1-2-1- عدل در انديشه غربفلسفه و انديشه غرب در اين زمينه داراي ميراثي غني است لکن در اينجا به اقتضاي بحث به ذکر چند تعريف از آن بسنده مي کنيم:
ارسطو عدالت را فضيلتي مي داند که به موجب آن بايد به هرکس آنچه را که حق اوست داد، سيرون قيدي بر اين تعريف افزوده و عدالت را عبارت از اين مي داند که به هرکس آنچه را که سزاوارآن است داد، مشروط بر اينکه به منافع عمومي زيان نرسد، افلاطون با ديد خاص خود در فلسفه سياسي در کتاب جمهور ، عدالت را در اين مي داند که هريک از قوا جاي خود را بگيرد و نظمي خاص بر روابط آنها حکمفرما باشد.
اما عدالت در بينش مارکسيستي يعني از هرکس به اندازه توانش [بايد انتظار داشت] و به هرکس به اندازه نيازش [بايد داد]. ليبرال ها عدالت را به گونه ی ديگری تعريف می کنند تمام تلاش انديشمندان ليبرال اين است که ، به مشروط کردن قدرت مطلقه برسند… شاخصه مهم عدالت توزيع عادلانه قدرت [است].
در انديشه اسلامي کلمه عدل را معمولا با چند معني و کاربرد مختلف استفاده مي کنند که بر گرفته از قرآن، سنت نبوي و سخنان امام علي و ديگر معصومان است. اين معاني عبارتند از: راستي، درستي، داد، موزون بودن، رعايت تساوي و نفي هرگونه تبعيض، قرار دادن و نهادن هرچيزي در جاي خويش، رعايت حقوق افراد و دادن حق به مقدار، رعايت استحقاق ها در افاضه وجود، توسط خداي متعال و…
2-1-2-2- عدالت در اصطلاح فرقه هاي اسلاميهمچنين در فرقه ها و گرايش هاي گوناگون اسلامي عدالت تعريف شده است. در آراي همه انديشمندان اين نحله ها و مکاتب، تعابير متعدد و همانندي از مفهوم عدالت با تأسي به قرآن و سنّت صورت گرفته که بخشي از آنها به شرح زير است:
1. عدالت خصيصه ماهوي نظم الهي حاکم در کائنات است. (اين تعريف در کليه آثار انديشمندان اسلامي آمده است).
2. عدالت به معناي اعتدال گرايي، ميانه روي و رعايت ملکات متوسط.
3. عدالت به معناي تعادل سه قوه در نفس و مدينه و سپردن راهبري نفس و مدينه به خرد وخردمندان.
4. عدالت به معناي راستي، و راست کرداري و راست کردن.
5. عدالت به معناي تناسب جرم با مجازات در حوزه قضاء
6. عدالت به معناي تأمين مصلحت عمومي به بهترين صورت ممکن و اصلي ترين مبناي تأمين عمران و امنيت.
7. عدالت در مدينه، به معناي تقسيم برابر خيرات مشترک عمومي.
8. عدالت به معناي (حسن در مجموع) و کمال فضائل و جور به معناي (مجموعه و تمام رذائل).
9. عدالت به معناي تقواي فردي، و اجتماعي و هم سازي با نظم الهي حاکم بر طبيعت.
10. عدالت به معناي انصاف.
11. عدالت به معناي عقد و قرار داد اجتماعي افراد، براي تقسيم کار در زندگي مدني مبتني بر شريعت.
12. عدالت به معناي مفهومي همسان با عقل و خرد عملي
13. عدالت از ديدگاه فقها: به معناي ملکه راسخه اي است که باعث ملازمات تقوي در ترک محرمات و انجام واجبات مي گردد.
14. عدالت به معاني استقامت در طريق شريعت.
15. عدالت به معناي موزون بودن ، مجموعه متعادل وموزون که در آن نظم و تناسب رعايت شده است، از عدالت برخوردار است ، عدالتي که مبناي جهان هستي است همين معناست و پر واضح است که مقابل اين عدل ، بي تناسبي و ناموزون بودن است نه ظلم. ولي مي توان ظلم را لازمه نامتوازن بودن دانست.
16. عدالت به معناي تساوي و نفي هرگونه تبعيض به معناي رعايت حقوق و استحقاق ها که، از لوازم عدل است نه خود عدل.
17. عدالت به معناي «إعطاء کل ذي حق حقه» و ايفاي اهلّيت و رعايت استحقاق ها و نفي تبعيض، و عدم ترادف با برابري مطلق اين تعريف مشهوري است که سابقه بس ديرينه اي در ميان متفکران و فيلسوفان دارد. البته ممکن است گفته شود که اين هم از لوازم عدل است ولي به هر حال ، در مجموعه با برداشت و شناخت کلي که از عدل بدست آورديم رعايت تناسب و ظرفيت ها و استعداد ها و ميدان دادن به آنها براي رشد و بهره وري از حقوق خود و استفاده بجا از هر چيزي، نکته اي است که از عدل فهميده مي شود.
18. عدالت به معناي (وضع کل شيء في موضعه) عدل در عرف عام به معناي رعايت حقوق ديگران در برابر ظلم به کار مي رود، که از اين روي ، عدل را به معناي ( إعطا کل ذي حق حقه) تعريف کرده اند. بنابراين بايد نخست موجودي را در نظر گرفت که داراي حقي باشد، تا رعايت آن «عدل» و تجاوز به آن «ظلم» ناميده شود. ولي گاهي توسعه اي در مفهوم عدل داده مي شود و به معناي «هرچيزي را بجاي خود نهادن، يا هر کاري را به وجه شايسته، انجام دادن» بکار مي رود و به اين صورت، تعريف مي شود: «وضع کل شيء في موضعه» و طبق اين تعريف عدل مرادف با حکمت، و کار عادلانه مساوي با کار حکيمانه مي گردد.
نکته ديگر اينکه يکي از اساتيد با ارائه تعريفي علاوه بر در برگرفتن معناي فوق، دقت و عمق قابل توجهي دارد، وی با طرح آيه شريفه: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان‏…» چنين مي گويد: عدل يک مرحله آسان تر از إحسان است. و گاهي بمعناي حد وسط و حد اعتدال ميان افراط و تفريط مي آيد. و اين معناي است که در اخلاق بر آن تاکيد دارند و اين معناي يوناني کلمه به حساب مي آيد.
اما گاهي عدل، برابري بازده و هماهنگي تکليف با طاقت و امکان است که در واقع معناي اين آيه است: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها»،يا «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها.» اين معناي دقيقتري است، چون اعتدال و ميانه افراط وتفريط ميانه روي در تمامي صفات انساني و در تمامي حوزه هاي اخلاق، سياست، اقتصاد، و در تمامي موارد بکار گيري اين کلمه مثل صفات خداوند، تصور ندارد يا تکلف و سختي دارد.
عدل چبود وضع اندر موضعش ظلم چبود وضع در نا موقعش
عدل چبود با آب ده اشجار را ظلم چبود آب دادن خار را
موضع رخ شه، نهی ويرانيَست موضعِ شه اسپ هم نادانی است.
پس از اتمام بحث از معنای عدل لازم است، تحقيقی پيرامون مهدويت داشته باشيم، تا مفهوم عدالت مهدوی را بهتر بتوانيم واکاوی کنيم.
نتيجه گيری: می توان گفت عدالت يعنی: هرچيزي را بجاي خود نهادن، يا هر کاري را به وجه شايسته انجام دادن و با عبارتی دقيقتر يعنی: برابري بازده و هماهنگي تکليف با طاقت و امکان است.
2-2- مهدويت مقدمه
همه اديان و فرق منتظر موعود و منجی برای اجرای عدالت در سطح جهان می باشند و هر که موعود خود را به نامی می خواند و او را به گونه ی توصيف می کند، در انديشه و فرهنگ اسلامی نيز، نويد آمدن مصلح عدالت گستر از صدر اسلام داده می شده است. و در اين بشارت ها که معمولا از طرف پيامبر اکرم  و جانشينان او انجام می پذيرفت، از هويت موعود آخرالزمان پرده برداشته می شده، تا مهدی  بر جامعه جهانی شناسانده شود.
حال که ما قصد بررسی مفهوم عدالت مهدوی  از ديدگاه روايات را داريم واجب است، تا پيرامون اين شخصيت والا گهر پژوهشی داشته باشيم.
2-2-1- امام مهدي 
مهدی، در لغت به معنی «هدايت شده» است. امام مهدي  يک موضوع عقيدتي و مذهبي بسيار حساس اسلامی است. اعتقاد به او از مهم ترين مسايل ديني و از اساس مکتب و ايمان به ارزشهاي معنوي است، بحث از شخصيت آن حضرت، آنگونه که برخي پنداشته اند، افسانه اي نيست که شيعه آن را به منظور آرامش بخشيدن به روان ناآرام خويش که در رهگذر قرون و اعصار تحت فشار ظلم و استبداد بوده است، ساخته باشد.
امام مهدي  شخصيت برجسته اي است که درست 1179 سال پيش از اين ديده به جهان گشوده و هم اکنون زنده است، بر روي اين سياره خاکي زندگي مي کند و در انتظار دريافت فرمان ظهور خويش است، او انسان کامل و مقدسي است که رهبري جهان را بدست خواهد گرفت و به کمک عقلِ بشر خواهد شتافت و بر پادارنده عدالت ابدي و جهاني خواهد بود، وی بر سراسر گيتي حکم خواهد راند، مسيح  از آسمان فرود آمده و به امامت او نماز مي خواند. همه دولتها و ملتها در سراسر جهان، در برابرش خاضع مي گردند، مذاهب و اديان در مقابلش سر فرود مي آورند و اسلام راستيني را که نياي گرانقدرش محمد  آورده، را بطور کامل پياده مي کند.
علما شيعه به شناخت مسئله مهدويت اهميت وافری می دادند، تا جايي که يا کتاب خاصی در اين مورد به رشته تحرير در می آوردند و يا فصل خاصی از کتاب خود را به آن اختصاص می دادند. به عنوان مثال شيخ کلينی رازی که در زمان غيبت صغری می ‌زيسته، در کتاب خود «الکافی» مباحث زيادی پيرامون وجود مقدس حضر ت ولی عصر  مطرح می کند به عنوان نمونه ذيل کتاب الحجه، فصلی به نام «باب الغيبة» گشوده ‌است. و در آن رواياتی پيرامون غيبت امام دوازدهم  از پيامبر اسلام  و امامان عليهم السلام نقل کرده است.
در اينجا چندی از روايات بيان شده در باب مهدويت از کتاب های روايی شيعه و سنی را که بيان گر اعتقاد به اين امر مهم است را بيان می کنيم.
پيامبراکرم  در بياني نوارني مي فرمايند: «الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اسْمُهُ اسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي أَشْبَهُ النَّاسِ بِي خَلْقاً وَ خُلْقا؛ مهدی، از فرزندان من است. اسمش، اسم من و كنيه اش، كُنيه ي من است. و در سيرت به صورت شبيه ترين مردم به من است.»
و در بياني ديگر فرمودند: «… مِنَّا مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّة… لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَقُومَ بِأَمْرِ أُمَّتِي رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ يَمْلَأُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً…؛ از ماست مهدي اين امت… دنيا به پايان نمي رسد مگر اينکه مردي از فرزندان حسين  جهان را پر از عدل و داد مي کند همانطور که از ظلم و جور پر شده است.»
از چيز هايی که به شناخت ما نسبت به کسی کمک شايانی می کند، دانستن ويژگی ها ی منحصر به فرد اوست. از اين رو در اينجا به بررسی برخی صفات و ويژگی های خاص آن امام موعود  می پردازيم.
2-2-2- سيرت مهدويدر سنت خالق حکيم، هر مخلوقي، موجودي منحصر به فرد است که براي مقصودي ويژه آفريده شده است. بر همين اساس، هر يک از انبيا، اوصيا و اوليا با ماموريتي خاص، و در زمينه اجتماعي معين حضور يافته و به هدايت مردم پرداخته اند؛ در حالي که همگي رسالتي واحد داشته و نمي توان سنت و حکومت آنان را به طور اصولي متفاوت فرض کرد. آنچه در سنت، حکومت و سيره معصومان مورد تأکيد قرار گرفته، تلاش براي تحقق عدالت اجتماعي است؛ اگر چه راه هاي آن متفاوت باشد، مثلا پيامبر اکرم  عليه جاهليت آشکارا با نظام رو به انحطاط زمان خود قيام کرد، در حالي که قيام امام علي  عليه نفاق پنهان و در پسِ چهره دين بود. قيام امام مهدي نيز عليه نوعي خرد گريزي نظام يافته، سامان مي يابد.
2-2-3- مهدي در آينه غديردر احتجاج از پيغمبر  در خطبه غدير چنين نقل شده که فرمود: «خاتم امامان از ما، مهدي  مي باشد. آگاه باشيد! اوست چيره شونده به همه دين، اوست انتقام گيرنده از ظالمين، اوست فاتح و منهدم كننده دژها، اوست كه تمام قبايل اهل شرك را نابود مي سازد، اوست كه خون بهاي تمامي اولياي حق را مي گيرد. اوست كه از درياي ژرف مي نوشاند، اوست كه هر كس را بر اساس فضل و شايستگي سِمت مي دهد، او برگزيده و منتخب خداوند است، او وارث همه علوم و محيط بر همه آنهاست. اوست كه از پروردگار خود خبر مي دهد، حقايق ايمان به او را مطلع مي سازد (برپا مي دارد). اوست كه صاحب رشاد و سداد در رأي و عمل مي باشد، امور دين به او واگذار شده و پيغمبران قبل و امامان پيشين به او مژده داده اند. اوحجّت باقي است و بعد از او حجّتي نيست و حقّي نيست مگر با او و نوري نيست جز نزد او. كسي بر او غالب و منصور نمي شود. او ولي خدا در زمين و حاكم الهي بر خلايق و امين پروردگار در ظواهر اسرار است.»
2-2-4- امام عادل مهربانيکی از مهمترين ويژگي های امام عصر مهربانی امام  نسبت به شيعيان و زيردستان است. او جانشين علی مرتضی  است که جمع بين اضدا می کند، اگر کسی فقط وی را در ميدان جنگ ديده باشد چنين می پندارد که در دل او ذرّه ی مهربانی و عطوفت نيست، و حال آنکه مهربانی او نسبت به پيروانش مثال زدنی است.
قيامش با دعوت، موعظه و خطابه شروع می شود. همچون جدش رسول اکرم  با بيان نرم هدف و ابعاد قيام خود را برای مردم بازگو می کند،چرا که اگر کسی کلام او را بشنود رهرو راهش می شود، بنابراين ملت ها فوج، فوج دعوت او را که بر دلهايشان نشسته لبيک می گويند. و فرمانبری از او را پذيرا می شوند.
رابطه امام و پيروانش فراتر از رابطه فرماندار و فرمانبر است، آنان رابطه پدر و فرزندی دارند، رهرورانش همچون برگ های درختی که هوا را مطبوع و دل پذير می کند، زمينه هدايت و سعادت ديگر اقوام و ملتها را فراهم می کنند. رهروان طريقش بسان پيکرهايی هستند که يک روح دارد و آن روح امام عدالت گسترشان است. آن ها امام  را جان خود می دانند، اين رابطه يک طرفه نيست و اختصاص به زمان ظهور ندارد حضرت مهدی  پدر مهربانی است که هرگاه برای شيعيانش مشکلی پيش آيد به کمک شان می شتابد، از غم و غصه آنها اندوهناک می شود، اگر مريض شوند رنجور می شود، در مصائب شان عزادار می گردد، و در تشيع جنازه مردگان شان شرکت می کند، لحظه ی از ياد شيعيان غافل نمی شود و ذکر خلوتها و مناجاتهای او با معبودش، دعا در حق شيعيان و پيروانش است.
نتيجه: در باور شيعه اعتقاد به ظهور حضرت حجت بن الحسن العسکری  در آخر الزمان که نامش محمد، کنيه اش ابوالقاسم و دارای دو غيبت صغری وکبری است را مهدويت می گويند. و به باور اهل سنت فرزندی از اولاد پيامبر در آخرالزمان زاده خواهد شد که جهان را سراسر عدل و داد خواهد کرد.
2-3- عدالت مهدويمقدمه
در مباحث قبلی به توضيح و تبين واژه عدالت و شخصيت امام مهدی  پرداختيم. اينک بايد پژوهشی پيرامون عدالت مهدوی داشته باشيم.
واضح و روشن است که مهدويت و عدالت در منظر روايات پيوند ناگسستنی دارند و ما که به دنبال شناخت مفهوم عدالت مهدوی  از ديدگاه روايات و احاديث معصومين عليهم السلام هستيم، لازم است عدالت را با پسوند مهدويت به ميدان بحث و نظر بکشيم و درباره آن تحقيقی داشته باشيم.
2-3-1- تعريف عدالت مهدوی
اولين سوالی که در اينجا مطرح است اين است که عدالت مهدوی چيست؟ در پاسخ بايد گفت: امام مهدي ، امام عدل آخرين حجت الهي، عصاره تمام انبيا و اوليا است و وجود بي مثال او چشمه همه خوبيها و زيبايي هاست. در صدها روايت، سخن از عدالت گستري او مطرح شده و از آن بزرگوار به عنوان مظهر و تجلي کامل عدالت ياد گرديده است. چنانکه در زيارت آن حضرت آمده؛ «السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر»
بايد گفت عدالت گستري مهمترين رسالت آن سفير موعود است و ديگر ارزشها در همين بستر زنده خواهد شد.
با توجه به آنچه که در روايات درباره عدالت و شناخت مهدويت آمده است عدالت مهدوي  يعني: «عدالت منسوب به حضرت ولي عصر مهدي موعود  به عبارت ديگر، عدالتي که آن حضرت بعد از ظهور خود در زمان حکومتش برقرار خواهد کرد را عدالت مهدوي گويند.»
2-3-2- عدالت مهدوی در آينه رواياتچهره تابناک عدل مهدوي در متون اسلامي يکي از زيباترين و زيبنده ترين تابلوهاي ترسيم شده براي انسان هاي عدالت پيشه، عدالت پرور، ستم زدا و ستم ستيز بوده وخواهد بود.
در ادبيات اهل بيت  به پيروي از فرهنگ قرآن کريم، اصل عدالت خواهي و ستم ستيزي يکي از عمده ترين اصول مورد توجه تمامي انبيا به ويژه خاتم پيامبران است.
تمام روايات پيامبر خاتم  که درباره طاووس بهشتي و چهره زيباي فرزند دلبند حضرت محمد  و خاتم اوصياي او براي جامعه اسلامي و انساني تقديم گشته در يک جمله بسيار نغز و جالب مهدويت و عدالت خواهي و ستم ستيزی را قرين هم قرار داده و مانند يک اصل، تقارن عدالت فراگير و هستی امام مهدي  را مطرح مي نمايد. در اينجا ما به رواياتی که به عدالت مهدوی اهتمام ورزيده اند را در دو بخش عدالت و حضرت مهدی  و قيام به عدالت مطرح می کنيم.
2-3-2-1- عدالت و حضرت مهدی جالب است که بدانيم تنها در کتاب کمال الدين شيخ الصدوق، بيش از 30 حديث، جملة معروف: «يملأ الارض عدلاً و قسطاً…» ذکرشده است. و در کتاب «منتخب الاثر» 129 حديث دربارة اجراي عدالت کامل به دست آن منجي بزرگ آمده است. که اين آمار نشانگر آن است که بحث مهدويت و عدالت در روايات اهلبيت عليهم السلام بهم تنيده شده اند، و ارتباطي ناگسستني دارند.
اين ارتباط آن قدر تنگاتنگ است که گويا حضرت خود عدل هستند، چنانکه در دعائي که از خود آن حضرت در ماه رمضان روايت شده، آمده است: «اللّهم و صلّ علي ولي اَمرِک القائم المؤمِّل و العَدلِ المنتَطر؛ خدايا! درود فرست بر ولي امرت، قائم مورد آرزو، عدل مورد انتظار.»
و در روايت ديگر که از اُبي در کتاب کمال الدين نقل شده پيامبر  قائم  را اينگونه توصيف مي کنند: «اوّل العدلِ و آخرُهُ؛ اول و آخر عدل است.»
پيامبر اکرم  در ادامه توصيف احوال حضرت حجت بن الحسن  به اُبي بن کعب مي فرمايند: «با عدالت حکم مي کند و خلايق را به عدل امر مي کند.»
امام صادق مي فرمايند: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فَيَمْلَأَهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛ اگر جز يک روز از دنيا نمامده باشد، خداوند آن روز را طولاني مي کند تا مهدي قيام کند و دنيا را آن چنان که پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد مي گرداند.»
بنابراين مهدويت مساوي عدالت خواهي و عدالت خواهي فراگير و جهان شمول به جز در سايه حکومت امام مهدي  فرزند دلبند فاطمه سلام الله عليها تحقق نخواهد يافت.
2-3-2-2- قيام کننده به عدالتيکي از نام هاي مشهور امام زمان  قائم است اين نام التيام بخش دلها، از ظلم ستمگران است و اهلبيت عليهم السلام با بشارت به قيام او اميد را در دلها زنده مي کردند. در زمان غيبت گويا دين ، قرآن، حقيقت



قیمت: 10000 تومان